امرداد، از فرهنگ نامیرا و اهورایی ایران زمین سخن می گوید - Amordad Forums اشکانیان
Pages: 1
وضع مالی و اقتصادی شاهنشاهی پارت By: korosh-bozorg Date: 12 نوامبر 2012 گاه 17:35:20
از سازمان اقتصادی و مالی پارتها آگاهی های درخور و کاملی آنچنان که مورد نیاز پنج سده ی دوران شاهنشاهی این خاندان است در دست نیست و مورخان به صورت کوتاه در این مورد گفته هایی را داشته اند. ولی آثار و نشانه های پیداشده در کاوشهایی که از نقاط گوناگون ایران یا ایران بزرگ دوران پارت بدست آمده و بن مایه های کم شماری که موجود است ، تا اندازه ای اوضاع و ویژگی های سازمانهای اقتصادی آن روزگاران را روشن می سازد.

شاهان نخستین پارت با راندن سلوکیها از بسیاری از سرزمین های ایران بر اثر پیکارهای پیوسته و ضمن پایدار ساختن وضع خود ، شهرها و آبادیها و دژها بنا نهادند و ویرانی ها را بازسازی و نوسازی کردند و به امور مالی توجه فراوان داشتند. پایه گذاری هر یک از کانون های مسکونی سبب رفاه و آسایش اهالی آن شهر یا روستا گردید ، و در مناطق گوناگون برحسب شرایط اقلیمی و پیشرفت مردم هر ناحیه در کارهای تولیدی یا کشاورزی و بنابر امکانات محلی وضع اقتصادی روبراه شد.

در دوران شهریاری مهرداد یکم (138-171 پ.ز) که دوران اوج شاهنشاهی پارت است ، پادشاهی ها و فرمانروایی هایی که در دوره سلوکیها در نواحی مختلف ایران زمین تشکیل یافته بود به اطاعت وی درآمد ، هر یک از این مناطق مانند نواحی شمالی ، ماد ، الیمایی(1) ، خرسن (2) ، پارس (3) ، بابل و آشور که مسخر وی گشت از جهات گوناگون دارای ذخایری بود که به وضع مالی پارتها رونق زیادی بخشید و خزاین شاهنشاهی را پربار ساخت.

مهرداد در تابستان سال 141 پ.ز به شهر سلوکیه که کانون اقتدار و پایتخت معتبر سیاسی و اقتصادی سلوکیها بود وارد گردید و شاه بابل شناخته شد.

مهرداد ، در ساحل چپ دجله در برابر سلوکیه محلی که به نام تیسفون پایتخت بزرگ پارتها و سپس ساسانیان خواهد گردید ، اردوی نظامی خود را مستقر ساخت.

مهرداد یکم با هوشیاری خود شاهنشاهی پارت را به صورت یک قدرت جهانی درآورد. مرزها وضع اطمینان بخشی یافت و با آرامشی که در سراسر کشور پدیدار گردید ، در امور بازرگانی و سیاسی و اقتصادی کشور پی ریزی نمود ، این وضع در دوره مهرداد دوم (مهرداد بزرگ) (123-88پ.ز) تثبیت شد و امور بازرگانی و مالی برپایه درست و متین و نظام معینی استوار گردید.

سازمان اداری و مالی به مناسبت بخش بندیهای کشوری بنابر ساتراپی ها و فرمانروایی های محلی تابع ، مانند پارس و الیمایی و مسن (4) و ماد (آتروپات) و گرگان یکنواخت نبود. هر منطقه یا ساتراپی دستگاه مالی ویژه ای داشت که به ترتیب مالیات خود را به خزانه شاهی می فرستاد.

در مورد ساتراپی و بخش بندیهای کشوری ، از سوی مورخان نظرات گوناگونی ایراد شده است. برخی از آنان نوزده ساتراپی (5) و برخی تا بیست و پنج ساتراپی گفته اند(6).
حدود کشور ایران در درازای پنج سده شاهنشاهی پارتیان همواره به یک گستره نبود و نواحی مرزی بر اثر جنگها و اغتشاشات اغلب در تغییر بود. زمانی مناطقی افزوده میشد و جز سرزمین ایران درمی آمد و گاهی بخشی از دست میرفت. شاید برای تعیین حدود و مرزهای شاهنشاهی پارت بهترین دوره ، سده نخست میلادی و زمان شهریاری مهرداد دوم باشد ، چون از یک سو قدرت سلوکیها برای همیشه درهم شکست و از سویی رومیها هنوز در آغاز دوران قدرت نمایی خود در سوی باختر بودند ، بنابراین مرزهای کشور را تا اندازه ای با یقین می توان تعیین نمود. از خاور تا حدود پنجاب ، از شمال رود آمودریا (جیحون) و دریای کاسپین و کوههای قفقاز ، از جنوب دریای عمان و خلیج فارس و از باختر رود فرات.

مهرداد دوم برای اداره سرزمینی چنین گسترده متوجه گردید که نیاز است به فرمانروایان و ساتراپ ها اختیار بیشتری داده شود تا هر یک از آنان با آزادی عمل بهتر و بیشتری بتوانند در پیشرفت امور منطقه خود در جهات گوناگون عمرانی و تولیدات بپردازند.

آثار پرشمار و کتیبه ها و سنگ نبشته هایی که به جای مانده روشنگر این مساله می باشد. در نقش برجسته بیستون ، مهرداد دوم در برابر ساتراپ بزرگ گودرز و سه تن از بزرگان ایستاده است. نوشته کتیبه چنین است «پادشاه بزرگ مهرداد ، گودرز ساتراپ ساتراپ ها» در نبشته های بابلی سال 91 پ.ز نام گودرز با نام زن او ملکه «اوعاشی آباتوم» آمده است.
دادن قدرت به فرمانروایان و شاهان محلی منحصر به مهرداد دوم نیست و در دوران شاهنشاهی پارتها بارها این مورد دیده میشود. چنانکه در نقش برجسته یافت شده در شوش که از سال 215 پیش از زایش است اردوان پنجم (224-216 م) واپسین شاهنشاه پارت حلقه فرمانروایی را به ساتراپ شوش ، خوزاک می دهد.

(1) الیمایی بر بخشی از منطقه ایلام کهن که بین کوه های بختیاری یا بخش خاوری شوش واقع بود نامیده میشد. این سرزمین در پایان دوره سلوکیها استقلال پیدا کرد و مهرداد پس از تسخیر ماد این ناحیه را به تصرف خود درآورد و شاه محلی را از سوی خود در فرمانروایی باقی گذارد. از آغاز سده نخست میلادی فرمانروایان الیمایی از شاهزادگان پارتی بودند.

(2) خرسن یا خاراکس (charax) در ناحیه بابل جنوبی ، در مصب فرات و دجله واقع بود. در دوره اسکندر این شهر بنا گردید و به نام اسکندریه دجله خوانده شد. در آغاز دوره سلوکی انطاکیه نامگذاری شد. سرانجام بنام کانون فرمانروایی خرسن نامیده شد.

(3) سرزمین پارس در دوره شاهنشاهی هخامنشی ارزش زیادی داشت و ساتراپ محل از بین شاهزادگان گزینش میشد ، اقتدار این شاهزادگان در این سرزمین که کانون مرکز روحانیت نیز بود ادامه پیدا کرد و شاهزادگان پارس بنام بغداتها یا فراداتها در طول دوره سلوکیها و پارتها نیز فرمانروایی خود را ادامه دادند تا آنکه اردشیر بابکان که از این خاندان بود شاهنشاهی پارت را برانداخت و خود پایه گذار شاهنشاهی ساسانی گردید.

(4) مسن (میشان) در خوزستان ؛ سرزمین کوچکی بود که مانند الیمایی توسط یکی از شاهزادگان اشکانی اداره میشد.

(5) دیاکونوف در نسک اشکانیان روایت ایزیدور خاراکسی که نوزده ساتراپی گفته است ، نقل کرده ولی خود باور دارد که شمار آنها بیش از این بوده است چرا که ایزیدور تنها ساتراپ نشینهایی را نام می برد که شاهراه هایی مورد بررسی وی از آنها گذر کرده است.

(6) گیرشمن در نسک ایران از آغاز تا اسلام ، تنها سرزمین های تابع را هیجده می شمارد و می گوید بقیه کشور به ایالاتی بخش میشده است که در راس بیشتر آنها فرنشین های (روسای) خاندانهای بزرگ پارت قرار داشتند که عموما شغل والی (ساتراپ) را به عنوان موروثی حفظ می کردند.