نویسنده جستار: ایران وطنم ، آتش وتنم  (بازدیدها: 1470 بار)

0 هموند و 3 میهمان درحال خواندن جستار.

Pasha

  • گرداننده امرداد
  • *
  • نوشتار: 8,071
  • امتیاز: 2838
  • جنسیت : آقا
    • تارنمای امرداد
ایران وطنم ، آتش وتنم
« : 30 مه 2015 گاه 10:56:05 »
به خشنودی اهورامزدا





ایران وطنم ، آتش وتنم


 
پهنه کشورمان درگذشته و سخاوت آموزش نوشتن و خواندن به فرودستان انیرانی سبب شد که درکوتاه مدت دیگراقوام ملت‌های تابعه به رموز قدرت وپیشرفت ارباب خود ایران دسترسی پیدا کرده وشروع به کپی کردن ومال خود کردن حقایق و داده های ارزشمند ایرانیان کنند. ازجمله می توان به داستان سازی پیدایش آتش و تقدس آتش دردیگر ملل و ادیان اشاره کرد، که به تفضیل در این نوشتار اشاره شده است.

ایران سرزمین تا ابد آریای ما مظهر پیدایش ناسیونالیسم و پدیداری ملت سروری است . ایران سرسلسله عصراتحاد خون وملت است . ایران مامن امن امت است ایران سنگرسخت مردم است ایران تجلی خویشتن خویش ایران تجلی خون و آتش است، ‌ایران سرمنزل مقصود آریا ایران خود تاریخ تمدن بشریت است . ایران ابتدا و انتها است ایران رزمگاه دلیران و بزمگاه سرخوشان پیروزی است ایران آرامگاه ابدی نیا کان درخون خفته خوابگاه ازلی آتریا جانباخته درراه شرف که نگاهش هنوز اَپاختَر خیره بازمانده است .
ایران وطنم وطن ما ایران پرورشگاه عزت و افتخارایران زایشگاه آتش ایران آتشکده بزرگ است . آتش، آتشی که درون وجود است ، آتشی که تکه تکه تنم است ودرون تن ماست .
آتشین پنجه آتشدان راآتش افروزی می‌کرد و مردمان جهان باطیب خاطرآتش‌زا را ازافقی نقاط پهنه گیتی برای آن آتشکار می‌آوردند تا آتشگاه همیشه برقرار باشدوگرما بخش هستی تا آتشپاره های آتشگون بیرون جهد تا نورحقیقت کاینات راتا به آخر روشن کند ...

آتش سری مکتوم دارد. درطبیعت همه چیز خود به خود انجام نمی یابد بلکه تغییرات وتبدیلات براثر حرارت و یا تابش خورشید ویا گرمای بطن زمین به کندی و غالبا با ضرب‌آهنگی چنان کند که از ذهن و نظرانسان پوشیده می ماند صورت می ‌گیرد. آتش ماهیت ماتریالیسم واومانیسم راتغییرمی‌دهد درمَثَل آتش ماده راشکنجه می‌کندو فلز پس از تحمل درد وعذابی که تا پای مرگ نیز می رود تجدید حیات کرده زندگانی‌ای نو درغالبی نو می‌یابد. انسان بردگی پس از گذشتن ده‌ها قرن پس از مرارتها و رنجهایی  که تحمل کرد بعد از پشت سرگذاشتن رنسانس، رِفُرماسیون، رولوشن تازه امربه انسان باوری رسید.
بشریت هزینه گزافی دراین استحاله عرفانی پرداخت اما آتش خود پیدایش انسان محوری است چرا که تقدس خون آتشگون رادرضمیرخود آگاه و نا خود آگاه یکجا دارد. معادله آتش وحیات اساس نظام انسان است، جدا ازآنچه واقعاً و عملاً در عالم ماده جسم انجام می‌گیرد، ساکنان وادی آتش مردمیند که ندای الوهیت به گوش جان شنیده و برگزیده شده‌اند و ایمانی مطلق دارند این ساکنان را حَقه ایران گاه دریافت پیروزی توفیق یافته‌اند.

حرارت مادرزاد یک نوزاد تلطیف وتصعید و والایش شده همان آتش مرکب قدرت سوشیانت است که از مشیمه و زهدان اجاق و کانون مرکزی همه قوای مکتوم درمی‌آید موعودی که می‌آید، پسری که می‌آید . آن پسرپس ‌از اینکه حیات یافت با آتش رشد می کند و با سیاهی ضد آتش می‌ستیزد و رنگش، رنگ سپید چهره‌اش عالیترین رنگ ازمیان رنگهاست زیرا آنگاه قادراست با انتقال این رنگ به مردمان هم‌خونش کاری سِترگ را انجام دهد. او موروث حکمت است زیرا خود ثمره و آفریده حکمت است . بیایید ای مردمان فرزانه همگی شادی و خرمی کنید و با برآوردن فریادهای شادمانی نشاطمان را عیان سازید. زیرا مرگ سیاه خود نابود خواهد شد و سوشیانت به سروری خواهد رسید . جامه ارغوانی به‌تن خواهد کرد.
هرآتش، نشان از فردیت خود دارد و هرآتشکده نشان از جمع افراد دارد. مِجمرآتش، مجمرِخرد است انبان حقیقت است، مکان بازیافتن قدرت است ،جایگاه نیایش ، زمین پرورش و خاک رویش است زمان آسایش و محمل پیرایش روح است.

آتش چیست؟ جوشش خروش زمین است آتش مظهر محسوس جوهرسیال عالم است . آتش الی الابد ذات و جوهرقدرت و وحدانیت راکه ناشناختنی است درحجابی شکوهمند و غیرقابل نفوذ مستورمی دارد. اصل اعلا و موجه ایست که آدم کیهانی که می خواهد خلع بدن کند و صورت و شمایل و قالب خاکی اش را وانهد تا جسم اثیری‌ا‌ش بتواند بانظام کیهانی‌رتباط یابد واین همان جدایی جسم سیال ازقالب مادی یا طیران جسم اثیری است .
آتش کیست؟ مردمانی که از خود پرسیده اند اصل وریشه اشان کجاست؟ و منشاء وجدانشان چیست؟ و عناصرتشکیل دهنده چگونه پدید می‌آیند به پاسخی درمیان اساتیر و افسانه ها درباب آتش رسیده‌اند. درفرهنگ ایران زمین و پس از آن فرهنگ مردم سراسر جهان پیدایش آتش توصیف شد.

درایران وطن ما آورنده آتش ازجهان مینو به جهان میرا به سلسله پیشدادیان می رسد و جشن‌های بزرگ که درکنارآتش به خواست جمشید «کاریزما» گرفته می شد. چهارشنبه سوری یادگار آن شکوه و میراث افتخار ماست . واژه چهارشنبه سوری ترکیبی ازروز چهارشنبه وسوری است. درمعنی سوری سخن بسیاراست کنسانسون زبان شناسان براین است که سوری پارسی و ازصفت پهلوی « سوریک » گرفته شده است که به معنای سرخ است. درگذشته مردمان دشت مردمان دشت مرکزی ایران به چهارشنبه سرخه نیزمی گفتند واین امرموید این ادعاست . قدرت ققنوس حقیقت، برطبق اساتیر ما یک‌هزار سال با قدرت و سلامت عمرمی‌کند. درزمان ضعف و فترت با مرگ خود خواسته وارادی خود رادرون جرقه های آتش، بال خود را می‌سوزاند سپس ماده‌ای سیال رااز خود خارج می ‌سازد، تا درمعرض اشعه خورشیدی قرارگیرد، مدتی بعد او به‌مشتی خاکستر تبدیل می گردد. پس ازطی این مراحل ققنوس مجدداً به شکل جوانی قدرتمند به حیات دنیوی باز می‌گردد.

خود سوزی بهمرگی سبب رستا خیز می شود.

راستی‌آزمای آتش، میزان سنجش است . دراعصارگذشته اگرتهمت و اتهامی به دلاوری زده می
شد. آن پاک سرشت زنگارتهمت و لکه ننگ رابا آتش  از خود دورمی کردآتش پاک کننده وتطهیرکننده همه چیز است. قضاوت آتش برای راستی ازمایی با تاروپود تاریخ پرافتخار گذشته را عجین شده است. حقیقت سیاوش و گذشتن ازآتش یکی از معروف نقل‌های راستی آزمایی و بازیافت شرافت ازآتش است .

آتش میزان سنجش است.

پهنه کشورمان درگذشته و سخاوت آموزش نوشتن و خواندن به فرودستان انیرانی سبب شد که درکوتاه مدت دیگراقوام ملت‌های تابعه به رموز قدرت وپیشرفت ارباب خود ایران دسترسی پیدا کرده وشروع به کپی کردن ومال خود کردن حقایق و داده های ارزشمند ایرانیان کنند. ازجمله می توان به داستان سازی پیدایش آتش و تقدس آتش دردیگر ملل و ادیان اشاره کرد به عنوان مثال دریونان به زعم «افلاطون» پرومته آتش از کارگاه هفائیستوس (Hephailstos) خدای آتش و فلزات و آتشفشان‌ها می‌رباید و به انسانها می ‌دهد دردیگر روایتهای یونانی چنین گویند که پرومته ازغولان زورمندی بوده که روزی ازیاران زئوس رب الارباب به‌شمارمی آمد وهم او بود که با یاری دیگرغولان زئوس رابرمسند فرمانروایی نشانده پرومته مغضوب خدای خدایان بدان سبب شد که آتش راز آسمان‌ها برای انسان به زمینی آورد.

انسانی که مظهر طبیعت است و قادراست با به‌کارانداختن هوش خود برضد زئوس درکوه به بند کشیده می شود و هر روز لاشخوران مامور خوردن دل وجگرش می شوند این عذاب واین ضجه دردآلود او، سرانجام به گوش دختران « اکیانوس» رب النوع دریاها می رسد وآنان برای تسلای خاطراوبه گردش درمی‌آیند. ورب النوع اقیانوس‌ها خود به آستان زئوس سر خم می‌کند تا از خطای پرومته بگذرد، اما بی‌حاصل است پرومته درآن حال راز پنهانی بر زبان می آورد و آن اینکه  زئوس دیر یا زود فرزندی خواهد یافت که آن فرزند پدر را از اریکه قدرت به زیر خواهد افکند وخود بر جای پدر خواهد نشست. پرومته به هنگام افشای این راز غافل از آن بود که صدایش به گوش خدای خدایان رسیده است، لحظه‌ای بعد«هرمسی» پیک زئوس در برابر پرومته ظاهر می‌شود واز او می خواهد تا همه چیز را افشا کند اما پروته گردنگش سر آشتی با خدای‌خدایان سابق خود ندارد و پیاپی از بیان راز خودداری می‌کند که عاقبت زلزله‌ای هولناک و مرگبار به خواست زئوس آغاز می‌گردد و صخره های عظیم می‌خروشند و اصوات هراس انگیز همه جا رافرا می‌گیرد و زمین دهان باز می‌کند و پرومته رامی‌بلعد.

آتش آنگونه که درکیهان شناسی چینی ( کنفسیوس) وجود دارد با  اندکی جرح و تعدیل نیز درجهان بینی بودیسم آمده است . بودا درزبان سانسکریت به معنای روشن نورانی وآگاه آمده و نام بنیانگذار درطریقت بودائیان است، با نام خانوادگی «گواتما» فرزند «ساکیا» که درجمع، فرزند آگاهی نورمعنا می‌دهد. بودا پس از29 سال درمحلی به نام « بوده گایا» زیردرخت انجیر بویا ( به معنای انجیرمعبد) اشراق عظیم نوروآتش به وی الهام شد. ( بنابه دکترین بودا جهانی راکه مشاهده می‌کنیم تظاهریست مبدای اساتیری – روحانی که درحالتی ازسکون به سرمی‌برد «موسوم به نیروانا» است. زندگی سراسر رنج و درد وپلیدی و زشتی است وانسان باید تنها ازطریق  انکار تمام لذات دنیوی ونیل تدریجی به نیروانا رستگاری یابد. بودیسم ژاپنی معتقد است آتش ازوصلت «ایزانامی» و «ایزاناگی» زاده شده است یعنی زمین - مادر- آتش رازاییده و خود جان باخته است.

آئین هندو ازجمع سه آیین برهما، ویشنو وشیوا حاصل می‌آید که این آخرین درسانسکریت به معنای سعادتمند و خوش یمن نام یکی ازخدایان بزرگ تثلیث یا تریموتی آمده است . شیوا سومین خدای تثلیث آیین هندو است که نماینده نابودی ودرعین حال تجدید حیات به وسیله نور و آتش است . آیین ویشنو برای تبیین خود ازآیین شیوا وتقدس آتش دراین آیین بزرگ شبه تازه هند الهام گرفته است. درآیین‌های هندو نیرو– انرژی خدایان متولد آتش هستند بدین وجه که آن خدایان نیروی خویش رادرصورت آتش گردآوردند و اینچنین «الهه شاکتی» رامی‌آفرینند . درواقع عنصر ظریف و غیرعادی آتش درهرانسان ودرهرچیزنهفته وگنجانده شده است وآتش به هر چیزی که زنده است و آفریده‌شده جان می‌بخشد. و بدین معنی آتش خود زندگی است که انسان درپرتو این آتش درون نورانی می شود زیرا صاحب آتش بالقوه است و نفسش نامیرا است چون آتش نامیرااست. « هاراکان»خدای مردم گواتمالا با ساییدن صندل هایش به هم آتش پدید آورده آنرا به قوم Mayas-quiche  هدیه می کند این قوم ابداع روش تولید آتش ازراه مالش ازآن خود میدانند.

قوم «چیپودی»  درآمریکای لاتین با سنگ چخماق با سنگ آتش زنه آتش راروشن می کنند چون معتقدند که این سنگ رارعد ( تندر) به زمین پرتاب کرده بنا براین سنگ، سنگی آسمانی است.
در روایتهای کامبوج ازاستیلای خمرهای سرخ و خون ریزی ‌« پل پت» آمده که کاهنی خدمتگزار و نیایشگر خدای آتش یا «هوماسابی» با ساییدن دوقطعه «چوب هینوگو» به هم آتش مقدس را می افزود این آتش مقدس درمعبد «جیون» نگاهداری می شود ومعتقدان و مومنان با پاره ای از آن اجاق هایشان راروشن می‌کنند تا گرمای مقدس درخانه هاشان جاری باشد.
 ساکنان بومی استرالیا معتقدند که آتش درپیکر جانوران نیز پنهان است و جانوران آتش درون خود رابرای مصارف شخصی استفاده می‌کنند . انسان این جانوران رابرای تصاحب آتش درونشان می کشد. چون انسان به تنهایی ندرتاً موفق به ربودن آتش می شود وبرای کامیابی محتاج کمک هست. ازاینرو پس ازماجرای پرومته بسیاری افسانه ها کمک موثر جانوران رادراین‌مورد یارآوری می شوند. دردوران معاصر نیزاز سمبل های کهن و نمادین آتش استفاده شده که نمونه بسیار معروف و جهانی آن «سواستیکا» یا صلیب شکسته است. صلیب شکسته نمادی علیه تبعیض ( پیمان وِرسای) و علیه شنیع‌ترین شکنجه مرگ آور که همان مصلوب کردن است ساخته شده . صلیب شکسته نمایشگر وسیله‌ای برای تولید آتش مقدس محراب آتشگاه اقوام هند واروپایی است. این عمل درحکم باز جست گرمای پنهان درظلمات (ماده) یا نیروی حرارت است ونیز حاکی ازبازیابی قوای خلاق عقلانیت.

اهمیت آتش به گونه ایست که ادیان ابراهیمی بنا به موقعیت دموپولیتیک به ایران زمین و آگاهی از نفوذ ایراینان و آتش نمی‌توانست به سادگی از آن بگذرد.
نقش آتش درادیان ابراهیمی روشن و ملموس وتقرب این پیامبران به آتش واضح تاریخ است .
زمانی‌که به فرمان نمرود ابراهیم را درون آتش انداختند آتش ناسوز شده به آن بدن آسیب وارد نکرد. همچنین یهُوه برای اولین بار ازیک بوته آتشین نبوت موسی رابشارت گفت و دربلندای کوه سینا دَه‌فرمان به وسیله آتش الهی برآن دو لوح حک شد همینطور برای محافظت از بنی اسرائیل دربرابر سپاه فرعون درهنگام گذشتن قوم بنی اسرائیل ازدریای سرخ « ایشان رادرروز بوسیله ستونی ازابر ودر شب بوسیله ستونی ازآتش هدایت می‌کرد. ازاین جهت هم درروز می توانستند سفرکنند.و هم درشب ستونهای ابرو آتش لحظه ای ازبرابر آنها دورنمی شود»
«سن-ژان یا یحیی مُعمدان» درشب 24 ژوئن همه چیز روشن و گرم و شورانگیز است . تابستان است مردم دربیرون خانه اند و هرچه می کنند، خارج ازحریم خانواده است. این آیین که تا امروز بافی مانده برافروختن آتش سن ژان است آتشی که با طرز خاص و نوع خواص چوب مشتعل می شود. انبوه  هیزم و هیمه رابه طرزی خاص روی هم می چینند، هرچوبی هم به کارنمی آید بلکه چوبهای مورد نظرباید کیفیت مخصوص داشته باشند درواقع هفت نوع چوب درخت: بلوط ،قان، نارون، آلش، کولکن یا کورکن ، سرخداریا کاج ، گردو یا درخت شاه بلوط رابرای سوختن مناسب جشن می دانند پس ازتهیه ای مقدمات شب هنگام تمام مردمانی که نام کوچکشان ژان است پشته چوب و هیمه را آتش می زنند و در پی‌آن جشن آغاز می‌شود.

آتش تفکیکی و ترکیب کننده عناصر است و آنها رااز هم می گسلد به هم می‌پیوندد آتش زاده آسمان و برخاسته اززمین است . جانبخش وروح افزاست .آتش به سان خون لازمه حیات و رمز مرگ است. آتش مجدد حیات، جزء لاینفک دورمرگ ورستاخیز است، آتش برد فلسفی دامنه دار و شان والایی دارد. در همه اعصار و درهمه دین‌ها مرسوم و معتبر بوده است و هست ومفید این معنی‌است که روح آدمی نمی میرد آتش همان حضور حق درقلب ضمیر سراسر عالم آتش تکریم است.
آتش برای ما ایرانیان است. آتش حیات وحدت بخش این سرزمین است.
آتش پنجه آتشدان راآتش افروزی می کرد. مردمان جهان با طیب خاطر آتش‌زا را از اقصی نقاط پهنه گیتی برای آن آتشکارمی‌آوردند تا آتشگاه همیشه برقرار باشد وگرما بخش هستی تا آتشپاره های آتشگون بیرون جهد تا نور حقیقت کاینات را تا به آخر روشن کند ومردمان شاد بودند و شادمانه درکنارآتش زندگی می ‌کردند وکودکان خود رابزرگ می‌کردند... اما دیرزمانی قبل از اعماق  ظلمات ، اهریمن سیاه سپاه آتشخواره رابه جنگ آتش روانه کرد مردمان آن دیار شاد با اهریمن آتشخواره جنگیدند و دلاورانه جنگیدند تا زمانی‌که آتشین پنجه درمیدان نبرد به دست خصم سیاه کشته شد و آنگاه مردمان، آتش‌بس با اهریمنِ آتش‌ستیز اعلام کردند . از آن پس آتش‌بس  زندگی آن دیار شد و آتشخواره سیاه با بی حرمتی آتش مقدس را خاموش وآتشکده ها را ویران کرد.




بیژن جانفشان

صبوری کن سايه ی پا در گريزِ پسين،
خورشيد
برای بازآمدن است که می رود...
به یقین سپيده دم سرخواهد زد و
خورشيد باز خواهد گشت
و واژه های ممنوع نيز وزيدن خواهند گرفت...

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد