نویسنده جستار: عکاسی :  (بازدیدها: 3670 بار)

0 هموند و 2 میهمان درحال خواندن جستار.

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
عکاسی :
« : 04 ژانویه 2009 گاه 15:55:49 »
سالها قبل از اینکه عکاسی اختراع شود اساس کار دوربین عکاسی وجود داشت. یک دانشمند مسلمان به نام ابن هیثم در قرن پنجم هجری / یازدم میلادی وسیله ای را به نام جعبه تاریک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاریک، عبارت بود از جعبه یا اتاقکی که فقط بر روی  یکی از سطوح آن روزنه ای ریز، وجود داشت. عبور نور از این روزنه باعث میشد که تصویری نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکیل شود.
این وسیله، طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. لئوناردو داوینچی نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در یادداشتهای خود خواص اتاقک تاریک را شرح داده است. هم چنین وی آن را کامرا آبسکورا (Camera Obscura) و روزنه ریز آن را نیز پین هول (Pine Hole) نامید.
این وسیله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامی نقاشان بخصوص نقاشان ایتالیایی قرن شانزدهم از آن برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحضه دورنمایی صحیح استفاده می کردند، به این ترتیب که کاغذی را بر روی سطح مقابل روزنه قرار می دادند و تصویر شکل گرفته را ترسیم می کردند.
این تصاویر بسیار واقعی و از پرسپکتیو صحیحی برخوردار بود.


در حدود سال ۱۵۰۵ میلادی نیز ژرم کاردان (Jerome Cardan) ریاضی دان ایتالیایی یک عدسی محدب بر روزنه اتاقک تاریک نصب کرد، این کار باعث شد تا تصویر وضوح بیشتری پیدا کند.

اما سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسیله شیمیدان آلمانی ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقی کشف شد. ماجرا از این قرار بود که روزی وقتی شولتز وارد آزمایشگاه شد، متوجه شد برگ درختی بر روی کاغذی که به نیترات نقره و آهک آغشته بود افتاده، بعد از اینکه برگ را از روی کاغذ برداشت متوجه شد که قسمتی که برگ روی آن بوده مثل سایر بخش های کاغذ سیاه نشده است.
این پدیده باعث آغاز فعالیتهای جدیدی برای شناسایی مواد حساس به نور شد.


و اینکه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel)  انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد. ماده ای که هرشل به عنوان ماده ثابت کننده تصویر معرفی کرد هیپوسولفیت دوسود نام داشت. کار مهم دیگری که هرشل انجام داد به کاربردن الفاظ منفی (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاویر بود.

تا اینکه سرانجام بین سالهای ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ یک مخترع فرانسوی به نام نیسفور نی یپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولین عکس دنیا را ثبت کند.



اولین عکس دنیا




وی این عکس را در املاک شخصی خود واقغ در دهکده ای به نام سن لودووارن در چند کیلومتری شالن سورسن تهیه کرد.
نی یپس در واقع برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد. عکسی که وی تهیه کرد حدود ۸ ساعت بوسیله خورشید نور دیده بود. وی این روش را هلیوگرافی (Heliography) یا ترسیم بوسیله خورشید نامید.


نی یپس در سال ۱۸۲۹ با یک فرانسوی دیگر به نام لویی ژاک مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالری در پاریس بود و ضمنا تجربه های با ارزشی نیز در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت.
پس از مرگ نی ئپس ، داگر کار وی را ادامه داد و او پس از چند سال روشی را ابداع کرد که آن را (داگرئوتیپ) نامید.

داگر و نی پپس:


 
      

داگر و نی پپس

سالها بعد کلمه فتوگرافی که بوسیله سرجان هرشل و از ترکیب دو کلمه یونانی فتوس (Photo) به معنی نور و گرافوس (graphein) به معنای رسم کردن ابداع شده بود جای آن را گرفت.


در آن زمان عکاسی برای مردم سحر و جادو تلقی می شد تا جایی که تصاویر به دست آمده را آینه حافظه دار نامیده بودند.

در سال 1838 شیمیدان انگلیسی به نام ویلیام هنری فوکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر ، بزرگسازی تصویر و به دست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی را در ظهور عکس تکمیل کرد.

قبل از این عکاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شی مورد نظر بسازند. ( فرض کنید اگر قرار بود از یک فیل عکس بگیرند چه دوربینی با چه اندازه ای می خواستند!!)


در آن زمان برای گرفتن عکس مدت و هزینه زیادی صرف میشد .لابراتوارها سیار بودند و حمل و نقل شیشه ها (که عکس ها روی آنها ظهور میشد) بسیار سخت بود.
از طرفی سوزه باید در طول زمان گرفته شدن عکس بدون حرکت میماند! که برای سوژه های جاندار مثل انسان از آپولو (وسیله ای برای شکنجه انسان) استفاده میکردند. با اختراع امولسیون تر یا کلودیون این زمان به ۲-۳ ثانیه تقلیل یافت. بعدها با اختراع امولسیون ژلاتین دار یا امولسیون خشک توسط ریچارد مادوکس (Richard Maddox) این زمان به ۱/۲۵ ثانیه کاهش پیدا کرد.

و اما اشخاص زیادی برای ارتقاء عکاسی تلاش کردند که یکی از معروفترین این افراد جرج ایستمن (George Eastman) بود که تلاش کرد تا عکاسی را در اختیار همگان قرار دهد وی هم چنین بنیانگذار موسسه کداک است.


شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
« واپسین ویرایش: 25 دسامبر 2013 گاه 11:36:30 ازسوی Pasha »
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

lotr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,204
  • امتیاز: 654
  • جنسیت : آقا
عکاسی ديجيتال
« پاسخ #1 : 04 ژانویه 2009 گاه 16:07:04 »


عکاسی ديجيتال

اکثر افراد فکر می‏کنند عکاسی ديجيتال بهترين راه عکسبرداری است،  و تکنولوژی آن نيز همواره در حال بهتر شدن است. با يک دوربين ديجيتال می‏توانيد عکسی را که لحظه‏ای قبل انداخته‏ايد بلافاصله ببنيد و در صورت لزوم آن را اصلاح کنيد.

می‏توانيد آن را به کامپيوتر منتقل کرده و قسمتی از آن را جدا کنيد،  رنگ بندی آن را تغيير دهيد،  روشنايی آن را کم و زياد کنيد و دقيقاً به همان اندازه‏ای که مايل هستيد چاپ کنيد و يا آن را ايميل کرده يا در آرشيو خود نگهداريد .مزيت دوربينهای ديجيتال در انعطاف پذيری و کم دردسر بودن آنهاست و مسلماً به اتاق تاريک و مواد شيميايی و ... نيازی نيست .






امروزه بسياری از دوربينهای ديجيتال می‏توانند با بهترين دوربينهای 35 ميليمتری از نظر کيفيت تصويری و ريز نمايی (Resolution)رقابت کنند. اولين دوربينهای ديجيتالی رزولوشن بسيار کمی داشتند و از نظر اپتيکی نامناسب بودند. به دليل اينکه لنز دوربينهای اوليه پلاستيکی و سنسورهای آنها از نوع CMOS،  که ارزانتر هستند بود. اين سنسورها در دوربينهای امروزی با CCD جايگزين شده‏اند .
[

CMOS image sensor


           با گذشت زمان،  ريزنمايی بالاتر،  در حد 640*480 پيكسل به بازار آمدند که برای ساختن تصاوير وب مناسب بوده ولی هنوز هم برای چاپ بسيار نامناسبند. بعد از آن دوربينهای مگاپيکسلی شدند. مگا به معنی ميليون است و منظور از آن دوربينهايی است که تصاوير آنها از بيش از يک ميليون پيکسل ايجاد شده‏اند .


CCD image sensor




 

هدف اصلی از ساخت دوربينهای ديجيتال :
          هدف اصلی سازندگان دوربينهای ديجيتال اين بوده است که رزولوشن يا دقت دوربينهای ديجيتال را به دوربينهای فيلمی برسانند. رزولوشن بالاتر به عکاس اجازه می‏دهد تا عکس را در اندازه‏های بزرگتری چاپ کند يا بتواند قسمت‏هايی از عکسهای خود را جدا کرده،  بزرگ و چاپ کند،  بدون اينکه کيفيت آن کاهش يابد .

دسته بندی دوربينهای ديجيتال :
           به دو دسته تقسيم می‏شوند : دوربينهای تمام اتوماتيک و دوربينهای SLR. دوربينهای ديجيتال تمام اتوماتيک: ظاهری مانند 35 ميليمتری تمام اتوماتيک دارند،  دوربينهای SLR حرفه‏ای مانند نيکون D1  لنزهای قابل تعويض،  فلاش‏های قوی و کنترلهای دستی زيادی دارند .

مهمترين وجه تمايز دوربينهای ديجيتال :
1- قابل تعويض بودن لنزها
2- بدنه يا LCD قابل چرخش
3- امکان ضبط فيلم
4- کيفيت
5- ميزان زوم اپتيکال

 


سيستم اپتيکال (Optical System ) :
          قلب هر دوربينی ( چه ديجيتالی و چه فيلمی ) قسمت اپتيکی آن است. اکثر دوربينهای ديجيتال دو منظره ياب ( ويزور ) دارند،  منظره ياب ديجيتال و اپتيکال .

         منظره ياب اپتيکال يک لنز پلاستيکی يا شيشه‏ای است که نمای سوژه را به صورت غير الکترونيکی نشان می‏دهد و منظره ‏ياب ديجيتال،  يک LCD است که تصويری از آنچه CCDها دريافت می‏کنند را به شما نشان می‏دهد .

تفاوت منظره ياب ديجيتالی و اپتيکال :
          بسياری از دوربينهای ديجيتال، غير SLR هستند و شما آنچه را که CCDها می‏بينند از طريق منظره‏ياب اپتيکال نمی‏بينيد. منظره‏ياب اپتيکال آنها،  از سيستم ارزان قيمتی پيروی می‏کند. در اين سيستم يک لنز مجزا به موازات لنز اصلی دوربين و نزديک آن وجود دارد،  که برای کادربندی ساخته شده است .

          وقتی از فاصله‏های زياد عکس می‏گيريد،  نمايی که در لنز اصلی وجود دارد نسبت به چيزی که در لنز کوچک منظره‏ياب می‏بينيد تفاوات چندانی ندارد،  ولی هر چه فاصله کمتر شود،  تفاوت تصوير آن دو نيز بيشتر می‏شود  در اين مشکل که مشکل توازی يا پارالکس نام دارد،  هر چه فاصله سوژه از دوربين بيشتر باشد، نسبت اختلاف بين دو عکس کمتر می‏شود،  و اين همان خطای ديده منظره ياب است .


Parallax Error


          يکی ديگر از مشکلات منظره‏ياب‏های اپتيکال موازي، اين است که کادر آنها کوچکتر از نمايی است که عکسبرداری می‏شود. اين مقدار Accuracy ناميده می‏شود که حدود 80% است البته اين مشکل در SLRها وجـود ندارد. LCD يا منظــره‏ياب ديجيتال بــرخلاف منظره‏ياب اپتيکـــال،  دقيقـــاً آنـــــچه را كه عکسبرداری خواهد شد نشان می‏دهد و در نتيجه بيشتر قابل اتکاست. در عين حال،  استفاده از LCD مصرف باتری شما را بسيار افزايش می‏دهد و می‏توانيد در مواقع لزوم با خاموش کردن آن و استفاده از منظره‏ياب اپتيک،  مدت بيشتری از باتری خود استفاده کنيد. در ضمن،  ديدن LCD ها در نور زياد بسيار مشکل است. و اين نيز می‏تواند دليل ديگری باشد که گاهی از منظره‏ياب اپتيک استفاده کنيد .

باتری‏ها :
         اکثر دوربينهای ديجيتال از چهار باتری قلمی AA استفاده می‏کنند و برخی ديگر از دوربينها نيز باتری‏های ليتيومی يا نيکل‏متال قابل شارژ دارند،  برخی از دوربينها همراه با آداپتور برقی فروخته می‏شوند و برخی نيز آداپتورهايی دارند که می‏توان آنها را جداگانه خريداری کرد. از جمله استفاده‏های آداپتور در زمان انتقال دادن داده‏ها به کامپيوتر است.

حافظه :
         در مقابل دوربينهای معمولی که از فيلم استفاده می‏کنند،  دوربينهای ديجيتال از حافظه ‏هايی مانند حافظه‏هاي كامپيوتر برای ذخيره عکس‏ها استفاده می‏کنند. بعضی دوربينها،  مانند ماويکای سونی،  از فلاپی ديسک يا سی‏دی به عنوان حافظه استفاده می‏کند. البته از چنين سيستم‏هايی در دوربينهای جديد استفاده نمی‏شود،  چون باعث حجيم و سنگين‏شدن دوربين می‏شوند و از آن مهمتر بسيار کند و غير قابل اطمينان هستند .



Memory


کنترل‏های دوربين :
          دوربين‏ها دو سيستم کنترلی مختلف دارند. يکی کليدهايی که روی بدنه آنها قرار دارد و ديگری عملکرد‏هايی که در منوهای آنهاست. برای تسلط بر کنترل‏‏های دوربينتان بايد راهنمای آن را بخوانيد و لازم است بدانيد که بدون تسلط بر آنها نمی‏توانيد عکس‏های فوق‏العاده‏ای بيندازيد .



امکانات فلاش دوربينهای ديجيتالی :
1- کاهش قرمزی چشم : در اين حالت فلاش از طريق چند پيش فلاش باعث می‏شود که مردمک چشم کوچک شود و در عکس قرمز بيفتد .
2- فلاش تکميل کننده : اين نوع فلاش در مواقعی استفاده می‏شود که نور کافی وجود دارد و معمولاً نيازی به فلاش نيست و تنها برای از بين بردن سايه‏ها لازم است .



3- فلاش Rear Curtain : در اين حالت فلاش در پايان زمان نوردهی روشن می‏شود و اين حالت زمانی کاربرد دارد که در شب عکاسی می‏کنيد و مايل نيستيد که مسيرهای نور ايجاد شده توسط سوژه‏های متحرک جلوتر از آنها قرار گيرند .



 


مکانيزم انتقال عکس‏ها و لوازمی که نياز داريد :
1- دوربين
2- کامپيوتر مناسب
3- باتری
4- کارت حافظه
5- نرم‏افزار ويرايش عکس
6- پرينتر
         برخی از دوربينها خروجی تلويزيون دارند و می‏توانند عکس‏ها و فيلم ها را از طريق تلويزيون،  به صورت تکی يا نمايش پشت سر هم،  نمايش دهند. اگر بخواهيد می‏توانيد آنها را برروی نوارهای ويديويی نيز ضبط کنيد و هيچگاه از کامپيوتر استفاده نکنيد .

         برای اتصال به کامپيوتر،  پورت USB يا IEEE1394 را توصيه می‏کنند. اين پورت‏ها کارکرد بهتری دارند. در اين حالت دوربين شما تصاوير را به کامپيوتر انتقال می‏دهد. سرعت انتقال عکس‏ها به کامپيوتر در اين روشها به دوربين شما نيز بستگی دارد و تمام دوربينها سرعتی برابر ندارند. دوربينهای جديد بسيار سريع شده‏اند و از اين نظر با دستگاه‏های کارت خوان رقابت می‏کنند .

 

 

« واپسین ویرایش: 04 ژانویه 2009 گاه 16:10:23 ازسوی lotr »
به نام آنکه شب را به روز تبدیل میکند تا کودکی از هراس به آرامش برسد. (لتر)

اگر همه انسانها يكسان بينديشند و تنها يك تن با نظر همه مخالف باشد ، كار عموم در خاموش كردن اجباري آن يك تن به همان اندازه نارواست كه ،‌اگر او قدرت داشت و نوع بشر را به زور خاموش مي كرد(میل)

atessa27mehr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 900
  • امتیاز: 217
  • جنسیت : بانو
عکاسی در ایران
« پاسخ #2 : 30 نوامبر 2009 گاه 06:15:22 »

ورود عکاسی به ایران:
پس از اعلام عکاسی در سال 1839 میلادی با وقفه ای حدود 5 سال یعنی در اواخر حکومت محمد شاه قاجار و اوایل حکومت ناصرالدین شاه، عکاسی وارد ایران شد.
در بدو پيدايش عکاسي، محدوديتهاى فنى عکسبردارى موجب مىشد تا عکسبردارى از ابنيه و عمارات رونق پيدا کند.
تمايل واقعى شاه(ناصرالدین شاه) به ترويج عکاسى در ايران باعث شد تا در آن دوران تعدادى از محصلان مستعد دارالفنون براى کسب مهارتهاى فنى و اطلاعات هنرى به اروپا اعزام شوند.
دوربينهاى عکاسى نیز تنها در دسترس درباريان خاص که آشنا به فن عکاسى بودند و بيشتر آنها لقب عکاسباشى داشتند قرار مىگرفت.
نخستین های عکاسی در ایران:
برخی پژوهشگران تاریخ عکاسی ایران، نخستین مرد عکاس ایرانی را شاهزاده ملک قاسم میرزا دانستهاند که به روش داگروتیپ بر روی صفحه نقره عکاسی میکرده است و عده ای ناصرالدین شاه قاجار را نیز به سبب علاقه بسیار او به این فن، از آغاز گران ایرانی عکاسی برشمرده اند.شاه عکاسی را از عکاسی فرانسوی به نام فرانسیس کارلهیان که به همراه فرخ خان امین الدوله برای اموزش و ترویج عکاسی به ایران آورده شده بود،آموخت.
نخستین دست اندرکاران عکاسی در ایران، اروپاییانی از فرانسه ، اتریش و ایتالیا بودند که در دارالفنون تدریس میکردند. عکاسی نیز پس از 1860 در برنامههای درسی دارالفنون گنجانده شد.
نخستین فرد خارجی که در ایران عکس را با روش صفحه ی نقرهای چاپ کرد نیکلای پاولوف دیپلمات جوان روسی بود که در سال 1842م-1258ق به ایران آمد و نخستین عکس ها را به روش داگرئو تیپ از محمد شاه و درباریان برداشت. پس از وی ژول ریشار فرانسوی است که در سال 1844م. باز به روش داگرئوتیپ عکسبرداری کرد وبعدهادر دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت و دیگری کرشیش اتریشی معلم توپخانه دارالفنون بود.
آقا رضا عکاسباشی ، حسنعلی عکاس ، آقایوسف عکاس ، امیر جلیل الدوله قاجار ، میرزا احمد صنیع السلطنه ، ابوالقاسم ابن محمد تقی نوری ، میرزا ابراهیم خان عکاسباشی ، آنتوان خان سوریوگین و عبدالله قاجار از دیگر عکاسان پُرکار و نامدار دوران قاجار به شمار میآیند که نمونه آثار آنان در میان مجموعههای باقیمانده از دوران قاجار و نزد اشخاص، به فراوانی دیده میشود.
نخستین عکاسی در شب:
عکاسخانه ی "محمد جعفر خادم" اولین عکاسخانه در ایران بود که توانست با به کار گیری نور مصنوعی چراغ های الکتریکی در شب نیز عکس بگیرد. زیرا تا آن زمان بجز در روز و توسط نور آفتاب عکاسی مقدور نبود.
عکس برداری به این روش به دلیل به کارگیری نیروی الکتریسیته بسیار گران و تقریبا 3 برابر قیمت عکس هایی بود که در روز گرفته می شدند.
نخستین عکاسان زن:
نخستین زن ایرانی که به صراحت بر عکاسی او اشاره رفته، عزت ملک خانم ملقب به اشرف السلطنه همسر [محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری] است که عکاسی را از شاهزاده محمدمیرزا پسر عموی خود فرا گرفته است.
از دیگر عکاسان زن ایرانی میتوان به زنان خانواده معیر الممالک اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن عکاسخانهای مجهز در منزل شخصی امکان عکسبرداری توسط زنان وی فراهم بوده است.
دو تن از زنان دوران ناصری نیز به نامهای فاطمه سلطان خانم همسر میرزا حسنعلی عکاس و عُذرا خانم همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس باشیهای شاه بودهاند به عکاسی میپرداخته اند. همسر و دختر آنتوان خان سوریوگین ، عکاس نامدار دوران ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس در ایران آورد.
نخستین عکاسخانه ها در ایران:
در همان ابتدا که عکاسی در ابران رواج یافته بود، اولین عکاسخانه ایران در کاخ گلستان به فرمان ناصرالدین شاه دایر شد. این عکاسخانه که عکاسخانه مبارکه همایونی نام داشت، فقط برای امور شخصی و دولتی دربار ایجاد شده بود و همه کس به آنجا راه نداشتند. پس از چندی ،در سال 1285 هـ.ق اولین عکاسخانه عمومی نیز به فرمان ناصرالدین شاه در تهران تاسیس شد.روزنامه "دولت علیه ایران" نیز در آن روزگار با چاپ اطلاعیه ای، از آن خبر داد.:
" اعلانات چون اغلب مردم زیاده از حد مایل و راغب هستند که عکس خود را بیاندازند و در عکاسخانهً مبارکهً دولتی همه کس نمیتوانست برود و عکس خود را بیاندازد،عکاسباشی عباسعلی بیگ آدم خود را، که مدتها در زیر دست او بوده و تربیت شده و در عکاسی کمال مهارت را پیدا کرده بود،قرار گذاشت در خیابان جباخانهً مبارکه( باب همایون کنونی) حجرهای ترتیب واسباب عکاسی آماده نماید تا هر کس را میل انداختن عکس خود باشد، درآنجا رفته عکس بیاندازد و قیمت آن هم موقوف به بزرگ و کوچکی عکس است: عکس بزرگ یکی چهار هزار "دینار" است تا دوازده عدد. پس از آن، هر کس زیادتر طالب باشد، یکی سه هزار دینار است، عکس کوچک یکی دوهزار دینار است تا دوازده عدد. بعد از آن هر کس زیادتر بخواهد، یکی سی "شاهی" است."
از اوايل سلطنت مظفرالدينشاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله ميرزا در بالاخانههاى دارالفنون عکاسخانه داير کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسيارى از عکاسهاى بعدى از شاگردان وى بودهاند. اين عکاسخانه تا اوايل مشروطيت داير بود و عکاس ديگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مىداد، بنام ميرزا ابراهيمخان عکاسباشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدينشاه بوده است.
پس از چندی يکى از تکنيسينهاى عکاسخانه عبداله ميرزا بنام ايوانوف که براى خود اسم ايرانى ”روسىخان“ را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسيه، با يکى از شرکتهاى لوازم عکاسى براى تهيه شيشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خيابان علاءالدوله عکاسخانهآى داير نمود. عکسهاى او همه مارک روسىخان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، اين عکاسخانه مرکز آزاديخواهان و اغلب عکسهاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غيره بوده است. اين عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى داير بوده است. روسىخان با محمدعليشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه يافت و سپس تعطيل شد.
از شاگردان عبداله ميرزا دو نفر ديگر بنام ”ماشااله خان“ و ”خادم“ در اوايل سال ۱۳۰۰ شمسي، عکاسخانه هاى ديگرى برپا کردند که هر دو در خيابان ناصريه بود، که عکسهاى ارزانترى مىانداختند.
نخستین مجموعه های عکس در ایران:
در همان دورانى که ايرانيان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجيان مقيم ايران و سياحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفتانگيز پيرامونشان بودند.
اولين مجموعه عکس از آثار تاريخى ايران توسط لوئيجى پِشِه (Luigi Pesce) سرهنگى از اهالى ناپل در مهاجرت به ايران تهيه شد. سه پرتره از ناصرالدينشاه در جوانى و يک عکس گروهى در اين مجموعه وجود دارد. بيشتر تصاوير اين آلبوم نشاندهندهٔ معمارى آن روزگار است؛ از جمله کاخهاى تشريفاتي، مساجد و تکايا، دروازههاى شهري، عمارات دولتى و مسکوني، بقعهها، مقابر و پلها و اماکن تاريخى را مىتوان نام برد و نيز تصاويرى از نمايشهاى دربارى و مناسبتهاى مهم دولتى که نشانگر جلال و شکوه دربار قاجار است. اين آلبوم همچنين شامل دو تصوير از دو تابلوى نقاشى است: يکى پرترهاى از فتحعلىشاه و ديگرى يک سان نظامى است.
در ميان عکسهاى موجود در آلبوم ايتاليايى با امضاى پِشِه دو منظره از دروازههاى شهر، کاخ گلستان و نيز آثارى از ويرانههاى تختجمشيد و نقش رستم و طاق بستان با حال و هوايى شاعرانه وجود دارد. قديمىترين عکسهاى اين آلبوم بين سالهاى ۱۸۵۲تا ۱۸۵۵ گرفته شدهاند.
مجموعه عکس ديگرى که گوياى وضعيت زندگى در دوران قاجار است، متعلق به لوئيجى مونتابونه، عکاس مشهور تورنيو است. اين مجموعه شصت و دو قطعه عکس است که در سه آلبوم و در بخشهاى متفاوت گردآورى شده است.
برجستهترين و پرکارترين عکاس حرفهاى ايران در پايان قرن نوزدهم، ”آنتوان سوريوگين“ بود که سراسر ايران را زير پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشياء عکسهاى زيادى گرفت. عکسهاى وى در سفرنامهها و داستانها فراوان مورد استفاده قرار مىگرفت بىآنکه نامى از وى برده شود. سوريوگين محيط خود را با ديد همه جانبهاى تصوير مىکرد. کارگاه وى درخيابان دولت در تهران قرار داشت و عکسهايش در نمايشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نايل شد. سوريوگين به کيفيت نور و تغييرات آن توجه خاص داشت و پيداست که اغلب عکسهايش را در اواسط روز مىگرفته است. وى اغلب فرد يا گروهى را در زمينهٔ عکسهايش قرار مىداد تا ضمن نشان دادن تاريخى بودن موضوع، مقياس را نيز ببينند، القاء نمايد.

 شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
__________________
وقتی به خوشبختی دیگران حسادت می كنی هیچ وقت خودت شانس خوشبختی پیدا نمی كنی
اگر میخواهی مرا بشناسی به قلبت نگاه کن. (لائوتزو)

atessa27mehr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 900
  • امتیاز: 217
  • جنسیت : بانو
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #3 : 09 دسامبر 2009 گاه 03:58:36 »
عکسبرداری پرتره


پرتره از آغاز اختراع عکاسی تاکنون تغییرات فراوانی پیدا کرده است. برای گرفتن یک پرتره خوب باید موارد زیر را مد نظر داشته باشید:
1- صورت و خصوصیات صورت مدل را تجزیه و تحلیل کرده و بهترین حالت صورت را برای عکاسی درنظر بگیرید. برای این کار مدل را بررسی کنید، اول با او صحبت کرده تا بتوانید بهترین حالتی که معایب او به نظر نرسد را انتخاب کنید. به عنوان مثال اگر کسی دارای چانه چاق می‌باشد نباید سر خود را به پایین بیاورد.
2- یکی از مهمترین وسایلی که برای عکسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی‌های خاص پرتره می‌باشد که ویژگی‌ نرم‌کردن تصویر را دارا می‌باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عکس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی‌ها خطوط چهره مثل چین و چروک را محو می‌کنند. البته لازم به توضیح است که گاهی اوقات عکاس پرتره ممکن است بخواهد به عمد، چین و چروک پوست را بیشتر هم نشان بدهد.


تاثیر فیلتر نرم کننده یا (Soft Focus)

عدسی‌های نرم‌کننده قابل کنترل بوده و می‌توان شدت نرمش را کنترل کرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین‌های قطع بزرگ قابل استفاده می‌باشند. اگر از دوربین‌های قطع کوچک استفاده می‌کنید برای اعمال این ویژگی از شیشه‌های مخصوصی استفاده کنید که مانند فیلتر بر روی عدسی بسته می‌شوند و با شکست نور نرمی را ایجاد می‌کنند. به این شیشه‌ها ((فیلتر نرم‌کننده)) یا پخش کننده می‌گویند.
3- گرفتن پرتره در فاصله نزدیک باعث اعوجاج و کج‌شکلی می‌شود. لذا نباید بیشتر از 5/1 متر به مدل نزدیک شد. بنابراین باید از عدسی‌هایی استفاده کنید که فاصلة کانونی بلندتری دارند تا بدون نزدیک‌شدن به مدل، ‌نمای درشتی از چهره‌اش بردارید. بهترین لنز برای عکاسی پرتره، لنزی است که فاصله کانونی آن دو برابر فاصله کانونی لنز نرمال ‌باشد. به عنوان مثال در یک دوربین 35 میلیمتری، یک عدسی با فاصلة کانونی 85 تا 135 میلی‌متر برای پرتره مناسب است.

تاثیر لنز واید در عکسبرداری پرتره

4- نوع و اندازه دوربین برای عکاسان حرفه‌ای که عکس را روتوش می‌کنند بسیار مهم است. در کادرهای کوچک مانند دوربینهای 135 امکان روتوش نگاتیو براحتی وجود ندارد. همچنین هنگام استفاده از دوربینهای دیجیتال، هرچه رزولوشن سنسور بیشتر باشد، برای عکاسی پرتره مناسبتر است.
5- زمینه باید متناسب با موضوع باشد.
6- دوربین باید در جایی تعبیه شود که بتواند مناسب‌ترین زاویه‌ها را دارا باشد.
7- فاصله طوری تنظیم شود و دیافراگم تا جایی بسته شود که نقاط اصلی موضوع که مد نظر عکاس است، در داخل میدان وضوح واقع شود.

تاثیر تغییر عمق میدان وضوح

8- سوژه نباید تا آماده‌ شدن عکاس تکان بخورد. در زمان‌های قدیم که حساسیت شیشه‌های عکاسی کم بود از آلاتی برای نگهداری و ثابت نگه‌داشتن موضوع استفاده می‌کردند. باید دقت کرد که سوژه با تکان‌خورد از میدان وضوح خارج نشود. در صورت استفاده از دوربین‌های انعکاسی سوژه دائماً در منظره یاب دیده می‌شود و تغییر وضوح آن مشخص است.
9- نورسنجی از مواردی است که دقت بسیار زیادی را می‌خواهد. نور باید به قدر کافی به فیلم بتابد. اگر موضوع نمی‌تواند بی‌حرکت باشد بهتر است با دیافراگم بازتری عکس گرفت تا با سرعت عکسبرداری بالا از تکان‌‌خوردگی موضوع جلوگیری شود؛ مانند پرترة کودکان.
10- نور بی‌شک از مهمترین مسئله‌ای است که عکاس با آن روبروست.
به‌طور کلی دو نوع نور وجود دارد.
1- نور عمومی که همه‌جای مدل را در روشنایی لطیف قرار می‌دهد.
2- نور اختصاصی که فقط به نقاط لازم تابانده می‌شود.
نور عمومی به تنهایی موضوع را تخت و مسطح نشان می‌دهد. بهتر است نور اختصاصی برای القای عمق و بُعد استفاده ‌شود. می‌توان به وسیلة کاغذ یا پارچة سفید سایه‌ها و انعکاس‌های دلخواه را به وجود آورد. قابل ذکر است که در عکاسی سیاه و سفید تلفیق دو نور مصنوعی و نور طبیعی مانعی ندارد. اما در عکاسی رنگی به علت تأثیرات آبی و زرد موجود در این نورها باید نورسنجی بسیار دقیقی انجام شود و از یک نوع نور (مصنوعی یا طبیعی با کلوین یکسان) استفاده شود.

نورپردازی پرتره:
1- نور روبرو: تصویری کاملاً مسطح و بی‌عمق ایجاد می‌کند.


2- نور مایل: برجستگی‌ها را بهتر نشان می‌دهد ولی قسمتی ازچهره در تاریکی است.


3- نور مماس: برای برخی از حالت‌های چهره در وضع نور مایل می‌توان چنان پیش رفت تا نیمی از صورت را روشن کند و با آن مماس شود.



4- نور پایین: از پایین به موضوع می‌تابد و حالت خاصی را به چهره می‌بخشد که بیشتر برای ایجاد جلوه های ویژه نوری کاربرد دارد. در این حالت سوژه کمی ترسناک بنظر می رسد..



شرایط موضوع:
صورت گرد یا چاغ: سوژه را نسبت به دوربین در حالت سه چهارم ‌رخ قرار دهید، از نورپردازی کوتاه استفاده نمایید، زاویه دوربین را کمی بالا ببرید.
صورت لاغر: سوژه را تمام رخ قرار دهید.
صورت پرچین: از نورپردازی مات و روبرو استفاده نمایید.
صورت لک‌دار یا با اثر سوختگی: نواحی دارای مشکل را در سایه قرار دهید یا موقعیت سوژه را طوری قرار دهید که مشکل در عکس دیده نشود.
بینی بزرگ: کمی چانه را بالا ببرید، لنز دوربین را در راستای بینی قرار دهید.
بینی کوچک: لنز دوربین را نسبت به بینی با زاویه نگه دارید.
فک مستطیلی: از حالت سه چهارم ‌رخ استفاده کنید، زاویه دوربین را بالاتر ببرید.
غبغب: گردن را بکشید، سر سوژه را به طرف دوربین کج کنید.
چشم‌های غیر هم اندازه: چشم بزرگتر را نزدیک به دوربین و چشم دیگر را در سایه قرار دهید.
چشم‌های گودافتاده: نور را روبروی چشم‌ها بتابانید.
پلک‌زدن: عکس را بلافاصله بعد از یک پلک‌زدن بگیرید.
گوش بزرگ: موقعیت سوژه سه چهارم ‌رخ، فقط یک گوش را نشان دهید. گوش دیگر را در سایه قرار دهید، با عینکی با فریم خالی عکس بگیرید، عینک را در موقعیت دور از نورها قرار دهید، ارتفاع نور را زیاد کرده و یا از بازتاب سقف استفاده نمایید.
موی تیره: بررسی کنید که پس‌زمینه در موها محو نمی‌شود، از نور جداگانه مخصوص موها استفاده کنید تا موها برق بزند.
موقعیت مردان: بالای سر را به طرف شانه دورتر متمایل کنید.
موقعیت زنان: بالای سر را به طرف شانه نزدیک‌تر متمایل نمایید.( البته برای زنان از هر دوی این موقعیت‌ها می‌توان استفاده نمود.)

در مورد دستها:
هیچگاه نواحی صاف دست را نشان ندهید، لبه‌های انگشتان را نشان دهید.
انگشتان نباید در مقابل لنز قرار گیرند.
انگشتان را در تمام مفاصل کمی خم کنید.
دست مردان بهتر است بسته‌تر و دست زنان بازتر باشد.
انگشتان را در هم نپیچید.
سر را در حالت تکیه داده به مشت قرار ندهید.

گرفتن عکس گروهی:
به عنوان یک قاعدة کلی، در عکس باید طیف یکنواختی در گروه دیده شود، هم از لحاظ شرایط فیزیکی گروه و هم شرایط بصری.
تمام افراد گروه بهتر است دارای طیف یکنواختی از رنگها باشند، طیف گرم یا سرد.
افرادی که رنگهای روشن و درخشان پوشیده‌اند باید در میانه گروه قرار گیرند.
مردان را کمی بلندتر از زنان قرار دهید.
ارتفاع قدها را به صورت منظم و به ترتیب تنظیم کنید.
یکبار افراد گروه را بر اساس ارتباطشان با یکدیگر قرار داده و بار دیگر مردان را در یک سمت و زنان را در سمت دیگر کادر قرار دهید.

استقرار باز به عکسی می‌گویند که بین افراد فاصلة فیزیکی یا بصر باشد. استقرار بسته به عکسی گفته می‌شود که بعضی از قسمت افراد در عکس روی هم بیفتد و فاصلة بصری بین آنها نباشد. با ترکیب استقرار باز و بسته در گروههای بزرگ می‌توان عکسهای جالبی گرفت.

یک نمونه عکس گروهی با استقرار بسته


ژست مخصوص زوجها
ژست روبه‌روی هم: افراد روبروی هم قرار می‌گیرند یا همدیگر را لمس می‌کنند.
ژست رو به دوربین: در این حالت دو نفر به صورت پشت سر هم با زاویه‌ای رو به دوربین به صورتی که جلوی بدنشان دیده شود می‌ایستند و به روبرو نگاه می‌کنند.
برای ایجاد صمیمت فاصله بین سرها را کم کنید.
فضای اطراف زوجها را در کادر، زیاد بگیرید.



نورپردازی بالا (High key): القای شادی. در این حالت اکثر قسمتهای تصویر و سوژه روشن است.


نورپردازی کم (Low key): القای غم و حالت درام. در این حالت کنتراست نورپردازی بالا می باشد.




منبع:خانه دیجیتال
وقتی به خوشبختی دیگران حسادت می كنی هیچ وقت خودت شانس خوشبختی پیدا نمی كنی
اگر میخواهی مرا بشناسی به قلبت نگاه کن. (لائوتزو)

atessa27mehr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 900
  • امتیاز: 217
  • جنسیت : بانو
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #4 : 09 دسامبر 2009 گاه 03:59:01 »

آموزش عکاسی از طبیعت



عکسبرداری از طبیعت :

از عناصر سازنده یک تصویر، لحظه، کادربندی، نور، رنگ و کمپوزیسیون یا ترکیب بندی و نقطه دید می باشند. این عناصر بر اساس طبیعت، نوع موضوع و حالت، اهمیت متفاوت پیدا می کنند . عکاسی منظره شامل عکسبرداری از کوه، بیابان، باغ، درختان، آسمان، دریا، تصاویری از حیوانات و در برخی موارد مجموعه شهرها و دهات و حتی کودکان می شود .


مزیت های عکاسی از طبیعت

1- تنوع زیاد موضوع های عکسبرداری
2- وسایل و امکانات کمتری مورد نیاز است.
3- دارا بودن فرصت و وقت طولانی برای عکسبرداری بر خلاف عکاسی خبری که در یک لحظه صورت می گیرد و نیاز به شانس و تصادف دارد، در این رشته عکاسی به علت گسترده بودن وقت، عکاس می تواند محاسبات فنی و هنری را انجام داده و با فرصت کافی اقدام به عکسبرداری کند.


وسایل مورد نیاز

1- دوربین عکاسی
2- فیلتر
3- نور
4- سه پایه

1- دوربین عکاسی

دوربین 35 میلیمتری و دوربینهای دیجیتال می توانند وسیله مناسبی برای عکسبرداری باشند، به دلایل زیر :
1- سهولت در حمل
2- سرعت عمل
3- امکان گرفتن تعداد زیادتری عکس
به طور کلی به علت اینکه در برابر مناظر و طبیعت اغلب محدودیتی از نظر انتخاب نقطه دید وجود دارد بهتر است از دوربین هایی با عدسی های قابل تعویض استفاده شود . به عنوان مثال استفاده از عدسی های دارای فاصله کانونی متغییر یا عدسی زوم بسیار کارآمد می باشد. یک عدسی زوم با فاصله کانونی 28-135 میلیمتری یا یک عدسی باز 28 میلیمتر و یک عدسی تله فوتو 135 میلیمتر ضروری می باشد. علاوه بر دوربین با عدسی قابل تعویض، سه پایه از وسایل ضروری به نظر می رسد .

2- لزوم استفاده از سه پایه

1- برای جلوگیری از لرزش های خفیف هنگام استفاده از لنزهای تله.
2- زمان استفاده از دیافراگم های خیلی بسته برای ایجاد عمق میدان وضوح بیشتر با سرعتهای پایین شاتر.
3- بررسی موضوع برای کادربندی مناسب و ایجاد کمپوزیسیون یا ترکیب بندی موضوع.

3- فیلتر

فیلترها وسایلی هستند که:
1- باعث کاهش شدت نور می شوند؛ به این صورت که هر چه فیلتر پررنگ تر باشد، ضریب آن بیشتر است.
2- در عکاسی سیاه و سفید فیلتر باعث ایجاد کنتراست شده و به مشخص شدن درجات خاکستری کمک می کنند . رنگ قرمز و سبز در طبیعت کاملاً متفاوت هستند اما در عکاسی سیاه و سفید درجه خاکستری آنها تقریباً شبیه به یکدیگر بوده و قابل تمیز نیستند . در این مواقع برای ایجاد کنتراست از فیلتر استفاده می کنند .


4- نور

درعکاسی از طبیعت نور معین برای عکسبرداری وجود ندارد اما حالتهای مختلفی وجود داردکه به آنها اشاره می کنیم .
اغلب دو نور برای عکاسی در طبیعت وجود دارد:
الف ـ نور روزهای آفتابی
ب ـ نور روزهای ابری مانند مناظری که در باران، برف و مه با رنگی خاکستری گرفته می شود .
زاویه تابش نور متفاوت می باشد:

1- نور از روبه رو : نور که از روبه رو بتابد، سایه های پستی ها و بلندیها را از بین می برد که اصطلاحاً به آن «نورپردازی تخت» می گویند . در این حالت تصاویر دوبعدی به نظر می رسند .

2- نور مایل : به طور کلی نور آفتابی که از زیر ابر نازک بتابد یا نور مایل مناسب ترین نوع نور بوده و به وسیله ایجاد سایه روشن ها احساس عمق و بُعد را القا می کند .

3- ضد نور : یا اینکه منبع نور پشت موضوع باشد؛ در اینصورت جزئیات قابل دیدن نمی باشد .
در مورد میدان وضوح :
پلانهای نزدیک باید به اندازه کافی واضح باشند، در حالی که پلانهای دور می توانند ناواضح باشند (برای ایجاد عمق و بُعد). بنابراین نباید دوربین را برای بی نهایت تنظیم کرد، چون پلانهای نزدیک خارج از میدان وضوح قرار می گیرند . در این موارد بهتر است ابتدا برای فاصله مناسب دوربین را تنظیم کنید و سپس با بستن دیافراگم، میدان وضوح لازم را به وجود آورید .

پس از مهیا کردن لوازم ضروری عکاسی و تنظیم دوربین، لازم است برای هر موضوعی از نظر هنری مطالعه و بررسی کنید . به علت اینکه در تصاویر طبیعت، عناصر زیادی در یک موضوع وجود دارد، بنابراین از لحاظ ترکیب بندی باید به موارد زیر توجه کنید :

1- محدود کردن موضوع : پس از انتخاب موضوع اصلی عکاس باید تجزیه و تحلیل کندکه چه عناصری را در عکس وارد کند که موضوع اصلی برتری خود را حفظ کرده و در عین حال هماهنگی و نظمی ایجاد شده باشد. عکس مزبور باید «قطعه ای از طبیعت» باشد و اگر در یک منظره عناصر زیادی جلب توجه می کنند بهتر آن است که چندین عکس با توجه به عناصر مهم آن تهیه شود تا یک عکس شلوغ و بی نظم .

2- نقطه دید مناسب : سعی کنید نقطه یا زاویه دید طوری باشد که منظره به وضوح قابل دیدن بوده و خطوط و عناصر با ارزش و مناسب با موضوع اصلی به خوبی تأثیر خود را القا کند .

3- خط افق : معمولاً نباید خط افق در وسط تصویر باشد . مگر آنکه منظوری خاص از این عمل داشته باشیم . این اصل «قاعده کلاسیک کمپوزیسیون» نام دارد به این صورت که :

1- پرسپکتیو پایین: به این ترتیب که خط افق در 1/3 تصویر واقع شود ؛ در مناظری که موضوع اصلی آسمان می باشد .


منبع:خانه دیجیتال
وقتی به خوشبختی دیگران حسادت می كنی هیچ وقت خودت شانس خوشبختی پیدا نمی كنی
اگر میخواهی مرا بشناسی به قلبت نگاه کن. (لائوتزو)

3neek

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 378
  • امتیاز: 112
  • جنسیت : آقا
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #5 : 09 دسامبر 2009 گاه 04:13:03 »
دوستان گلم،درود...
2 تا سايت عکاسی ميزارم،اميدوارم لذت ببريد:
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
درود بر روان درگذشتگان و نياکان که گنجينه اي به نام ايران را برايمان به يادگار گذاشتند.

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #6 : 09 دسامبر 2009 گاه 05:42:53 »
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
عکسبرداری پرتره



2- یکی از مهمترین وسایلی که برای عکسبرداری پرتره مورد نیاز است استفاده از عدسی‌های خاص پرتره می‌باشد که ویژگی‌ نرم‌کردن تصویر را دارا می‌باشند. این ویژگی را نباید با واضح نبودن عکس به دلیل نامیزان بودن عدسی اشتباه گرفت. این عدسی‌ها خطوط چهره مثل چین و چروک را محو می‌کنند. البته لازم به توضیح است که گاهی اوقات عکاس پرتره ممکن است بخواهد به عمد، چین و چروک پوست را بیشتر هم نشان بدهد.


تاثیر فیلتر نرم کننده یا (Soft Focus)

عدسی‌های نرم‌کننده قابل کنترل بوده و می‌توان شدت نرمش را کنترل کرد. این عدسی ها بیشتر در دوربین‌های قطع بزرگ قابل استفاده می‌باشند.

درود بر آتسای گرامی

شما از عدسی هایی که با آن می توان شدت نرم کردن تصویر را کنترل کنند نام بردید. البته برای دوربین های (قطع بزرگ) .
راستش من تا امروز از این موضوع خبر دار نبودم ، می شود بیشتر پیرامون این عدسی ها توضیح دهید ؟ و اگر کارخانه ای هنوز به ساخت اینچنین عدسی هایی می پردازد ، آن ها را معرفی کنید؟

 با سپاس از شما بزرگوار گرامی
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

atessa27mehr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 900
  • امتیاز: 217
  • جنسیت : بانو
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #7 : 09 دسامبر 2009 گاه 06:22:36 »
درود دوست بزرگوارم

از اونجایی که من هم مثل شما علاقه به عکاسی دارم دیروز داشتم سایتی مطالعه میکردم که این نکته رو دیدم و گفتم شما قبلا تاپیکی با این مضمون داشتید براتون بزارم تا از ان بهره ببرید نمی دونم تا چه اندازه به سوالاتتون پاسخ میده دوست گرامی :)

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

سپاس
وقتی به خوشبختی دیگران حسادت می كنی هیچ وقت خودت شانس خوشبختی پیدا نمی كنی
اگر میخواهی مرا بشناسی به قلبت نگاه کن. (لائوتزو)

piransal

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 1,016
  • امتیاز: 527
  • جنسیت : آقا
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #8 : 09 دسامبر 2009 گاه 06:46:14 »
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
درود دوست بزرگوارم

از اونجایی که من هم مثل شما علاقه به عکاسی دارم دیروز داشتم سایتی مطالعه میکردم که این نکته رو دیدم و گفتم شما قبلا تاپیکی با این مضمون داشتید براتون بزارم تا از ان بهره ببرید نمی دونم تا چه اندازه به سوالاتتون پاسخ میده دوست گرامی :)

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

سپاس


با سپاس از شما

من هم از چند نفری که با دوربین های قطع بزرگ کار می کنند و من هم می شناسمشان می پرسم.
خودم تا حالا ندیدم ، من هنوز لنز ۲۱۰ هم برای گرفتن پرتره ندارم ، از این روی اگر همچین لنزی وجود داشته باشه احتمالا تو دو راهی بمونم  :wacko:

چون لنز ها ساده که من دیدم برای عکاسی طبیعت و کپی هم کارایی دارند ، ولی از سوی دیگر این امکان نرم کردن تصویری که شما فرمودید هم نمی شود فراموش کرد.

خبرش رو همینجا می گذارم.

با سپاس از پیگیری شما
« واپسین ویرایش: 09 دسامبر 2009 گاه 06:56:16 ازسوی piransal »
پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک

atessa27mehr

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 900
  • امتیاز: 217
  • جنسیت : بانو
پاسخ : عکاسی :
« پاسخ #9 : 10 دسامبر 2009 گاه 23:46:39 »
آشنایی با سبک هنری سمبولیسم Symbolism


قرن بیستم و جلوه هایی از هنر نو گرا:


گفتگو در قرنی که خود در آن زندگی کرده ایم شاید به مراتب دشوارتر از بررسی مشخصات هر دوره ی تاریخی باشد. اما در اصل قرن بیستم قرنی بحرانی و دنباله دار است که در آن انسان، خود را از قالب پیشین بیرون آورده و به شکل دیگری می سازد. بر اساس بینش های مختلفی که حاکم بر هنر امروزی است، هنر بنا به تعریفی عبارت است از به کارگیری عناصری همچون صوت، رنگ یا کلمه، با آرایشهایی که هیچ نیازی ندارند به چیزی بیرون از خود اشاره کنند. و به عبارت واضح تر، دیگر احتیاجی ندارند"چیزی" را نشان دهند. هنرمند این قرن چون دانشمندان با وسایل کار خود "تجربه" می کنند،امکانات آن را بررسی می کنند و شکلهایی تازه ابداع میکنند.اغلب هنرمندان امروزی به دنبال چیزهایی یگانه و بی همتا هستند.

گرایشهای هنری نوین در قرن بیستم:

سمبولیسم: Symbolism
سمبولیسم در لغت به معنای رمز گرایی و نمادگرایی است. سمبولیسم، جنبشی نامحسوس در هنر بود که در دهه های 1880و 1890 در ارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیستی در شعر فرانسه ظهور و شکل گرفت. این جنبش واکنشی بود به اهداف طبیعت گرایانه ی مکتب امپرسیونیسم و نیز به اصول رئالیسمی که توسط کوربه وضع شد." نقاشی اساسا هنری عینی است و فقط می تواند شامل بازنمایی چیزهایی شود که واقعی و موجودند... شیء انتزاعی به قلمرو نقاشی تعلق ندارد"
موریه شاعر، در تضاد مستقیم با این ایده، مرامنامه ی سمبولیستی را در فیگارو در18 سپتامبر1886 انتشار داد و در آن اظهار داشت: اصل اساسی هنر" جامه پوشاندن به ایده به شکل حسی است" و کلمه ای بود که اولین بار برای نقاشیهای "ونگوگ" و " گوگن" به کار رفت.
سمبولیسم واقعیت محض را مبتذل و ناچیز می شمرد و مدعی بود که باید واقعیت را به شکل سمبول(نماد) شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد. در سمبولیسم ذهنیت رمانتیسیسم شکل افراطی به خود گرفت. علاوه بر ذهنیت افراطی، سمبولیستها اصرار داشتند که هنر را از هرگونه کیفیت سودمند بزدایند و شعار" هنر برای هنر" (پارناسین)را ترویج دهند.
هدف سمبولیسم حل مناقشه بین دنیای مادی و معنوی است. به همان ترتیب که شاعر سمبولیست زبان شعری را پیش از همه به عنوان بیان نمادین زندگی درونی مورد توجه قرار داد، آنها نیز از نقاشان می خواستند تا بیانی بصری برای رمز و راز بیابند.
نمادگرایان بر این باور بودند که تجسم عینی، کمال مطلوبی در هنر نیست، بلکه باید انگارها را به مدد نمادها القا کرد. بر این اساس آنان عینیت را مردود شمردند و بر ذهنیت تأکید کردند. همچنین کوشیدند رازباوری را با گرایش به انحطاط و شهوانیت در هم آمیزند.
نقاشان سمبولیست تصور می کردند رنگ و خط در ماهیت خود قادر به بیان ایده هستند. منتقدین سمبولیست بسیار تلاش داشتند تا بین هنرها و نقاشی های رودن که با اشعار بودلر و ادگار آلن پو قابل قیاس بود و با موسیقی کلود دبوسی توازی هایی برقرار سازند. از این رو سمبولیست ها بر ارجح بودن ذهنیت وانگیزش بر توصیف( یا نمایش) مستقیم و صریح تشبیهات تأکید می ورزیدند.
هنرمندان سمبولیست از نظر سبک و روش کار بسیار متنوع بودند. بسیاری از هنرمندان سمبولیست از نوع خاصی تصویر پردازی مشابه به نویسندگان سمبولیست، الهام می گرفتند. اما گوگن و پیروان او از موضوعات متظاهرانه و افراطی کمتر استفاده می کردند و غالبا صحنه های روستایی را بر می گزیدند. با وجود آن که نوعی حس مذهبی شدید و پر رمز و راز، مشخصه ی این جنبش بود، ولی همین حس شدید شهوانی و انحرافی، مرگ، بیماری و گناه از جمله موضوعات مورد علاقه جنبش بود.اگر چه سمبولیسم عمدتا در هنر فرانسه بحث می شود اما تاثیر فراگیر و گسترده تری داشت و هنرمندان مختلفی چون "مونش" به عنوان بخشی از جنبش در مفهوم گسترده ی آن مورد توجه هستند.
در مجموع از دیدگاه سمبولیست ها واقعیت آرمان درونی، رویا یا نماد فقط می توانست به صورت غیر مستقیم با واسطه بیان شود، یعنی با استفاده از کلید ها یا تمثیل هایی که نمایانگر واقعیت درونی بودند.
پل گوگن که زندگی اجتماعی خود را با کار دلالی سهام در پاریس آغاز کرد از روی ذوق شخصی به نقاشی و جمع آوری آثار هنرمندان معاصر پرداخت. در سال 1889 وی در مقام شخصیت اصلی هنر نوظهور سمبولیسم خوانده شد. پیروان رمزگرای گوگن خود را "نبی ها" ( کلمه عبری به معنای پیغمبر) می نامیدند.
نقاش انزواجوی دیگری که توسط رمزگرایان کشف شد: "اودیلن رودون" بود که تخیلی انباشته از اوهام داشت. وی استاد حکاکی روی سنگ و مس برای چاپ تصاویر سیاه قلم بود از رویاهای عجیب و غریب و تخیلات کابوس آسای ادبیات رمانتیک الهام می گرفت. اثر معروفش" چشم بالونی" را به ادگار آلن پو تقدیم کرد. در واقع حکاکی های رودون اشعاری مرئی هستند که عالم وهم انگیز و میت آسای پو را به تصویر کشیده اند. در این اثر چشمی واحد رمزگونه برای به نمایش در آوردن عقل بصیر خداوند است. رودون تمام کاسه ی چشمی را که از حفره اش بیرون آمده به صورت بالونی سرگردان در آسمان نقش کرده است.

سمبولیسم ادبی:
سمبولیسم پیوسته از قلمرو نقد گریزان است و ماهرانه خود را از تشریح و توصیف نجات می دهد گروهی در آن تصوف می بینند و اثری از عرفان شرق و غرب،عده ‌ای آن را راهی برای ایجاد زبانی تازه در شعر و بالاخره بعضی آن ‌را كوششی برای گرفتن وسیله‌ی بیان از هنر‌ها ی دیگر می‌دانند، چنانكه اغلب سمبولیست‌ها از اینكه می‌توانند با موسیقی رقابت كنند، بر خود می‌بالند. با وجود این شاعران و نویسندگان سمبولیست مشخصاتی دارند كه به سادگی قابل تشخیص است.
در حوالی سال 1880 عده‌ای از شاعران جوان و در عین‌حال كه وابسته جریان پارناسین( شعار هنر برای هنر) بودند، قدم از چارچوب خشك و بی‌روح این نوع شعر، فراتر گذاشتند. اینان با حساسیت تازه‌ای هم بر ضد اشعار خشن پارناسین و هم بر ضد قاطعیت پوزیتیویسم positivism ( فلسفه‌ی تحقیقی) و ادبیات رئالیستی و ناتورالیستی عصیان كردند. آنها قصد گرویدن به احساسات تند و تیز تغزل فوق‌العاده‌ی رمانتیسم را نداشتند، بلكه عصیانشان رنگ تازه‌ای داشت و آنچه می گفتند عمیق‌تر و پیچیده‌تر بود . پوزیتیویسم تصور می‌كرد توانسته به خوبی دنیا را توصیف و تصویر كند و درباره‌ی آن قضاوت نماید. اما این حساب ساده، شاعران جوان را قانع نمی‌كرد. آنان همه جا را پر از معما و اسرار و اضطراب می‌دیدند.
با آنكه مكتب ادبی ناتورالیسم بر عرصه‌ی رمان و تئاتر فرمان‌روایی می‌كرد عصیان این شاعران سدی در مقابل آن به وجود آورد و با آنكه نتوانست آنرا از پیشرفت باز دارد ولی حدودی برای آن ایجاد كرد . پوزیتیویسم فقط به واقعیت متكی بود. اما مجلات و فیلسوفان جدید از واقعیت روگردان بودند و حتی آن را انكار می‌كردند و مدعی بودند واقعیت حال یا گذشته و بیان آن كار نفرت‌آوری است. آنها در اجتماع آن زمان زندگی راحتی برای خودشان نمی‌یافتند و از همه‌ی روش‌های سیاسی و اجتماعی و فكری و هنری كه میراث گذشتگان بود ، نفرت داشتند آنان می خواستند آنارشیست یا منكر همه چیز باشند . نخستین پیام‌آور این عصیان فكری" شارل بودلر" بود كه از طرفداران هنر برای هنر شمرده می‌شد با دیوان اشعار خود تحت عنوان "گل‌های شر" دنیای شعر را تكان داد و بنای مكتب جدید را گذاشت و یك نسل شعر و ادب كه در خلال 1857 تا 1880 می‌‌زیست او را پیشوای مسلم خود شمرد. در نظر بودلر دنیا جنگلی است مالامال از علائم و اشارات. حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و فقط شاعر با قدرت ادراكی كه دارد به وسیله‌ی تفسیر و تعبیر این علائم می تواند آنها را احساس كند. عوالم جداگانه‌ای روی حواس ما تاثیر می گذارد كه شاعر باید آنها را كشف كند و برای بیان مطالب خود به زبان جدیدتری( زبان رمز) لز آنها استفاده كند. البته بودلر استفاده از این زبان سمبولیك را اساس كار خود قرار نداد،اما چند نمونه جدید از خود به جا گذاشت كه مقدمه‌ای برای اشعار سمبولیك به شمار می‌رود.

پیشوایان سمبولیسم ادبی
پل ورلن p.verlain در عین حال كه ولگرد و الكلی بود، شاعر به تمام معنا وبزرگی بود او با ضعف اراده، نابودی تدریجی خود را تماشا می‌كرد به قول یكی از منتقدان فرانسه « مخیله‌ی شهوانی را با حزن آهنگ‌داری در هم آمیخته بود» او با اشعار ظریف و هنرمندانه‌ اضطرابات روحی را كه می‌خواست به سوی خدا برود و هیجانات جسمی را كه از فاسد شدن لذت می‌برد، بیان می‌كرد. او فریادهای روح خویش را كه از سرنوشت خود در رنج بود، در اشعارش منعكس می‌كرد و تقریبا به نوعی از رمانتیسم بر می‌گشت. ولی با وجود این، نفس تازه‌ای به شعر فرانسه داد.

آرتور رمبو Rimbaue كه تا نوزده سالگی شاهكار‌های خود را به وجود آورد و از شاعری دست كشید. او از سرزمین‌های عجیب، از شهوات و معجزات، ازگل‌های پر جلال و جبروت بحث می‌كرد و نبوغ شعری فوق‌العاده‌ای داشت«… در اشعار او كلمات به صورت‌های تازه‌ای با هم تركیب می‌شوند و در میان نوری فسفری غوطه می‌خورند» او برای صداها رنگ تعیین می‌كرد. با تحقیقات خود بازی می‌كرد و با قدرت تمام از سرزمین‌هایی كه ندیده بود سخن می‌گفت. مثلا شعر زیبا و مفصل " قایق مست" را زمانی سرود كه اصلا دریا را ندیده بود.

استفان‌مالارمه s. mallarme که عمر خود صرف پیدا كردن صورت تازه‌ای در شعر كرد و مدعی بود كه می‌خواهد شعر را از قید همه‌ی چیز‌هایی كه شاعرانه نیستند، آزاد كند و به حس و فكر و حالت روحی انسان و به تصویر طبیعت پابند نبود و به شكل شعری معمول نیز توجهی نمی‌كرد . در نظر او فقط « كلمه» ارزش داشت . هنر شاعر این بود كه شعر را از تركیب كلمات، شاعرانه و سحرآمیز بسازد . در اشعار مالارمه نه شادی وجود داشت و نه غم، نه كینه دیده می‌شد و نه عشق، خلاصه هیچ حس بشری وجود نداشت. او شعر را از زندگی دور می‌كرد و از دسترس بدر می‌برد و به صورتی در می‌آورد كه فقط عده‌ انگشت شماری از خواص بتوانند آن را درك كنند.

این سه شاعر با آثار خود زمینه را برای ظهور سمبولیسم مهیا ساختند . البته سبك آنها مثل هم نبود و هرکدام مشخصات خاص خود را داشتند.

اصول فلسفی سمبولیسم
از نظر فكر ، سمبولیسم بیشتر تحت تاثیر فلسفه‌ی ایدآلیسم بود كه از متافیزیك الهام می‌گرفت . بدبینی اسرارآمیز
« شوپنهاور» نیز تاثیر زیادی بر شاعران سمبولیست داشت.آنها در ذهنیت گرایی « سوبژكتیویسم » عمیقی غوطه ور بودند و همه چیز را از پشت منشور خواب‌كننده‌ی روحیه‌ی تخیل‌آمیزشان تماشا می‌كردند. برای آنها كه با چنین فلسفه‌ی بدبینانه‌ای پرورش یافته بودند، هیچ‌یچز مناسب تر از دكور مه‌آلود و مبهمی كه تمام خطوط تند و قاطع زندگی در میان آن محو شود و هیچ محیطی بهتر از تاریكی و مهتاب وجود نداشت. شاعر سمبولیست در چنین محیط ابهام‌آمیز و در میان رویاهای خودش، تسلیم مالیخولیای خویش می‌شد. قصرهای كهنه و متروك، شهر‌های خراب و آب‌های راكدی كه برگ‌های زرد روی آنها را پوشانده باشد و نور چراغی كه در میان ظلمت شب سوسو می زند و اشباحی كه روی پرده تكان می‌خورند و بالاخره سلطنت سكوت و چشمانی كه به افق دوخته شده است.
همه‌ی اینها جلوه‌ی عالم رویایی واسرارآمیزی بود كه در اشعار سمبولیست‌ها دیده می‌شد. رویا و تخیلی كه پوزیتیویسم و رئالیسم می خواست آن را از ادبیات براند، دوباره با سمبولیسم وارد ادبیات شد.
البته منظور آنها این نبود كه از شعر پارناسین به كلی قطع رابطه كنند و به رمانتیسم برگردند . مثلا هرگز نمی خواهند زندگانی و شرح حال و اعترافات خویش را بنویسند . در تشریح مناظر ، نه شكل لایتغیر اشیا مادی، بلكه فرار ساعت‌ها و فصول و زمان زودگذر و آهنگ توقف ناپذیر زندگانی را شرح می‌دهند و قوانین نهفته ‌ی وجود طبیعت را تصویر می كنند. به نظر آنها طبیعت به جز خیال متحرك چیز دیگری نیست. اشیا چیز‌های ثابتی نیستند، بلكه آن چیزی هستند كه ما به واسطه‌ی حواسمان درك می كنیم. آنها در درون ما هستند. خود ما هستند. از این لحاظ عقاید سمبولیك‌ها بیشتر به عرفان شرق نزدیك است.
میگویند : نظریات ما درباره طبیعت، عبارت از زندگی روحی خودمان است ، ماییم كه حس می‌كنیم و نقش روح خود ماست كه در اشیا منعكس می گردد. وقتی انسان مناظری را كه دیده است با ظرافتی كه توانسته درك كند، مجسم سازد، در حقیقت اسرار روح خود را بر ملا می‌كند. تمام طبیعت سمبول وجود زندگی خود انسان است. تشریح و تصویر اشیا و حوادث به وسیله‌ی سمبول‌ها صورت تازه‌ای به خود می‌گیرد. و برای بیان روابط بین الهام‌ها و اشكال، باید زبان شعر را در هم ریخت و به صورت دیگری در آورد. و چه بسا كه این زبان برای اشخاص عادی نا مفهوم باشد و" راز سمبولیسم در همین چیز‌های نامفهوم است ".
عده‌ای از سمبولیست‌ها كه در راستایشان مالارمه قرار داشت از این قواعد پیروی كردند و چنان تغیراتی به كار بردند كه فقط خودشان آنها را می‌فهمیدند و خودشان تفسیر میگردند حتی « آندره ژید » ( نویسنده کتاب مائده های زمینی) در مقدمه اثر خود به نام « پالود » نوشت« پیش از اینكه اثرم را برای دیگران تشریح كنم، مایلم كه دیگران این اثر را برای من تشریح كنند!»

سمبولیسم در سینما و عکاسی:

سمبولیسم در سینما عموما با کارهایی مانند فیلمهای لویس بونوئل شناخته می شود. در فیلم سگ آندلسی، کشیش های آویخته از طناب، کدوها و پیانو و اجساد الاغها به طرز نمادینی به کار گرفته شده اند. تصاویری که برخی به منظور ایجاد رعب و وحشت و برخی دیگر با تعابیری سمبولیک به کار گرفته می شدند. در سینما سورئالیسم ( وهمگری) و سمبولیسم درهم آمیختگی عجیبی دارند. کارگردان می کوشد فیلم خود را از قالب محدود و روایت خطی و سابق خود آزاد سازد و به جای آن قالب های عجیب و جدیدی به فیلم القا کند. کارگردان سمبولیست تمام قواعد داستانی سینما را در هم می ریزد و از جلوه ها و ظرایف خاص و غیر معمول بهره می برد ( کشیدن تیغ ریش تراشی بر چشم یک زن در نمای درشت! که به طرز عجیبی دهشتناک و چندش آور است) عناصر دیگری مانند شکستن خط فرضی، به کار گیری نماهای بی ربط بین دو نما در معنای نمادین و به کار گیری عناصر درون کادری مثلا یک شی یا تکرار یک رنگ خاص در معنای رمزی و تمثیلی آن، استفاده از معناهای نمادین بین المللی مانند کبوتر در معنای صلح و... نیز در برخی مستندهای تمثیلی مشهود است.
سینمای‌ دینی‌ شرق‌ رو به‌ سوی‌ حقیقت‌ دارد و جست‌وجو را با رمز و راز نشان‌ می‌دهد. حقیقت‌ در این‌ نوع‌ سینما، مربوط‌ به‌ عالم‌ ماورا و ملكوتی‌ است‌. در حالی‌ كه‌ سینمای‌ دینی‌ غرب‌ در جست‌وجوی‌ حقیقت‌ عینی‌ و كاربردی‌ برای‌ زندگی‌ است‌. به‌ همین‌ دلیل‌، سینمای‌ دینی‌ غرب‌ با نوعی‌ رُمانتیسم‌ درآمیخته‌ است‌ و سینمای‌ دینی‌ شرق‌ با نمادگرایی‌ و سمبولیسم‌. سینمای‌ دینی‌ غرب‌ درنهایت‌ انسان‌ را به‌ سوی‌ خداشناسی‌ رهنمون‌ می‌كند و سینمای‌ دینی‌ شرق‌ به‌ سوی‌ خودشناسی‌ به‌ موازات‌ خداشناسی‌.
عکاس سمبولیست نیز به همین شیوه قواعد و ساختار طبیعی درون کادری را به هم می ریزد تا معنایی را با استفاده از نماد به مخاطب القا کند، مثلا نشان دادن ساعت در گوشه ای از یک کادر در معنای گذر عمر و زمان، یا به کار گیری سمبول های شناخته شده ای مانند صلیب، برگ زیتون یا حتی استفاده از بناهای خاص معماری شناخته شده برای بیان یک مکان خاص(میدان آزادی به عنوان سمبول شهر تهران یا برج ایفل سمبول پاریس، مجسمه ی آزادی، برج سی ان تورنتو و از این دست بناهای شناخته شده ی جهانی) عکاس سمبولیست قوانین را در هم می شکند.



عکاسی فقط به جهت سکون تصویر از سینما متمایز است اما در تک کادر خود دقیقا معانی یکسانی دارند، به هم ریختن اصول و قواعد خطی و عادی رئالیسم و به کار گیری رنگهای نمادین مثلا: رنگ ارغوانی در معنای روحانیت و پادشاهی(به خصوص در مکتب بودیسم) یا رنگ زرد به نشانه ی خرد و رنگ بنفش در معنای ترس و وحشت اخروی، رنگ آبی به معنای آرامش و سکون و رنگ سبز به معنای حیات و زندگی، رنگ قرمز برای بیان تشویش و تهیج و ... رنگ شناسی در معنای نمادین، شناخت نمادهای بین المللی و به کار گیری تخیل در آمیختن نماها پایه اساسی عکاسی در این سبک است.
نمونه ای از عکسهای سمبولیستی:



وقتی به خوشبختی دیگران حسادت می كنی هیچ وقت خودت شانس خوشبختی پیدا نمی كنی
اگر میخواهی مرا بشناسی به قلبت نگاه کن. (لائوتزو)

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد