نویسنده جستار: ■ فرهنگ واژگان اوستایی و پارسی  (بازدیدها: 23912 بار)

0 هموند و 227 میهمان درحال خواندن جستار.

man4toman

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 87
  • امتیاز: 48
  • جنسیت : آقا
پاسخ : (+) فرهنگ واژگان اوستای و پارسی ( اگر پرسش
« پاسخ #60 : 05 ژانویه 2009 گاه 19:19:19 »
درود پیرانسال گرامی
اگر میشود لطفی بکنید و این واژه ها را به فارسی بر گردانید ممنون میشم:جامعه-تغییر-تفاوت.
با سپاس فراوان از شما دوست عزیز

پدرود
« واپسین ویرایش: 05 ژانویه 2009 گاه 19:21:15 ازسوی man4toman »
دست هایی که عمل میکنند مقدس تر از لب هایی هستند که دعا میخوانند.کوروش کبیر

atrin

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 2,867
  • امتیاز: 801
    • http://iranvaja.blogfa.com
با درود.
دوست بسیار گرامی ام، man4toman بسیار زیباست که بتوانیم واژگان زیبای پارسی را در گفتگوهایمان بیشتر بکار بریم.
برای تغییر می توان گفت دگرگونی.
برای تفاوت می توان گفت گوناگونی یا ناهمسانی یا گونه گونگی
برای جامعه هم واژه های هازمان یا همبودگاه می توانند واژه هایی درخور باشند.
ولی باید  تلاش کرد واژگان را در کابرد به بوته آزمایش کشید. زیرا هدف از سره گویی و سره نویسی، این است که مردم بتوانند بیشتر از واژگان پارسی استفاده کنند.
عشق یعنی بخاطر یک هدف مقدس از همه چیز گذشتن، و به پاداش، چیزی نخواستن. ( دکتر علی شریعتی)

با کسب اجازه از داریوش بزرگ:
پروردگارا، این کشور را از گزند دروغ، دشمن، خشکسالی، لیبرالیسم، امپریالیسم، صهیونیسم، پانترکیسم، قوم گرایی، زبان های محلی، و روشنفکران، بدور بدار.

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
درود پیرانسال گرامی
اگر میشود لطفی بکنید و این واژه ها را به فارسی بر گردانید ممنون میشم:جامعه-تغییر-تفاوت.
با سپاس فراوان از شما دوست عزیز

پدرود

جامعه :  چپیره , توده ی مردم , گروه مردم , جرگه , جفت , هازمان(این واژه ساختگی است) , همبودگاه // گردآورنده , فرآهم آورنده

تغییر : دگرگونی , دگردیسی , ترادیسی , گردندگی , جزش , بر گردانیدگی , دگردیسانی , وشتاری // گردانیدن , برگردانیدن , گردیدن , گرداندن , دگرگون کردن , دگرگون شدن , دگرگونه شدن , دیگر کردن , دیگر شدن , گشتن , برگشتن

تفاوت: فرور , وابر , بون , گونه گونگی , گوناگونی , برفرودی , جدایی , نایکسان , ناهمسانی , ناهمگونی // جدایی دادن // واگردان

پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

atrin

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 2,867
  • امتیاز: 801
    • http://iranvaja.blogfa.com
با درود.
درباره واژگان پارسی سره، سخن بسیار می توان گفت. ولی شوربختانه در هازمان کنونی ایرانی، هیچ استادی، استاد دیگری را قبول ندارد و هرگز ما ندیده ایم که یک واژه نامه فراگیر و یگانه برای جایگزینی واژگان زیبای پارسی با وام واژگان راه یافته به زبان پارسی، نگاشته شود. این پرسمانی است بسیار درخور اندیشه. در هازمان ایرانی، چه آنهایی که درون کشور بسر می برند و چه هازمان ایرانی باشنده در آنسوی مرزهای کشور نازنینمان، ایران، همیشه همه نام را بیشتر از هر چیز دیگری دوست داشته اند. در حالی که برای به انجام رساندن یک کار ملی، نام ها همه زیر نام ایران قرار می گیرند و باید از جزیره ای برخورد کردن پرهیز کرد.
من در این چند ساله که به سره نویسی روی آورده ام و در برگردان هایم، از واژگان شیرین پارسی سره استفاده فراوان می کنم، بسیار واژه نامه هایی دیده ام که گردآورندگان هرکدامشان، برای خودشان واژه هایی را در واژه نامه گذاشته اند. حتی در مواردی، واژه هایی که فرهنگستان های نخست و دوم آنها را برابری بر وام واژگان دانسته اند، را نیز رد کرده اند. همین گوناگونی و بهتر بگویم دوگانگی و چندگانگی در نگرش ها، هازمان بزرگ سره نویسان را دچار سردرگمی کرده است. شاید هرکدام از سره نویسان این حق را داشته باشند تا یک واژه نامه معتبر یگانه را طلب کنند. ولی شوربختانه در کشور ما، فرهنگستان که متولی اصلی این کار باید باشد، اساتید زبان پارسی را قبول ندارد و اساتید هم به همینگونه، فرهنگستان را قبول ندارند. باید یک جایی باشد که هماهنگی زبانی را بتواند ایجاد کند.
یک پرسمان دیگر هم نداشتن توجه به کاربرد واژگان است. شاید بیراه نباشد اگر بگویم باید روی بخش کاربرد واژگان پافشاری بیشتری شود. زیرا واژگان را برای سخن گفتن، نوشتن و در کل برای کاربرد، لازم داریم و واژه ای که بکار برده نشود، نمی تواند واژه ای باشد درخور توجه.
با جمع بندی موارد بالا می توانم بگویم که خدای ناکرده اینگونه نشود که داستان انگور و عنب و اوزوم  را شاهد باشیم.
عشق یعنی بخاطر یک هدف مقدس از همه چیز گذشتن، و به پاداش، چیزی نخواستن. ( دکتر علی شریعتی)

با کسب اجازه از داریوش بزرگ:
پروردگارا، این کشور را از گزند دروغ، دشمن، خشکسالی، لیبرالیسم، امپریالیسم، صهیونیسم، پانترکیسم، قوم گرایی، زبان های محلی، و روشنفکران، بدور بدار.

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا


 
 خویدوده

 در متون پهلوی به فراوانی از سنت ازدواج با محارم یا خویدوده  سخن رفته و به انجام آن توصیه اکید شده است. ازدواج با محارم ظاهرا در جامعه ودایی نیز وجود داشت. در سرودی از ریگ ودا  گفتگوی عاشقانه ای میان جم و جمی که برادر و خواهرند به میان می آید. در این سرود جمی میل خود را برای  ازدواج با برادرش جم اظهار می دارد و جم ابتدا خواهش او را نمی پذیرد; اما بعد تن در می دهد. اما با برخورد ایرانیان با تمدن مادرسالار آسیای میانه غربی و نجد ایران که بنا به آیینهای  مرسوم این منطقه , ازدواج با محارم رایج بود , ازدواج با خواهر دیگر نمی توانست گناهی به شمار آید. طبق روایت پهلوی از میان چهار چیز برتر که اورمزد آفرید ,  خویدوده از همه والاتر است. ارزش آن به حدی است که سبب بخشایش گناهان مرگ ارزان و دوری از دوزخ می گردد. ارداویراف روان کسانی را که خویدوده کرده بودند , در بهشت ازلی در آن روشنایی که با نیرومندی آفریده شده بود دید که نور به بلندی کوه از آنان می تافت. اهریمن برای مقابله با آن عمل زشت لواط را قرار داد. اما او اذعان می کند که چاره خویدوده را نیز نمی تواند بکند. درمتون پهلوی آمده است:  برترین کردار نیک خویدودس کردن است. زیرا خویدودس معادل با زایشی ازلی است که با آن از وحدت آغازین کثرت پدید می آید و بر اثر آن پیدایش و پرورش آفریدگان میسر و ممکن می گردد. هر کس که آفرینش را می ستاید پس او ناگزیر خویدودس را نیز می یابد ستوده بشمارد. بدین ترتیب خودیدوس را ابزار پدید آمدن کثرت از وحدت ازلی فراوان گشتن آفریدگان , که از بن یکتا و واحد پدید آمده اند و دام روایی یا رواج و رونق دام و آفریدگان شمرده اند . در متون پهلوی از میان کسانی که خویدوده کرده اند می توان از اورمزد و سپندارمذ و سپس مشی و مشیانه , جم و خواهرش جمگ , گشتاسب و خواهرش هوتوس , بهمن و خواهرش همای نام برد. در متون پهلوی یکی از نشانه های بدزمانگی از رواج افتادن خویدوده و ازدواج  با بیگانگان است . اما در زمان سوشیانس همه مردم خویدوده خواهند کرد و دیوان به خویدوده نابود شوند.


منابع: ارداویرافنامه 55 , 89 / بندهش 82 / پژوهشی در اساتیر 205 , 225 , 230 / تاریخ اساتیری 28 / دستنویس م او 29 , 248 , 308 , 374 , 385 , 388 / روایت پهلوی 5-9 , 53 , 68 , 162 / شایست ناشایست 235 - 236 / کیانیان 214 / متون پهلوی 56 / نخستین انسان 7 , 12 ,14 



بن مایه : فرهنگ اساتیر ایرانی 
 پخش:کتاب پارسه




پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
هم معنی لواط چه واژه ای را به کار می بردند؟


لواط: مکیاز بازی , مکیاز بارگی , بچه بازی

لواط کننده: مکیاز باز , مکیاز باره



پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
انجمن مینویان(اسا طیری):
« پاسخ #66 : 28 مارس 2009 گاه 15:54:57 »


انجمن مینویان(اسا طیری):



 منظور از انجمن مینویان همان انجمن امشاسپندان است. به روایت زادسپرم بهمن به زردشت گفت که: (( بالا برو به انجمن مینویان . آن اندازه را که بهمن به نه گام رفت , زردشت به نود گام رفت و هنگامی که نود گام رفته بود انجمن هفت امشاسپند را دید. هنگامی که به بیست و چهار پایی امشاسپندان آمد به سبب روشنی بزرگ  امشاسپندان , آنگاه سایه خویش بر زمین ندید. این انجمن در ایرانویچ  است , در سوی خراسان (مشرق) در ساحل داییتی)) منابع: زاداسپرم22


 
 بن مایه : فرهنگ اساتیر ایرانی
 پخش:کتاب پارسه

پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
پاسخ : (+) فرهنگ واژگان اوستای و پارسی ( اگر پرسش
« پاسخ #67 : 02 ژوئن 2009 گاه 11:57:11 »
  بنام ایزد


 یعنی به نام خدا و این کلمه را در محل تعجب گویند . و به جهت دفع چشم زخم نیز استعمال کنند . چنانکه گویند (( نام خدا چه جلد و چالاک است)) . و گاهی به جهت قسم نیز گفته اند: ما اشاالله , چشم بد دور . گاهی بنامیزد هم نویسند.



 بن مایه: دانشنامه ی مزدیسنا
 نوشته و پژوهش دکتر جهانگیر اوشیدری







« واپسین ویرایش: 03 ژوئیه 2009 گاه 01:40:28 ازسوی piransal »
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

آرتوش

  • هموند
  • *
  • نوشتار: 7
  • امتیاز: 0
  • جنسیت : بانو
امرداد(امشاسپند)
امرداد به معنی جاودانگی و بی مرگی و یکی از شش ایزد است و ایزد نگهبان گیاهان
بیستون بود و تمنای دو دوست. آزمون بود و تماشای دو عشق. در زمانی که چو کبک ، خنده می‌زد "شیرین" تیشه می‌زد "فرهاد"! نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس... نه توان کرد ز بی‌دردی "شیرین" فریاد
کار "شیرین" به جهان شور برانگیختن است! عشق در جان کسی ریختن است! کار فرهاد برآوردن میل دل دوست خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن خواه با کوه در آویختن است . رمز شیرینی این قصه کجاست؟ که نه تنها شیرین، بی‌نهایت زیباست...

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
پاسخ : ■ فرهنگ واژگان اوستایی و پارسی
« پاسخ #69 : 08 دسامبر 2015 گاه 07:11:31 »

اسپرم: که به صورت سپرم . شاه اسپرم , شاه اسپاغم , شاه اسفر هم آمده همان ریحان است که به تازی آن را ضمیران گویند . گل ریحان مخصوص امشاسپند شهریور است.


پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد