نویسنده جستار: زرتشتیان دمشق  (بازدیدها: 1101 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

Pasha

  • گرداننده امرداد
  • *
  • نوشتار: 8,071
  • امتیاز: 2838
  • جنسیت : آقا
    • تارنمای امرداد
زرتشتیان دمشق
« : 02 فوریه 2010 گاه 16:02:41 »
به خشنودی اهورامزدا



زرتشتیان دمشق


کهن‌ترین شواهد مربوط به حضور زرتشتیان را در دمشق، Berossus، مورخ بابلی، فراهم آورده است که می‌گوید دمشق یکی از شهرهای امپراتوری هخامنشی بود که اردشیر دوم (358-404 پ.م.) تن‌دیسی از آناهیتا (Anaitis) را در آن برپا ساخته بود. معبدی که در آن تن‌دیس یاد شده نصب گردیده بود، احتمالاً بیرون از شهر و در نزدیکی یکی از رودهایی که از کوه‌های لبنان جاری می‌شد و کرانه‌های آن مکان مناسبی برای پرستش یک ایزد رودخانه‌ای بود، قرار داشته است.
بنیان‌گذاری پرستشگاه مذکور نشان دهنده‌ی حضور شمار فراوانی از مستعمره‌نشینان پارسی در این منطقه‌ی بارخیز و جذاب است. واقعیت دیگری که این موضوع را ثابت می‌کند، آن است که در زمان فتوح اسکندر، استثنائاً، این بخش از سوریه تحت حاکمیت یک فرمان‌دار پارسی بود و نه بومی.
سپس، Polyaenus، مورخ رومی، از نیرنگی که شاه سلوکی، آنتیوخوس یکم، برای ربودن دمشق از کف نیروهای بطلمیوسی به کار بسته بود، سخن می‌گوید. این روی‌داد ممکن است در 274 پ.م. از رخ داده باشد. می‌توان پنداشت که آنتیوخوس، که خود یک نیمه ایرانی بود (مادرش Apamaa یک نجیب‌زاده‌ی بلخی بود) و سربازانی ایرانی در سپاه خویش داشت، با جشن‌های بزرگ زرتشتی آشنایی داشته، و گویا یکی از آن‌ها، قرار بوده در همان زمان برگزار شود. بر این اساس، آنتیوخوس به سپاهیان‌اش و همه‌ی ساکنان حومه‌ی شهر فرمان داد که دست و دل‌بازانه این جشن «پارسی» را برگزار کنند. فرمان‌ده مصریان بطلمیوسی حاکم بر دمشق، با آگاهی یافتن از برگزاری این جشن و شادمانی در پشت باروهای شهر، از هشیاری و مراقبت خود کاست، که در پی آن، آنتیوخوس قادر به غافل‌گیر ساختن نیروهای مصری و تسخیر شهر شد.
مدرکی در دست نیست که نشان دهد جمعیت زرتشتی تا چه زمانی در دمشق به بقای خود ادامه داده است. اما به طور کلی آشکار است که فرزندان مستعمره‌نشینان پارسی در سرزمین‌های غربی امپراتوری پیشین هخامنشی، هویت قومی و دین خویش را به طور محلی تا سده‌های سوم و چهارم میلادی و در برخی مناطق حتا تا سده‌‌ی ششم میلادی حفظ کرده بودند. *

* M. Boyce, “Damascus”, in Encyclopaedia Iranica, vol. 6, 1993, p. 626


صبوری کن سايه ی پا در گريزِ پسين،
خورشيد
برای بازآمدن است که می رود...
به یقین سپيده دم سرخواهد زد و
خورشيد باز خواهد گشت
و واژه های ممنوع نيز وزيدن خواهند گرفت...

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد