اورارتو، تمدنی کهن در دل تاریخ
نویسنده: یزدان صفایی
در سده های آغازین هزاره نخست پیش از میلاد، دولتها و اقوامی را در غرب و شمال غربی فلات ایران مشاهده میکنیم که زمینه ی شکل گیری دولت ماد در سده هفتم پیش از میلاد را به وجود آورند. یکی از این دولتها و اقوام، اورارتو نام داشت که در حدود سده نهم پیش از میلاد از یکپارچگی شماری از طایفه ها در پیرامون دریاچه ی وان با مرکزی به نام “توشیا” سامان گرفت.گستره ی این دولت گاه تا حوضه های دجله و بخش بالایی فرات و همچنین بخش هایی از آذربایجان کنونی را در بر داشت.
نام اورارتو نخستین بار در اسناد آشوری آمده است. در این اسناد از اتحادیه های اقوامی که در سرزمین کوهستانی ارمنستان و در کوه های جنوبی دریاچه ی وان، وجود داشته با نام اوروآتری Uruatri و نائیری Nairi یاد شده است.در تاریخ هرودوت از این دولت، به صورت آلارودی Alarodi سخن رفته است. یکی از شاهان اورارتویی به نام “ایشپویی نی Ishpuini” در کتیبه های خود که به دو زبان آشوری و اورارتویی است و در متن اورارتویی آن، خود را “پادشاه سرزمین بیانی نی Bianini (li)” نامیده است و از اینجا آشکار میشود که آنها سرزمین خود را چنین می نامیده اند.
ادامه مطلب …
تاریخچه ای از خط و دبیره
نویسنده: یزدان صفایی
«از زبان سومری واژه dipI به معنی کتیبه در فارسی باستان وارد شده که در فارسی دری به صورت «دب» در «دبستان» و «دبیر» و به صورت «دیو» در «دیوان» باقی مانده است.»(۱)
واژه «دبیره» و «دفتر» نیز از همین ریشه است و دستیابی ایرانیان بر «دیپ» و «دبیره» در شاهنامه فردوسی به پیروزی بر «دیو» و «دیوان» بدل گشته است.(۲)
«در زمان های کهن، به انگیزه هایی که هنوز به درستی آشکار نیست، هر یک از هفت سیاره ی شناخته شده ی آن روزگار را با شغل و پیشه ای، همبسته می دانستند. یکی از این سیارات که به نام های «عطارد» و «تیر» می شناسیم و در ایران غربی «نبو» خوانده می شد، با نگارش و نبیسندگی در پیوند بود. واژه های نبشتن (نوشتن) و نبی از ریشه ی «نبو» ایزد کتابت می باشد.»(۳)
ادامه مطلب …
میهن و میهن دوستی در آیینۀ ضرب المثل های جهان
گزینش ضرب المثل های پارسی (ایرانی/افغانستانی)، برگردان خط ضرب المثل سمرقندی، و گزینش و برگردان ضرب المثل های بیگانه از آلمانی به پارسی از:
ا. ح. اکبری شالچی
آدم، دور از میهن ارجش را از دست میدهد، اما دروغ ارزش مییابد! (چین)
از سرسبزی میهنت برخوردار شو، حتی اگر چیزی بهجز خار نداشته باشد! (عربها)
اگر ملتی گرفتار درگیری باشد، میهنپرستان پیش میروند (چین).
برای من آب نوشیدنی میهنم، خوشتر از عسل بیگانگان است (عربها).
برای هر کس وطنش کشمیر است /روشنگری: کشمیر بسیار خوشآبوهواست/ (افغانستان).
ادامه مطلب …
خیام

نویسنده: یزدان صفایی
حجت الحق غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری؛ نامور به خیام از نام آوران علمی و فرهنگی تمدن ایرانی است.او فیلسوف؛ ستاره شناس؛ ریاضی دان؛ مخترع؛ ادیب؛ فقیه؛ تاریخ دان و دانشمند بوده است البته آوازه اش بیشتر به شوند رباعیات اوست.
بر اساس نوشته ی بیهقی در کتاب تتمه صوان الحکمه ؛ سال زایش خیام ؛ ۴۳۹ قمری/۱۰۴۸ میلادی است و همچنین سال مرگ او بر اساس نوشته نظامی در کتاب چهار مقاله در حدود ۵۱۷ قمری/۱۱۲۳ میلادی بوده است.
کودکی خیام هم زمان با سالهای نخست فرمانروایی سلجوقیان بود.آنها نیز به پیروی خلیفگان بغداد؛ فرصت زیادی به اندیشمندان و آزاد اندیشان برای بیان دیدگاه های خود نمی دادند که این جو اجتماعی ؛ بی گمان در پنهان کاری و گوشه گیری های خیام بی اثر نبوده است و برای او پیامد هایی چون بدبینی و دوری جویی از دیگران را به همراه داشته است، گواه این موضوع؛ موارد زیر است:
ادامه مطلب …
آمیزش استوره و تاریخ و دو نمونه از آن
نویسنده: یزدان صفایی
استوره داستانی ریشه دار در واقعیت است که به گونه ای نمادین، دانسته هایی از گذشته های دور را برای گشایندگان رازهایش، آشکار میکند. البته تاریخ نیز گاه در پیچ و خم چیستان ها گرفتار می آید اما این چیستان های تاریخی بر خلاف استوره، نمادین نیستند بلکه ناشی از نا آگاهی از رویدادها و یا علت های آن ها هستند.
فراوان پیش آمده که این داستانهای نمادین با چستانهای تاریخی همراه گشته و پس از آمیزش، به گونه ای تاریخ و استوره هم رنگ گشته اند که بسیاری از پژوهشگران را به این باور رسانده اند که هر دو از یک آبشخور هستند بطوریکه یکی را برگرفته از دیگری دانسته اند و یا هر دو را دو روایت از یک اصل دانسته اند. در این گفتار، نخست، نمونه ای از این مانندی استوره و تاریخ را می آورم و با مدرک نشان میدهم که پیروان یکی بودن آنها ره به ترکستان برده اند! سپس در بخش دوم، نمونه ای دیگر از در هم آمیختگی دو رویداد با فاصله زمانی چند هزار سال می آورم. ادامه مطلب …






