نویسنده جستار: خرده متنی از سخنان مانی  (بازدیدها: 1631 بار)

0 هموند و 6 میهمان درحال خواندن جستار.

Morteza-Tarikhfa

  • هموند
  • *
  • نوشتار: 6
  • امتیاز: 0
  • جنسیت : آقا
خرده متنی از سخنان مانی
« : 05 ژوئن 2015 گاه 02:01:24 »
خرده متنی از سخنان مانی

مرتضی حماسی






پیشگفتار :

این خرده متن ، به نظر می رسد از نوشته های خود مانی باشد ؛ و در متن های پارتی و پارسی میانه که توسط پروفسور مری بویس گردآوری شده است ؛ با شناسۀ « a » آمده است که نخستین متن از کتاب را تشکیل می دهد . مانی در این متن ادعا می کند که دینش از سایر ادیان برتری دارد و ده دلیل برای اثبات این مدعا می آورد که متأسفانه به خاطر پارگی متن ؛ تنها تا بند پنجم آن در دست می باشد ؛ یعنی پنج دلیل آن را می توان استخراج نمود مانی در این متن بینشی دارد مبنی بر این که ادیان بصورت تدریجی نازل شده اند ، عقیده ای که مسلمانان بدان اعتقاد دارند ؛ و همچنین مانی خود را آخرین پیامبر می دانست ؛ که همین عقیده را نیز مسلمانان برای محمد ابن عبدالله داشته اند . مانی اعتقاد داشت که دین در هر زمانی در مناطق مختلف بر مردم نازل گشته است و به عقیدۀ او ، یک بار توسط بودا در هندوستان ، پس از آن توسط زرتشت در ایران ، و پس از آن توسط عیسای مسیح در مغرب زمین ؛ دین نازل گشت . ولی عقیده ای که مانی آن را تبلیغ می نمود ؛ آیینی تازه بود و شباهتی با این ادیان نداشت ؛ با این که مانی ، بودا ؛ زرتشت و عیسی را اسلاف خود می دانست . در این متن کوتاه ؛ مانی اشاراتی به برخی کتاب های دینی خود دارد و از انجیل زنده نام می برد که در متونی دیگر به انجیل چشم و گوش شناسا گشته است ، بنا به اعتقاد پژوهشگران علت نامگذاری آن ، شامل بودن پندهای پیرامون صیانت حواس بوده است ( مری بویس ؛ 1384 ) . ولی بدون شک علت نام گذاری انجیل مانی به نام " انجیل زنده " لقب مانی می باشد که " زنده " بوده است و گونۀ سریانی نام وی " مانی حیّه " بوده است که در زبان یونانی بصورت " Manichaios " از واژۀ مانی حیّه ؛ اخذ شده است ( ابوالقاسم اسماعیل پور ، 1387 ) . علت نام گذاری " زنده " بر انجیل مانی را پژوهشگران بدین خاطر می دانند که واژۀ زنده به معنی بیدار و آگاه می باشد و ترجمۀ واژه گنوس می باشد و بدین خاطر که دین مانی ؛ دینی عرفانی و گنوسی بوده است ؛ مانی نیز با لقب زنده معروف گردیده است و پیروان مانی را زیندیگ ( زندیگ / زندیق ) به معنی منتسب به زنده ( = مانی ) می نامیدند . کهن ترین سند دربارۀ نام زیندیگ ؛ کتیبۀ موبد کرتیر می باشد که از کشتن مانویان صحبت کرده است .

در این نوشتار تلاش است که با آوردن حرف نویسی ؛ آوانویسی و ترجمۀ متن ؛ این خرده نوشته را مورد بررسی قرار دهیم . حرف نویسی و آوانویسی و توضیحات متن توسط پروفسور مری بویس ارائه شده است که آوانویسی آن را به حروف پارسی نیز برگردان نموده ام . ترجمۀ پارسی این متن به دست توانای زنده یاد مهرداد بهار به نقل از دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور می باشد .


حرف نویسی :

dyn ‘yg mn wcyd ‘c ‘b’ryg’n dyn ‘y pyšyng’n pd dh xyr fr’y ’wd wyhdr ‘st . yk , kw dyn ‘y ‘hyng’n pd yk šhr ‘wd yk ‘zw’n bwd ; ‘yg dyn ‘y mn ‘’d kw pd hrw shr ‘wd pd wysp ‘zw’n pyd’g bw’d , ‘wd pd šhr’n dwr’’n qyšyh’d .

dwdyg , kw dyn ‘y pyšyn , ‘ndwm d’š s’r’r’n p’q’n ‘ndr bwd hynd . … ; ‘wd c’wn s’r’r’n ‘hr’ft hynd , ‘ygyš’n dyn whwryd , ‘wd pd ‘ndrz ‘wd qyrdg “n swst bwd hynd , ‘wd pd * … ; ‘yg dyn ‘y mn pd nbyg’n zyndg’n , pd hmwc’g”n , ‘spsg’n , wcydg’n ‘wd nywš’g’n , ‘wd pd whyh ‘wd kyrdg’n , d’ ‘w ‘bdwm pt’y’d
sdyg , kw ‘wyš’n gy’n’n pyšyng’n ‘yg pd xwyš dyn qyrdg’n ny hnzft , ‘w dyn ‘yg mn “ynd . ‘wš’n xwd dr ‘y ‘wzynysn bwyd
tswm , kw ‘yn ‘bhwmyš’n ‘yg dw bwn nbyg’n zyndg’n , whyh ‘wd d’nyšn ‘y mn , ‘c h’n ‘y pyšyng’n dyn fr’ydr ‘wd why hynd
pnzwm , kw wysp’n nbyg’n whyh ‘wd “zynd ‘yg pyšyng’n dyn’n k’ ‘w *dyn ‘y mn …[ ruptured ]


آوانویسی :
dēn īg man wizīid az abārigān dēn ī pēšēnagān pad dah xīr frāy ud wehdar ast . yek , ku ī dēn ahēnagān pad yek šahr ud yek izwān būd ; eg dēn ī man ād ku pad harw šahr ud pad wisp izwān paydāg bawād , ud pad šahrān durān kēšīhād
dudīg , ku dēn ī pēšēn , andom dāš sārārān pākān andar būd hēnd , … ; ud če’ōn sārārān ahrāft hēnd , ēgišān dēn wihurīd , ud pad andarz ud kirdagān sust būd hēnd , ud pad * … ; ēg dēn ī man pad nibēgān * zindagān , pad hammōzāgān , ispasagān , wizīdagān ud niyōšāgān , ud pad wihīh ud kirdagān , dā ō abdom pattāyād
sidīg , ku awēšān gyānān pēšēnagān īg pad xwēš dēn kirdagān nē hanzaft , ō dēn īg man āyēnd , ušān xwad dar ī uzēnišn bawēd
tasom , ku ēn *abhumišn īg d ō bun , ud nibēgān zindagān , wihīh ud dānišn ī man , az hān ī pēšēnagān dēn frāyadar ud wahy hēnd
panzom , ku wispān nibēgān , wihīh ud āzend īg pēšēnagān dēnān ka ō ēn dēn ī man …



آوانویسی پارسی :

دین ایگ مَن ویزید اَز اَباریگان دین ئی پیشینَگان پَد دَه خیر فرای اود وِهدَر اَست . یِک ، کو دین ئی آهینَگان پَد یِک شَهر اود یِک ایزوان بود ; ایگ دین ئی من اَد کو پَد هَرو شَهر اود پَد ویسپ ایزوان پَیداگ بَواد ، اود پَد شَهران دوران کیشیهاد .
دودیگ ، کو دین ئی پیشان ، اَندُم داش سَراران پاکان اَندَر بود هیند ، ... ; اود چِ ‘ اون سَراران اَهرَفت هیند ، ایگیشان دین ویهُرید ، اود پَد اَندَرز اود کیردَگان سُست بود هیند ، اود پَد * ... ایگ دین ئی مَن پَد نیبیگان * زیندَگان ، پَد هاموزاگان ، ایسپَساگان ، ویزیدَگان اود نیوشاگان ، اود پَد ویهیه اود کیردَگان ، دا اُ اَبدُم پَتایَد .
سیدیگ ، کو اَویشان جیاندان پیشینَگان ایگ پَد خَویش دین کیردَگان نی هَنزَفت ، اُ دین ایگ مَن آییند ، اوشان خَواد دَر ئی اوزینیشن بَوید .
تَسُم ، کو این * اَبهومیشن ایگ دو بُن ، اود نیبیگان زیندَگان ، ویهیه اود دانیشن ئی مَن ، اَز هان ئی پیشینَگان دین فرایدَر اود وَهی هیند .
پَنزُم ، کو ویسپان نیبیگان ، ویهیه اود آزیند ایگ پیشینَگان دینان کا اُ این دین ئی من ...

ترجمۀ پارسی :

دینی که من گُزیده ام ، از دیگر دین های پیشینیان به ده چیز برتر و بهتر است . یک < این > که ، دین گذشتگان به یک کشور و یک زبان بود ؛ پس دین من چنان < است > که به هر کشور و به همه زبان پیدا بواد و به کشورهای دور آموخته شواد .
دیگر ، < این > که دین پیشین ، تا زمانی که سالاران پاک اندر آن بودند ، < ... ؛ > و چون سالاران فراز رفتند ( درگذشتند ) ، آن گاه دینشان بیاشفت و به اندرز و کردگان ( دستور و عمل ) سست شدند و به ... ؛ < اما دینِ من ، به خاطر کتاب های (؟) > زنده ، به آموزگاران ، اِسپَسَگان ( خادمان ، شمّاسان ) ، گزیدگان و نیوشایان و به حکمت و کردگان تا به ابد پایاد .
سوم ، این که جان های پیشین که در دین خویش کارهای نیک گرد نیاوردند به دین من آیند که برایشان خود دَرِ رستگاری است .
چهارم < این > که این مکاشفۀ دو بُن و کتاب های زنده ، حکمت و دانش من از آن دینِ پیشینیان برتر و بهترند .
پنجم < این > که همۀ کتاب ها ، حکمت و تمثیل دین های پیشین ، هنگامی که به این < دینِ من آمدند ... > .



توضیحات :


M5794 (TII D 126 I) : mihr. Man. ii , 295-96

ظاهرا این خرده دست نوشته از نوشته های خود شخص مانی است . ابوریحان بیرونی قطعۀ مشابهی از شاپورگانِ مانی نقل کرده است .

The Chronology of Ancient Nation , ed. E. Sachau , 207
و قطعۀ مشابه دیگری هم در کفالایای قبطی ؛ ( Ch.1 ) دیده می شود . این قطعه ها نشان می دهند که مانی در میان پیامبران پیش از خود فقط بودا ، زرتشت و عیسی را به مثابه پیشگامان راه خود می دانسته است .
سطر 1 :
: dēn īg man wizīid
ترجمۀ واژه به واژه = ( و . ب . و ) : « دینی که توسط من برگزیده شد » .
: abārigān dēn ī pēšēnagān
« دین های دیگر پیشینیان »
توجه کنید که صفت جمع abārigān اسمی مفرد را توصیف می کند .

سطر 2 :
: dēn ī pēšēn , andom dāš
دین پیشین تا زمانی که ( andom dā ) سالاران پاک در آن بودند ( -š andar ) ... » andom dā را باید حرف ربط مرکب دانست و در نتیجه dā ، ضمیر متصل -š را به خود می گیرد ( که بطور کامل به نخستین واژۀ جمله یا عبارت متصل می شود ) بعد از būd hēnd خبر جمله از بین رفته است . ظاهرا باید کلماتی گذاشت که چنین معنایی را برسانند : « منظم ؛ بافی ماندند » .
: ēg-išān dēn wihurīd
« سپس دینشان آشفته شد » .
šān وابسته به dēn . وقتی که ضمیر یا واژه ای به واژۀ دیگری که با حرف صامت پایان می گیرد وصل شود ، واکۀ رابطۀ کوتاه i یا u به وجود می آید که اغلب نوشته هم می شود .
sust būd hēnd
( پیروان آن دین ) « سست می شوند »

سطر سوم :
... awēšān gyānān pēšēnagān
ترجمۀ واژه به واژه = ( و . ب . و ) :
« جان های پیشین که در دین خویش کارهای نیک گرد نیاوردند به دین من آیند که برایشان خود دَرِ رستگاری است » .
uzēnišn ( و . ب . و ) « بیرون رفتن » در فحوای این جمله به معنای رهایی از سرچشمۀ زادمرد است . خوانش ‘wš’n ( به جای ‘yš’n ) از دکتر زوندرمان است .


آبشخور :
A Reader in Manichaean Middle Persian and Parthian , Mary Boyce , 1964
ادبیات گنوسی ، استوارت هالروید ، برگردان ابوالقاسم اسماعیل پور ، تهران : استوره ، 1387 ، برگۀ 209 و 210 ( نقل از ترجمۀ مهرداد بهار ) .[/size][/font][/size][/font]
« واپسین ویرایش: 05 ژوئن 2015 گاه 13:12:34 ازسوی Morteza-Tarikhfa »

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد