نویسنده جستار: جاودان و برافروخته باد اتش نما راستی  (بازدیدها: 1075 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

ارمین

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 239
  • امتیاز: 50
  • جنسیت : آقا
    • هتل بزرگ دریا  مراغه
جاودان و برافروخته باد اتش نما راستی
« : 26 دسامبر 2009 گاه 22:12:26 »
آتش نماد راستي است؛ تنها آتش است كه پليدي را به خود راه نمی دهد و همواره به بالا سر می ساید، خود مي سوزد و جهاني را گرما و نـور مي بخشد. مردم راستي جو، همانند آتش همیشه يكسان ويكرنگ بوده ، خود را به پليدي ها نمي آلايند و نور، شادي، گرما، و انرژي به جامعه مي بخشند.
فروغ، نور و روشنايى که نمادی از نور و روشنايى دنیای راستین اهورایی و مینوي است، در شادابی روان و دل آدمی، اثرى بس شگرف دارد. انسان را به جایگاه نور خدايى مى برد. اينكه ايرانيان باستان هنگام نماز به روشنايى و نور رو مى كردند، به این سبب بوده است كه روشنايى نماد خداوند است و هر جا روشنايى هست، خرد هست، راستى هست، مهر هست و خدا آنجاست.
جنبش و جوشش در نهاد تمام هستی آتشی اهورایی ست که ریشه و بن جهان را گرمی می بخشد. مولانا می سراید:
آتش عشق است کاندر نی فتاد/ جوشش عشق است کاندر می فتاد
آتش است این بانگ نای و نیست باد/هر که این آتش ندارد نیست باد
در دين زرتشت، هر آنچه آفريده اهورامزداست براى جهان و جهانيان سودمند است و بايد پرستاری و ستوده شود. آتش یکی از نیکترین آفریده های اهورامزداست؛ از اين رو ايرانيان باستان به آتش وابستگى ويژه اى داشتند، آتشدان فروزان در پرستشگاه ها، در جایگاه روان مینوی اهورامزداست. اگر زرتشتيان رو به سوى نور دارند و آن را پرستش سو مى دانند، براى نزديك شدن به اهورامزدا، پروردگار و آفريننده جهان مینوی و هستی بخش است، كه خود سرچشمه همه نورها است. اشوزرتشت خداوند را « شيدان شيد» دانسته و درهمه هستی در جنبش مي بيند.
دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی
آتش؛ بزرگ ترین پدیده و یافته آدمی است. ایرانیان نخستین بار آتش را در تلاش زندگی یافته اند؛ آن چنان که: روزی هوشنگ شاه پیشدادی، با همراهان خویش به شکار رفته، بر سر راه خود ماری می بیند و برای کشتن آن سنگی پرتاب می کند که«پدید آمد آتش از آن سنگ باز». این آتش به خار و خاشاک افتاده و فروزان می شود. در این استوره دو نماد نابرابر و در برابر هم زندگی ایرانی، روبروی هم می ایستند: مار که نماد و هم ریشه مرگ است در برابر آفرینش آتش که نماد روشنایی و فروغ است. آتش در گذشته ایران و سنت‌های ارزشمند نیاکان ما از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است، چرا که در کنار زندگی انسان، توانایی، گرما و کوشش را به همراه آورده و سرآغاز و سرچشمه پیشرفت شده است.
زرتشتیان در تاریخ خود با روشنایی آتش زنده ماندند و آن را به مانند پرچمی برافراشته همواره روشن نگه داشته و به پایداری آن مهر می‌ورزند و آرزومند درخشش نور در جان و روان همه نیک‌اندیشانند.
آتش برای مردمان همه سرزمین ها از روزگاران بسیار دور تا به امروز گرامی بوده و هر گروهی به گونه ای آن را ستوده اند. خداوند با پيغمبر خود؛«موسا»، با زبان آتش گفت وگو مى كند و آتش بر «ابراهيم» گلستان مى شود.
ايرانيان، از سي و يك جشن سالانه كه در هفتاد و سه روز برگزار مي کنند ـ افزون بر جشن سوري(چهارشنبه سوری) ـ چهارجشن به پاس و بزرگداشت ِ آتش است: ارديبهشتگان، شهريورگان، آذرگان و سَده.
«اي خرامنده سرو ِ تابانْ ماه/ روز ِ آذر مَى ِ چو آذر خواه
شادمان كن مرا به مَى كه جهان/ شادمان شد به فرّ ِ دولت ِ شاه»
(مَسعود ِ سعد ِ سَلمان)
جشن آذر گان در روز آذر از ماه آذرماه ؛ نهمين روز از نهمين ماه از گاهشماری زرتشتي برابر با سوم آذر ماه خورشيدي برگزارمي شود.
در گذشته در سرتاسر ایران، آذرگان همچون مهرگان و نوروز جشنی همگانى بوده، ولی امروز به گونه ای آيينی ــ دينى، تنها زرتشتيان اين جشن را زنده نگه داشته اند.
ابوريحان بیرونی در آثارالباقيه درباره این جشن آورده : « ... روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند ... »
اين جشن هنوز هم نزد زرتشتيان با شادى برگزار مي شود. در گذشته، اين روز، روز نشست، گفت و گو و همه پرسی درباره زندگی هازمانی(اجتماعی) زرتشتیان بوده است و این برگرفته از آیینی بسیار دیرینه است که مردمان به دور آتش گرد می آمدند و درباره زندگی شان به گفت و گو می پرداختند.
در آذرگان «سدره پوشي» برگزار مي شود. نوجوانان زرتشتى با پوشيدن سدره و بستن كشتى، دين خود را برمی گزینند. آنها که تا ديروز زرتشتى زاده بودند، با پوشيدن سدره و بستن كشتى زرتشتي مي شوند.
در جشن آذرگان، زرتشتيان با لباس آراسته و پاکيزه، به آتشکده مي روند. نيايش روزانه خود را برگزار می کنند و با سرايش آتش نیایش، که بخشي از خرده اوستاست، آذرایزد را گرامی می دارند و آيين جشن آذرگان را به جا مي آورند.
درباور زرتشتيان، آب، باد(هوا)، خاک و آتش، چهار آخشیج سپندینه و از بين برنده ناپاکي هایند. در اين ميان، آتش برای داشتن روشنايي و گرما، ارج بيشتري دارد و از اين رو، زرتشتيان براي نيايش و ستايش اهورامزدا، به آتشکده ــ جایگاه آتش ورهرام ــ مي روند.
آتشكده ها در تاريخ به نام هاي «درمهر»، «آدريان» ، «آتش بهرام»( ورهرام ) خوانده شده اند و افزون برنيايشگاه زرتشتيان ، همایشگاه ديني، آموزشي، فرهنگي و اجتماعي نيز بوده اند. و به راستی سنگر دانش و بینش بوده است.
خردمندانه است كه به جشن های ایرانی که نماد شادی بوده و برخاسته از فرهنگ پربار ایرانی اند، به ویژه جشن های آب و آتش، در ایران زمین دوباره جان تازه اى ببخشيم و آنها را همگانى كنيم؛ چنان كه در گذشته نيز همگانى بوده اند. در فرهنگ ایرانی جشن ها برای شادی اند و در پی كار و کوشش و آباداني می آیند و آباداني شادی افزا و دربردارنده نور و روشنايي درونی برای روان انسان هاست .

[فایل پیوست قدیمی ازسوی گرداننده زدوده شده است]
ستایم شب و روز شهنامه را / سراینده اش را و هم خامه را / کتاب بزرگیّ و فرزانگی / امید و سرافرازی و زندگی / سرود اساتیر ایران زمین / که بر نام گوینده اش آفرین / پیروزپارسی توسی نامدار / که فرهنگ از او یافته ست اعتبار / قلم را نشاید سرودن از او / که او بر قلم داده است آبرو / خداوند فرزانگیّ و خرد / که اندیشه بر همگنان نسپرد / روان شاد بادش بهشت آشیان / همیشه سخنگوی تا جاودان

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد