نویسنده جستار: اوستا(ویسپرد)  (بازدیدها: 6128 بار)

1 هموند و 21 میهمان درحال خواندن جستار.

vatan

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,616
  • امتیاز: 323
  • جنسیت : بانو
    • http://ashemvahou.persianblog.ir
پاسخ : اوستا(ویسپرد)
« پاسخ #20 : 18 مارس 2015 گاه 15:00:36 »
کرده ی بیست و یکم

«اَشِم وُهو...»
«مزدااَهوره کسانی را که درپرتو اَشَه بهترین پرستش ها را به جای می آورند، می شناسد. من نیز چنین کسانی را که بوده اند و هستند، به نام می ستایم و با درود (بدانان) نزدیک می شوم.»(1)
بشود که در این جا ستایش اَهوره مزدا را - تواناترین اَشَونی را که او را می پرستیم- فرمانبرداری باشد؛ در آغاز همچنان که در انجام.
ایدون بشود که در این جا ستایش اهوره مزدا را - تواناترین اَشَونی که او را می پرستیم- فرمانبرداری باشد.
«یَثَه اَهووَیریو...» که آتَروَخش مرا بگوید.
«اَثارَتوش اَشات چیت هَچا...» که پارسا مرد دانا بگوید.(2)
(راسپی: )
ای مزداپرست... (3)
اَشِم وُهو...»
خشنودی «یسنه»(هفت هات پسین) را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین.
(زَوت: )
«یَثَه اَهو وَیریو ...» که آتَروَخش مرا بگوید.
(راسپی: )
«اَثارَتوش اَشات چیت هَچا ...» که پارسا مرد دانا بگوید.
(زَوت: )
اهوره مزدای اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را می ستاییم.
(زوت: )
اهوره مزدای اشون، رد اشونی را می ستاییم.
امشاسپندان، شهریاران نیک خواه را می ستاییم.
سراسر هستی اشون مینوی و استومند را می ستاییم.
به فرمان اشه ی نیک، به فرمان دین نیک مزداپرستی.
(راسپی: )
اهوره مزدای اشون رد اشونی را می ستاییم.
امشاسپندان، شهریاران نیک خواه را می ستاییم.
سراسر هستی اشون مینوی و استومند را می ستاییم.
به فرمان اشه ی نیک، به فرمان دین نیک مزداپرستی.
(زوت: )
«هَومَتَنَم..» اندیشه ی نیک، گفتار نیک و کردار نیک را که در این جا و در هرجای دیگر ورزیده شده است و ورزیده خواهد شد، درود می گوییم و(خود) نیز با جان (و دل) به نیکی همی کوشیم.
ای اهوره مزدا ! ای اردیبهشت زیبا!
این را برای خویشتن برمی گزینیم:
آن اندیشه و گفتار و کرداری را می ورزیم که بهترین کنش های هر دو جهان است.
از پی پاداش پسین، بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان، به شهریاران و شهروندان که جهان را آباد کنند و رامش بخشند.
به راستی شهریاری را از آن کسی شمریم و از آن کسی دانیم و برای کسی خواستاریم که بهتر شهریاری کند: مزدا اهوره و اردیبهشت.
آن چه را که هر مرد یا زنی دانست که درست و نیک است، بر اوست که خود به کار بندد و دیگران را نیز بیاگاهاند تا آن را - آن چنان که هست - بکار بندد.
اینک شما را بهتر شماریم:
ستایش و نیایش اهوره مزدا و آبادانی جهان را.
اینک خود، این (کنش) را برای شما بجای آوریم و (دیگران را) نیز - آن چنان که بتوانیم- از آن بیاگاهانیم.
به سالاری «اشه»، به همسایگی «اشه»، هریک از آفریدگان از بهترین پاداش هر دو جهان برخوردار شود.
این گفتار فرو فرستاده ی اهوره مزدا را با بهترین منش فراگستریم؛ آن گاه تو را (- ای زرتشت! -) گوینده و آموزگار آن دانیم.
ای اهوره!
اردیبهشت و بهمن و شهریور نیک را، بیش از پیش سرود بر سرودها، بیش از پیش درود بر درودها، بیش از پیش ستایش بر ستایش ها (افزاییم).
«ینگهه هاتم...»
ای مزدا اهوره!
نخست به میانجی کنش آذر و به دستیاری سپند مینوی تو، به تو نزدیک می شویم.
آذر کسی را گزند رساند که تو آزردن او را خواسته باشی.
ای آذر مزدا اهوره!
به خوش ترین روش به سوی ما آی.
با رامش دهنده ترین شادمانی، با شایسته ترین درود، به هنگام دادِستان بزرگ، به ما روی آور.
ای آذر!
تویی (مایه ی) خوشی مزدا اهوره؛ چونان سپند مینو.
تویی (مایه ی) شادکامی او با کارآمدترین نامی که توراست.
ای آذر مزدا اهوره!
به تو نزدیک می شویم.
با اندیشه ی نیک، با روش درست، با گفتار و کردار دانایی نیک به تو نزدیک می شویم.
ای مزدا اهوره!
تو را نماز می بریم و سپاس می گزاریم.
با همه ی اندیشه ی نیک، با همه ی گفتار نیک، با همه ی کردار نیک به تو نزدیک می شویم.
ای مزدا اهوره!
زیباترین پیکر را در میان پیکرها از آن تو دانیم:
آن بلند (پایگاه)ترین (فروغ جهان) زبرین را که خورشیدش خوانند.
«ینگهه هاتم...»
(زَوت: )
اینک اَهوره مزدا را می ستاییم.
شهریاری و بزرگواری و آفرینش زیبای او را می ستاییم که گیتی و اَشَه را بیافرید؛ آب ها و گیاهان را بیافرید؛ روشنایی و زمین و همه ی چیزهای نیک را بیافرید.
به شهریاری و بزرگواری و خوب کرداری وی، او را ایدون با ستایش برگزیده ی آنان که گیتی را نگاهبانند، می ستاییم.
او را ایدون به نام های پاکِ اَهورایی و (نام های) پسندیده ی مَزدایی می ستاییم.
او را با دل و جان خویش می ستاییم.
او و فَرَوَشی های اَشَون مردان و اَشَون زنان را می ستاییم.
ایدون اَردیبهشت را می ستاییم؛ آن زیباترین اَمشاسپَند، آن روشنی، آن سراسر نیکی را.
بهمن و شهریور و «دین» نیک و پاداش نیک و سپَندارمَذِ نیک را می ستاییم.
اینک زمین را می ستاییم؛ زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مزدا!
زنان را می ستاییم. زنانی را که از آنِ تو به شمار آیند و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.
با شورِ دینی، چالاکی، هشیاری و «دین» پاک، پاداش نیک و آرزوی نیک و فراوانی نیک و نام نیک و بخشایش نیک را می ستاییم.
اینک آب ها را می ستاییم؛ آب های فروچکیده و گرد آمده و روان شده و خوب کنش اَهورایی را.
(ای آب ها! )
شما را که به خوبی روان و به خوبی در خور شناوری و به خوبی سزاوار شست وشو و بخشایش دو جهانید، (می ستاییم.)
اینک با نام هایی که اَهوره مَزدای خوشی بخش به شما آب های نیک داده است، شما را می ستاییم. با آن (نام ها) شما را می ستاییم. با آن نام ها (از شما) دوستی خواهانیم. با آن نام ها نماز گزاریم. با آن نام ها سپاس گزاریم.
ای آب های بارور!
شما را به یاری همی خوانیم؛ شما را که همچو مادرید؛ شما را که همچون گاو شیرده، پرستار بینوایانید و از همه ی آشامیدنی ها بهتر و خوشترید.
شما نیکان را با رادیِ بلندبازو (4) بدین جا (همی خوانیم) تا در این تنگنا ما را پاداش دهید و یاری کنید شما ای مادران زنده!
«یِنگْهِه هاتَم...»
این چنین می ستاییم گوشوروَن و گوش تَشَن و روان های خود و روان های چارپایان را که مایه ی زندگی ما هستند؛ که ما برای آن هاییم و آن ها برای مایند.
روان های جانوران سودمند دشتی را می ستاییم.
اینک روان های اَشَون مردان و اَشَون زنان را - در هرجا که زاده شده باشند- ( می ستاییم)؛ مردان و زنانی که «دین» نیکشان برای پیروزیِ اَشَه کوشیده است و می کوشد و خواهد کوشید.
این چنین می ستاییم نرینگان و مادینگان نیک را: اَمشاسپَندان جاودان زنده و جاودان پاداش بخش را که با منش نیک بسر می برند و امشاسپَند بانوان را.
ای اهوره مزدا !
آن چنان که تو به نیکی اندیشیدی و سخن گفتی و رفتار کردی، ما اندیشه و گفتار و کردار نیک خویش را به پیشگاه تو فراز می آوریم.
ای اهوره مزدا !
همچنان ترا می ستاییم و نیایش می کنیم. همچنان ترا نماز می بریم و سپاس می گزاریم.
به دستیاری پیوندِ نیک با اَشَه، با پاداش نیک و با پرهیزگاریِ نیک، به سوی تو می آییم.
«یِنگهِه هاتَم...»
ای مزدا اهوره!
اینک این پاداش را به یاد آر و آرزوی ما را برآور!
ای مزدا اهوره!
آن چه را تو فرمان داده ای که پاداش دینداریِ کسی چون من است.
این (پاداش) را تو به ما ارزانی داشتی تا چه در زندگی کنونی و چه (در جهان) مینوی، همنشین جاودانه ی تو و اَشَه باشیم.
ای مزدا اهوره!
چنان کن که ارتشتاران به اَشَه بگروند (و) اَشَه جویند و برزیگران کوشا را به یگانگی دیرپای، پرشور و استوار دار تا با، (آتُربانان) همگام باشند.
ای مزدا اهوره!
چنین باد که خویشاوندان و همکاران و یاوران با آنانی از شما که ما با ایشان یگانه ایم، از آنِ شما به شمار آیند و ما از پاکان و اَشَونانی باشیم که آن چه را آرزو می کنیم، به ما ارزانی دارید.
«یِنگهِه هاتَم...»
سرودها و درودها و نیایش ها (ی خود را) به پیشگاه اهوره مزدا و اردیبهشت فراز آوریم و سزاوار و شایسته ی آنان دانیم.
ای مزدا اهوره! ای در میان باشندگان، خوب کنش ترین!
بشود که از شهریاری نیک تو هماره بهره ور شویم!
بشود که هر دو جهان، شهریار نیکی بر ما مردان و زنان فرمانروایی کند!
ای در میان باشندگان، خوب کنش ترین!
تو را فرخنده و کامیاب و ایزد از اشه برخوردار دانیم.
بشود که تو در هر دو جهان (نگاهبان) تن و جان ما باشی!
ای مزدا ! ای در میان باشندگان، خوب کنش ترین!
بشود که پناه دیرپای تو را دریابیم و به خود ارزانی داریم!
(بشود که) به دستیار تو کامروا و نیرومند شویم و - آن چنان که آرزوی ماست- دیرگاهی ما را در پناه خود گیری!
ای مزدا اهوره!
سرودخوانان و پیام آوران تو خوانده شدیم و (آن را) پذیرفتیم و به پاداشی که «دینِ» کسانی همچون ما را نوید دادی، خرسندیم.
این (پاداش) را تو به ما ارزانی داشتی تا چه در زندگی کنونی و چه (در جهان) مینوی، همنشین جاودانه ی تو و اشه باشیم.
«ینگهه هاتم...»
«هَومَتَنَم ...»: اندیشه ی نیک، گفتار نیک و کردار نیک را که در این جا و در هر جای دیگری ورزیده شده است و ورزیده خواهد شد ، درود می گوییم و (خود) نیز با جان (و دل) به نیکی همی کوشیم.
«یَثََه اَهو ویریو...»
«اشم وُهو...»
«ینگهه هاتم ...»(5)
«یسنه»(هفت هات پسین) پیروزمندِ اَشَوَن را می ستاییم.
«ینگهِه هاتم...»
(زَوت و راسپی: )
ای امشاسپندان!
پاره های «هفت هات» را می ستاییم.
آب های چشمه (ساران) را می ستاییم.
آب های گذرگاه ها را می ستاییم.
به هم پیوستگی های راهـ(ـها) را می ستاییم.
به هم آمدن های راهـ(ـها) را می ستاییم.
کوه های آبریزان را می ستاییم.
دریاچه های آبریزان را می ستاییم.
کشتزارهای سود بخش گندم را می ستاییم.
نگاه دار و آفریدگار را می ستاییم.
مزدا و زرتشت را می ستاییم.
زمین و آسمان را می ستاییم.
بادِ چالاکِ مزدا آفریده را می ستاییم.
ستیغِ البرز کوه را می ستاییم.
زمین و همه ی چیزهای نیک را می ستاییم.
منش نیک و روان های اشونان را می ستاییم.
(ماهیِ) «واسی»یِ «پَنچا سَدوَرا» را می ستاییم.
«خَرَ»یِ پاک را می ستاییم که در میان دریای «فراخ کَرت» ایستاده است.
دریای «فراخ کرت» را می ستاییم.
هومِ زرینِ برومند را می ستاییم.
هومِ گیتی افزای را می ستاییم.
هومِ دردانه ی مرگ را می ستاییم.
آبِ روان و مرغِ پران را می ستاییم.
بازگشتِ آتروبانان را می ستاییم؛ آنان که به سرزمین های دور رفته اند؛ به کشورهای دیگر که (آموزش) اشه را خواستارند.
همه ی امشاسپندان را می ستاییم.
«ینگهه هاتم ...»(6)
(زَوت: )
اهوره مزدای اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را می ستاییم.
زرتشت اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را می ستاییم.
فَرَوَشی زرتشت را می ستاییم.
امشاسپندان اَشَوَن را می ستاییم.
فَرَوَشی های نیکِ توانای پاکِ اَشوَنان جهانی و مینُوی را می ستاییم.
کارآمدترین رَد، چالاک ترین ایزد را که در میان رَدانِ اَشَوَنی فرارسنده تر (و به ستایش) سزاوارتر است، می ستاییم.
خشنودی رَدِ اَشَوَن و رَدِ اَشَوَنی را  که کامکارتر است، می ستاییم.(7)
«یسنه»(هفت هات پسین) پیروزمندِ اَشَوَن، رَدِ اَشَوَنی را می ستاییم؛ با پَتمان ها، با بندها، با «زند»(8)، با پرسش ها، با پاسخ ها، با دو بار سرودن(9)، (با) خوب خواندنِ از بر خوانده (و با) ستایشِ خوب ستوده.(10)
به دانش خویش، به بینش خویش، به شهریاری خویش، به رَدی خویش، به خواست و کامکاری خویش اهوره مزدا ...(11)(12)

1
آب های نیک و گیاهان بارور و فَرَوَشی های اََشَوَنان را ستایش و نیایش می پذیرم.
همه ی نیکی ها: آن آب ها و آن گیاهان و آن فَرَوَشی های اََشَوَنان را ستایش و نیایش می پذیرم.

2
گاو (نخستین جانور)، «گَیَه»(13)(نخستین آدمی) و «مَنثَره»ی وَرجاوندِ بی آلا یشِ کارآمد را ستایش و نیایش می پذیریم.
ای اهوره مزدا !
تو را ستایش و نیایش می پذیرم.
ای زرتشت!
تو را ستایش و نیایش می پذیرم.
ای رَدِ بزرگوار!
تو را ستایش و نیایش می پذیرم.
ای امشاسپندان!
تو را ستایش و نیایش می پذیرم.

3
نیوشایی و آمرزش را می ستاییم.
نیوشایی و آمرزش نیایشگر را می ستاییم.
رادی (و) دهشی را که در میان همکیشان است می ستاییم.
نماز نیک بی فریب (و) بی آزار را می ستاییم.(14)
«یسنه» (هفت هات پسین) را می ستاییم.
ستایش«یسنه» (هفت هات پسین) را می ستاییم.
ما می ستاییم هات ها، پَتمان ها، واژه ها  و بندهای «یسنه»(هفت هات پسین) را چه خوانده، چه باژ گرفته، چه سروده، چه ستوده.

(1): برابر است با گاهان، هات 51، بند 22.
(2): برابر ایت با یسنا هات 15، بند 3.
(3): بندهای 1 تا 5 کرده ی پانزدهم.(به نظر می رسد در نگارش کتاب اشتباه چاپی صورت گرفته یا توسط استاد دوستخواه در اینجا اشتباهی رخ داده باشد، زیرا کرده ی پانزدهم ویسپرد ایشان (انتشارات مروارید) فقط دارای 3 بند است.)
(4): رادی و بخششی چنان بزرگ و فراوان که
گویی بازوی بلند آورنده¬اش، به آسمان می¬رسد.
(5): هفت هات یسنه (هات 35 ، هات 36، هات 37، هات 38، هات 39، هات 40، هات 41) که در اینجا تکرار می شود.
(6): یسنه هات 42 از آغاز تا پایان بند 6 در اینجا تکرار می شود.
(7): برابر است با سرآغاز کرده ی سیزدهم.
(8): گزارش.
(9): نخستین بند هریک از پنج «گاه» را دو بار (در آغاز و پایان هر «گاه») می خوانند.
(10): بند 1 کرده ی چهاردهم.
(11): در متن به جای نقطه های هفت واژه آمده که معنی کلی و پیوند آن ها با جمله روشن نیست.
(12): برابر است با بند 2 کرده ی چهاردهم.
(13): گیومرت.
(14): از آغاز بند یک همین کرده تا اینجا بار دیگر خوانده می شود.
وطن نام تو نام نامداران
همه فصل تو بادا نوبهاران
وطن سبزی سپیدی سرخ گونی
مبادا دشمنت را جز زبونی

vatan

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,616
  • امتیاز: 323
  • جنسیت : بانو
    • http://ashemvahou.persianblog.ir
پاسخ : اوستا(ویسپرد)
« پاسخ #21 : 19 اوت 2015 گاه 12:03:44 »
کرده ی بیست و دوم

1
(زَوت و راسپی: )
«اَشِم وُهو...»
با این ستایش (و) با این درود (به) امشاسپندان و سوشیانت های اَشَوَن، از پیِ پاداشِ پسین، بهترین کُنِش را همی گوییم به دانایان و نادانان، به فرمانروایان و فرمانبران که جهان را آبادان کنند و رامش بخشند.(1)

2
آنچه را اشَوَن مرد از بهترین اَشَه می داند، آن نا اَشَوَن مرد نمی داند.
چنین مباد که ما از او پیروی کنیم؛ نه در اندیشه، نه در گفتار و نه در کردار. او راه خویش را در پیش گیرد؛ چنین مباد که ما هیچ گاه بدو رسیم.
«اَشِم وُهو...»(2)

(1): بخشی از این بند از بند 4 یسنا هات 35 گرفته شده است.
(2): تمام این دو بند دوبار تکرار می شود.

وطن نام تو نام نامداران
همه فصل تو بادا نوبهاران
وطن سبزی سپیدی سرخ گونی
مبادا دشمنت را جز زبونی

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد