زرتشتیان > تاریخ (زرتشتیان)

سیر تاریخی آیین زرتشت

(1/1)

Pasha:
به خشنودی اهورامزدا





پدران نامدار ما در مسیر زندگانی پر ماجرای چند هزار ساله خود فراز و نشیبهای بسیار دیده و رنجها و سختی های بیشمار کشیده اند ولی هیچگاه از سختی نهراسیده , دچار یاس و نا امیدی نشده و تاب ایستادگی را از دست نداده اند زیرا آنها به این امر آگاه بوده اند که که در پس هر نشیبی فرازی است و بدنبال سالها رنج و سختی روزهای شادی و خرمی است .

نخستین باری که دین زرتشت دچار مصیبت و بدبختی شده و روزگار سخت و فلاکت باری برای زرتشتیان پیش آمد هنگامی بود که اسکندر مقدونی ( بخوان گجسته) در حدود 330 پیش از میلاد مسیح بکشور عزیز ما تاخته و داریوش سوم پادشاه هخامنشی را شکست داده و خاک پاک ایران را بتصرف خود در آورد.
کاخ شاهنشاهی تخت جمشید که مقر پادشاهان هخامنشی و کعبه آمال ایرانیان میهن پرست بود ، بوسوسه یک زن هرجائی بدست گجستک افتاد طعمه اتش گردید و با سوخته شدن ان یکی از بزرگترین کتابخانه های دنیای قدیم نیز سوخته و از بین رفت . این کتابخانه که در کنار کاخ سلطنتی بناشده و بنام دژنپشت معروف بود ، یکی از بزرگترین کتابخانه های دنیای انروز بود و در این کتابخانه صدها پوشینه کتاب علمی و ادبی و مذهبی و تاریخی وجود داشت و بویژه بیست و یک نسک اوستا ، کتاب مذهبی زرتشتیان ، که بنا به نوشته پلینی تاریخ نویس رومی در دوهزار هزار شعر سروده و بقول مسعودی ( مروج الذهب ) بر روی دوازده هزار پوست دباغی شده گاو با آب زرنگارش کرده بودند ، نگه داری میشد که همه آنها در آن آتش سوزی بزرگ سوخته و با خاک یکسان شد.( کتابخانه بزرگ دیگری هم بنام گنج شیزگان در آتشکده آذرگشسب واقع در شهر شیز در آتورپادگان وجود داشت که ان نیز مورد دستبرد و غارت یونانیان واقع شده و کتابهای گرانبها و پر ارزش آن از بین رفت)
در طول مدت هشتاد سالی که کشور عزیزما ایران را در زیر سلطه یونانیان و سلوکیدها بود قوانین و رسوم مذهبی زرتشتی در طاق نسیان گزاشته شده و مردم از ترس فرمانروایان جبار بیگانه از اظهار عقیده مذهبی و پیروی علنی و آشکار از آئین زرتشت خودداری مینمود.این وضع تا دوره پادشاهی اشکانیان ادامه داشت.
اشکانیان اگر چه از نژاد ایرانی ( پارتها) و دارای مذهب زرتشتی بودند ولی از انجایی که مردمی ایلیاتی و چادر نشین بودند به نخجیر و شکار و جنگ و نبر بیشتر اهمیت میدادند و بقیود و رسوم آئین زرتشتی کمتر پایبند بودند.باوجود این در دوره فرمانروایی اشکانیان بتدریج وضع در هم ریخته مملکت سرو صورتی گرفت و نفسهایی که از ترس بیگانگاندر سینه ها تنگی میکرد بخارج راه پیدا کرد و موبدان و پیشوایانی که خانه نشین شده بودند دوباره بمیدان وارد شده و مردم را به آئین زرتشتی دعوت نمودند.


نخستین کسی که بقول نویسنده نسک دینکرد ، نسکهای پراکنده زرتشتی را گرد اوری و تدوین نمود ولخش یا بلاش پادشاه اشکانی بود .چون بروایتی چهار نفر و بروایت دیگر پنج تن از پادشاهان اشکانی به بلاش نامی بوده اند ما بدرستی نمیدانیم که مقصود نویسنده دینکرد کدام یک از پادشاهان است.
دارمستتر ، مستشرق و اوستا شناس نامی فرانسوی حدس میزند که بلاش اول که در تاریخ به زهد و تقوی نامدار است باید نخستین گرد اورنده اوستا باشد در صورتی که عده ای دیگر از اوستا دانان بلاش سوم را که در سالهای 148تا 191 میلادی در ایران سلطنت کرد همان کسی است که نویسنده دینکرد از او یاد کرده است.
پس از برچیده شدن خاندان پادشاهی اشکانی در سال 226 میلادی اردشیر بابکان سر سلسله دودمان ساسانی زمام امور را بدست گرفت . این پادشاه که جدش ساسان نگهبانی آتشکده معروف آناهیتا را در پارس بعهده داشت و بقول خود هم پادشاهی و هم موبدی بود ، با کمک هیربد هیربدان دانشمند دربار خود تنسر (1)، به جمع آوری نسکهای پراکنده زرتشتی و برگزاری رسوم آئینی بگونه ای جدی تلاش نمود.
اردشیر معتقد بود که سیاست و مذهب لازمه یکدیگرند و وجود یکی بدون دیگری دوام نمیآورد .فردوسی بزرگ در شاهنامه از زبان وی میسراید :
نه بی پادشاهی بود دین بجای......... نه ی دین بود تخت پادشاهی بپای
نه از پادشه بی نیاز است دین.......... نه بی دین بود پادشاه را آفرین
چنان پاسبان یکدیگرند........... توگویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین نه این زان بود بی نیاز........ دو انباز دید یشمان نیک ساز

این پادشاه از وقتی که پای خود را بر اریکه سلطنت ایران گزاشت عقیده درونی خود را بمورد عمل نهاد و در راه پیشرفت مذهب زرتشت گامهای بلند برداشت تا بدین وسیله بتواند فرمانروایی را در دودمان خود پایدار سازد.
پادشاهانی که پس از اردشیر به سلطنت رسیدند اقدامات او را دنبال نمودند و لی کار اساسی در این خصوص بوسیله شاهپور دوم ( شاهپور ذوالاکتاف) بدست آدرباد مهراسپندان انجام گرفت. بقول وست اوستادان شهیر انگلیسی و نویسنده کتاب Pahlavi Literature ) ادبیات پهلوی) ؛ آدرباد مهراسپندان در سال 290میلادی در گیلان متولد و در سالهای 320 تا 371 م. موبدان موبد و وزرگ فرمادار ( درچم نخست وزیر در دودمان ساسانیان ) شاهپور دوم بود.
وی به کمک هئینی و از دستوران و موبدان فاضل و دانشمند بفرمان شاهنشاه شاهپور دوم نسکهای موجود اوستا را مطالعه و نسکها و جزوه های مختلف را از هم جدا و در پوشینه های جداگانه تنظیم و تدوین نمود و بعلاوه چون زبان اوستا که نسکهای ( کتاب) مذهبی و نماز روزانه زرتشتیان بدان نگاشته شده مدتها بود متروک مانده و بجای آن خط و زبان پهلوی در دوره ساسانی معمول شده بود ، آدرباد بسیاری از آنها را بزبان پهلوی(زبان نوشتن نسک اندرزنامه) و بپازند( پارسی سره و زبان نسکهایی که برای نماز نوشته میشدند) ترجمه نمود و نسک خرده اوستا را تقریبا به همان شکلی که امروز بین زرتشتیان متداول است تدوین نموده و قطعاتی که خود به بپازند نوشته بود به آن افزود.نسکهای پتت ( در چم توبه گناهان) ، ستایش یکتا خداوند ، آفرین گاهنبار ، ستایش امشاسپندان و... از او بیادگار مانده است.
وی پس از آنکه تدوین و مرتب نمودن اوستا ، شاهنشاه شاهپور دوم گفت :
ازین پس گمراهی در دین نشاید و کسی بیدینی مجاز نیست.
اگرچه در زمان یزدگرد سوم نسکهای زرتشتی کمی دچار انحطاط شدند ولی با تلاش و کوشش بزرگمردانی چون آدرباد این کتاب هنوز راهنمای هزاران بهدین است.

خرد چشم جان است چون بنگری ......... تو بی چشم شادان جهان نسپری
کسیرا کوتاه باشد خرد.......... کز دین نیاکان خود بگزرد
( فردوسی بزرگ)


*** ***

1- تنسرهیربد هیربدان دربار اردشیر ، بقول مسعودی از بنای ملوک الطوایف بود و پدرش در فارس شهریاری داشت و لی تنسر از آن چشم پوشید و تقوی پیشه ساخت و در خدمت ارشیر بابکان کمکهای شایانی نمود نامه ای که تنسر از طرف اردشیر بابکان به جسنفشاه ( گشنسب شاه ) پادشاه طبرستان و فرشوادگر نوشته و اورا به اطاعت از اردشیر دعوت نموده تا به امروز موجود است .


khordad4u

کنترل

[0] صندوق پستی

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد
Go to full version