نویسنده جستار: دربارۀ نمايش خلاق  (بازدیدها: 1144 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

mesbah121

  • مهمان
دربارۀ نمايش خلاق
« : 04 دسامبر 2005 گاه 04:43:23 »
دربارۀ نمايش خلاق
فلسفۀ اجرای نمايش با نوجوانان

20 مهر 1384  

 

نوشته: جوهنا اسميت (Johanna Smith)، دانشگاه ايالتی اريزونا، 1998

ترجمه:  پروين قائمي

 

تعريف من از نمايش و تئاتر در اين مرحله، شايد به‌بهترين نحو در عبارت جامع اجرای نمايشی (Performance) بيان ‌‌شود. تعريف من از اجرا شباهت زيادي به تعريف ريچارد شكنر Richard Schechner)) دارد. او در نظريۀ اجرا می‌‌نويسد كه «تعريف غيردقيق اجراي نمايشی شايد اين‌گونه باشد: رفتار آيينی‌شده، كه نمايش آن را شرطی كرده/ تعميم داده است» (95). از زمان ارسطو به‌بعد، فيلسوفان، ارزش آموزشی غريزۀ بشري در نمايش تقليدی را - كه به‌نظر من نيروي پيش‌برندۀ اجراي نمايشی است- تعريف كرده‌اند.

به‌اعتقاد من، همان‌گونه كه ‌ميهالی چزيك‌زنت‌میهالی Csikszentmihalyi) Mihalyi)، استاد و مدير گروه مباحث پرورشی در دانشگاه شيكاگو، می‌‌گويد نمايش تقليدی، همان‌گونه كه از كلمۀ آموزش (به‌معنی هدايت كردن) برمی‌‌آيد، حقيقتاً آموزشی است. او می‌‌نويسد: «كارهايی كه اجرايشان فی‌نفسه ارزش دارد آنهايی است كه ما را از محدوديتهایی كه الزامات زندگی بر ما تحميل می‌‌كند، رها می‌كند» (9 :1986).

چزيك‌زنت‌میهالی معتقد است كه اجراي نمايش ما را به پديدۀ ديگري، كه او تجربۀ جاری می‌‌نامد، هدايت می‌‌كند. جريان، كه به تجربۀ كمال‌گرايانه‌ نيز معروف است، زمانی اتفاق می‌‌افتد كه تمام تمركز فرد، بر روي همان فعاليت مورد نظر قرار می‌‌گيرد كه كاملاً جذاب و جالب توجه است. «هنگامی ‌كه با تمام وجود با امري درگير می‌‌شويم، حسی فراگير در ما پديد می‌‌آيد» (36 :1977). با تمركز بسيار دقيق بر دنيايی كه از طريق نمايش خلق می‌كنيم، «همه‌چيز غير از تجربۀ اصلی را كنار می‌‌گذاريم». باربارا مايرهوف (Barbara Myerhoff) با بيان اين نكته می‌‌افزايد: «اين رويكرد، خود‌آگاه عادي را كه منتقد، شناسنده و شايد حتی شكاك و خودمحور است، از ميدان به‌در می‌‌كند و اينها دقيقاً همان نگرشهايی است كه امكان اعتقاد به يك عقيده را از بين می‌‌برد» (247). از نظر من، اين تجربه‌ها، بخشی از جوهرۀ آموزش است. چزيك‌زنت‌میهالی معتقد است كه «اجراي نمايش می‌‌تواند زمينه‌اي براي نوعی تجربۀ خلاق باشد كه پيش‌نياز ضروري ايجاد تحول اجتماعی–فرهنگی به شمار می‌رود» (3 :1986). با برخورداري از تجربۀ جاري، خود را ترغيب می‌‌كنيم كه بيرون محدوديتها را نيز ببينيم. تأثير آموزشی تجربۀ جاري كه از طريق اجراهاي نمايشی به‌دست می‌‌آيد، می‌‌تواند كودكان را نه‌تنها براي دنيايی كه ما آن را می‌‌شناسيم، بلكه برای [شناخت] روی ديگر واقعيت نيز آماده كند.

[شيوۀ] باورپذيری هنرمند به طرزی عينی و ملموس نشان می‌دهد كه چه بسا روشهاي ديگری هم براي زندگی آدمی باشد. روي صحنه، رويدادهايی را می‌‌بينيم كه می‌‌دانيم در يك زمان هم وجود دارد و هم وجود ندارد و نشان می‌دهد كه در زندگی، راههايی بسيار بيشتر از آنچه ما تصور می‌كنيم، وجود دارد. اين تشخيص به‌تنهايی می‌‌تواند امكانات نامحدودی فراهم آورد و ذهن را از قيدوبند واقعيات رها سازد (5 :ibid).

درهرحال، آنچه از نظر من آموزشی است، اجراي نمايش صرف نيست، بلكه فرايند اجرا است كه به بازي شباهت دارد: «همۀ روشهای از ميان بردن سلسلۀ مراتب مرسوم، ارزش بخشيدن به هر چيز سوای ارزشی كه دارد، اختصاص زمان و مكان معين به استفادۀ استادانه از چيزهايی خاص در جهانی كه به شكلی غيرمعمول تعريف شده‌ است: اين تعريف، همچنين تعريف فرايند تمرينهای كارگاهی، فرايند آيينی و فرايند اجرايی نمايشی است» (110 : 1985، Schechner). كودك نبايد تماشاگری منفعل باشد، بلكه بايد عامل فعال اين فرايند باشد. بچه‌ها مشاهده را از طريق ساير رسانه‌ها ياد می‌گيرند. آنها با عمل كردن، واقعاً ياد می‌‌گيرند. از طريق اعمال نمايشی، كودكان همه چيز را ياد می‌گيرند، دربارۀ هر چيزي خيالپردازي می‌كنند و هر چيزي را تغيير می‌دهند. من با اين اميد درس می‌‌دهم كه كودكان می‌‌توانند جهان را تغيير دهند، هر چند ممكن است اين تفكر، سطحی به‌نظر برسد.

می‌‌توانم نظر خود را دربارۀ تئاتر، با فلسفۀ تئاتر محرومان از آگوستو بوال (Augusto Boal) جمع‌بندي كنم كه می‌‌گويد: «تئاتر بايد شادمانی و سعادت باشد، بايد به ما كمك كند كه دربارۀ خود و عصر خود بياموزيم. بايد دنيايی را كه در آن زندگی می‌كنيم بشناسيم و برای بهتر شدن، تغييرش دهيم. تئاتر، شكلی از دانش است كه هم‌ می‌‌تواند و هم بايد به‌صورت ابزار دگرگونی جامعه درآيد. تئاتر باعث می‌شود به‌جاي چشم به راه آينده ماندن بتوانيم آن را بسازيم» (31).

 

منابع و مآخذ  

 

Boal٫ Augsto. Games for Actors and Non-Actors. New York: Routledge٫ 1992.

Csikszentmihalyi٫ Mihaly. Beyond Boredom and Anxiety. San Francisco:Jissey-Bass P٫ 1977.

“What’s Intetesting About Children’s Tgeatre.” Children’s Tgeatre: Creative Drama and Leatning. Ed. Judith Kase-Polisini. New York: UP of America٫ 1986.

Myerhoff٫ Barbara. “The Transformation of Consiousness in Ritual Performances.”

By Means of Performances. Eds. Richard Schechner and Willa Appel. New York: Cambridge UP  1990.

Schechner Richard. Between Theater and Anthropology. Philadelphia: U of Pennsylvania P 1985.

-                                                                                                                                               Performance Theory. New York: Routledge 1988.

 

منبع: شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد