نویسنده جستار: مراسم ازدواج-تدفین-سدره پوشی و کشتی بستن در دین زرتشت  (بازدیدها: 2292 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

yazdan_s

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 7,037
  • امتیاز: 903
  • جنسیت : آقا
    • یزدان صفایی
به نام یزدان پاک

مراسم ازدواج دردين زرتشت

 

نخستين گام ، خواستگاري است و تحصيل رضايت دختر و پدر و مادر او است . پس از حصول رضايت مراسم به اين صورت انجام مي گيرد :

1- بستگان درجه يك پسر به خانه دختر مي روند و نامه اي از پسر خطاب به پدر و مادر دختر همراه مي برند . محتواي نامه بر روي كاغذ سبز نوشته مي شود تا از ميمنت و مباركي برخوردار باشد .

2- چند روز بعد از طرف خانواده دختر پاسخ نامه نوشته مي شود و با تشريفاتي مشابه به خانه پسر توسط بستگان درجه يك دختر برده مي شود . طبق تعاليم زرتشت : هر دختر يا زني را كه خالي از موانع زناشوئي باشد ، مي توان خواستگاري كرد . رضايت طرفين به معناي انعقاد پيمان زناشوئي نيست .

3- از طرف خانواده پسر ، يك حلقه ، يك سيني نُقل و چند كلّه قند و چند متر پارچه جهت لباس دختر تهيه مي شود . در روز معيّن اين اشياء به خانه عروس برده مي شود . حلقه توسط يكي از بستگان درجه يك داماد به انگشت دختر مي شود و پذيرائي به عمل مي آيد .

4- چند روز بعد ، اقدامي مشابه از سوي خانواده دختر در حق داماد بعمل مي آيد .

در تعاليم زرتشت آمده است كه : " تشريفات نامزدي را هنگامي مي توان اجرا نمود كه دختر كمتر از 14 و پسر كمتر از 16 سال نداشته باشد . تشريفات نامزدي با مبادله حلقه و هدايا در حضور بستگان و لااقل " هفت نفر " معتمدِ زرتشتي كه كمتر از 25 سال نداشته باشند ، انجام مي يابد " .

5- در هنگام ازدواج يعني پس از مراسم نامزدي ، اقدامات زير صورت مي گيرد : وكيل پرسان يا " دهموبد " كه پيشواي مذهبي باشد ، به اتفاق عده اي از مهمانان داماد كه تعدادشان نبايد از " هفت نفر " كمتر باشد ، به منظور گرفتن رضايت دختر براي انجام مراسم عقد به منزل عروس مي روند . عروس به حمام رفته ، آرايش كرده و در صدر مجلس مي نشيند و يك پارچه سبز روي سر او مي اندازند به طوري كه صورتش پيدا نباشد . زنهاي ديگر در دو طرف او قرار دارند . دهموبد و همراهان در حالي كه لاله هاي روشن در دستشان است ، با آهنگ هبيروشاباش وارد شده و جلو عروس مي روند و پيشواي مذهبي از دختر مي پرسد :

بنام خدا از شما " دخت ... " مي پرسم آيا با زناشويي با " پور... " راضي هستي ؟

" دهموبد " اين سئوال را چند مرتبه در ميان هلهله و شادي تكرار مي كند . غالباً در مرتبه سوم يا هفتم عروس مي گويد : بلي . پس " دهموبد " از عروس مي پرسد : چه فردي را نماينده يا وكيل خود قرار مي دهي ؟ عروس پدر يا برادر خود را به اين سمت نامزد مي كند . پس از شنيدن اين اقرار ، " دهموبد " و همراهان به منزل داماد باز مي گردند .

6- گواه گيران ؛ نماينده عروس به اتفاق عده اي از ميهمانان عروس به خانه داماد مي آيند و اشياء زير را با خود مي آورند : يك تخم مرغ ، يك قطعه پارچه سبز ، لباس داماد ، چند كلّه قند و مقداري شيريني و آويشن و سنجد . آنگاه آئين مذهبي " گواه گيران " ( = عقد ) آغاز مي شود . داماد در صدر مجلس و نماينده عروس روبروي او نشسته است . " دهموبد يا موبد " در كنار داماد قرار مي گيرد . پس از تحقيق در اينكه عروس و داماد قبلاً با ديگري در رابطه با زناشوئي حرفي نزده اند و يا قرار ازدواج نگذاشته اند ، اوستا را با صداي بلند مي خوانند . در اين هنگام داماد و نماينده عروس ايستاده و " كمربند مخصوص " ( = کُشتي ) را از كمر باز كرده و دوباره آن را مي بندند . سپس موبد ، مراسم گواه گيران را كه به منزله اجراي صيغه عقد ازدواج زرتشتيان است ، انجام مي دهد . پس از پايان ، ايستاده و دعاي تندرستي عروس و داماد را مي خواند . در تمام اين مدت داماد و نماينده عروس دست در دست بر روي قند دست گذارند . پسر بچه اي كه معمولاً با داماد نسبت نزديكي دارد ، پشت سر داماد مي ايستد و انار شيرين و پارچه سبز و قيچي و تخم مرغ و .. را در دست گرفته ، روي سر داماد نگاه مي دارد . پس از پايان مراسم " دهموبد " تخم مرغ را با تمام قدرت و نيرو از پشت بام به خارج مي اندازد و انار شيرين به داماد داده مي شود كه بعدها با عروس بخورند .

7- عروس كشان ؛ يا عروس بران . چون آخر شب مي شود ، پس از صرف شام و پراكنده شدن ميهمانان ، " دهموبد " به همراه چند تن از نزديكان داماد به خانه عروس

مي آيند تا عروس را به خانه داماد ببرند . (1)

 

 

جدایی و علل آن

 

در آئين زرتشت " طلاق " اختياري نيست . چهار چيز عامل طلاق مي شود . در " بند هشنِ 34 " آمده است كه :

1- آنگاه كه بستره شوهر خويش ببرد و بي رسمي كند و ناشايستي از او پديدار آيد . 2- آنگاه كه دشمنان پنهان كند و شوهر نداند . 3- آنگاه كه جادوئي كند و يا آموزد . 4- آنگاه كه فرزند نزايد و عقيم باشد . موارد ديگر نيز منجر به طلاق مي شود : هرگاه در هنگام عقد ، زن يا شوهر ديوانه بوده يا اخلال مشاعر داشته باشند . يا پس از مزاوجت معلوم شود كه شوهر عقيم است . هرگاه در حق زن ستم شود . هرگاه زن زنا كند و يا مرد با زن ديگري زنا كرده باشد . اگر زن نافرماني كند . اگر زني شوهر ديگر يا نامزد ديگر داشته و آن را پوشيده باشد ، ازدواج بعدي باطل مي شود . هرگاه شوهر پنج سال غيبت دائم داشته باشد. (2)

 

مراسم سدره پوشي

 

و آن پوشيدن پيراهني كوچك شبيه زير پيراهني است كه به شكل خاصّی دوخته مي شود . سدره پوشي ، تايخ بس درازي دارد كه به عصر " جمشيد " مي رسد . سدره پوشي از واجبات آئين زرتشت است . در دوره باستان از سن پانزده سالگي كه سن بلوغ بود ، سدره بر تن مي كردند و كمربند مخصوص را بر روي آن مي بستند . بعدها اين سنّت واجب از 15 سالگي به هفت سالگي تنزل كرد . وقتي دختر يا پسري زرتشتي به سنّ هفت الي پانزده سالگي رسيد و معلومات مذهبي را از اوستا فرا رگفت ، اولياي او روزي را براي برگزاري مراسم " سدره پوشي " و بستن " کشتی " به كمر او تعيين مي كنند و از خويشان و دوستان براي برگزاري اين مراسم دعوت مي نمايند . در روز موعود ابتدا سفره بزرگي را گسترده و آن را با اشياء زير تزئين مي كنند : مجمر آتش ، ظرف صندل ، چوب عود ، سيني خشكبار ( پسته ، بادام ، گردو ، فندق ، قيسي ، سنجد ، برگه آلو زرد ، انجير ، نارگيل و ... و مقداري نقل و شيريني روي آن پاشيده كه زرتشتيان آن را لرك گويند ) و مقداري گل و سبزه و آويشن و برنج و ... سر سفره مي گذارند . آنگاه پسر يا دختر ، پس از پوشيدن سدره ، در يك طرف سفره رو به خورشيد مي نشيند . اگر مراسم قبل از ظهر باشد ، كودك سدره پوش رو به مشرق مي نشيند و اگر بعداز ظهر باشد ، رو به مغرب . " موبد " روبروي او قرار مي گيرد و مراسم را با خواندن " اورمزديشت " يا آتش نيايش ، آغاز مي كند . آنگاه موبد به طرف ديگر سفره رفته ، پشت سر كودك قرار مي گيرد و " کشتی " را به كمر بچه مي بندد . در تمام اين مدت ، كودك آستينهاي " مبود " را در دست گرفته و در خواندن سرود با او هم آهنگ مي شود . پس از پايان مراسم ، كودك سر جاي خود مي نشيند ، " موبد " به جاي اول خود رفته ، در مقابل كودك ، به حال ايستاده ، اوستاي تندرستي را به نام كودك مي خواند . در حال سرود خواني ، مقداري آويشن و برنج و شيريني مخلوط را به تدريج به سر كودك مي ريزد. (3)

در كتب پهلوي واژه " شپيك " به جاي " سدره " به كار رفته است . در گذشته ، سدره را از پارچه پشمي ، ابريشمي يا پنبه اي درست مي كردند و در حال حاضر " سدره " را از ململِ سفيد درست مي كنند . در متون مذهبي زرتشتي آمده است كه " سدره " بايد از پوست و پشم و مو و پنبه و ابريشم درست شده باشد . در برخي متون ديگر آمده است كه " سدره " را مي توان از هر جنسي درست كرد . ولي " سدره " اي كه ريشه گياهي داشته باشد ، درست همان چيزي است كه در كتابهاي مقدس به آن اشاره شده . اثرات و خاصيّت " سدره " ، بندگي اهورامزدا است و به منزله زره و جوشني است كه صاحب آن را از شرّ تمايلات نفساني و صفات رذيله حفظ مي كند . " سپيدي " علامت آئين زرتشتي است . از هرگونه لباس سياه بايد دوري جويند ، حتي در مجالس عزا و سوگواري . (4)

 

مراسم کشتی بستن

 

کشتی بستن نيز از ضروريات دين زرتشتي است . وقتي كودك به سن هفت ، يا ده ، يا پانزده سالگي رسيد ، بايد کشتی ببندد . اين سنت نيز به " جمشيد " نسبت داده شده است . در متون مذهبي زرتشتي آمده است كه : " جمشيد رسم کشتی بستن نهاد " يا : " کشتی به دستور جمشيد بود " . اين رسم قبل از ظهور زرتشت در ميان آريائيها جاري بود و زرتشت آن را رسميّت داد و مقرر فرمود كه طبق آئين آن را بر روي " سدره " به كمر ببندند . در شاهنامه فردوسي از شخصي به نام " هوم " كه مردي زاهد و پرهيزگار بوده ، حكايتي نقل شده است ؛ " فردوسي " مي گويد : " هوم بر بالاي كوهي بر سيره مرتاضان به عبادت مشغول بود و رياضت مي كشيد . وقتي افراسياب از دست لشكريان كيخسرو فرار مي كند و در كوهها سرگردان مي شود ، به دست اين پيرمرد زاهد اسير مي گردد . " هوم " او را با کشتی مي بندد تا به درگاه كيخسرو رساند " . موضوع کشتی بستن ، چنان قدمتي تاريخي دارد كه در ميان آراينهاي باستان رسمي رايج بود . در كتاب " بندهشن " باب 10 و 5 آمده است كه : در هر جاي دنيا كه كرداري نيك از بِهديني ( = زرتشتي ) سر زند ، همه كساني كه کشتی بسته اند ، از آن ثواب بهره مند مي گردند . ريسمان کشتی را در عهد باستان از پشم گوسفند ، موي بز و پشم شتر و پنبه درست مي كردند . ولي امروز زرتشتيان کشتی را از پشم گوسفند درست مي كنند .

ريسمانِ کشتی ، بند بندگي " اهورا مزدا " است كه بايد زرتشتيان در همه حال آن را با خود داشته باشند . فرد در حال آب تني و نيز زن حائضه بايد آن را از خود دور كنند . نداشتن کشتی ، از گناهان كبيره است . اين ريسمان از 72 رشته نخ بافته شده است . اين 72 رشته نخ اشاره به 72 بند " يسنا " مي باشد . تقسيم آن به شش قسمت 12 رشته اي ، اشاره به شش چهره و دوازده ماه ال مي باشد . ريسمان را بايد سه دور به كمر داد . اين سه دور يادآور سه واژه " همت " ، " هوخست " و " هورشت " است . در موقع بستن " کشتی " ، بايد اين سه واژه را در نظر داشت . ريسمان را بايد چهار ره زد . در گره اول زرتشتيان گواهي مي دهند به " خداي يگانه " ، در گره دوم گواهي مي دهند كه " دين زرتشت " بر حق و از طرف خداوند است . در گره سوم به رسالت و " پيامبري زرتشت " گواهي مي دهند . در گره چهارم به پذيرفتن سه اصل مهّم مزديسنا : " انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك " ، اعتراف مي كنند . (5)

 

احكام اموات

فرد متوفّی مراسمي دارد : ابتدا پلك هاي او را بسته ، پاهايش را تا زانوها تا مي كنند . پس از آن وي را در خانه اي طاهر روي تخت خواب آهني يا روي زمين سنگ فرش مي خوابانند و با روپوشي تميز او را مي پوشانند . زيرا در آئين زرتشت مرده ناپاك است و با هرچه تماس پيدا كند ، آن را آلوده مي كند . آنگاه به مرده كشها كه تعدادشان زوج است يعني 2 يا 4 نفرند ، خبر مي دهند . پس از غسل و تجديد کشتی ، ميّت را در تابوتي كه آن را گهن يا گاهان گويند و از فلز ساخته شده ، گذاشته ، به آرامگاه مي برند و نزديكان متوفي چند گامي او را مشايعت مي كنند . تشييع جنازه بايد در ساعات روز باشد و دفن بايد قبل از غروب انجام گيرد . دفن اموات در شب

جايز نيست .

بنابر يك رسم ديرينه زرتشتيان اموات خود را در " دخمه " ها مي گذارند . اين سنت در ايران و هند كم و بيش هنوز جاري است . برخي از مراكز زرتشتي نشين ايران به اين سنت پاي بند هستند . زرتشتيان ايراني به دخمه " دادگاه " مي گويند و زرتشتيان هند به آن " دخمو " گويند . اروپائيان آن را " برج سكوت " ناميده اند . دخمه محوطه اي است مدّور كه در بالاي كوه بلندي قرار دارد و غالباً از آباديهاي اطراف چند فرسنگ فاصله دارد . ديوار اطراف دخمه را از سنگ و سيمان مي سازند و يك درب كوچك آهني براي ورود و خروج دارد . محيط دخمه در حدود صد متر است . سطح داخلي آن از ديوار به طرف مركز سراشيب مي باشد . در وسط دخمه چاه عميق و وسيعي حفر شده است . در چهارگوشه خارجي آن بيرون از ديوار دخمه چاهها تا حدود يك متر باشن و سنگ ريزه پر شده است . چاه وسطي دخمه را زرتشتيان ايران " براده " يا " استه دان " ( = استخوان دان " مي گويند . فردوسي " استه دان " را " ستودان " آورده است :

 

سرِ جاودان را بِکَندم زِتَن                           سَتُودان نديدند و گور و كفن

اسدي طوسي نيز مي گويد :

ستوداني از سنگ خارا برآر                         زبيرون بر او نام من كن نگار

 

سطح داخلي  دخمه از ديوارها گرفته تا استه دان را به سه قسمت دايره اي شكل تقسيم كرده اند ؛ قسمت اول كه از ديوارها آغاز مي شود و بزرگتر از قسمت دوم و سوم است ، ويژه اجساد مردان است . قسمت دوم براي زنان و قسمت سوم كه وصل به استه دان است ، براي كودكان و بچه ها است . هريك از اين قسمت هاي سه گانه به قطعات كوچك تر تقسيم شده كه هر قطعه ويژه يك ميّت است . شيارهاي كوچكي بين اين قطعات كنده شده تا آب باران وكثافات از اين شيارها به داخل استه دان برود . چون مرده را به درون سردابه مي گذارند ، بايد سر او را به سوي باختر ( = خورشيد ) قرار دهند تا صورت وي به طرف مشرق باشد . سردابه بايد به درازاي 180 سانت و پهناي 70 سانت و گودي 2 متر باشد كه براي كودكان و خردسالان فرق مي كند . اين سردابه براي مرده هائي است كه در دخمه گذاشته نشوند ، دخمه گذاري ميت به خاطر هزنيه اندكي كه دارد ، براي فقير و غني و بزرگ و كوچك امتيازي محسوب نمي شود و همه يكسان هستند . با اين عمل مرده پرستي و گور پرستي رواج پيدا نمي كند و چون قبري وجود ندارد ، همه اموات در دخمه اي كه بالاي كوه است قرار مي گيرند و ديگر جنبه تشخّص خانوادگي و آرامگاه سازي در كار نيست .

يك محقّق ايراني مي گويد : در آئين مزدائي بسياري از معتقدات دين بودائي هندي منعكس است . عامل اصلي و اساسي در اينجا " آتش " است . " آتش " در محراب زبانه مي كشد و با هداياي دائمي از خاموشي آن جلوگيري مي شود . با اين حال شيوه ستايش در دين ايراني بيشتر آشكار است . درست به همين دليل از سوزاندن و دفت مردگان خودداري مي شود ، زيرا عقيده بر آن است كه نعش مردگان آتش و زمين را كه پاكيزه اند ، ملوّث خواهد نمود . از اين رو ، نعش مردگان را به دشتها برده و طي تشريفات خاصي در هواي آزاد قرار مي دهند . (6)

 

" كريستن سن " مي گويد : " ونديداد " مجموعه اي است از قواعد ديني راجع به انواع ناپاكي ها و گناهان ووسائل تطهير و توبه و استغفار . در اين كتاب از انواع تعدّی به موجودات اهورائي ( انسان ، سگ ، بيدستر ) و طريقه رفتار با اجساد مردگان و غيره سخن رفته است . برطبق اين قواعد مردگان را بايد در " دخمه " نهاد و طعمه پرندگان ساخت . زيرا تدفين مردگان يا سوزاندن اجساد باعث آلايش عناصر مي شود . مراد از عناصر ، آب ، باد ، خاك و هوا است . لذا زرتشتيان اين كار را حرام مي دانند . دست زدن به زنان حائض نيز باعث ناپاكي و نجاست است. (7)

 دخمه گذاردن مردگان از عادات ايرانيان عهد ساساني بود . " هيون تسانگ " زائر بودائي مي گويد : ايرانيان غالباً اجساد مردگان خود را در بيابان رها مي كردند . چون " سياووش " نمي خواست كه برابر عادات جاريه زندگي كند ، زن خود را كه مرده بود ، برخلاف مردم ، دفت كرد. (8)

 

پانوشت ها :

1 - ن . ک : اردشير آذر گشسب / آئين زناشوئي زرتشتي 22- 29

2- همان 31- 34

3- ن . ک : آئين سدره پوشي 21- 25

4- ن . ک : همان 10- 11

5- همان 12 ، 14 ، 15 ، 16

6- ن . ک : اردشير آذرگشسب / آئين كفن و دفن مردگان زرتشتي 22 ، 23 ، 31 ، 34 ، 35 ، 36

7- ن . ک : ايران در زمان ساسانيان 52

8- ن . ک : خدمات متقابل 222

گردآوری و پژوهش از گروه آریارمن
« واپسین ویرایش: 17 دسامبر 2013 گاه 11:53:15 ازسوی Pasha »

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد