برای نام نویسی در خبرنامه امردادنامه، نشانی ایمیل خودرا وارد نمایید

جشن امردادگان
گردآوری :فرناز گلشنی

مرداد مه است سخت خرم        مَی نوش پیاپی و دمادم
***************
روز مرداد مژده داد بدان         که جهان شد به طبع، جوان
«مسعود سعد سلمان»

امرداد ماه فرا می رسد و گرمی و پختگی همه سویه ی جهانش در اوج دلبر است.
طبیعت ِ سبز در این ماه ِ بی مرگی، تمامی ِ پاره های جگر خود را به بازار چشمان عرضه می کند.
فراوانی و فزونی ِ آفریده های ِ زمین، چشم و دل عاشقان ِ زندگی ِ شاداب را آفتابی، نور می گستراند و ماهتاب را در شام ِ شب ِ شیدایان، برهنگی ماه را، چراغ، آویزان.
گلها، با پرهای رنگارنگینشان، خندان، در باغ ِ پر طراوت ِ انار، عصاره ی دل انگیز ِ جانشان را در هوا معطر می کنند.
چلچله ها جوجه هایشان را به پر ِ پرواز بالغ می کنند و خود در آسمان اوج می گیرند تا برای یافتن بهاری، به سرزمین ِ دیگر، مهاجرت کنند.
دریا ، آرام و رام، سینه ی آبی و نیلگونش را پذیرای ِ ازدحام ِ عاشقان ِ آب است و عطش ِ آفتاب ِ داغ ِ درون ِ جان ِعاشقان را در خنکی ِ خود، می شوید و رفع عطش می کند. ادامه مطلب …

از زبان دکتر محمد معین

بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن‌گاه که آفتاب جهان تاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد، آغاز می‌شود در ادبیات پارسی گاه به نام «جشن فروردین» خوانده می‌شود.

جشن فرخندۀ فروردین است
روز بازار گل و نسرین است

و گاه «جشن بهار» یا «بهار جشن»:
بهار سال غلام بهار جشن ملک
که هم به طبع غلامست و هم بطوع غلام

و بیشتر به نام «نوروز» معروف است:
بر لشگر زمستان نوروز نامدار
کرده است رای تاختن و قصد کارزار

جشن سال نو نزد آریائیان
این جشن در اصل یکی از دو جشن سال آریائی بود: آریائیان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند. فصل گرما شامل بهار و تابستان و فصل سرما شامل پائیز و زمستان می‌شد. فصل سرما در اوستائی زیمه Zima و فصل گرما همه Hama خوانده شده. در زمانی بسیار کهن فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنان‌که در وندیداد فرگرد اول بند ۲ و ۳ آمده، ولی بعدها در دو فصل مزبور تغییری پدیدار گشت چه تابستان دارای هفت ماه و زمستان پنج ماه گردید، چنان‌که این امر نیز در شرح بندهای نامبرده از وندیداد مسطور است.
ادامه مطلب …

جشن معنوی چهارشنبه سوری، نماد پیکار با سیاهی  و  پلیدی

همه ساله ایرانیان و ایرانی تباران  جند ماه مانده به نوروز بزرگ جشن های مقدماتی برگزار می کنند و به پیشباز نوروز می روند.جشن  فرا ملی چهارشنبه سوری نیز یکی از این جشن هاست که در شمار « جشن های پیشباز  نوروز » به شمار می رود و چند روز مانده به نوروز بر گزار می شود . چهارشنبه سوری از ریشه ای کهن و چند هزار ساله برخوردار است. پژوهش گران واژه  « چهار شنیه سوری  »  را   « چهارشنبه سرخ  » معنا کرده اند .برخی از پژوهش گران براین باورند که این جشن ریشه در جشن کهن « گهنبار سوری » دارد که نیاکانمان در شب یکی از روزهای پایانی سال برگزار می نموده اند.

در میان ایرانیان رسم بود که در آستانه نوروز ، پس از خانه تکانی ، یادی از در گذشتگان می کردند. خار و خاشاک جمع آوری شده را می سوزاندند و آخرین شب های سرد زمستان را در کنار  آتش اهورایی به صبح می رساندند  و با جشن و شادی به پیشباز نوروز می رفتند. ایرانیان با آتش اهورایی «  گهنبار سوری  »  به جنگ سیاهی و پلیدی اهریمن می رفتند و نور و شادی و روشنایی را به خانه های خود می بردند. اما برگزاری چهارشنبه سوری در آخرین شب چهارشنبه هر سال ، ریشه در دوران  پس از تازش تازیان دون دارد.

در گذر سده ها و هزاره ها بسیاری از سنت ها و آیین ها  به  چهارشنبه سوری اضافه شده و یا از آن کاسته شده است .

آیین روشن کردن آتش بر پشت بام اگر جه در برخی از مناطق شرقی و غربی کشور و  برخی شهرستان ها و روستا ها هنوز پا بر جاست اما در بسیاری از شهر های بزرگ کشور  روی به فراموشی رفته است  و البته این امر با توجه به امکانات محدود مناطق مسکونی شهری ، طبیعی به نظر می رسد.

اما پریدن از روی آتش یکی از آیین هایی است که در ایران باستان به خاطر احترامی که برای  آتش قائل بودند ، صورت نمی گرفت ولی امروزه جزئی از مراسم چهارشنبه سوری است.

برخی دیگر از آیین ها مانند فال گوش ، کجاوه اندازی و قاشق زنی ، فال کوزه ، آجیل شیرین مشکل گشا ، کوزه شکنی ، گره گشودن  و قفل گشایی ، شال اندازی، پختن آش رشته یا رشته پلو  و  سوار شدن بر توپ مروارید ( در تهران ) هم با این که ریشه در باور های کهن دارند ، اما شکل امروزی به خود گرفته اند و اگر چه هنوز در برخی نقاط به صورت پراکنده برگزار می شوند  ولی با این همه در بسیاری از نقاط کشور خصوصا در شهرهای بزرگ ، پس از انقلاب و در هیاهوی جنگ و گریز های خیابانی در شب جهارشنبه سوری رنگ باخته اند.

ترقه زدن هم طی چند سال اخیر به ویژه توسط جوانانی که در جستجوی تنوع و هیجان هستند با علاقه انجام می شود و  به صورت نوعی پیکار خیابانی با مخالفان برگزاری جشن  چهارشنبه  سوری  یا  به  عبارت  دیگر   به  صورت « جنبش چهارشنبه سوری » در آمده است .اما واقعیت این است که استفاده از ترقه های پر سر و  صدا با روح اصیل و معنوی چهارشنبه سوری در تضاد است.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آزادی دوباره مردمان ایرانی تبار آسیای میانه ،  مردم  این کشورها این بخت را پیدا کردند که آزادانه به برگزاری جشن های آریایی  از جمله چهارشنبه سوری بپردازند و امروز خوشبختانه چهارشنبه سوری در گستره پهناور فرهنگی نوروز و در بسیاری از کشورها مانند ایران ،  تاجیکستان ، افغانستان ، ازبکستان ، قرقیزستان  ، داغستان ، ارمنستان ، ترکمنستان  ، شمال و غرب هند ، غرب پاکستان ، کردستان عراق  و سوریه و ترکیه ، غرب چین و  جمهوری اران (آذربایجان ) برگزار می شود.  مردم این کشور ها به ویژه در شهرهای دوشنبه ، بخارا ، سمرقند ، شهرسبز ، هرات ،  بلخ ، بدخشان ، باکو  ، منطقه قفقاز ، یارکند ، کاشغر و تاشغورقان با شور و شوقی وصف ناپذیر به زنده کردن این  جشن  با شکوه می پردازند. در این میان مردم جمهوری اران و تاجیکستان گوی پیروزی را از دیگران ربودند.چنان که جمهوری اران در این چند سال اخیر در شب جشن چهارشنبه سوری و نوروز ، در آمد سرشار چند میلیارد دلاری از جذب گردشگران خارجی کشورهای اروپایی داشته است و گردشگران اروپایی با ذوق و شوق از راه های دور و نزدیک برای دیدن مراسم چهارشنبه سوری و مراسم جشن نوروز به جمهوری اران می روند. این در حالی است که به خاطر سیاست های غلط دولت ، درآمد ایران از جذب گردشگران ویژه چهارشنبه سوری در حد  صفر بوده است.

