نویسنده جستار: چه باید کرد؟  (بازدیدها: 1504 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

امروز

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 64
  • امتیاز: 53
چه باید کرد؟
« : 21 ژوئیه 2009 گاه 06:35:45 »
براستی آیا وقت آن نیست که از خود بپرسیم ,  چه باید کرد؟ آیا هنوز کافی نیست که دیگر به راه حلهای آزموده که نتیجه ای جز خطای فاحش را سبب نگردیده اند , بسنده نکنیم. و خود را از باورهای خود خواهانه نرهانیم.صرف هرینه های مادی و معنوی بیکران و اتلاف زمان و سرمایه های عظیمی که متعلق به همه نسلهای بعد از ما نیز هست .چه دستاوردی را نصیب ما و نسلهای آینده خواهد نمود؟
ما دو مسئولیت بزرگ بر دوش داریم .مسئوایتی که در برابر زندگی خویش و همنوعانمان داریم . و مسئولیتی بزرگتر که در برابر نسلهای آتی .
آیا برای زندگی خود مسئولانه عمل می کنیم؟ آیا پیوند عمیق منافع مشترک خود و دیگران را باور داریم ؟آیا آرامش , احساس امنیت, آزادی , حق استفاده از دستاوردهای بشری را بدون تبعیض داریم ؟آیا حق قبول و یا عدم قبول نظرات دیگران را داریم؟ آیا می توانیم بدون نگرانی و ترس از عواقب آن به نقد نظر گاه ها و یا اعمال دیگران با رعایت حقوق انسانی آنها بنماییم ؟آیاآنچه را که برای خود می پسندیم برای دیگران نیز قائلیم ؟آیا می دانیم و یا باور داریم که هر کسی دنیای خویش را از دریچه چشمان خود می نگرد ؟ و آیا به او حق می دهیم که بر داشت و تفسیر خویش را از جهان پیرامونی و پدیده های آن داشته باشد ؟آیا موانع رشد و آگاهی خود و دیگران را می شناسیم ؟و آیا تلاشی در جهت رفع آن موانع انجام می دهیم ؟آیا خود مانع رشد و آگاهی دیگران نیستیم ؟آیا بی آنکه خود بدانیم عامل بی جیره و مواجب استبداد نیستیم؟
بهتر نیست آئینه ای صادق و روشن در مقابل خویش قرار دهیم . و به ارزیابی دو باره خویش , لختی تامل کنیم . و چشمانمان را بروی حقایق تلخ وجوه شخصیتی بیمارمان نبندیم .؟!
امروز صبح عید , تنی به آب زدم . جریان آب را به نیت زدودن ناپاکی از جسمم با وسواس به سرا پایم جاری نمودم . شر شر آب اما نوای دیگری می سرود . پلیدیهای روحم را چگونه تطهیر کنم ؟خود خواهی ها ,زیاده خواهی ها , تنگ نظری ها , بد اندیشی ها , خود محوری ها ,و منیت زهر آگینی که اندیشه جماعت را مسموم می کند . و به تباهی می کشاندرا مگر می شود در پشت ظاهر شسته رفته و ادعاهای مردم فریب پنهان کرد . اعمال و رفتارم از اندیشه ام نشات می گیرد . آیا آب دریا ها توان شستن اینهمه پلیدی را از اندیشه بیمارم خواهد داشت ؟ نمی دانم چگونه باید خصایل دد منشانه حیوانی را از وجودم پاک کنم ؟ وجه انسانیم ضعیف شده و رو به مرگ است . براستی چه باید کرد؟

امروز

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 64
  • امتیاز: 53
پاسخ : چه باید کرد؟
« پاسخ #1 : 25 ژوئیه 2009 گاه 01:30:38 »
پرسش , چه باید کرد ؟ مسئولیتی است که همه ما در برابر خویش وآیندگان بر دوش داریم . زیرا آنچه که بر سر نوشت خود و نسلهای بعد رقم خواهیم زد چگونگی پذیرش ضرورت انکار ناپذیر اندیشه و عمل کنونی ماست . حال در پاسخ این پرسش که چه باید کرد؟می بینیم , الزاما درست اندیشیدن بن مایه عملکردی منطقا واقع بینانه خواهد بود .برای پرهیز از کلی گویی , بحث درست اندیشیدن را بیشتر باز می کنیم تا به تعریف نسبتا درستی به زعم خویش دست یابیم هر چند که نتایج بدست آمده ناقض نظرات منتقدانه دیگران نخواهد بود ,بلکه پیش در آمد کنکاشی عقلانی برای یافتن پاسخی در خور به چه باید کرد؟ است .*بیشینه سرمایه ی انسانی , همانا خرد اوست. کیفیت آینده ی ما به کلی به کیفیت تفکر ما بستگی دارد .این امر در سطح فردی , در سطح جامعه و جهانی مصداق دارد .به طور کلی , تفکر ما تقریبا ضعیف, کوته بینانه و خود محور است. ما به این باور رسیده ایم که داوری و استدلال کافی است. در جهانی که به سرعت دگرگون می شود, در می یابیم که تفکر مادر برآوردن نیازهایی که در برابر آن است کافی نیست..ادوار دو بونو با صراحت و قویا با نسبی گرایی , خرد ورزی کیفی انسان را عامل تعیین کننده وضعیت زندگی وی می داند.و تاکید می کند که ضعف اندیشه و تفکر فاقد قابلیتهای باز سازی و نو سازی مدام نمی تواند در جهان متغییر ها نقش مسئولانه خود را بخوبی ایفا نماید.برای دست یابی به درست اندیشیدن چه باید کرد؟ می بینیم که این پرسش همواره در هر زمینه ای و برای ورود به بررسی و شناخت هر موضوعی پرسشی بنیادین است . ادوار دوبونو آموزش و پرورش اسیر در دام سنت را به چالش  کشیده و معتقد است که*در یک جهان با ثبات آموزش ((اطلاعات ))به تنهایی کافی بود ,زیرا این اطلاعات برای کل عمر دانش آموز کافی بود .اطلاعات به شما می گفت چه باید بکنید . تفکر لازم نبود. سقراط و دو عضو دیگر گروه سه نفری (افلاطون و ارسطو), این تصور را به وجود آوردند که ((معرفت)) کافی است یعنی این که وقتی معرفت باشد بقیه هم بدنبالش می آید. باز هم این تصوری باطل است .معرفت کافی نیست .خلاقیت ,سا  زندگی , برنامه ریزی و جنبه های عملی تفکر به همان اندازه معرفت دارای اهمیت است.تصور می شود اکنون نیز در جریان آموزش سایر موضوع ها مانند جغرافیا , تاریخ ,علم و غیره , تفکر نیز آموزش داده می شود . این خود اشتباهی خطرناک است .البته ممکن است برخی مهارت های مربوط به تجزیه تحلیل , تنظیم اطلاعات و استدلال آموزش داده شود اما اینها فقط بخش کوچکی از مهارت های فکری مورد نیاز برای دوران پس از تحصیل است.اما مربیان چگونه باید این را بدانند ؟ اشتغال سالیان دراز من بدین کار ,آشکارا نشانگر آن است که تجزیه و تحلیل و داوری کافی نیست.کسانی هستند که علی رغم همه شواهد , با تعصب معتقدند که تفکر را هرگز نمی توان به طور دقیق و صریح آموزش داد . چیزی به نام ((تفکر)) وجود ندارد, بلکه فقط (( تفکر علمی)) و ((تفکر تاریخی )) می تواند وجود داشته باشد.ادوار دوبونو این ا ظهار نظر ها را ناشی از جهل می داند وراه های عملی تدریس دروس تفکر سریع را که سالهاست در برخی از کشورها و فرهنگها بکار گرفته می شود . به عنوان نمونه ارائه می نماید*در ونزوئلا هر شاگرد مدرسه ای باید طی مدت تحصیل , دو ساعت در هفته را تحصیل تفکر کند, در کشور مالزی بیش از ده سال است که در مدارس عالی علوم , نحوه تفکر به طور رسمی تدریس می شود .در کشور های سنگاپور , استرالیا,نیوزلند,کانادا , مکزیک و آمریکا بر نامه ی آموزش تفکر سریع در مدارس مورد استفاده قرار می گیرد.رویکرد برخی نظامهای آموزشی پیشرو به اهمیت و نقش آموزش تفکر سریع تحولات مثبت مورد انتظاری را رقم زده است که می تواند با عمیق تر شدن باور (( تفکر به عنوان یک مهارت )) آینده بهتری را پیش روی انتخاب گران متفکر و ا ندیشمند قرار دهد.


*درس های درست اندیشیدن    ادوا رد دوبونو . ترجمه: ملک دخت قاسمی نیک منش

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد