تاریخ ایران (پس از اسلام) > امویان - عباسیان

زندگینامه ی عمر بن خطاب ، دومین خلیفه ی مسلمین

(1/1)

NaderShahAfshar:
منبع : ویکی پدیا

عمر در سال ۵۸۱ میلادی برابر با دهم عام الفیل در شهر مکه زاده شد.[۵] نام پدرش خطاب و نام مادرش حنتمه بنت هاشم بود. طبق روایات سنتی وی در دوران نوجوانی در صحراهای عربستان و در ضجنان به شترچرانی و چوپانی می‌پرداخت؛ و در طائف سواری و تیراندازی و شمشیرزنی و کشتی گیری را آموخت. او از کسانی بود که در جوانی به مکتب رفته، خواندن و نوشتن را آموخت.[۶]

عمر در بیست و سه سالگی، با زینب دختر مظعون ازدواج کرد؛ از این ازدواج دختری زاده شد که عمر او را حفصه نامید؛ از آن پس عمر خود را با کنیه اباحفص به مردم می‌شناساند.[۷]


اسلام آوردن عمر

هنگامی که محمد دعوت به اسلام را آغاز کرد، عمر به دفاع از سنت‌های قدیمی عربی و آیین شرک و بت پرستی پرداخت؛ به همین دلیل روابط خود را با بسیاری از مردان عرب که به دین اسلام درآمده بودند، قطع کرد. وی همچنین اعلام کرد که با علی، عبدالرحمن بن عوف، حمزه، ابوبکر، عثمان و زبیر رابطه تجاری نخواهد داشت.

اسلام آوردن او، که پیش از آن از مخالفان سرسخت محمد محسوب می‌شد، نقطه عطف و رویداد مهمی در تاریخ اسلام به‌شمار می‌رود؛[۳] با این حال روایات مربوط به اسلام آوردن او مختلف است. در سیره ابن اسحاق آمده‌است که عمر قصد قتل محمد را داشت، تا این که در راه یکی از مسلمانان را دید و او عمر را آگاه کرد که خواهر و دامادش مسلمان شده‌اند. عمر به سوی خانه دامادش حرکت کرد و به ضرب و شتم آن دو پرداخت؛ اما سرانجام تحت تأثیر آیاتی از سوره طه قرار گرفت و مسلمان شد. خباب پسر ارت او را به پناهگاه محمد در تپه صفا راهنمایی کرد. تذکره نویسان او را چهلمین مرد مسلمان دانسته‌اند.[۸]

عمر، ابوحکم بن هشام را از اسلام آوردن خود آگاه کرد؛ او نپذیرفت در پناه عتبه بن ربیعه برای اسلام مبارزه نماید. عاص بن وائل به مردان قریش دستور داد که عمر را بکشند، ولی آن‌ها موفق به کشتن عمر نشدند.
عمر در زمان حیات محمد

او به‌همراه محمد و سایر مسلمانان اهل مکه به مدینه رفت؛ او با عبدالله بن مسعود(و به روایتی با ابوبکر) پیوند برادری بست.[نیازمند منبع] او در جنگ‌های بدر، احد، خندق، تبوک، بنی قیقناع، بنی النضیر حضور داشت.[۹][ارجاع دقیقی نیست.] وی در جنگ با یهودیان، قلعه‌های قمو، وطیع و سلالم را که در دست مرحب بود، فتح کرد.[نیازمند منبع] او در ماموریت‌های جنگی تربه، حاذان، خثعم نیز حضور داشت.[نیازمند منبع] در کنار ابوبکر، به یکی از مشاوران و یاران (صحابه) اصلی محمد بدل گشت.[۱۰]

ازدواج محمد با دختر او حفصه در سال ۶۲۵ میلادی، نشانگر مقام و رتبه عمر در سرزمین عربستان بود. پس از مرگ محمد، او نقش بسیار مهمی در آشتی دادن و جلب موافقت و بیعت مسلمانان اهل مدینه، در پذیرفتن ابوبکر که یک اهل مکه بود، به عنوان جانشین محمد ایفا کرد.[۲]
خلافت

عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت مسلمین رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمومنین» را برای خود برگزید.[۲][۱۱] عمر در طول ده سال خلافت خود، سیاست اجرایی خود را در توسعه فتوحات متمرکز کرد و قبایل زیادی را از جزیرة العرب به شام و عراق کوچ داد. گفته شده‌است که عمر دارای خویی خشن بود لذا برخی از یاران ابوبکر به جانشینی او پس از ابوبکر راضی نبودند[نیازمند منبع] و ابوبکر با آگاهی ازین مسأله برای عمر از مدل شورا استفاده نکرد. در چرایی انتصاب عمر از سوی ابوبکر همچنین باید تلاش‌های فراوان وی برای استقرار خلافت بر ابوبکر را نیز در نظر داشت.[نیازمند منبع] با وجود این وی در میان صحابه از اعتبار و شهرت زیاد خوردار بود. زندگی اقتصادی ساده ای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. بارها کارگزاران خود را به دلیل تجمل گرایی بر کنار یا توبیخ و جریمه کرد. خلافت وی تقریباً ۱۰ سال به طول انجامید. عمر پس از ده سال خلافت به سال ۶۴۴ میلادی، توسط یک برده ایرانی ناراضی به نام ابولؤلؤ (پیروز نهاوندی) کشته شد.[۳]


تقسیمات سیاسی و اداری

شیوهٔ حکومت داری عمر، مبتنی بر اقتدار مرکزی خلافت بود. قلمرو خلافت به ایالت‌های مختلفی تقسیم می شد و بعضی از آن ایالت‌ها خودگردانی نسبی داشتند، نظیر آذربایجان و ارمنستان که قدرت خلیفه را پذیرفته بودند. مناطق مختلف قلمرو خلافت توسط والی‌ها اداره می شد که شخصاً توسط وی انتخاب می شدند. عمر در امر انتخاب والی بسیار سختگیر بود. ایالت‌ها به بخش‌های کوچکتری نیز تقسیم می شدند که در قلمرو خلافت تعداد آنها به 100 می رسید. والی یا فرماندار آن مناطق نیز توسط وی، یا توسط والی بخش‌های بزرگتر انتخاب می شدند. دیگر مناصب دولتی در قلمرو خلافت به قرار ذیل بود:

   1. حکمران و عمال خلیفه در ممالک اسلامی
   2. کاتب که دیوان یا دفاتر جمع و خرج مالی را اداره می کرد
   3. گماشتهٔ مخصوص که او را حاجب می خواندند
   4. خزانه دار یا متصدی بیت المال
   5. قاضی که مامور دادرسی بود. [۱۲]

همهٔ انتصاب‌ها از طریق نوشته ابلاغ می شد. و همراه حکم انتصاب شیوه و راهنمای حکومت داری نیز برای والیان ابلاغ میشد که آنها ملزم بودند آن را در مسجد هنگام تحویل گرفتن مقام خود برای مردم بخوانند.[۱۳] وی قبل از رفتن والیان به محل خدمت خویش، تا دروازهٔ شهر با آنها بیرون می شد، بنا بر روایت طبری و ابن اثیر وی به آنها توصیه می کرد که حقوق مردم را رعایت کنند، و بر آنها سخت نکیرند، و درب خانهٔ خود را بر مردم نبندند." شما را بر تن امت محمد(ص) نگماشته ام،شما را گماشته ام که با آنها نماز کنید، و در میانشان به حق قضاوت کنید،شما را به تن آنها تسلط نداده ام".[۱۴]
اصلاحات
فتوحات نظامی
[نمایش]
ن • ب • و
جنگهای
عمر بن خطاب

فتح امپراتوری روم شرقی

فتح دمشق (634-637)
فتح فلسطین (635-636)
جنکهای آناتولی شرقی (638)
فتح ارمنستان (638 & 644)
فتح مصر علیا (640-641)
فتح مصر پایین (641-642)
فتح شمال آفریقا (643)

فتح امپراتوری ساسانی

فتح عراق (636-637)
فتح اصفهان و طبرستان (642-643)
فتح فارس (642)
فتح کرمان (643-644)
فتح سیستان (643-644)
فتح آذربایجان (643)
فتح خراسان (643-644)

نخستین کاری که عمر در همان شب که ابوبکر مرده بود، کرد، این بود که کسان را دعوت کرد که با مثنی بن حارث شیبانی به سوی دیار پارسیان روند اما هیچکس داوطلب دیار رفتن به این جبهه نمی‌شد که جبههٔ پارسیان ناخوشایند و سخت بود. مثنی برای تشویق دیگران گفت «این جبهه را سخت ندانید که ما بر بهترین نیمهٔ سواد (عراق) تسلط یافته‌ایم و به آنها دست‌اندازی کرده‌ایم و کسان پیش از ما جرئت اینکار را داشته‌اند. انشاء‌الله کار دنباله دارد.» سپس عمر نیز با سخنانش به تشویق مردان بپرداخت. نخستین داوطلب ابوعبیدبن مسعود بود. [۱۵]

در دوران فرمانروایی او، طی فتوحات بسیار، قلمرو مسلمانان به‌طور بیسابقه‌ای گسترش یافت و به یک قدرت جهانی تبدیل شد. از جمله فتح بین‌النهرین و بخشهایی از ایران که منجر به سقوط امپراتوری ساسانیان شد، و مصر، فلسطین، سوریه، آفریقای شمالی و ارمنستان که تحت سلطه امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود. در جنگ یرموک که در نزدیکی دمشق در سال ۶۳۶ میلادی اتفاق افتاد، سپاه کوچکی از مسلمانان، نیروهای چندین برابر امپراطوری روم را شکست دادند که به سلطه روم شرقی بر نواحی جنوب آسیای صغیر برای همیشه پایان داد. همچنین در نبردی بزرگتر موسوم به قادسیه، در نزدیکی سواحل رود فرات، سپاهیان عرب به فرماندهی سعد بن ابی وقاص، سپاهیان ایران را شکست دادند و سردار ساسانی، رستم فرخزاد در این نبرد کشته شد.[۱۶]
ترتیب دیوان

عمر در سال 20 هجری دیوان را در اسلام تشکیل داد و برای افراد مقرری تعیین کرد. این کار را در محرم سال 20 صورت گرفت. وی اعلام کرد "مقرری به ترتیب سابقه در اسلام می دهم، نه اعتبار. به وی گفتند از خویشتن آغاز کن، گفت از عموی پیغمبر خدا آغاز می کنم، آنگاه هرکه با او نزدیکتر است." [۱۷]
قحطی بزرگ
طاعون بزرگ

چندی پس از بازگشت عمر از شام، طاعون وحشتناکی شام را فرا گرفت.طاعون مزبور را که «عمواس» می نامیدند که روستای کوچکی بین شهر قدس و رمله است که وبادر سال 18 هجری از آن‌جا شروع شد و دیری نگذشت که در سرتاسر شام منتشر گردید و شمار زیادی را گرفتار مرگ کرد.تعداد زیادی در آن جان باختند تا جایی که گفته شده است بیست هزار نفر یعنی حدود نیمی از جمعیت شام در این بیماری از بین رفتند. مهمترین فرماندهان شام در این طاعون از بین رفتند.ابو عبیدة بن جراح، معاذ بن جبل، یزید بن ابی سفیان، شرحبیل بن حسنه، فضل بن عباس و سهیل بن عمرو درگذشتند.
قتل عمر
سنگ آرامگاه عمر بن خطاب در کنار آرامگاه محمد در مدینه
میراث

اهل سنت معتقدند، قوانین متعددی در اسلام وجود دارد که یا از جانب خداوند بر مسلمین حکم شده‌است و یا پس از مرگ محمد ترویج یافته و عمومی شده‌اند که نقش عمر در آغازگری این قوانین و احکام، بارز است. از مهم‌ترین اقدامات او می‌توان به این موارد اشاره کرد:

    * تعمیم نماز تراویح در هر شب ماه رمضان (مسلمانان سنی به این نماز پایبند هستند.)[نیازمند منبع]
    * نامگذاری تاریخ اسلامی و تخصیص آغازگری آن به هجرت محمد از مکه به مدینه [۱۸]
    * بنیانگذاری دیوان اسلامی و تشکیل نخستین تقسیمات اداری و حکومتی [۱۹]
    * بنای شهرهای سلفیس، فسطاط، ابریس، کوفهو جیزه [۲۰]
    * بد گویی و هجاء در سخنرانی را ممنوع کرد، و بر آن حد بست.


انتقادات
نوشتار اصلی: سقیفه

بنا به نقل برخی منابع شیعه و سنی عمر به دستور ابوبکر، برای وادار کردن علی به بیعت با ابوبکر، در ماجرای سوزانده شدن درب خانه فاطمه دختر محمد، پس از مرگ محمد، نقش داشته‌است.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] هرچند که در صحت این مطلب اختلاف است [۲۵]

مسلم نیز در صحیحش از عمر نقل کرده که علی و عباس (عموی پیامبر) او را دروغ گو، گناهکار و خائن نامیده‌اند.[۲۶]

برخی از سنت گذاری‌های عمر در نزد شیعه بدعت به حساب می آید از جمله:

    * نماز تراویح که از سنت‌های مشهور عمر است که خود وی پس از وضع آن گفته بود: "نعم البدعة هذه_ این چه بدعت خوبی ست".[۲۷]
    * وی دو متعهٔ رایج در زمان پیامبر و ابوبکر را ممنوع کرد یکی متعهٔ حج و دیگری متعهٔ زنان (ازدواج موقت) [۲۸][۲۹]
    * و نیز تکتف در نماز یعنی دست بسته ایستادن که بنا بر گفتهٔ اکثریت از عمر شروع شده است.[۳۰][نیازمند منبع]

بعضی از شیعیان درگذشت عمر را تحت عنوان عمرکشان جشن می گیرند. این جشن در ایران ممنوع است.

حمله عمر به خانهٔ علی
نوشتار اصلی: واقعه خانه فاطمه

حمله به خانه فاطمه زهرا، «حَرق دار» به واقعه ای اشاره می‌کند که ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می شود. حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد. این داستان بر مبنای واقعیت است.[۳۱]


نظر شیعیان درباره لقب فاروق

بر اساس دیدگاه شیعیان نخستین کسانی که به عمر لقب فاروق دادند، اهل کتاب بودند.[۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶] شیعیان با استناد به احادیث محمد اعتقاد دارند پیامبر لقب فاروق را در وصف علی فرموده اند[۳۷] و اهل سنت بدون استناد هیچ حدیثی این لقب را به عمر داده اند.[نیازمند منبع]

ازدواج عمر با دختر علی

عمر بن خطاب در سال هفتم پس از مرگ محمد با ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب ازدواج کرد[۳۸]. [۳۹] بنا بعقیده اهل سنت ازدواج عمر با ام کلثوم دختر علی نشان کمال مقبولیت عمر در نزد علی است، اما شیعیان نظر متفاوتی نسبت به این موضوع دارند.علامه مجلسی، این پیوند را تأیید می‌کند اما درباره آن می نویسد: «این ازدواج بر اساس تقیه و ناچاری صورت گرفته بود.»[۴۰][۴۱] همچنین سید علی حسینی میلانی از تاریخ پژوهان معاصر نیز صحت این ازدواج را به چالش می کشد.[۴۲]

کنترل

[0] صندوق پستی

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد
Go to full version