البته نباید فراموش کرد که برگزاری چهارشنبه سوری تنها به کشورهای یاد شده محدود  نمی شود و برخلاف تبلیغات برخی حکومت های طالبانی علیه نوروز و چهارشنبه سوری امروزه در هر کجا از این کره خاکی که چند نفر ایرانی ، تاجیک یا افغان باشند ، در شب جشن چهارشنبه سوری مراسم آتش افروزی برپا می شود. در همین راستا همه ساله در بسیاری از کشورهای جهان از جمله آمریکا ، استرالیا ، کشورهای اروپایی ، آسیایی و حوزه خلیج فارس ، بسیاری از آیین های نوروزی از جمله چهارشنبه سوری و  « سیزده به در » با حضور گسترده مردم در پارک های عمومی همراه با برنامه های شاد و نشاط انگیز برگزار می شود.نکته جالب توجه این که در طی همه این سال ها ، به هنگام برگزاری جشن چهارشنبه سوری و  « سیزده به در » ، مسوولان شهرداری ،آتش نشانی و پلیس کشورهای اروپایی ، آمریکا و استرالیا بیشترین همکاری را با هموطنان ایرانی ، تاجیک و افغان  داشته اند و محیطی امن و مطلوب را برای برگزاری این جشن ها در اختیار علاقه مندان قرار داده اند  و حتا برخی از غیر ایرانی ها نیز با شور و شوق در این جشن ها شرکت می کنند و  به جشن و پایکوبی می پردازند.   ولی بر اساس یک بایکوت خبری گسترده حکومتی تا کنون هیچ گزارشی از این حضور گسترده تاجیک ها ، افغان ها و ایرانیان خارج از کشور در آیین های شاد نوروزی ، در هیچ کدام از رسانه های گروهی داخلی منتشر نشده است.

بی گمان چهارشنبه سوری هم یکی از میراث معنوی بشری است و جای دارد که به همت ایران دوستان به ثبت جهانی برسد. اما تا آن موقع برهمه ما بایسته است که به بن مایه های معنوی این جشن کهن وفادار بمانیم.

پس برای برگزیدن بهترین شیوه ها در برگزاری آیین کهن چهارشنبه سوری باید به ماهیت فرهنگی و معنویت حاکم بر این آیین نگاه ویژه داشته باشیم .از این روی پیشنهاد می کنم   برای پاسداشت این یادمان ارزشمند نیاکان  و برای این که بهانه به دست بدخواهان و دشمنان این فرهنگ کهن ندهیم  ، به اصول زیر توجه داشته باشیم :

۱ – چهارشنبه سوری یک آیین مینوی ( معنوی ) است :

آرمان برگزاری چهارشنبه سوری در گام نخست ستایش پروردگار و ارج نهادن  به داده های اهورایی و پیشباز نوروز بزرگ و  در گام دوم ستودن نیکویی های نیاکان در گذشته در آستانه بهار و نوروز است. پس این آیین را باید در یک فضای معنوی بر پا داشت که البته این به معنای هر چه  شاد تر برگزار نکردن این جشن نیست.

۲– از آتش درس بگیریم :

فراموش نکنیم که شعله های فروزان آتش در همه حال برای ما درس هایی آموزنده دارند .

نخست این که ما نیز همچون شعله های فروزان آتش باید پیوسته روی به سوی بالا داشته باشیم  و بکوشیم تا به یاری اهورا مزدا در راه کمال و پیشرفت در زندگی گام های مثبتی برداریم .

دوم این که در زندگی مانند آتش پویا و زاینده بوده و پیوسته در کوشش و جنبش و پویش باشیم.

سوم این که بکوشیم تا همچون آتش به دیگران گرمای عشق و محبت و مهربانی هدیه کنیم.

چهارم این که همچون آتش ،  با سیاهی ها پیکار کنیم و محیط اطراف خود را روشن کنیم .برای این کار باید ابتدا خود آگاه باشیم و سپس دیگران را آگاه کنیم.

پنجم این که همچون آتش همه این کارها را در کمال آرامش انجام دهیم و محیطی همراه با آسودگی و آرامش برای خود و دیگران فراهم آوریم.

۳ – از سوخت طبیعی استفاده کنیم :

در فرهنگ کهن ایران ،  آسیب رساندن به طبیعت به هر نام و عنوان کاری ناپسند است . از این روی شایسته است که در جشن چهار شنبه سوری از سوخت های طبیعی و بدون دود و آلودگی مانند چوب خشک و خار و خاشاک استفاده کنیم  و از سوزاندن لاستیک ، شاخه های درختان ، فراورده های نفتی ، بنزین  و  دیگر  موادی که هوا را می آلایند  و  دود و خاکستر در محیط می پراکنند ، صرف نظر کنیم. رعایت این نکته برای حفظ  تندرستی افراد نیز موثر است .

۴- شعله های آتش باید محدود  و  قابل کنترل باشند :

از برپا کردن هیمه های بزرگ و نامحدود پرهیز کنیم و پیش از روشن کردن آتش حتما وسایل لازم برای خاموش کردن آتش در هنگام بروز حادثه را فراهم کنیم و  و سایل  کمک های اولیه امدادی را نیز همراه داشته باشیم. در صورت برگزاری جشن در پارک های بزرگ شهر  و  اماکن عمومی بهتر است از پیش به آتش نشانی هم اطلاع دهیم.

۵- محل مناسب را  انتخاب نماییم :

آتش ها را در محلی بر پا کنیم که موجب سرایت آتش به اطراف و آتش سوزی نشود.

۶ – به هنگام پریدن از روی آتش دقت کنیم :

چنان که گفتیم در  ایران باستان به خاطر احترامی که برای برای آتش قائل بودند .از روی آتش نمی پریدند ولی امروز پریدن از روی سه یا هفت گله آتش جزیی  از مراسم چهارشنبه سوری شده است  و افراد با هیجان و شادی زیادی این کار را انجام می دهند . اگر اعتقاد داشته باشیم که آیین ها باید متناسب با شرایط زمان دگرش یابند ، می توانیم مساله پریدن از روی آتش را آسان تر بپذیریم.

برپا کنندگان چهارشنبه سوری می توانند دست ها را  به دست یکدیگر بدهند و  گرداگرد آتش حلقه زده و همگی یک صدا سرود های آیینی ، ملی و ترانه های شاد بخوانند.

گفتن عبارات « سرخی تو از من ، زردی من از تو »  یا  « روی پاک از تو ، دامان پاک از ما »  ریشه در باور های کهن دارد و مقصود از این عبارات در حقیقت نوعی تیمن و تبرک جستن از آتش زندگی زا و پاک کننده پلیدی هاست.البته این عبارات را در هنگام حلقه زدن و چرخیدن دور آتش نیز می توان بر زبان راند.

دانش امروز به خوبی ثابت کرده است که آتش خاصیت گندزدایی و پاک کنندگی دارد و بر روی روان افراد نیز تاثیر معنوی خوبی می گذارد . شاید از این روی است که از دیر باز پرستاران آتش از آن یاری می جویند تا پاکی بیرونی و درونی را برای آن ها به ارمغان آورد.

۷ – به دنبال هیجان کاذب نباشیم :

هیجان واقعی چهارشنبه سوری در معنویت توام با عشق و مهر شعله های آتش فروزان که در درون شما نیز زبانه می کشد  ، نهفته است .

هیجانات کاذب مثل ترقه زدن و فشفشه پراندن آن هم از نوع پر سرو صدای آن  ، هیچ ارتباطی با روح اصیل و معنوی چهارشنبه سوری ندارد. شاید در سال های اخیر به خاطر محدودیت هایی که از سوی مراجع رسمی در اجرای چهارشنبه سوری صورت گرفته و سخنانی که در نکوهش این آیین کهن بر زبان آورده اند ، جوانان از روی لجاجت خواسته اند که این جشن کهن را پر سرو صدا تر برگزار کنند  تا به دیگران بگویند که ما به دیگران اجازه نمی دهیم که به هر عنوانی آیین نیاکان ما را تضعیف کنند.

سخنی با  کار به دستان :

متاسفانه صدا و سیما و برخی دیگر از رسانه ها طی چند سال اخیر کوشیده اند تا ضمن نادیده گرفتن ریشه های تاریخی جشن چهارشنبه سوری ، تصویری غلط از این جشن در اذهان مردم ایجاد کنند و در همین راستا از چهارشنبه سوری به عنوان  « ترقه  بازی های   خطرناک  و  مرگ آفرین آخرین شب چهارشنبه سال » نام می برند. برخی نیز با استفاده از تریبون های رسمی می کوشند تا به  گونه ای  وا نمود  کنند  که  جشن چهارشنبه سوری ، « جشن آتش پرستان  » بوده است و امروز برگزاری آن از ارزش و اهمیت فرهنگی  برخوردار نیست.

اگر امروز جشن چهارشنبه سوری به جنگ و گریز خیابانی جوانان با نیرو های لباس شخصی و نیروی انتظامی تبدیل شده است گناه آن را باید به پای کسانی نوشت که بدون مطالعه و گاه از سر تعصب خشک مذهبی به ستیز با این جشن فرهنگی زیبا ، پر معنی و معنوی برآمده اند.

فراموش نکنیم که در زمان سلطه خلفای جبار بر سرزمین های ایرانی ، روشن کردن آتش جشن سده  و چهارشنبه سوری بر بام خانه ها ، نوعی مبارزه مدنی و تظاهر به آیین های ایرانی و به ریشخند گرفتن فرمان های حکومتی بود که فلسفه برگزاری این آیین های پر معنی را نمی فهمیدند  و به اسم مبارزه با سنت های مجوس و آتش پرستی ،  با این آیین ها مبارزه  می کردند .

مردم در آن زمان متحد و یکپارچه این آیین های کهن را حفظ کردند تا امروز به ما رسیده است و در گذر تاریخ هر تلاشی برای کم رنگ یا نابود ساختن آن با شکست مواجه شده است .

باسپاس از دکتر شاهین سپنتا

۲۹ بهمن روز زن در آیین زرتشتى

زن فرشته نگهبان زمین

ناهید حقیقى

• جشن مزدگیران

طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند یعنى پنجمین روز از این ماه و بنابر تقویم امروزى، ۲۹ بهمن ماه روز سپاسدارى از جایگاه زنان و مادران است که مظهر مهر و پاکى و فروتنى هستند. این جشن مربوط به امشاسپند۱ سپندارمذ۲ است که حامى زنان درستکار و پارسا است.
از این رو ماه اسفند و به خصوص این روز (سپندارمذ) جشن زنان بوده و در این روز مردان به زنان هدیه مى دادند. این روز متعلق به سپندارمذ یا سپنته  آرمئیتى است و چون نام روز و نام ماه با هم موافق مى شوند، جشن مى گیرند. این فرشته در عالم مینوى نماد عشق، محبت، تواضع، بردبارى، جانبازى و فداکارى است و در جهان مادى پاسبان و حامى زنان نیک و پارسا است و تمام خوشى   هاى روى زمین در دست اوست. این فرشته گذشته از پاسبانى زنان پارسا نگهبان و حامى زمین هم است. این جشن را به دلیل نزدیکى کشت و کار و فصل بهار به نام «برزگران» نیز مى گویند. در آیین زرتشت ، به دلیل برخى ویژگى هاى مشترک زمین با زن همچون آفرینندگى و زایندگى، این روز به نام «زن و زمین» نام گرفته است.

• دیرینگى و آیین هاى باستانى

ابوریحان بیرونى مى گوید:«اسفندارمذ ماه روز پنجم آن روز اسفندارمذ است و براى اتفاق دو نام آن را چنین نامیده اند و معناى آن عقل و حلم (بردبارى) است و اسفندارمذ فرشته موکل به زمین است و نیز بر زن هاى درستکار و عفیف و شوهردوست و خیرخواه موکل است و در زمان گذشته این ماه به ویژه این روز عید زنان بوده و در عید مردان به زنان بخشش مى کردند و هنوز این مراسم در اصفهان و رى و دیگر بلدان پهله (غرب و مرکز ایران) باقى مانده و به فارسى مزدگیران مى گویند و در این روز افسون مى نویسند و عوام مویز را به دانه انار مى کوبند و تریاقى خواهد شد که از زیان گزیدن کژدم ها دفع مى کند و از آغاز سپیده دم تا طلوع آفتاب این رقیه (افسون) را به کاغذهاى چهارگوش مى نویسد. (…) و بر سر دیوار خانه مى چسبانند و دیوارى را که مقابل با صدرخانه است خالى مى گذارند و مى گویند: اگر به دیوار چهارم از این کاغذها بچسبانیم هوام و حشرات سرگردان مى شوند و راهى نمى یابند که از آن خارج شوند و سرهاى خود را به قصد خروج از خانه بلند مى کنند و خاصیت این طلسم این بود که ذکر شد.» ابوریحان بیرونى در کتاب «التفهیم» از این روز به عنوان «مردگیران یا مزدگیران» یادکرده که در این روز زنان از مردان هدیه دریافت مى داشته اند و در واقع این جشن به زنان اختصاص داشته است. از این رو، آن را «روز زن در ایران باستان» نامیده اند. حکیم توس در این باره در شاهنامه چنین آورده است:

سپندارمذ پاسبان تو باد
ز خرداد روشن روان تو باد

در سفره این جشن جامى از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها میوه هاى فصل به ویژه انار و سیب، شاخه هاى گل، شربت و شیرینى، برگ هاى خشک آویشن با دانه  هایى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و کندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار کمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها که در جشن مهرگان براى سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى گذارند.

از ویژگى  هاى این جشن، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش و فرمانبردارى کامل مردان از زنان بوده است. در این روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت هاى یک زن را تجربه مى کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى این جشن به شمار رفته است.به این ترتیب از محبت و مهربانى زنان سپاسگزارى مى شود. در این روز خاص همچنین انجام کارهاى خانه بر عهده مردان است و زنان با پوشیدن لباس هاى نو، مورد تکریم قرار مى گیرند. در مراسم جشن اسفندگان در آیین زرتشت همچنین زنان پاکدامن و پرهیزگار که به تربیت فرزندان نیک پرداخته اند و این فرزندان به عنوان شخصى نیک شناخته شده  اند، تشویق مى شوند.

مطابق عقاید و اصول مذهبى زرتشتیان، سپندارمذ در عالم معنوى نماد مهر و محبت و در جهان خاکى فرشته اى است نگهبان زمین. به همین منظور ایرانیان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعى و عمرانى عام المنفعه مى کردند. و به حفر قنوات و خشکانیدن مرداب ها و باتلاق ها و آباد کردن زمین هاى بایر به وسیله سدبندى رودخانه ها و کشت و زرع و نشاندن درخت مى پرداخته اند. و اجراى این امور را جزء فرایض دینى خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسى چنین کارهاى نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان خداوند، منزل خواهد گرفت.
در فرهنگ زرتشتى شش فروزه و صفت بین انسان و خداوند مشترک است به گونه اى که انسان مى تواند با بهره مندى و به کارگیرى هر یک از این صفت  ها به اهورامزدا نزدیک تر شود. در بین این ویژگى ها چهارمین صفت و فروزه سپنته آرمئیتى نام دارد. این واژه که فروتنى و بردبارى معنى مى دهد یکى از فروزه هاى اهورایى است که انسان نیز مى تواند آن را در خود پرورش دهد.

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است.
در گاهان ستوده شده، اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

«… از بین زنان و مردان، کسى که برابر آیین راستى ستایشش بهتر است، مزدا اهورا از آن آگاه است. این گونه زنان و مردان را ما مى ستاییم… این زمین را با زنانى که بر روى آن زندگى مى کنند مى ستاییم. اى اهورامزدا، مى ستاییم زنانى را که در اثر درستکارى و راستى نیرومند شده اند… ما مى ستاییم مردان و زنان نیک اندیشى را که در هر کشور با وجدان نیک بر ضد بدى قیام کرده یا مى کنند… کدبانوى خانه را که اشو و سردار اشو هستند مى ستاییم. زن پارسایى را مى ستاییم که بسیار نیک اندیش، بسیار نیک گفتار، بسیار نیک کردار، فرهیخته و یارى رسان شوهر خود و اشو باشد. اى اهورامزدا ما مى ستاییم زنان یارى رسان را…»

این هماهنگى و میانه روى، بسیار ارزشمند و قابل توجه است. در زمانى که در بسیارى از سرزمین ها و فرهنگ هاى جهان باستان، دختر منفور خانواده بود و حتى گاهى پس از زایش بى درنگ زنده زنده به گور مى رفت، در ایران باستان، زن همکار و همفکر مرد در زندگى زناشویى و حتى گاهى در زمینه حقوقى _ دینى و مذهبى _ جنگ و پهلوانى بوده است.

در افسانه هاى پیش از زرتشت، سپندارمذ دختر اهورامزداست و در سمت چپ او مى نشیند و بهمن پسر اهورامزداست و سمت راست او قرار مى گیرد.

در گاهان از او چون پرورش دهنده آفریدگان یاد مى شود. (یسنا ،۴۶ بند ۱۲) و مردم از طریق اوست که تقدس مى یابند. (یسنا ،۵۱ بند ۲۱) نام او اغلب مترادف نام زمین است. (وندیداد ،۲ بندهاى ۱۸ و ۲۰)
چون زمین زیر نظر اوست مى گوید که به چهارپایان چراگاه مى بخشد. سپندارمذ وقتى که دزدان و مردان بد و زنان بى ملاحظه آزادانه روى زمین راه مى روند، آزرده مى شود، اما وقتى فرزند پارسایى  زاده مى شود، شادمان مى گردد. هماورد داخلى او ترومیتى (Taromaiti) «گستاخى» و پرمیتى (Pairimiti) «کج اندیشى» اند.
آرمئیتى _ سپندارمذ به معنى محبت سود رساننده و حلم و تواضع است. این مقام شریف مقدس را که پسندیده خود اوست، اهورامزدا به امشاسپند آرمئیتى عطا فرموده و او را خلاصه براى بروز این صفات در زمین مامور و منصوب داشته تا از آبادى زمین و پرورش آنچه متعلق به زمین است و زمین در صفات مذکور مطیع آرمئیتى و سودرساننده به اهل زمین و نسبت به اهلش حلیم و متواضع باشد و تمامى آن صفات در پروردگان زمین بروز مى کند. زمین را آباد، بدى ها و قتل و غارت را معدوم مى سازد و زمین که آباد شود ارزاق لایق آفریدگان که روزى دهنده حقیقى مقرر کرده فراهم مى شود و زمین که آباد شود روح انسان را شاد و مفرح مى نماید.

• نیایش

در کتاب گات  ها، سروده هاى جاودانه اشوزرتشت از فروزه سپنته آرمئیتى بارها یاد شده و ویژگى هاى آن برشمرده شده است:
«اى آرمئیتى، اى مظهر ایمان و محبت، آن پرتو ایزدى که پاداش زندگانى سراسر نیک منشى است به من ارزانى دار…» (گات ها هات ،۴۳ بند ۱)
«… پروردگارا مرا به سوى راستى و پاکى که نهایت آرزوى من است رهبرى کن تا با پیروى از آرمئیتى مظهر ایمان و محبت به رسایى نایل آیم.» (هات ،۴۳ بند ۳)
«… آرمئیتى نور محبت و ایمان را در دل رادمردان روشن کرده آنان را به سوى حقیقت رهبرى خواهد کرد.» (هات ،۴۳ بند ۶)

• اى مام مهربانم

زبان گویاى اسرار اینک که زمان سپاسدارى از مهر و وفاى توست گنگ مى ماند. در یک سخن مى خواهم بدانى که آن دست هاى کوچک و جسم ناتوان اکنون که پرتوان شده است، یکسره تو را سپاس مى گوید.
اسفندگان روز مادر، روز زن و زمین و روز گرامیداشت همه فروزگان پسندیده و نیکوى انسانى است و اکنون شایسته است ما نیز چون نیاکان فرزانه خود این جشن فرخنده را برگزار کرده و از مهر و مهربانى همه مادران و بانوان ایران زمین سپاسگزارى کنیم و شاید روزى تمام مردمان جهان روز اسفند از ماه اسفند را روز مادر طبیعت (محیط زیست) نام نهادند.

پى نوشت ها:
۱ _ امشاسپند = مفرد کلمه امشاسپندان به معنى پاکان بى مرگ است. بهمن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمذ، خرداد و امرداد.
۲ _ سپندارمذ، چهارمین امشاسپند سپندارمذ یا سپنته آرمئیتى است. از دو جزء تشکیل شده، سپنته = پاک، آرمئیتى = مهر و عشق.
آر + مئیتى = رسا و درست و موافق + اندیشه (ى) در آخر این کلمه علامت تانیث است.
(در زبان اوستایى و همچنین زبان   هاى فرانسه و عربى صفاتى که براى زنان به کار مى رود داراى علامت ویژه اى است که به آن علامت تانیث مى گویند.)
سپنته + آر + مئیتى = پاک + درست + اندیشه = فروتنى عشق پاک و اندیشه رسا (صفتى براى زنان)
منابع:
۱ _ جشن هاى ایران باستان / حسین محمدى
۲ _ ما… ایرانى هستیم / سیروس کریمى بختیارى
۳ _ بدانیم و سربلند باشیم / منوچهر منوچهرپور
۴ _ زرتشت، پیامبرى که از نو باید شناخت / کیخسرو شاهرخ
۵ _ اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / رضایى
۶ _ گات ها
۷ _ روزنامه شرق
۸ _ سایت اینترنتى یتااَهو

«دی» صفت اهورامزدا(:دانای بزرگ هستی بخش، خداوند) است. دی‌ماه، ماه برابری انسان‌هاست. دی‌‌ماه، ماه خداوند است…

ماه دی، ماه خداوند است، ماهی سپند که با همه‌ی شباهتش به دیگر ماه‌ها، با همه‌ی آنها، متفاوت است. «دی» صفت اهورامزدا(:دانای بزرگ هستی بخش، خداوند) است.

اهورامزدا آفریننده است، آفریدگار زندگی است و زندگی چیزی نیست جز مهرورزی و بهره‌گیری از داده‌های نیک اهورا‌داده.دی‌ماه، ماه برابری انسان‌هاست. دی‌‌ماه، ماه خداوند است. واژه‌ی دی در «اوستا»، دتوش خوانده شده، به معنای دادار، آفریننده و پروردگار.هوا گرم می‌شود، گرم و گرم‌تر.

باهم‌ بودن‌ها و در‌کنار‌هم‌ بودن‌ها به سرمای زمستان اجازه نمی‌دهد که چیره شود. تقه‌ای به پنجره کوبید، نور است، در را باز کن. دیروز و دیشب، گذشت، امروز دمیده است و امروز روز دیگری است، روزی از ماه خداوند. امروز جشن دیگان است.شاید این ماه از آن‌روی «دی» یعنی آفریدگار خوانده‌شده که خداوند فروغان‌فروغ(:نورالانوار) است و دی‌ماه نیز که در آن روشنایی روز، بار دیگر، رو به فزونی می‌گیرد، نمایی از آفرینش را در یادها، بازمی‌آفریند.در فرهنگ ایرانی هر‌ماه، ۳۰ روز دارد و هر روز نامی دارد و هر نامی، معنایی. آغاز هر‌ماه با نام «اورمزد» است که به معنای خداوند است.

ماه دی نیز به‌معنای خداوند است، بنابراین ایرانیان به پاسداشت این رخداد نیکوی برابری ماه و روزی هم‌معنا با یکدیگر، گرد‌هم می‌آمده‌اند تا در این گردهمایی اهورامزدا را سپاس گفته و بزرگی و یگانگی‌اش را بستایند. این روز را از دیرباز «دیگان» نامیده‌اند. مردم گرد هم می‌آمده‌اند تا دست‌کوبان و پای‌کوبان، شادان و خندان، گرمابخش، روز و شب‌های سرد زمستانی برای یکدیگر باشند. ایرانیان با در کنار هم بودن‌هایشان به تاریکی و به سرما می‌گفتند که هراسی در دل ندارند.روزهای  هشتم، پانزدهم و بیست‌و‌سوم دی‌ماه نیز همچون روز نخست دی‌ماه، دیگان خوانده می‌شوند چرا‌که این روزها که با نام، دی‌بآذر، دی‌بمهر و دی‌بدین نامگذاری شده‌اند، خبر از برابری روز با ماه دارند.

برابری هریک از این روزها که دی خوانده می‌شود با ماه دی، از دیرباز بزرگداشت و سپاس ایرانیان را در پی داشته است.دی‌ماه، ماه خداوند است یکی از سردترین ماه‌ها.

اما ایرانی با در کنار‌هم بودن‌ها، از دیرباز نشان داده است که تنها باهم‌بودن‌هاست که بر سرما و تاریکی چیره می‌شود و شاید از همین روی است که ماه دی بیش از همه‌ی ماه‌های ایرانی در آن، نام روز و ماه برابر می‌شود. شاید این فزونی برابری نام روز و ماه در دی‌ماه نشان از همین داشته باشد که باید باهم بود و در کنار هم، تا زندگی را بفهمیم حتا اگر هوا سرد باشد،باید در کنار هم باشیم تا سرما آزارمان ندهد، حتا اگر باد و بوران، چنین پندارند که توان شکستمان را دارند. دی‌ماه، ماه همازوری است.

در این ماه می‌شود در کنار‌هم بودن، زندگی و گرمای باهم بودن را در دل سرما، آزمود.ابوریحان بیرونی می‌گوید: دی‌ماه را «خورماه»نیز می‌گویند. بیرونی در کتاب مسعودی چنین آورده که روز اول دی‌ماه را «خره‌روز» یا خوره‌روز نامند که بی‌گمان اشاره‌ای است به روز خورشید.دی‌ماه، ماه خداوند است، خورشید بیشتر در آسمان‌ می‌پاید و شب‌ها کوتاه‌تر و روزها بلندتر می‌شود.دی‌ماه، ماه خداوند است، ماه برابری انسان‌ها، ماهی که آن‌را به ماه حقوق بشر تعبیر کرده‌اند.

ابوریحان بیرونی در جایی دیگر درباره‌ی دیگان چنین می‌نگارد: «در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد و جامه‌ی سپید می‌پوشید و در بیابان بر فرش‌های سپید می‌نشست و دربان‌ها و یساولان و قراولان را که هیبت ملک بدان‌هاست، به کنار می‌راند و در امور دنیا خود را فارغ‌البال نظر می‌نمود و هرکس که نیازمند می‌شد که با پادشاه سخن بگوید، خواه که گدا باشد یا دارا، شریف باشد  یا وضیع بدون هیچ حاجب و دربانی با ایشان غذا می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شماها هستم و من با شما برابر می‌باشم زیرا قوام دنیا به کارهایی است که به‌دست شما می‌شود و قوام امارت آن‌هم به پادشاه است و نه پادشاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از پادشاه. و چون حقیقت امر چنین شد، من که پادشاه هستم با شما برزیگران برابر خواهم‌بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم‌بود.»دی‌ماه، ماه خداوند است، ماهی که حقوق بشر اعمال می‌شود و همه با‌هم مهربانند، ماهی که در آن برابری و برادری را می‌شود لمس کرد.

در دی‌ماه روشنایی را با بردمیدن روز معنا می‌کنیم و گرما را در میانه‌ی این ماه سرد با باهم بودن‌هایمان.هوا گرم می‌شود، گرم و گرم‌تر. باهم بودن‌ها و در کنار‌هم بودن‌ها به سرمای زمستان اجازه نمی‌دهد که بر ما چیره شود. گوش کن: تقه‌ای به پنجره کوبید، نور است، در را باز کن. گوش کن: تقه‌ای به پنجره کوبید، شادی است، در را باز کن. گوش کن: تقه‌ای به پنجره کوبید، جشن دیگان است، در را باز کن.

جشن دیگان خجسته باد

http://lstfans.persianblog.ir/post/130/