نویسنده جستار: دیدگاه‌های تازه در مورد نقش ایرانیان در ارتش و سازمان اداری اسکندر مقدونی  (بازدیدها: 1916 بار)

0 هموند و 3 میهمان درحال خواندن جستار.

yazdan_s

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 7,037
  • امتیاز: 903
  • جنسیت : آقا
    • یزدان صفایی
بررسی از : حسام الدین شافعیان

یکی از شگفتی‌های تاریخ نگاری سنتی ایران که با استوره‌ها هم در هم آمیخته موضوع اسکندر مقدونی است. او که زردشتیان هیچ وقت نبخشیدندش و در متون خود «گجستک» خواندند، در سایر منابع حتی شاهنامه به شکل یکی از شاهان نیمه ایرانی و کاملا مثبت به تصویر کشیده شده است. در سالهای اخیر پیر برایان [۱] و سایر پژوهشگران دوران هخامنشی و هلنی تصویر این شاه ماجراجوی مقدونی را از تاریکی خارج کردند و ثابت کردند که به دلایل گوناگون از جمله میل خودش باید اسکندر را آخرین شاه هخامنشی دانست. بنا به پؤوهش‌های جدید گزارش‌های ضد و نقیضی که از اسکندر داریم از نابودی پارسه (تخت جمشید) تا علاقه به سنت‌های ایرانی و تعمیر آرامگاه کورش را باید محصول تحول فکری او از زمان حمله‌اش به ایران تا مرگش در بابل دانست. در اینجا چکیده‌ای از نتایج پژوهش‌های مارِک اولبریخت، دانشمند لهستانی را می‌آوریم. مارک اولبریخت صاحب ده‌ها مقاله و دو کتاب است. او توجه ویژه‌ای به سلسله‌های اشکانی و سلوکی و حکومت اسکندر در ایران دارد. کتاب او "Aleksander Wielki i swiat iranski" که به زبان لهستانی نگاشته شده است حاوی اطلاعات جدیدی است که برپایه نگاه ویژه‌اش و در کنار شواهد باستان‌شناسی جدید در رابطه با رابطه اسکندر با ایرانیان نگاشت. برخی از نکاتی که او در کتاب خود مورد بحث قرار داد بدین قرار است.

ایرانیان پس از ۳۳۰ ق م مقام‌های بالایی در ارتش اسکندر داشتند و حتی یونانی‌ها را از این حیث کنار زدند.

برخی از بهترین واحد‌های نظامی اسکندر ایرانیان بودند و بیشتر ارتش صد و بیست هزار نفری اسکندر در لشکرکشی به هند از ایرانیان شمالی چون سواره نظام پارتیان و ایرانیان غربی چون نیزه زنان سواره مادی بودند.

ازدواج اسکندر با رکسانا هم در تحکیم ارتباطش با ایرانیان کمک کرد و مقاومت پارتیان و باکتریایی‌ها را از بین برد و در کنار سیاست‌های ایران گرایانه‌اش به او به عنوان پادشاه ایران در چشم بسیاری از ایرانیان مشروعیت داد.

سواره نظام ایرانی زود‌تر از آنچه تصور می‌شود به اسکندر ملحق شدند.

ایران گرایی اسکندر باعث بروز مشکلاتی بین او و سپاهیان مقدونی شد که از اروپا به ایران آمده بودند و حالا فرمانده‌شان را کم توجه به خود می‌دیدند. برخی از این سیاست‌های اسکندر عبارت بودند از پوشیدن لباس‌های ایرانی، تشویق ازدواج‌های دسته جمعی میان مقدونی‌ها و ایرانی‌ها، برقراری رده‌های نظامی ایرانی در میان سپاه، زنده کردن رسوم و تشریفات درباری هخامنشی و سپردن قریب به اتفاق ساتراپی‌ها به ایرانی‌ها (غیر از یکی) که به نارضایتی مقدونی‌ها افزود. این نارضایتی‌ها به شورش‌هایی منجر شدند که ما می‌دانیم دست کم یکی از این شورش‌ها را گروه نظامی ایرانی اسکندر سرکوب کردند!

به طور کلی برخلاف باور عمومی یونانی‌ها مقام بالایی در ارتش و سازمان سیاسی شاهنشاهی اسکندر نداشتند.

بعد از یکسری خشونت‌های اولیه اسکندر، او دریافت که بدون جلب همکاری و رضایت ایرانیان او نمی‌تواند به خوبی بر آن‌ها حکومت کند و کشور را هدایت کند. از همین روی اسکندر تلاش کرد ایرانیان و مقدونی‌ها را با هم متحد و تلفیق کند ولی تلاش او نتیجه چندانی در پی نداشت.

بر خلاف نظر بیشتر ایرانی‌های کنونی، سلوکیان بیشتر یک سلسله ایرانی محسوب می‌شوند تا هلنی. تنها شصت هزار نفر از نیروهای نظامی این دودمان سربازان ایرانی بودند که در شرق و غرب برای شاه سلوکی جنگیدند. ایرانیان در دربار سلوکیان هم نقش‌های مهمی داشتند. بیشتر سربازان و سیاستمداران ایرانی این دودمان از جنوب ایران یعنی پارسیس قلب سازمان اداری هخامنشیان بودند.

ایرانیان حتی در آرایش فلانژ که یک ابداع مقدونی است جای خود مقدونیان را در سپاه اسکندر گرفتند و او خیلی از مقدونی‌ها را مرخص کرد تا به اروپا بازگردند! این نفوذ در تکنیک‌های نظامی هلنی یکی از دلایل آشنایی اشکانیان با این آرایش بود که نقش مهمی در پیروزی‌های آن‌ها مقابل رومیان داشت.

اسکندر با استفاده از الگو‌های نظامی هخامنشیان به یک سری اصلاحات نظامی دست زد او همچنین سپاه سلطنتی مخصوص هخامنشیان را احیا کرد که سربازانش همگی ایرانی بودند.

بین ۳۲۴ تا ۳۲۳ قبل از میلاد حدود هفتاد و پنج هزار ایرانی عضو ارتش اسکندر بودند.

بیشتر شهرهایی که اسکندر در پارتیا و آسیای مرکزی ساخت ترکیب قومی مخلوطی داشتند که در آن ایرانیان و یونانیان و مقدونیان با حقوقی برابر کنار هم زندگی می‌کردند. ازدواج بین قومی بین مردم این قبیل شهر‌ها امری عادی بود و حتی بسیاری از فرزندان دورگه حاصل این ازدواج‌ها از سوی والدینشان به شیوه ایرانی تربیت می‌شدند. البته شرایط در پولس‌های یونانی متفاوت بود.

سیاست‌های حمایتی اسکندر از لباس‌ها و سنت‌های ایرانی در تصاویری که بر سکه‌های رایج در سرزمین‌های زیر فرمانش نیز دیده می‌شود.

به صورت کلی اسکندر و اخلاف سلوکی‌اش بیشتر تحت تاثیر فرهنگ ایران بودند تا اینکه ایران تحت تاثیر آن‌ها باشد.

سپاه متشکل از نیزه اندازان ماد دلیل اصلی پیروزی اسکندر بر اسپیتامنس بود.

روی هم رفته به نظر می‌رسد اسکندر که در ابتدا یک جوان خام ولی با استعداد نظامی بود که کم کم در اواخر زندگی کوتاهش پخته‌تر عمل کرد و همکاری ایرانیان با او و اخلاف سلوکی‌اش بسیار گسترده بود. شاید این پژوهش بتواند وجود روایت‌های مختلفی که اسکندر در دست است و او را شاهی نیمه ایرانی معرفی می‌کند توضیح دهد.


پانویس
 [۱]  برای آگاهی از دیدگاه پیر برایان به کتاب From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire او و همچنین Alexander the Great: Man of Action, Man of Spirit مراجعه کنید. البته نظر ایشون در مورد نامشروع بودن داریوش بزرگ مبنایی ندارد برای آگاهی در مورد جانشینی داریوش به مقاله «یزدان صفایی» چاپ شده در دو هفته نامه «امرداد»، دوشنبه، ۱۶/۳/۱۳۹۰ به شماره پیاپی ۲۵۴ با نام «گئومات مغ یا بردیا، جعل کیستی برای به دست آوردن مشروعیت» مراجعه نمایید.

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد