نویسنده جستار: یادمان درگذشت مصطفی کسروی  (بازدیدها: 1215 بار)

0 هموند و 4 میهمان درحال خواندن جستار.

dara_babak

  • گرداننده این انجمن
  • *
  • نوشتار: 2,715
  • امتیاز: 788
یادمان درگذشت مصطفی کسروی
« : 23 ژانویه 2010 گاه 10:02:17 »

   
مصطفی کسروی درگذشت

جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵ ، پژمان اکبرزاده

«حیف شد...» عبارتی که در چند ماه گذشته بارها برای از دست دادن هنرمندان موسیقی ایران به زبان ما آمد؛ و اما اینبار، «حیف شد» برای مصطفی کسروی، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانی است. سازنده «اورتور شوشتری»، «سرود درختکاری»، «گفتگو کن، جستجو کن» و ...

کسروی در بامداد چهارشنبه، ششم دی ماه (27 دسامبر) در سن 83 سالگی از میان ما رفت. نام مصطفی کسروی، بر خلاف بسیاری از آثارش، برای بیشتر ایرانیان، ناآشناست. کسروی نوازنده ای زبردست در زمینه نوازندگی فاگوت و استاد پیشین هنرستان عالی موسیقی، آهنگسازی فعال و رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.

کسروی سالها بود که خسته و منزوی، در غربت و در شهر لوس آنجلس اقامت گزیده بود و تنها گهگاه سفرهای کوتاهی به ایران داشت. چندی پیش برای زیارت راهی مکه شد و درصدد بود پس از آن رهسپار تهران شود ولی در همان شهر درگذشت. نازی کسروی، دختر مصطفی کسروی، از چگونگی این واقعه می گوید:

پدر در نهایت سلامت، برای انجام فرایض دینی به مکه رفت و آنگونه که رییس کاروان به برادرم در آمریکا گفته اند، ایشان طواف را هم انجام داده بودند، به هتل بازگشتند و به بازار رفت. ولی پس از آن کم کم ضعیف شدند. او را به بیمارستان بردند، معاینه کردند ولی ظاهراً از بابت جسمی مشکلی نبود. در آنجا هم تعجب کرده بودند که چرا دائماً در حال ضعیف شدن است ولی به هر حال فوت کرد.

- دلیل فوت مشخص نشده است؟
فعلاً خیر. من خواسته ام که گواهی فوت را به من هم بفرستند. اکنون ارتباط با مکه بسیار دشوار است و به زمان نیاز است تا به ما گزارش دقیق تری بدهند. آنطور که خود من اطلاع دارم ایشان در نهایت سلامت و بسیار شاد و خوشحال به مکه رفت و قرار بود پس از آنجا به ایران بیاید. در آنجا بسیاری منتظر ایشان بودند. قول و قرارهای زیادی داشتند ولی به این قول خود نتوانستند عمل کنند. پدر را چهارشنبه، ششم دی در مکه به خاک سپردند.

- مراسم یادبودی در تهران برگزار خواهد شد؟
فعلاً تا آنجا که توانسته ام به اعضای خانواده خبر داده ام تا گردهمایی داشته باشم. چون روزهای سوم و هفتم را از دست داده ام. شنبه، 30 دسامبر دور هم خواهیم بود. از طرف صدا و سیما اطلاع رسانی شده است و اگر افرادی علاقه مند باشند که حضور پیدا کنند قدم روی چشم ما گذاشتند. در غیر اینصورت امیدواریم که در فرصتی مناسب و از طریق خانه موسیقی، همکاران، دوستان و دوستداران پدر را در مجلس یادبودی گردهم آوریم.

- واکنش تلویزیون ایران و رسانه ها در تهران در برابر خبر درگذشت پدرتان چگونه بوده است؟
فعلاً هیچ! خبر را من تنها به دلیل فشار بستگان که باید همه را در جریان بگذاریم تا فردا گله نکنند از طریق یکی از دوستان که در صدا و سیما بود توانستم اعلام کنم. اکنون هم هیچکس جز شما با من تماس نگرفته است. در تمام سالهایی که پدر به ایران می آمد و اصرار داشت با دوستانش در ارتباط باشد آنطور که باید از وجودش استفاده نشد. او تا آخرین لحظه عمر توان همه کارها را داشت.

- سرنوشت آثار پدرتان چه خواهد شد؟ نت آثار در اختیار چه کسی است؟
بخشی در آمریکاست و مقدار زیادی هم دست نوشته پیش خود من است. همه کارهایش، اعم از انهایی که ارکستراسیون کرده و چه آنهایی که نوشته است همه با ابلاغی که از طرف سازمان رادیو است پیش من است. در تماس با یکی از دوستانی که با هنرمندان صدا و سیما در ارتباط است کسب تکلیف کردم که این نت ها را چه کنم و چگونه نگه داری کنم. فعلاً تصمیمی نگرفته ام ولی اگر پیشنهاد یا راهنمایی صورت گیرد توجه خواهیم کرد. اینها آثار دیگر مال ما نیست؛ مال ملت است.

- از فرزندان زنده یاد کسروی کسی در زمینه موسیقی فعال است؟
نه، متاسفانه پدرم علاقه نداشتند هیچکدام از ما در زمینه موسیقی کار کند. حتا اجازه ندادند ما یاد بگیریم سازی بنوازیم. کارش را به کل از خانه جدا کرده بود.

- فکر می کنید چرا نمی خواستند بچه ها در زمینه موسیقی فعال باشند؟
می گفت بسیار رنج دارد. می گفت در این زمینه حفظ سلامت روح و روان دشوار است. سخت است که انسان درستکار باشد، شخصیت سالمی باشد و در عین حال در عرصه موسیقی بتواند قدم بردارد.

* * *

مصطفی کسروی در سال 1302 در تربت حیدریه متولد شد. از هنرستان عالی موسیقی در تهران در رشته نوازندگی فاگوت دیپلم دریافت کرد و چندین سال نیز در ایتالیا در کنسرواتوار سانتاچچیلیا و مدرسه موسیقی پونتیفیچیو به تحصیل در رشته آهنگسازی مشغول شد. مدتی، نوازنده ارکستر انجمن موسیقی ملی به رهبری روح الله خالقی بود و از سال 1325 تا 1333 در ارکستر سمفونیک تهران نوازندگی می کرد. کسروی از سال 1341 به مدت یک سال ریاست هنرستان موسیقی تبریز را در دست داشت و از 1345 تا 1353 رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.

مصطفی کسروی در سال 1356/1977 همراه با خانواده راهی آمریکا شد. از 1365 به مدت هفت سال نواختن فاگوت در ارکستر سمفونیک واتکام در شهر بلینگهام را به عهده داشت. در دوران نوازندگی در این ارکستر، یکی از آثاری وی به نام «ماهور» که برای ارکستر بزرگ نوشته شده در یکی از برنامه های ارکستر به رهبری پول فیترستون جای گرفت. قطعه ای که با تاثیری عمیق از موسیقی ایران ساخته شده بود.

کسروی اظهار می داشت: « جوانانی که می خواهند براى موسيقى مملكت شان كارى كنند بايد حوصله به خرج دهند. در این راه تحصیل کنند. البته موضوع تنها يادگيرى هارمونى و كنترپوان نيست. هارمونى به تنهايى شعبات بى شمارى دارد. بايد جست وجو كرد كه كدام يك به درد موسيقى ايرانى مى خورد. اگر واقعاً عشق و علاقه در كار باشد از هيچ مشكلى نبايد هراس داشت. غربى ها به اين نتيجه رسيده اند كه نبايد به شرقى ها چيزى ياد داد.

يك بار يكى از معلمان من به جاى تصحيح مسئله من، به كشيدن نقاشى از تركيب نت هايم پرداخت. با توجه به همه اين مشكلات بايد با جرات پيش رفت تا ريزه كارى ها و راه هاى مختلف را پيدا كرد. وقتى تحصيلات به حد قابل توجهى رسيد مى توان از معدن غنى موسيقى ايرانى استخراج كرد...»

کسروی در سال 1372/1993 تصمیم به ترک ارکستر سمفونیک واتکام گرفت و بر آن شد تا به ایران بازگردد و در داخل کشور به فعالیت های خود ادامه دهد. ارکستر سمفونیک واتکام هم برای قدردانی از همکاری هفت سالهء او با ارکستر قطعه «اورتوری شوشتری» وی را با تنظیمی تازه به اجرا درآورد. اجرای این قطعه هم که سرشار از نغمه های ایرانی بود در رسانه های شهر بلینگهام واکنش های جالبی در پی داشت. نیک باسارد، رهبر ارکستر سمفونیک واتکام که این قطعه را رهبری کرد اظهار داشت: «اجرای این قطعه توسط ما مانند این است که از گروه جاز نیوارلئان بخواهید برایتان موسیقی سنتی چینی بنوازند.»

روزنامه هرالد بلینگهام نیز ضمن مصاحبه با کسروی، در صفحه نخست روزنامه عکس از او به چاپ رساند و از او به عنوان هنرمندی نام برد که ایران آنرا از دست داده و آمریکا بدستش آورده است.

کسروی پس از این کنسرت راهی ایران شد ولی ثمره فعالیتش در این دوره تنها ساخت یک قطعه کوتاه به سفارش شبکه سه تلویزیون بود. خود او می گفت: «دیگر کسی مرا به یاد نداشت ومن هم پس از مدتی به ناچار به آمریکا بازگشتم.»

در سالهای بعد، کسروی دیگر مجال و موقعیت فعالیت نیافت. گهگاه نشریات و تلویزیون های ایرانی لوس آنجلس از وی برای مصاحبه هایی دعوت به عمل می آورند و خود او تنها موفق شد دو کاست از ساخته هایش را در شمارگانی محدود در لوس آنجلس منتشر سازد. در پیوست کاست ها یادداشت جالبی برای شنوندگان نگاشته: «این آهنگها برای رقص و پایکوبی نیست. خواهش دارم هرگاه وقت کافی برای شنیدن دارید این آهنگها را گوش کنید.»

پرورش نوازندگان فاگوت (باسون) جنبه ای دیگر از فعالیت های هنری مصطفی کسروی بود. نام آورترین هنرمندی که در هنرستان عالی موسیقی نزد او پرورش یافت خسرو سلطانی است که بعدها در اتریش به فعالیت های هنری خود ادامه داد. فرصتی دست داد تا از راه دور با او نیز به بهانه درگذشت استادش گفتگوی کوتاهی داشته باشم:

 بشنوید برنامه کامل رادیو زمانه را درباره مصطفی کسروی

زمانی که خبردرگذشت آقای کسروی را شنیدم حسی را داشتم که زمان درگذشت پدرم به آن دچار شدم. چون مصطفی کسروی هم استاد من بود و هم مانند پدر من. از 12 سالگی که موسیقی را آغاز کردم در کلاس او بودم. به من هم درس موسیقی می داد و هم درس زندگی. تا همین اواخر هم دائماً با هم در تماس بودیم. یعنی در حدود چهل سال از دور یا نزدیک با آقای کسروی بودم. به همین خاطر، خبر درگذشت او برایم بسیار تاسف بار بود.

- از دورانی که در هنرستان نزد ایشان نواختن فاگوت را فرا می گرفتید خاطره ای دارید که بگویید؟
زمانی که وارد هنرستان شدیم کسی نمی دانست چه سازی باید بزند. باید راهنمایی می کردند که چه سازی برایمان خوب است. نخستین روزی که به هنرستان رفتم یک هیئت ژوری چهارنفر (متشکل از غلامحسین غریب، مرتضی حنانه، حسین ناصحی و مصطفی کسروی) حضور داشت که بچه ها را می دیدند و تعیین می کردند هر کسی چه سازی بزند. آقای کسروی تا مرا دیدند گفتند این را بگذارید سر کلاس من برای فاگوت. از آن زمان تا به امروز نه سازی عوض کردم، نه مشکلی داشتم. در واقع، با انتخاب ایشان، مسیر زندگی من تعیین شد.

- پس از اینکه تحصیلات تان در رشته نوازندگی فاگوت در هنرستان عالی موسیقی به پایان رسید در آکادمی موسیقی وین هم این رشته را ادامه دادید. میان شیوه تدریس مصطفی کسروی که یک استاد ایرانی بود و شیوه تدریس استادانتان در اتریش چه تفاوتی می دیدید؟
سبک تدریس او طبیعتاً به لحاظ تکنیکی با استادان خارجی متفاوت بود ولی به لحاظ محتوای موسیقی چندان تفاوتی نداشت. اصولاً هنگامی که از مدرسه ای به مدرسه ای دیگر می رویم این تفاوتها وجود دارد. من همیشه او را تحسین می کردم چون مدت کوتاهی در خارج از ایران تحصیل کرده بود ولی در طول همان مدت کوتاه، فراگیری عظیمی داشت.

وی هم در زمینه موسیقی غرب متبحر بود و هم در زمینه موسیقی کلاسیک ایران. یکی از زیباترین ترانه هایی که شجریان خوانده است  به کدام ملت هستیم، به کدام مذهب هستیم... (گل باغ آشنایی) از ساخته های آقای کسروی است. امیدوارم نسل جوان قدر استادانی که داریم از دست می دهیم را بداند. البته اینها از دست رفته اند و کاری نمی توان کرد ولی از راه هایی که رفته اند می توان درس گرفت. به خانواده ایشان تسلیت می گویم و به همه موزیسین های ایرانی.

 
شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
« واپسین ویرایش: 26 دسامبر 2013 گاه 10:17:36 ازسوی Pasha »
پاید کشور به فره اش جاودان         ایرانیان   پیوسته   شادان          همواره یزدان بود او را نگهبان                                                                                                        خداوند نگهدار ایران باد                                 باشد که سراسر کیهان را صلح و آرامش فرا گیرد

dara_babak

  • گرداننده این انجمن
  • *
  • نوشتار: 2,715
  • امتیاز: 788
پاسخ : یادمان درگذشت مصطفی کسروی
« پاسخ #1 : 23 ژانویه 2010 گاه 10:15:20 »
ياد

سراييدن خويش در موسيقي

مصطفي كسروي (1385 مكه معظمه - 1302 تربت حيدريه)


* آخرين هنرمند بازمانده از اعضاي انجمن و اركستر موسيقي ملي (به تأسيس و رهبري زنده ياد روح الله خالقي از 1323 شمسي)، استاد مصطفي كسروي، نوازنده فلوت و فاگوت، معلم هنرستان عالي و آهنگساز ورزيده، در سفر حج درگذشت. گفتند كه او را همانجا به خاك سپرده اند و چنين شد كه سفر دور و دراز كسروي پايان پذيرفت.
از تربت  حيدريه به تهران، ايتاليا، تهران، آمريكا و بالاخره مكه، شهر پيامبر. نسل امروز موسيقيدان از كسروي خاطره اي ندارد، چرا كه سي سال آخر عمر او در ايالات متحده آمريكا گذشت و جز سفري كوتاه به سال 1372، ديگر تهران و ايران را نديد. تبعيد خود خواسته مصطفي كسروي را مي توان به اوضاع موسيقي در كشور (قبل و بعد از انقلاب) مربوط كرد. موسيقيدانان تحصيل كرده و ورزيده اي چون او هيچ گاه از بستر اجتماعي مناسبي بهره مند نشدند و با آثارشان، تنها ماندند. در غربت نيز هر كدام به چيزي پناه بردند تا از بار غريبي بين خودي ها و غريبه ها بكاهند. كسروي نيز مردي مذهبي با تربيت قدمايي بود و پرواز به سوي دوست، از آمريكا به مكه و از خانه خدا به آسمان، براي او سرنوشت غيرمنتظره اي نبود.
* مصطفي كسروي از سال 1317 وارد هنرستان عالي موسيقي در تهران شد. در سال 1324 ديپلم نوازندگي فاگوت را گرفت. از 1323 تا 1328، نوازنده فلوت در اركستر انجمن موسيقي ملي به رهبري روح الله خالقي بود و از 1325 تا 1333 در اركستر سمفونيك تهران فاگوت مي نواخت. در سال 1336 بورس تحصيلي چهار ساله گرفت و در كنسرواتور پارماي ايتاليا، آهنگسازي خواند ولي در سال آخر تحصيل به دليل مسائلي كه برخي دانشجويان ايراني به وجود آوردند، تحصيلاتش را ناتمام گذاشت و به ايران برگشت. كسروي در ايران مصدر خدمات مختلفي بود: رياست هنرستان موسيقي تبريز، عضو شوراي موسيقي راديو، رهبر اركستر شماره 1 راديو، تدريس در هنرستان موسيقي ملي و رهبر دسته هاي كر هنرستان عالي موسيقي .كسروي در سال 1353 بازنشسته شد و سه سال بعد به آمريكا مهاجرت كرد. از 1365 تا 1372 در اركستر سمفونيك شهر واتكام در واشنگتن مشغول نوازندگي فاگوت بود. در سال 1372 براي فعاليت هنري به ايران آمد ولي زود به آمريكا برگشت و امكان كار در ايران را براي خود نديد. روزنامه آمريكايي يلينگهام هرالد در شماره چهارم نوامبر 1993 گزارشي از برنامه موسيقي او را با اين عنوان چاپ كرد: ايران او را از دست داد و ما به دست آورديم. كسروي دو آلبوم از مجموعه آثارش را در آمريكا منتشر كرد.
* معروف ترين اثر او در ايران، قطعه اركسترال گل باغ آشنايي با صداي محمدرضا شجريان است كه در سالهاي قبل از انقلاب اجرا شده است. اين اثر در مايه شوشتري با شعر فخرالدين عراقي است. انتخاب ملودي، تنظيم اركستر و برخورد با شعر، طوري است كه انگار كسروي در محتواي موسيقي و شعر، سير و سفر طولاني خود را مشاهده كرده و بالاخره به حريم امن دوست راه يافته است: ... كه در آ ! درآ ! عراقي، كه تو هم از آن مايي، كه تو هم از آن مايي

امير حسين ابراهيمي

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

« واپسین ویرایش: 23 ژانویه 2010 گاه 10:51:57 ازسوی dara_babak »
پاید کشور به فره اش جاودان         ایرانیان   پیوسته   شادان          همواره یزدان بود او را نگهبان                                                                                                        خداوند نگهدار ایران باد                                 باشد که سراسر کیهان را صلح و آرامش فرا گیرد

dara_babak

  • گرداننده این انجمن
  • *
  • نوشتار: 2,715
  • امتیاز: 788
پاسخ : یادمان درگذشت مصطفی کسروی
« پاسخ #2 : 23 ژانویه 2010 گاه 10:26:47 »
درباره ی مصطفی کسروی

--------------------------------------------------------------------------------

 

متولد ۱۳۰۲ در تربت حیدریه
ورود به هنرستان عالی موسیقی (كنسرواتوار تهران) ۱۳۱۷
فراگیری فاگوت نزد یاروسلاو بیزا (استاد چك)
دریافت دیپلم موسیقی در ساز فاگوت از كنسرواتوار تهران،
عزیمت به ایتالیا برای ادامه تحصیل در موسیقی
تحصیل در كنسرواتوار سانتاچچیلیا در ایتالیا
تحصیل در مدرسه موسیقی پونتیفیچیو در رشته آهنگسازی
بازگشت به ایران بعد از پایان تحصیلات
اشتغال به كار به عنوان مدیر «دایره سرود و موسیقی مدارس»
تدوین نظام تازه آموزش موسیقی كلاسیك و سرود
بازگشت به ایتالیا برای ادامه تحصیل در رشته آهنگسازی۱۳۳۶
تحصیل در كنسرواتوار دولتی اریگو بویتو در شهر پرم
بازگشت به ایران
نوازنده فاگوت دراركستر انجمن دوستداران موسیقی ملی (به رهبری روح الله خالقی)


ریاست هنرستان موسیقی تبریز به مدت یك سال۱۳۴۱
رهبر اركستر نكیسا در رادیو تهران۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳
عضو شورای موسیقی رادیو
تحصیل در رشته آهنگسازی دانشكده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران ۱۳۴۵
تدریس در هنرستان موسیقی ملی از ۱۳۵۱
عزیمت به آمریكا و نوازندگی فاگوت در اركستر سمفونیك واتكام در شهر بلینگهام

برخی از آثار او عبارتند از: «اورتور شوشتری» آواز و اركستر(بر اساس ترانه محلی پری جون)، «تصویر گذشته» (برای آواز و اركستر)، «خاطرات سفر» (برای اركستر، روی تمی از حسینعلی ملاح)

مصطفوی كسروی دانش آموخته این جریان حضور موسیقی كلاسیك و آموزش موسیقی این موسیقی در ایران است . گرچه نام مصطفی كسروی، دیگر به جز در برخی كتاب های تاریخ معاصر موسیقی ایران در جایی دیده یا شنیده نمی شود ولی شماری از ساخته های او - البته بدون اطلاع از نام سازنده - برای بسیاری از دوستداران موسیقی، آشناست.

وی نوازنده ای چیره دست در رشته فاگوت است كه فاگوت نوازانی چون خسرو سلطانی راپرورش داده؛ آهنگسازی است خوش ذوق كه آثاری چون «اورتور شوشتری» و «سرود درختكاری» را آفریده و در نهایت رهبری فعال كه سال ها رهبری اركستر نكیسا در رادیو ایران را در دست داشت.كسروی اما در این روزها، دوران كهولت و بازنشستگی خود را در كالیفرنیا می گذراند، بی آنكه كسی جویای احوال او و آثارش شود.
مصطفی كسروی در سال ۱۳۰۲ در تربت حیدریه (خراسان) تولد یافت.از نوجوانی به نوازندگی فلوت پرداخت ولی از سال ۱۳۱۷ در هنرستان عالی موسیقی (كنسرواتوار تهران) نزد یاروسلاو بیزا (استاد چك) به فراگیری فاگوت پرداخت.پس از دریافت دیپلم در این ساز، چندین سال نیز در كنسرواتوار سانتاچچیلیا و مدرسه موسیقی پونتیفیچیو در ایتالیا به تحصیل در رشته آهنگسازی پرداخت.

در بازگشت به ایران به سمت مدیر «دایره سرود و موسیقی مدارس» منصوب شد.وی ضمن بخش بندی مدارس، تعیین سرپرست برای هر یك، ایجاد كلاس های كوتاه مدت برای مدرسان و ارائه شیوه های تازه در امر آموزش سرود، با تصویب اداره هنرهای زیبای كشور، سه دوره مسابقات سرود برپا داشت كه هزاران دانش آموز از شهرستان ها در این مسابقات شركت كردند. در ۱۳۳۶ از نو با دریافت بورس راهی ایتالیا شد و در كنسرواتوار دولتی اریگو بویتو در شهر پرم، تحصیلات آهنگسازی خود را پی گرفت.در سومین سال از این دوره، به دلیل مسائلی كه برخی دانشجویان ایرانی مقیم ایتالیا پدید آوردند دولت ایران دستور بازگشت همه دانشجویان بورسیه از این كشور را صادر كرد و كسروی نیز به ناچار به كشور بازگشت.

كسروی در آغاز فعالیت هایش، چندین سال نوازنده اركستر انجمن دوستداران موسیقی ملی بود و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۳ در اركستر سمفونیك تهران نوازندگی می كرد.در همین دوران اركستر سمفونیك رادیو ایران به نام «اركستر فارابی»، آثار آهنگسازان ایرانی همچون مرتضی حنانه،فریدون ناصری ،فریدون فرزانه و سیروس شهردارو ...را اجرا و ضبط می كرد.مصطفی كسروی نیز از جمله موسیقیدانانی بود كه آثارش با این اركستر اجرا شد.
وی از سال ۱۳۴۱ به مدت یك سال ریاست هنرستان موسیقی تبریز را عهده دار بود و نامش در كنار رؤسای هنرستان موسیقی تبریز ثبت شده است.در كنار نام كسانی چون اسماعیل دیباج، عزیز شعبانی، یوسف یوسف زاده، هدایت الله خیرخواه، احسن الله هوربد و ...

كسروی از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳ رهبری اركستر نكیسا در رادیو تهران را در دست داشت. چندی نیز عضو شورای موسیقی رادیو بود. از سال ۱۳۴۵ با توجه به نیاز به مدرك تحصیلی برای ارتقای رتبه، در رشته آهنگسازی دانشكده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از ۱۳۵۱ به مدت دو سال به تدریس هماهنگی در هنرستان موسیقی ملی اشتغال داشت.
در ۱۳۵۶ همراه با خانواده راهی آمریكا شد و پس مدتی فعالیت پراكنده، از سال ۱۳۶۵ به عنوان نوازنده فاگوت در اركستر سمفونیك واتكام در شهر بلینگهام (ایالت واشینگتن) مشغول به كار شد ولی در سال ۱۳۷۲ ناگهان تصمیم گرفت كه به ایران بازگردد و در داخل كشور به فعالیت های هنری خود ادامه دهد ولی شرایط با آنچه او در ذهن داشت بسیار متفاوت بود: «همه مرا از یاد برده بودند.چندین ماه پس از ساخت قطعه كوتاهی به سفارش شبكه سوم تلویزیون از نو راهی آمریكا شدم...».

در زمانی كه كسروی تصمیم به ترك اركستر سمفونیك واتكام گرفت این اركستر برای قدردانی از زحمات وی، «اورتور شوشتری» اثری كه او در اواسط دهه ۱۳۳۰ آفریده بود را در كنسرتی به اجرا درآورد كه خوشبختانه ضبط مطلوبی نیز از آن در دست است.كسروی اظهار می دارد: «در آمریكا تغییرات كوچكی در این اثر دادم و یك قطعه برای سازهای زهی به وسط قطعه اضافه كردم.ناگفته نماند این اركستر در سال ۱۹۹۰ یكی دیگر از كارهایم را نیز به نام «ماهور» اجرا كرد.كاش همین تقدیر كوچكی كه آنها برای چند سال نوازندگی در اركسترشان از من كردند در تهران كه سال ها تدریس، نوازندگی و رهبری كرده بودم صورت می گرفت....»


نیز در آن زمان علی رغم فضای خصمانه و ناعادلانه موجود نسبت به ایران، نتوانستند اثر او را نادیده بگیرند و واكنشی بسیار مثبت به كسروی و اثر وی نشان دادند.روزنامه هرالد بلینگهام در یكی از تیترهای صفحه نخست، از مصطفی كسروی به عنوان هنرمندی نام برد كه آنان فرصت حضور وی را بدست آورده اند.بسیاری اظهار داشتند اجرای «اورتور شوشتری» فرصت بسیار خوبی برای نوازندگان اركستر سمفونیك واتكام بوده است تا با آثاری متفاوت از آنچه معمولاً می نوازند آشنا شوند.رهبر اركستر نیز در هرالد بلینگهام خاطرنشان ساخت: «اجرای این اثر توسط ما همچون اجرای موسیقی سنتی چینی با گروه جاز نیواورلئان است.»

از دیگر آثار كسروی باید به «اصفهان»

«تصویر گذشته» (برای آواز و اركستر، روی سروده های سیمین بهبهانی)، «خاطرات سفر» (برای اركستر، روی تمی از حسینعلی ملاح) و... اشاره كرد.كارهای آوازی كسروی، عموماً در دوران فعالیت او در رادیو تهران توسط خوانندگان متعدد اجرا و ضبط شده است.
كسروی اظهار می دارد: « جوانانی كه می خواهند برای موسیقی مملكت شان كاری كنند باید حوصله به خرج دهند، در این راه تحصیل كنند البته موضوع تنها یادگیری هارمونی و كنترپوان نیست.هارمونی به تنهایی شعبات بی شماری دارد.باید جست وجو كرد كه كدام یك به درد موسیقی ایرانی می خورد.اگر واقعاً عشق و علاقه در كار باشد از هیچ مشكلی نباید هراس داشت.غربی ها به این نتیجه رسیده اند كه نباید به شرقی ها چیزی یاد داد.یك بار یكی از معلمان من به جای تصحیح مسأله من، به كشیدن نقاشی از تركیب نت هایم پرداخت.با توجه به همه این مشكلات باید با جرأت پیش رفت تا ریزه كاری ها و راه های مختلف را پیدا كرد.وقتی تحصیلات به حد قابل توجهی رسید می توان از معدن غنی موسیقی ایرانی استخراج كرد...»

وی می افزاید: «در شرایط فعلی كسانی كه نت نمی دانند و تنها از حفظ مطالبی را سینه به سینه منتقل می كنند نمی توان كار جدی روی موسیقی ایرانی انجام دهند.در لس آنجلس كه من ساكن هستم همه ادعا دارند كه موسیقی ایرانی را ترویج می كنند.یكی می گوید من فلان سبك موسیقی را به ایران آوردم؛ دیگری نخستین كسی است كه فلان نوع تنظیم را ابداع كرده و دیگری نخستین كسی است كه در موسیقی ایرانی - ببخشید - به جای آواز، عربده كشیده است! یك بار می خواستم از آنها بپرسم اگر از شما طبل، سنج، دایره زنگی و سایر آلات ضربی را بگیرند و چیزی برای نگه داشتن ریتم در اختیار نداشته باشید از كارهایتان چه می ماند؟ امروزه موسیقی پاپ، جاز، كلاسیك و...همه دارای قواعدی هستند كه باید آنها را یاد گرفت.»

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد
پاید کشور به فره اش جاودان         ایرانیان   پیوسته   شادان          همواره یزدان بود او را نگهبان                                                                                                        خداوند نگهدار ایران باد                                 باشد که سراسر کیهان را صلح و آرامش فرا گیرد

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد