نویسنده جستار: هر چه می خواهد دل تنگت بگو(عاشقانه.عارفانه و.  (بازدیدها: 264235 بار)

0 هموند و 4 میهمان درحال خواندن جستار.

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
سلام بر یاران تار نما

شما را دعوت به همراهی با این مضمون که هر چه می خواهد دل تنگت بگو با موضوعات ادبی . عاشقانه . عارفانی . میهن پرستانه . نیایش . اشعار . متون ادبی و...میکنم .
« واپسین ویرایش: 28 دسامبر 2008 گاه 15:23:42 ازسوی lotr »
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
چرا!


نمی دانم!

      نمیدانم از کجا شروع شد و به کجا پایان خواد یافت ولی این را میدانم هیچ وقت منو تو به هم نمی رسیم!؟

امَا!

     امَا هنوز امیدوارم.

        امید وار برای روزی که تو را در آغوش بگیرم و با هم در زیر یک سقف زندگی کنیم.

چرا!

        چرا باید اینگونه باشد؟!

        چرا باید این روزگار این بلا را به سر ما بیاورد.

        چرا هیچ عاشقی به معشوقش نمیرسد؟؟
« واپسین ویرایش: 28 نوامبر 2008 گاه 02:34:58 ازسوی lotr »
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
بی وفا!


مانده ام تنها خسته و غمگین

درون غم ها سر گردان و حیران

یاد تو امشب یه جوری آزارم می ده

مثل اون روزا که شکستی دلمو به خاطر کس دیگه

یادته عشق رو تو نگاه هم می دیدیم

شرم رو کنار می گذاشتیم و محو یکدیگه می شدیم

حالا دیگه حرفام برات مسخره شده

حالا اشکهام برات بیهوده شده

          شکستن دلم برات خیلی عادی بود

                     غم تو چشام همش برات تکراری بود

                         آره،آره حتما شاید حق با تو باشه

                      یا شاید وفا کردن گناه باشه؟
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
غریب

ای کاش تو هم مثل من غریب بودی تا می فهمیدی من چه دردی را می کشم

هیچ کس درد و رنج مرا نمی فهمد چون غریب نیست و عاشق

زندگی بی عشق مرگ است       پس مرگ بر این زندگی
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
آرزوهای ویکتور هوگو


اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
باران می خواهم

بی هیچ تحمل

هوا می خواهم

بی هیچ کتمان

در این هوای بارانی

تو را می خواهم

بی هیچ تحمل کتمان

***

چه بغض بسته ای ست تمنا

در این زمین کویری ترک خورده

چه جان خسته ای ست در من

در این بی کرانۀ ابری .
« واپسین ویرایش: 28 نوامبر 2008 گاه 02:58:59 ازسوی lotr »
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
تو ای پر گهر خاک ایران زمین
که والاتری از سپهر برین
هنر زنده از پرتو نام توست
جهان سرخوش از جرعه جام توست
بر و بوم این ملک پاینده باد
بمان خرم ای خاک مینو سرشت
که در چشم ما خوشتری از بهشت
ترا از دل و جان پرستنده ایم
روان را به مهر تو آکنده ایم
بر و بوم این ملک پاینده باد
مخور غم که آمد بهار امید
ز شام سیه زاد صبح سپید
به تدبیر سر حلقه راستان
شده ملک جم غیرت باستان
بر و بوم این ملک پاینده باد


ترانه "ایران زمین" از رهی معیری
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
دوستت دارم
نفس می زنی « دوستت دارم» در شب که گم می شوی
پای در باد می کشم ، تا پاره نشود بند ِ دلت از گاهی –
نرقتن و ُ هی دوید نم تا هی ماندن وُ هی راه نرفتنت

به آب وُ آتش فکز نکن – پای در ابر کشیده ای -
که سیاه شده ای از من و ُ به زیر ِ باران نرفتنم وَ
قد کشیده حیرت ِ تو تا لاک ِ تو که نیمقدم بر می گردی
 وَ از تماشای ِ الگو ها و ُ کلیشه ها بنفش می شود –
پیشانیت

 تا تعبیر می کنم رنگ خالی ِ صدف –
 دیگر نگاه نمی کنم
دیگر نفس نمی کشی.
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
چندشنبه هاي بي تو

شاعرم!
اين را از گودي چشم هام نمي فهمي؟

سفيدي ناخن هايم

كوچكي آسمانم

و برش هاي دوري كه به فردا مي زنم

 

پاييز بي شعرهاي من

در ورق هايي دور

بي پنچ شنبه هاي تو پياده مي گذشتم

كوچكي آسمانم راهي به فردا نمي شناخت

وگرنه آمدن را از دوردست هاي تو مي گريستم

 

خوب مي شوم

اين دوستت دارم دوباره مي خواهد

اين ميز براي آرايش من كافي نيست

فردا از رخت هايم جدا مي شوم

مي خواهم

لب هايم از هميشه شاعرتر باشد

خواهي ديد

دوباره از خوب       پر

گونه هايم

از اين روزها كه بهتر است  دوباره...

پر مي شوم

از ترس        به دل دل ماندن

و چشم هايم كه زل زده اند

به چندشنبه هاي بي تو

فراري كه قرار است فردا

از رخت هايم

و لب هايم كه از هميشه شاعرتر

(فرزانه قوامی)
« واپسین ویرایش: 28 نوامبر 2008 گاه 13:36:57 ازسوی piransal »
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
حکمت


تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشك اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.
كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
"خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم




                               
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد