درود؛
دارا بابک؛ چندان به دور از حقیقت نمی اندیشیدم... شما بسیار کودکانه می اندیشید، چنان چه می گویید "کم آورد"، البته چندان جای شگفتی نیست... کسی که سن و سال خود را به رخ دیگران بکشد و بگوید چون من چند سالی بزرگ تر از شما هستم پس سخن من درست است، چندان بیش از این از او انتظار نمی رود.
درود
جناب بهرام آریانژاد
بسیار عالی، اما پاسخ شما:
از این پاسختان و " کم اورد" و ... نتیجه میگیرم که شما، اصولا دنبال بحث و جدل هستید تا ، گفتگو برای رسیدن به یک نتیجه درست،
از انجاییکه متعصب هستید، مطمئنا، نمیتوانید خرد ورزانه گفتگو کنید،
و در واقع دنبال گشتن وازگانی خاص هستید، تا از انها پیراهن عثمان بسازید و بحث را به حاشیه بکشانید، و این نیز یک ترفند دیگر است.
شما مختارید که از واژگان من هر طور که میخواهید برداشت کنید و این مشکل شماست، ولی من مجبور نیستم مطابق افکار شما، عمل کنم و بیاندیشم.
اما در مورد سن وسال و ...
عجب پس من هستم که از این شاخه به ان شاخه می پیرم نه؟
1- این موضوع چه ربطی به گفتگوی من وشما دارد؟
2- اگر در جای دیگری به فرض هم به کسی چنین گفته باشم، این موضوع به شما و بحث امروز ما، چه ارتباطی پیدا میکند؟ جز انکه بخواهید فرافکنی کنید؟
3- باز هم که بدون مدرک و سند ، یک ادعایی را نمودید، لطفا برای گفته ی خودتان سند اراده دهید، تا ببینم در کجا و به چه کسی، چه گفته ام؟،
هر چند که این موضع اصلا به شما ارتباطی پیدا نمیکند،
4- من در کجا به شما گفتم که سن وسالم ... فلان وبهمان، اگر به شما نگفته ام، چه حقی دارید که بخواهید سخن جای دیگر را که نا مربوط هم هست، برای به حاشیه بردن بحث، در اینجا مطرح کنید.
5- آیا این مصداق ، کامل از این شاخه به ان شاخه پریدن شما نیست؟
عجب! پس من بوده ام که از این شاخه به ان شاخه می پریده ام؟
ولی از آنجا که سکوت مرا در مقابل اتهاماتی چون "توهین" نشانه کم دانشی و کم آوردن دانستید، میخواهم سخنانتان را از آغاز بررسی کنم تا ببینیم که چه کسی از شاخه ای به شاخه ای دیگر پرید تا بحث را به انحراف بکشاند؟
مقداری از ان را در بالا دیدیم!
می پردازیم به سخنان شما، در ابتدا بحث به خوبی پیش می رفت که ناگهان غیرت اسلامی شما تاب نیاورده و برای دفاع از تازیان پا به میدان گذاشته و چنین سخن آغازیدید:
نه ! همینجا لطفا نگه دارید، این بینش شماست و کاملا اشتباه هم هست. من اسمش را نمیگذارم غیرت اسلامی، بلکه آن را " غیرت انسانی" نام می نهم، و
به مفهوم بهتر و کاملتر، ان را " حمایت از حقوق بشر" می نامم.
اتهام نخست : فحش و ناسزاگویی ! در اینجا من و هم اندیشانم را که تنها عقاید خود را بروز دادیم، به "فحش" و "ناسزاگویی" متهم کردید و این حرکتی بسیار زشت بود.
اینها سخنانی است که شما گفته اید:
« پاسخ #2 : فوریه 04, 2010, 11:49:29 »
درود
ننگ بر هرچه تازی پرست. ننگ بر هر شخصی که از یک سو تازی پرست است و از دیگر سوی ژست میهن پرستی و یا روشن فکری می گیرد. کم نیستند از این مسلمانان دو آتشه شریعتیست که تازی پرستیشان به جاست و با پررویی خود را روشن فکر هم نشان می دهند.
آیا عبارتی نظیر:
"ننگ بر ... تازی پرست .... با پررویی خود را روشن فکر هم نشان می دهند "
که به کار برده اید، ناسزا و فحاشی نیست؟
و نیز گفته اید:
اسخ #7 : فوریه 05, 2010, 11:03:25 »
درود...
چنین نیست که مرد هم قدرت مطلق باشد.در قرآن قدرت زن و مرد را روی هم بگذاریم، از گوسفند تجاوز نمی کند
....
با این اوصاف به من بگویید چگونه می توان گفت یک ایرانی "مسلمان میهن پرست" باشد؟ کسی که نمی تواند میان میهن پرستی و اسلام یکی را برگزیند، و بخواهد به هر دو وابسته باشد، همان بهتر که اسلام را برگزیده و میهن پرستی ایرانی را که از دیرباز در ایران زمین ریشه دارد، لکه دار و مخدوش نسازد...
آیا الفاظ "گوسفند" خواندن یک عده ای از هموطنان،
و یا متهم کردن انها به میهن فروشی ( وقتی کسی وطن پرست نباشد، پس چیست؟)
و اینکه گفته اید مهین پرستی و ایران را " لکه دار و مخدوش" نکنند؟
آیا اینها، ناسزا و فحاشی نیست؟
ایا اصلا معنای لکه دار کردن را میدانید؟ و یا همینطوری کلمات را کنار هم می چینید؟
در جای دیگر گفته اید:
پاسخ #37 : فوریه 07, 2010, 02:33:56 »
درود...
باز هم گفتید "توهین"، شگفتا...
ایران تا تازی پرستانی چون شما داشته باشد، از هر دشمن خطرناکی بی نیاز است.
شما اینجا ما را، تازی پرست و دشمن خطرناک ایران خوانده اید!
اگر اینها توهین نیست، اگر ناسزا و فحش نیست؟ پس بفرمایید که چه چیزهایی فحش و ناسزاست؟!؟!؟
به راستی جالب است. این همه لاف دموکراسی زدن و آزادی بیان و... این بود؟ یعنی چه به عقاید شخصی دیگران کاری نداشته باشید؟ نخست اینکه این عقاید شخصی میهنم را به نابودی کشانده و دوم اینکه این عقاید شخصی زمانی به من هم تعلق داشته؛ پس شما نمی توانید دستور صادر کرده و مرا از کنکاش در این عقاید باز دارید.
دوست گرامی، باز هم تکرار میکنم، شما میتوانید نقد کنید اما با احترام!!!
نه با نظیر الفاظی که مصداق کامل، و عین فحش و ناسزا هستند.
این سخن شما یک دیکتاتوری بیش نیست، در دین نمی توان عقیده شخصی داشت،
اتفاقا دوست عزیز، مبنای شیعه بر این استوار است که هر کس میتواند، عقیده ی شخصی داشته باشد، و اصل فقاهت و اجتهاد و وجود مراجع تقلید متفاوت، که ممکن است ارای متفاوت هم داشته باشند، مصداق همین امر است
ضمنا یک شیعه وقتی باید مرجع تقلید داشته باشد که خودش از عهده ی فهم امور برنیاید، و الا که تقلید از هیچ کس جایز نیست.
( توضیح اینکه، اینجا فقط شرح مطلب داده شد، که این امور خوبند یا بد، مورد تایید و یا تکذیب من نیست،- من فقط اصول اعتقادی شیعیان را بیان کرده ام)
ضمن انکه قرار نیست، که اسلام حکومت تشکیل دهد و نه هیچ دین دیگری، نمونه اش هم دوران محمد رضا شاه، که همه ی مسلمانان، عقیده ی شخصی داشتند،
در میان تقریبا 55 کشور اسلامی، تنها ایران و شاید عربستان هستند، که چنین میاندیشند، ضمن اینکه از اغاز اسلام تاکنون، چنین قرائتی از دین در ایران وجود نداشته است، و اینها مطالب نو ... جدیدی هستند. ( که اکنون پیاده کرده اند و نیز، همه ی علمای بزرگ شیعه هم مخالف چنین نظریاتی بوده و هستند)
باز هم تکرار می کنم، که در معتقد به یک حکومت سکولار هستم، و هیچ دینی منجمله اسلام، حق تشکیل حکومت ندارند.
شما حتی زحمت خواندن قرآن را به خود نداده اید تا ببینید چگونه فرمان به کشتار غیر مسلمانان و تجاوز به زن شوهردار غیر مسلمان و ... می دهد، حال چگونه می توان چنین اندیشه هایی را "عقیده شخصی" خواند؟ وقتی دین شما به "عقیده شخصی" دیگران کار دارد و حتی می خواهد آنها را با زور و تجاوز و کشتار و ارعاب، مسلمان کند،
اتفاق من قران را خوانده ام و بسیار خوب هم میتوانم نقاط ضعف ان را بگویم و بارها گفته ام ، ولی با زبانی زیبا و شیرین و نه با ناسزا گویی.
و من خیلی بیشتر از شما میتوانم مثالهایی اشتباه و غلط از قران برایتان بگویم.
اما وقتی می پذیریم که یک حکومت سکولار داشته باشیم، و طبق منشور جهانی حقوق بشر، هر کس ازاد است دین خود را داشته باشد و کسی هم حق ندارد تفتیش عقاید نموده و نیز عقاید خود را بر دیگری تحمیل کند.
لذا دیگر این مهم نیست که قران چه گفته یا نگفته، زیرا در این نوع اندیشه دین مربوط به درون دل انسانهاست و ، نه برای تشکیل حکومت و ...
پس هر کسی ، مختار است ان را چگونه عمل کند و یا نکند، اگر بر فرض، قوانین ان دوران صدر اسلام را ، اجرا کند، و مثلا به قول شما زنش را کتک بزند،
ان زن میتواند برود به دادگاه شکایت کند و شوهر دیوانه اش را از راه قانونی تنبیه کند، و ان اقای شوهر قلدر هم خواهد اموخت که دیگر دستش بیخودی حرکت نکند. ( همه ی اینها وقتی است که ما، اصل حکومت سکولار را پذیرفته باشیم).
اما از دیدگاهی دیگر، طبق نظر خود فقهای اسلامی و... اولا قران دارای ، ایات ناسخ و منسوخ هستند،
بدین معنا که ایاتی از قران هستند که برای شرایط خاص در ان زمان نازل شده بودند و سپس، ان ایات جدید نازل شدند که ناسخ ایات پیشین شدند و ایات قبلی، منسوخ می باشند و قابل استناد هم نیستند ولی متاسفانه هنوز هم ... حکومتهایی... از نا اگاهی مردم سود جسته و به ان ایت منسوخ هم استناد میکنند.
اما اگر ما حکومت سکولار را پذیرفتیم دیگر این بحث خاتمه یافته است، چون قرار نیست که قوانین کشور ، قوانین شریعت و نههیچ دینی باشد.
بر ما چه ایرادیست که با آن عقیده تنها از روی خِرَد بستیزیم؟ دوران شمشیرکشی اسلام به سر آمده، و چه بسا اگر ایران زمان یزدگرد سوم بر اثر جنگ های داخلی بر سر قدرت فرسوده نمی گشت، ایرانیان چنان دماری از روزگار تازیان در می آوردند که دیگر به اندیشه تازش و تحمیل دین بر ملل دیگر نیفتند...
بر ما و شما هیچ ایرادی نیست، که با هر عقیده ای از سر خرد بستیزید، ولی به شرط انکه از سر خرد باشد و نه با ناسزا گویی. ( در بالا ناسزاهایتان را تشریح کردم).
با قسمت دویم سخن تان هم هم عقیده ام،
"دابشتم دابشتم حساب نیست" دارم دارم حساب است"
ضمنا نتیجه میگیرم که اول مشکل ما ایرانیان و ساسانیان بوده است که، ضعیف بودند و ، خودشان به انحطاط کشیده شده بودند، و راه را برای عرب باز کردند.
پس اول خودمان را سرزنش کنیم ، سپس اعراب را.
نه اینکه هی مرتب از ساسانیان و غیره تعریف کنیم و به اعراب فحش بدهیم.
آبنه چون نقش تو بنمود راست،
خود شکن اینه شکستن خطاست.
شما در همین یک جمله دین و مذهب خود را به زیر سوال بردید، چرا که همانگونه که بالاتر گفتم، در اسلام می گوید باید بر غیر مسلمانان لشگر کشید، مردانشان را کشت، زنان و کودکانشان را به بردگی کشید و حتی به زن های شوهردارشان تجاوز کرد، مگر آنکه مسلمان شوند! این می شود چیزی جز تحمیلی که خود از آن منزجرید؟ اگر به راستی منزجرید چرا بر آن دین ایمان دارید؟ چه افراطی از ما سر زده است؟ ستیز با افراط گرایی آن هم از روی خِرَد می شود افراط گرایی؟ تنها چون به میل شما خوشایند نیست؟
متاسفانه خودتان می برید و خودتان هم می دوزید،
"دین من" ؟!؟! میشود بفرمایید که دین من چیست؟
مگر من در پروفایلم در امرداد، گفته ام دین من چیست؟ و یا در جای دیگری ؟ و یا در این تاپیک؟ پس می بینیم که شما هم عادت دارید انسانها را بر مبنای فرقه، دین و دسته و نزاد ... دسته بندی کنید!!! و انسانها را انسان نمی بینید، بلکه، بر اساس قومیت و ملیت و دین و نژاد و زبان و ... می بینید.
اول بگویید دین من چیست؟ تا بعد به ادامه ادعاهایتان برسیم.
شما هم عین همین اقایان هستید، در این سی سال، انها مردم را بر طبق اسلامی و ضد اسلامی طبقه بندی میکردند، حالا شما، مردم را بر طبق، مسلمان و ضد مسلمان ( بخوادنید مهین پرست) طبقه بندی میکنید.
ضمنا من از دین خاصی منزجر نیستم، بلکه از عقاید افراطی هر انسانی که میخواهد باشد، منزجرم.
این را باید به شما گفت، به شما چه مربوط وقتی شخصی می خواهد آراء و عقاید خود را آزادانه بیان کند؟ این است آن دموکراسی که از آن سخن می گویید؟ وای بر روزی که امثال شما که امروزه لاف دموکراسی می زنند، قدرت را بر دست گیرند...
عرض کردم، شما و هر کس دیگر میتوانید هر چیزی را نقد کنید، منتها ادب و احترام و بدون هتوهین کردن، و ناسزا گویی ( در بالا ناسزاهایتان را شرح دادم).
ضمنا دوست عزیز، لاف زدن، واژه ی زشتی است، اول معنای کلمات را بیاموزید ، سپس انها را کنار هم ردیف کنید.
در ضمن میهن پرستی همانگونه که گفتم، ترجیح دادن سود ملی به سود شخصی نام می گیرد، شما نام خود را "میهن دوست" بگذارید و نه میهن پرست؛
دوست من هز چیزی علم و اصول و قانونی دارد و ... و سلیقه ای نمیشود، معنای کلمات را عوض کرد.
بر طبق لغت نامه دهخدا :
میهن پرست . [ هََم ْ پ َ رَ ] (نف مرکب ) میهن پرستنده . وطن پرست . میهن دوست . میهن خواه . وطن دوست . وطن خواه . که میهن خویش در حد پرست...
میهن پرستی
میهن پرستی . [ هََم ْ پ َ رَ ] (حامص مرکب ) صفت و عمل میهن پرست . وطن پرستی . وطن دوستی . میهن دوستی . وطنخواهی . و رجوع به میهن پرست ...
میهن دوست
میهن دوست . [ هََ ] (ص مرکب ) که میهن خود دوست دارد. وطندوست . میهن پرست . میهن خواه . (از یادداشت مؤلف ) و رجوع به میهن خواه شود.
میهن خواه
میهن خواه . [ هََ خوا / خا ] (نف مرکب ) وطنخواه . میهن دوست . میهن پرست . (از یادداشت مؤلف ).
پس می بینید که:
میهن پرست تنها یک ، اصطلاح است و معنای ان هم یعنی : میهن دوست!
حالا شما چگونه این دو را واژه ی مهن پرست و میهن دوست را از هم مجزا کرده و برای خودتان، یک معنای دیگری اختراع کرده اید؟
شما همه چیز را مطلق بد و مطلق خوب می بینید، چون من گفته ام هرکه مسلمان است میهن پرست نیست، به من می گویید به مسلمانان ایران گفته ام خائن! تحریف تا به کجا؟ سفسطه تا چه حد؟هستند افرادی که میهن پرست نیستند، ولی میهنشان را اندکی دوست دارند. گروهی دیگر به میهنشان بی علاقه نیستند، ولی سود و عقایدشان بر علاقه به میهن می چربد، و گروهی دیگر به قدری پستند که حاضرند میهن را فدای مذهب کنند، و از این روی با هرآنچه که با اسلام گره نخورده است دشمنی می روزند.
ببینید دوست عزیز، طبق واژه نامه ی دهخدا ، به شما ثابت کردم که مهین پرست و وطن دوست و ... یک معنا و مفهوم دارند، شما ان زمان گفتید، که هیچ مسلمانی نمیتواند ، مهین پرست باشد!
این یعنی که = هر مسلمانی ، مهین پرست نیست.
اگر کسی میهن پرست نباشد، پس باید مخالف ان باشد. یعنی به وطنش مهری نداشته باشد، و در واقع وطن فروش می شود. در حالیکه با اشاره به تاریخ پس از اسلام و اینکه اکنون ایران وجود دارد، و این ایرانیان مسلمان شده بوده اند که ، ان را دوباره احیا کرده اند. پس این حرف شما اشتباه است. و من مخالف این لفظ هر ...
هر مسلمان، هر ... یا " هیچ" مسلمان و یا "هیچ" ایرانی و یا ...
و این یعنی فتوا صادر کردن، یعنی حکم صادر کردن، که اخرش حتما به جنگ و خونریزی تمام خواهد شد،
چون کساننیکه حکم . فتوا میدهند که هیچ .... یا هر ....
در واقع دارند پایه های استبداد نوینی را پی می ریزند، و در واقع این یعنی دیکتاتوری،
چون وقتی کسی میگوید هیچ کس.... یا هر کس....
جای هیچ مصالحه و مسامحه و .. را باقی نمیگذارد.
شما اگر معتقد به این کلمات و عقاید اخرینتان بودید که :
حد؟هستند افرادی که میهن پرست نیستند، ولی میهنشان را اندکی دوست دارند. گروهی دیگر به میهنشان بی علاقه نیستند، ولی سود و عقایدشان بر علاقه به میهن می چربد، و گروهی دیگر به قدری پستند که حاضرند میهن را فدای مذهب کنند، و از این روی با هرآنچه که با اسلام گره نخورده است دشمنی می روزند
پس نباید از لفظ "هیچ" مسلمانی استفاده میکردید، وقتی گفتید هیچ کسی.... دیگر نمیتوانید بگویید ، هستند کسانی که ...
و اگر میخواهید از استدلالهای اخیرتان ( یعنی گروهی ... اینگونه اند و گروهی انگونه اند و...)
استفاده کنیید، می بایست از کلماتی همچون: برخی... بعضی.... ممکن است... شاید... احتمالا و....غیره استفاده می کردید.
و نه اینکه حکم صادر کنید که هیچ مسلمانی ، مهن پرست نیست.
باید میگفتید، در میان مسلمانان ، هستند افرادی که دینشان را از میهنشان بیشتر دوست دارند
و یا برخی مسلمانان، و یا ... بعضی مسلمانان و یا.... تعدادی از ایرانیان و....
نقل قول ( دارا بابک)
همان مقدار که شما ایران را دوست دارید، ان کرد و لر و بلوچ و آذری و عرب خوزستانی هم، برای ایران جنگیده و آن را دوست دارد و در ان حق دارد.
بهرام آریا نژاد:
این هم نمونه ای دیگر از شاخه به شاخه پریدن شما که به من نسبتش می دهید! اصلاً در این تاپیک بحثی از کرد و لر و بلوچ و ... بود؟ من که خودم کرد هستم و کجا گفته ام کردها ایرانی نیستند؟ اصلا این جمله ای که گفتید چه ربطی به این تاپیک داشت؟ وقتی که خودتان موضوعات بی ربط را پیش می کشید، از دیگران نیز همین انتظار را داشته باشید.
دوست عزیز، اینجا شما همچون برخی اقایان...
قسمتی از سخن مرا گزینش کرده اید و مابقی را حذف کرده اید، و طبق گزینش خودتان، یک نتیجه گیری هم کرده اید ، و چون نحوه عملتان ( گزینش کردن سلیقه ای و ... حذف مابقی مطلب من) کاری بس اشتباه بوده است، پس نتیجه گیریتان هم سراسر غلط است.
سخن کامل من چنین بود:
همان مقدار که شما ایران را دوست دارید، ان کرد و لر و بلوچ و آذری و عرب خوزستانی هم، برای ایران جنگیده و آن را دوست دارد و در ان حق دارد.
من نمیفهمم ، چرا تا یک مدت میگذرد ، عده ای میخواهند خودشان را ایرانی تر از دیگران بدانند؟
زمانی هم بود که برخی خودشان را مسلمان تر میدانستند ( 30 سال پیش)
و این جریان مرتب تکرار می شود.
حالا گویا قرار است یک عده ای ، بیایند و دیگران را به خاطر دینشان بشکند و تبعید کنند و به زندان اندازند؟! که چرا تو مسلمانی!!!
هر کسی که برای این کشور ، خون و مال وجان داده است و به ان میاندیشد و ان را دوست دارد، در ایران حق دارد. و ان هم حقی مساوی !
چه مسلمان، چه مسیحی، چه کلیمی، چه زرتشتی و بودایی و صائبی و اهل حق، چه بی دین و بی خدا و چه ....
و چه اذری و ترک و عرب و بلوچ و ترکمن و فارس و لر و گیلک و تالشی و مازنی و تبری و ....
هر انکس که به تمامیت ارضی ایران احترام میگذارد، به تاریخ ان عشق می ورزد ، به ادبیات کهن ، و همه ی اقوام آن را برابر می داند ، او ایرانی است و ایران و ایرانیان هم برای او احترام قائل اند.
تنها بدین طریق است که میتوان ایران بزرگ را احیا کرد،
نه با تند روی، و قوم گرایی و طایفه گرایی و دین مداری و ... و افراط و تبعیض میان زبانهای گوناگون ایرانی.
جاوید ایران بزرگ
پس می بینید که نخست گفته ام که:
" چه مسلمان، چه مسیحی، چه کلیمی، چه زرتشتی و بودایی و صائبی و اهل حق، چه بی دین و بی خدا و چه ...."
سپس افزوده ام:
" و چه اذری و ترک و عرب و بلوچ و ترکمن و فارس و لر و گیلک و تالشی و مازنی و تبری و ...."
پس بی ربط به بحث ما نبوده است، من یک دورنمای بزرگ از سخن را در نظر گرفته ام و سپس ، به خرده مفاهیم درونی ان پرداخته ام.
یعنی نهایتا ، هر گونه دسته بندی، اعم از نژادی، دینی و مذهبی ، زبانی و ، قومی و .. را مردود دانسته ام.
دارابابک:
حالا گویا قرار است یک عده ای ، بیایند و دیگران را به خاطر دینشان بشکند و تبعید کنند و به زندان اندازند؟! که چرا تو مسلمانی!!!
بهرام آریا نژاد:
باز هم سفسطه تحریف سخن مخاطب؛ ما هیچ اجباری پیش روی دیگران نگذاشته ایم. ما تنها از روی خردورزی خواهان گفتگو و بحث شده ایم و گام هم پیش گذاشته ایم؛بیهوده نگفته اند کافر همه را به کیش خود خواند... چون قرآن می گوید دیگران را به خاطر دینشان باید کشت و به بردگی کشید، شما هم در مورد ما چنین می پندارید.
ببینید دوست گرامی، شما وقتی حکم صادر میکنید، که هیچ مسلمانی ، وطن پرست نیست، اگر کسی به شما اعتراض نکند، یک مدت بعد خواهید گفت: همه ی مسلمانان وطن فروشند، بار هم اگر با سکوت مواجه شوید مدتی بعد خواهید افزود: مسلمانان باید از ایران بروند و .... الی اخر.
در همین سایت بودند دوستانی که حکم میدادند که اذربایجانیهایی که به ترکی سخن میگویند باید از ایران اخراج شون چون اشغالگرند!!!!
ان زمان با ان دوستان پان فارسیسم و پارسی گرایان دگم هم من رو در رو بودم.. اعتراض کردم،
زمانی هم بود که دوستی میگفت : مصدق خیانتکار قرن!
من با ان نوع تعصب هم مخالفت کردم.، اگر فردا روز کسی بیاید بگوید آریامهر تنها مرد وطن پرست وبده است و یا برعکس بگویند که اریامهر خیانتکارترین ....
با همه ی انها نیز ، مخالفت خواهم کرد، چون تعصب از هر نوعش بد است.
این چیزی است که همه ی جریانهای دسته بندی و نژاد پرستی ها و ... پیموده اند،
هیتلر هم از اغاز نمیگفت که که نژاد ما برتر است و باید دنیا را بگیریم و همه ی دنیا برده های ما هستند.
روز اولی که وارد کارهای سیاسی شد، چیزهای دیگری میگفت، و تا زمانی که مارشال هیندنبورگ زنده بود، جرات ابراز وجود و بیان اینگونه عقایدش را نداشت.
ولی به محض مرگ هیندنبورگ و ... محکم شدن ، پایه هایش، بنا را برنژاد پرستی و... دیکتاتوری و... گذاشت و ان شد که همه ی دنیا دیدند.
این دوست عزیزمان، دیکتاتور کوچولو هم همینگونه، روز اول چیزهای دیگری میگفت، ولی حالا یواش یواش، نقاب از چهره بر کشیده است.
و دیگرانی هم همینگونه، پیش از انقلاب چیزهای دیگری گفتند و زمانی که بر امواج سوار شدند، و ...حرفهایی دیگری زدند که نمیتوانم رک بیان کنم.
دارا بابک:
هر کسی که برای این کشور ، خون و مال وجان داده است و به ان میاندیشد و ان را دوست دارد، در ایران حق دارد. و ان هم حقی مساوی !
بهرام اریانژاد:
نه هر کسی. ایرانی خائن کم نداریم. حال بروید این سخنم را نیز تحریف کرده و بگویید گفته ام هرکه مسلمان است خائن است! گویا از این کار زشت باکی ندارید.
دوست من ، وقتی ما اساس حکومت سکولار را پذیرفتیم، پس قانون است که حکم میکند که چه کسی، حق دارد و چه کسی ندارد. و نه بر اساس سلایق شخصی و یا دین افراد، برایشان نمی شود حکم صادر کرد. و قانون جهانی هم، منشور جهانی حقوق بشر است.
دارا بابک:
هر انکس که به تمامیت ارضی ایران احترام میگذارد، به تاریخ ان عشق می ورزد ، به ادبیات کهن ، و همه ی اقوام آن را برابر می داند ، او ایرانی است و ایران و ایرانیان هم برای او احترام قائل اند
نقل قول ( دارابابک)
که در دوران شاه، تحمیل دینی در کار نبود ، علیرغم اعتقادات شخص محمد رضا شاه، در ان زمان هر کس آزاد بود که چگونه دینی داشته باشد و چگونه رفتار اجتماعی را برگزیند.
بهرام آریانژاد:
پس همان است که کتاب 23 سال علی دشتی در همان دوران جمع آوری شده و ممنوع اعلام شد! همان است که در مدارس زمان شاه زبان ننگین تازی را بر پدران ما می آموختند، همینطور درس دینی را...
من کجا گفتم هرکه مسلمان است، ایرانی نیست؟ که شما این سخنان را در پاسخ به من می نویسید؟
همانگونه که سامان گرامی گفت،
دوست عزیز: ما در ان زمان، یک قانون اساسی مشروطیت را داشتیم که ، یکی از اصول اغازینش، پادشاه را حافظ و نماد و پاسبان مذهب شیعه قرار داده بود و ذکر کرده بود که دین رسمی کشور، مذهب اثنا عشری است،
و محمد رضا شاه هم ، نمی توانست، کاملا قانون اساسی را زیر پا گذارد، و وظیفه ی قانونی او این بود!
ضمن انکه مطمئنا در زمان شاه فقید اشتباهات زیادی انجام پذیرفته است، و کسی منکران نیست، و اگر همه چیز درست بود که کار ما به اینجا نمی انجامید،
من هم تنها با شما نبودم، و این بحث ما فقط بین و من و شما نیست و مخاطبین دیگری هم در امرداد دارد، کسانی که چونان شما و یا روشنگر گرامی و ... میاندیشند. و نیز هر انکس که این مطالب را میخواند.
ضمن اینکه ، شما وقتی حکم صادر کرده اید که هیچ مسلمانی نمیتواند، میهن پرست باشد و در جایی دیگر هم ما را تازای پرست خطاب کردید، پس این نتیجه را می رساند که شما، مسلمان ایرانی را میهن دوست نمیدانید و تازی پرست میدانید و نتیجتا دشمن ایران خواهد بود.
گفته اید:
هر زمان که جسارت و توان یک بحث منطقی و مستند و مستدل را داشتید، خوشحال می شوم که در خدمتتان باشم.
این خودتان بودید که جسارت و توان یک بحث منطقی را از همان آغاز نداشتید و از این روی به دیگر شاخه ها پریدید.
من از اغاز ، تک تک مطالب شما را پاسخ گفته ام و خودم هیچ باب جدیدی نگشوده ام، پس اگر بحث ما از این شاخه به ان شاخه پریدن بوده است، چون من داشتم پاسخ ادعاهای شما را میدادم، پس ادعاهای شما از این شاخه به ان شاخه بوده است که من مجبور شده ام، پاسخشان را بدهم و اگر پاسخهای من، از این شاخه به ان شاخه بوده است، نتیجتا، ادعاهای شما که گشاینده ی بحثها بوده اید و هر بار مطلب جدیدی را مطرح کرده اید، از این شاخه به ان شاخه پریدن بوده است.
سامان گفته :
با این طرز تفکر بهرام نتیجه میگیریم که کشور ایران در 1400 سال پیش نابود گردیده.
نابود نشده، ولی از مقام اَبَر قدرتی جهان به چنان فلاکتی افتاده که همگان با تمام وجود حس می کنیم.
پس اول یک جوالدوز به خودمان بزنیم بعدا یک سوزن به دشمنان خارجی.
زیرا یک ابرقدرت، چگونه میشود که سقوط میکند؟ جز از طریق انحطاط داخلی؟
من با همین افراط و تفریط هاست که مخالفم، فقط ننشینیم از ساسانیان، به به و چه چه بگوییم، ضمن تعریف از نیکیهایشان، بدی ها و اشتباهاتشان که،
اشتباهات نیکان ما بوده است را هم، بیان کنیم.
نقد بدون، غرض، بدون توهین و با کمال ادب و احترام.
سپاس _ بدرود