نویسنده جستار: چهار بخش ایران زمین در اوستا و هفت کشور  (بازدیدها: 196 بار)

0 هموند و 1 مهمان درحال خواندن جستار.

Pasha

  • گرداننده امرداد
  • *
  • سپاس
  • -ارسال: 859
  • -دریافت: 3040
  • نوشتار: 3,075
  • امتیاز: 667
  • جنسیت : پسر
    • تارنمای امرداد
به نام نامی ایران




چهار بخش ایران زمین در نوشته های پارسی میانه و اوستائی :
 


در زمان ساسانیان کشور ایران به چهار بخش کرده بودند، که هر یک از این بخش ها را یک کوست"Kust" می نامیدند، که روی هم به آن چهار کوستیک می گفتند ، کست یا کوست (Kust) به مفهوم طرف . سوی . ناحیه . حومه . ایالت. در فارسی نو، گشت .(1) در نامه ها و نبشته هایی که از گزند اهریمنی و بد زمانه و یورش تازیان و مغولان برکنار مانده اند و به خط و زبان پهلوی یا اوستائی می باشند به نامهای (چهارسو) اشاره شده است . البته نباید از یاد برد که بیشتر این نبشته ها درباره ی امور دینی می باشد، و باید افزود که خط اوستائی را دین دبیره و خط پهلوی را هام دبیره یا آم دبیره می نامیدند.(2)

متن پهلوی که از آن دونسخه در دست است ، یکی بنام بندهش ایرانی یا بندهشن بزرگ و دیگری بنام بندهشن هندی یا بندهش کوچک است. به این نوشته زندکاسی یا زند آگاهی هم گفته می شود.(3) در این نامه پهلوی ،درباره نام های (چهارسو) چنین آمده است:

"بر این اختران چهار سپهبد(سپاهبد) به چهار کوست گماردو سپاهبدی بر این سپاهبدان گمارد.(و) بس بیشمار ستاره نامدار به کوست کوست(و) جای جای گمارد به هم زوری(و)نیرو دهندگی این اختران.(4) چنین گوید که تیشتر(Tistar)سپاهبد خورآسان. (5)

1.*سدویس (sadvés) از سپاهبد نیمروچ و یکی از اختران دوازده گانه.  سهیل والدبران نیز بدان گویند.(6) گيگر دانشمند آلمانی امکان میدهد که ستویس(سدویس) یکی از ستارگانبرج نسرالواقع باشد.دارمستتر به ثریا حدس زده است. گمان بارتلمه به دبران رفته است(7).

2.*ونند(Vanand) سپاهبد خوروران از اختران آسمانی ،نسرواقع (یشتها،ج1،ص 327) سپهبد ستارگان ثابت در مغرب. در ونندیشت از ونند چنین یاد شده است:

"ستاره مزدا آفریده ی پاک و (رد) راستی، ونند نيرومند درمان بخش را نام برده خواستار ستائیدنیم، از برای پایداری کردن به ستیزه ی خرفستران.(جانوران وحشرات زیانکار و زیانبخش و موذی) بسیار بدو زشت اهریمنی که بایدیکسره از میان برد.(8)

3.*هفتورنگ (haftorng) سپاهبد اپاختر . از اختران. نگاه شود به واژه نامه بندهش،ص 15، بنات النعش ، یا خرس بزرگ (ursamajor) هپتوایرنگ در اوستا بمعنی دارنده هفت علامت و نشانه است... بگفته زمخشری در مقدمة الادب این ستاره را نیز در فارسی (هفت برادر) گویند. بویژه وظیفه هفتورنگ بسیار دشوار است، چه سپهسالاری شمال با اوست. همان سوئی که در آئین مزدیسنا شوم و نامبارک و بدیمن شمرده است. دوزخ در سوی شمال واقع است و شمال مسکن دیوها و پریها و جاویدان است. تمام بلایا و سختی ها از شمال متوجه ایران می گردد.(9) در زبان های اروپائی تیشتر را سیرییوس (sirius) می نامند.(10)درباره تیشتر و نبرد او با دیو خشکی در افسانه های ایران باستان داستان شیرین و دل انگیزی وجود دارد که منبع اصلی آن اوستا و نوشته های پارسی میانه است.
باید افزود که ، در برابر هر یک از این سپاهبدان که خود ایزدی بشمار می روند، و در دانش ستاره شناسی بدان ثوابت گویند، سیارات يا اباختران قرار دارند که ستارگانی اهریمنی اند. همانگونه که به سیارات اباختران گویند،ثوابت نیز اختران یا روشنان می گویند،و بنابر روایات ایران باستان این دو دسته با هم در نبرد و ستیز بودند. یکی دیگر از نبشته های پارسی میانه، گزارش شتربگ و نهادن وینر دشیر است که بیشتر به گزارش شطرنج شناخته می شود.

در بند 26 این نبشته پهلوی ،نام (چهارکوست) بروشنی بیان شده است:

" چهار، آنگونه همانند کنم که چگونه چهار آمیزش مردم از اوست. پس چهار سوی گیتی خوراسان و خوربران و نیمروچ و اپاختر".(11)

دفتر دیگر بنام شهرستانهای ایران یا شترستانهای ایران می باشد،و در آن نیز از (چهارکوست) نام برده شده است . این نامه که بزبان و خط پهلوی است،نبشته ای است درباره ی نام های جغرافیائی، که شامل شرح بنا و جایگاه عده ای از شهرهای بزرگ می باشد . این نامه یکی از بازمانده های نبشته های زبان ساسانی می باشد که دارای 880 واژه است وبعدها نیز مطالبی چند برآن افزوده اند. آخرین تاریخ نگارش و افزوده های آن حدود سال هشتصد میلادی می باشد.(12)

در زیر تنها به نام برخی از شهرهای مربوط به هرکوست اشره می کنیم:

1. کوست خورآسان: سمرقند، لخ درخشان (بلخ بامی) خوارزم، مرورود، مرو ،توس، پوشنک، نیشابور، قائن، گرگان (دهستان)، کوش.

2. کوست خوربران: تیسفون، نصیبین، اورهه (ادسا)، بابل، هیرت (الحیره)، همدان ،نهاوند و مهرگان کدک ماسپذان و...

3. کوست نیمروز: کابل، رخوت (اوستائی هرخویتی، پارسی باستان هرخویتش)، بست، فراه، زابلستان، زرنگ، کرمان، به اردشیر، استخر، دارابگرد، به شاپور، گور اردشیر خوره، توزک، هرمزد اردشیران و ...

4. کوست آتورپاتکان: (آذرپادگان= آذربایجان) ،شهرستان وان، گنجه، آموی (تبرستان) ری ....

در پایان باید به این نکته توجه کنیم، که همبستگی نزدیکی با این پژوهش دارد و آن نام هفت کشور یا هفت اقلیم یا هپوکرشور می باشد که هم در نبشته های زمان ساسانی و هم در نوشته های پس از آن دوره بکار رفته است.
نام هفت کشور (هپتو کرشور) (Haptokarsvar) در زبان اوستائی بدین گونه است:

1- خوانيرث Xvaniraөa
2- ارزهی Arәzahi
3- سوهی Savahi
4- فردذشفو Fradaδafsu
5- ویدذفشو Vidaδafsu
6- واوروجرشتی Vourujarsti
7- واوروبرشتی Saptadvipa

درخوریادآوری است که در زبان سنسکریت هم ، نام هفت کشور (سپت دویپ) آمده است و بخوبی گویای آن است که بخش شدن زمین به هفت بهر نزد ایرانیان وهندوان هردو از یک آبشخور و خاستگاه بوده است.
نزد هندوان بجای کرشور (کشور) دویپ آمده و این واژه مرکب است از دوی (dvi) و آپ (ap) لفظا میان  دوآب، یا سرزمینی که میان آب جای گرفته یا (آبخست= جزیره)،بجای خوانیرس(خنیرس)،ایرانیان، نزد هندوان (جمبودویپ) (jambudvipa) آمده و آن میان شش (دویپ) دیگر جای گرفته است. شش دویپ دیگر در سنسکریت چنین خوانده شده است:

پلکش (Palksha)
شلمالی (shalmali)
کوش (kusha)
کرنچ (Kraunca)
شک (Shaka)
پوشکر (Pushkara)
وگرادگرد این هفت دویپ را هفت دریای سمودر (Samudra) بزرگ در برگرفته است. (13)

 

یاری نامه:

*چهارسو و نگرش کوتاه بر تاریخ وجغرافیای تاریخی(حسین شهیدی)
1.فرهنگ پهلوی،فریدون فره وشی،تهران،دانشگاه تهران،چاپ دوم،1352،ص274. و واژه نامه بندهش،مهرداد بهار،تهران،ابن سینا،1343،ص 243.
2.الفهرست،محمدبن اسحاق این ندیم،ترجمه ی م.رضا تجدد.تهران،ابن سینا،1343،ص22/4.
3.بندهشن ایرانی،چاپ عکسی از روی نسخه شماره 1(TD1).تهمورث دینشاه.تهران،بنیاد فرهنگ ایران،بدون تاریخ انتشار.مقدمه از ماهیار نوابی.همچنین نگاه شودبه مقدمه واژه نامه بندهش.
4.بندهش ایرانی،ص4/23 .
5.تيشتر.از اختران. ایزد حامی آب(واژه نامه بندهش ص 163)  تیر یا شباهنگ یا شعرای یمانی. و در فرهنگ ها بمعنی فرشته باران ضبط شده است.
6. واژنامه بندهش،ص 198.
7.یشتها،ج1،ص 327.
8. فرهنگ ایران باستان،پوردادد،بخش نخست،تهران،دانشگاه تهران،چاپ دوم،2536،ص19) توضیح آنکه،این بندیادشده از ونندیشت،تنها بازمانده ی ونندیشت می باشدکه با اندکی تغییر در یشتها،ج2،ص 358 آمده است.
9. یشتها.ج1.ص328 ومینوی خرد،ترجمه احمد تفضلی.تهران،بنیاد فرهنگ ایران،1354،ص 66.
10. یشتها، ج 1، ص 324/5
11. متن های پهلوی،دستور جاماسب جی،منوچهر جی،جاماسپ اسانا. جلد اول ودوم در یک مجلد. با مقدمه ای از بهرام گورانکلساریا،ودیباچه ای از ماهیار نوابی .تهران،بنیاد فرهنگ ایران،بدون تاریخ انتشار،ص 118.
12. شهرستانهای ایران در نوشته های پراکنده،صادق هدایت،تهران،امیرکبیر،چاپ دوم،1344. همچنین زبان وادبیات پهلوی. ج.تاوادیا.ترجمه س.نجم آبادی.تهران،دانشگاه تهران،1348،ص3.2 به بعد.
13. گزارش ابراهیم پورداود.تهران.ابن سینا.1343،ص 115 به بعد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بهاران باز آید و
این خانه روشن شود از سروده های تو... ای زرتشت...