نویسنده جستار: آذرکیوان  (بازدیدها: 1106 بار)

0 هموند و 2 میهمان درحال خواندن جستار.

yazdan_s

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 7,037
  • امتیاز: 903
  • جنسیت : آقا
    • یزدان صفایی
آذرکیوان
« : 09 نوامبر 2010 گاه 22:22:53 »
آذر کیوان


دستور آذركیوان از اهل استخر و شیراز بود . 28 سال در خم نشست و به ریاضت مشغول بود . در اواخر عمر خویش به هندوستان مسافرت و پس از مباحثه و مناظره در خصوص دین و مذهب با دستوران و موبدان پارسی سورت و نوساری ،به عظیم آباد پتنه رهسپار و در آن دیار مركز روحانیت در 85 سالگی درسال 1027 هجری به گروثمان خانۀ سرود مزدا شتافت .
دستور آذركیوان از دانشمندان معروف ایران بوده اوستا ،پهلوی ،فارسی  ،تركی ،هندی و تازی را نیكو می دانست . فرزانه بهرام در شارستان می نویسد :
چون اذر كیوان را آهنگ سلوك در سر پیدا شد حكمای بزرگ یونان و هند و پارس را در خواب دید و اقسام حكمت و دانش از آنان فرا گرفت . به قول مؤلف دبستان روزی در مدرسه كه طلاب علوم مذهبی و شیخ به مباحثه و تدریس مشغول بودند اذر كیوان وارد شد و مسائل غامضه حوزه درس را كه شیخ عاجز از حل بود روشن ساخت و معماهای آنها را حل نمود. مشایخ آن دوره چون فضل خود را در برابر آذركیوان هیچ می دیدند او را ذوالعلوم می خواندند . در كتب متاخرین و معاصرین از او بعنوان ذوالعلوم صحبت می شود.
مؤلف شارستان از قول دستور اذركیوان می نویسد كه نسبت وی با بدن چون نسبت بدن با پیرهن بود. هر گاه می خواست به اختیار خویش روح را از بدن خارج و به گردش می رفت و چون می خواست باز به بدن آخشیجی بر می گشت . خود حضرت آذركیوان راجع به مشاهدات و معاینات و گردش روح خویش كه ذكرش گذشت در مكاشفات آذر كیوان آورده است .
چو ز اندامها بر گذشتم روان/ رسیدم سوی پاك فرخ روان
روانها بدیدم به چشم روان /روان بد میان روانها روان
بهر چرخ و استاره دیدم روان/ جداگانه با هريكي شان روان
چنين بر سه فرسنگ ديدم روان/  كه بودند در یكدیگر شان روان
بدانستم از بودنیها همه / شدم با سروش بزرگ رمه
در او چون بسی برتری یافتم/ فروغی ز یزدان همی تافتم
چو بفزود پرتو برفت این منی/  سروشی نپایید و اهریمنی
خدا بود از من نشانی نبود / فراموش و یاد روانی نبود
همه را ز خود سایه ای یافتم/ بهوش سروشان همی تافتم
ز هوشان همی تافتم بر روان/ چنین تا به اندامها نیز خوان
توانا و دانای یزدان بدم/چنین تا از این پایه زیر آمدم
بدان ره كه رفتم شدم سوی تن/ به صد ایزدی و فراز انجمن
خداوند را پایه زان برتر است / كه آمیزش بنده را درخوراست
به شیدش خرد چون زمین و خور است/ ز آمیزش بندگان برتر است
روان گر فروغی پذیرد از او/ ز خود رفت و دور است بس گفتگو
ز دریای هستیش گیتی نمی /  نم نم بگو چیست بودش همی
نم نم نه یی از نمان هم همی /ندانم چگونه كز آن هم كمی
ز مهر او نوازش كند بنده را / كه برداشتن شايد افكنده را
گدا را توانگر كند مهر او/ جهان پرتوی از خور چهر او
مرا رایگان گفت و كردار داد/ فر ایزدی را به من در نهاد
مر او را جز او كس نیارد ستود/ كه او در نیاید به گفت و شنود
یكی از دستور آذركیوان پرسید كه در چه عقیده باشم ؟ گفت در این عقیده باش كه خدای تا كنون آنچه خواست كرد و از این پس هر چه پسندد كند. به قول فرزانه بهرام صاحب شارستان دستور آذر كیوان نه تنها به فارسی بلكه به عربی نیز شعر می گفتی . موبد سروش یكی از مریدانش قصیده عربی وی را در مجلس عالمان و مشایخ اسلام و عرب قرائت نموده همگی از فصاحت و بلاغت آن درشگفت ماندند.
روزی در مجلسی كه عارفان زرتشتي و عالمان در حضور دستور آذر كیوان به بحث و استدلال مشغول بودند ،یك نفر این بیت را خواند.
پای استدلالیان چوبین بود /   پای چوبین سخت بی تمكین بود
میر محمد باقر داماد در جواب گفت
پای استدلال خواهی آهنین / نحن ثبتناك فی افق المبین
حضرت دستور آذر كیوان فورا جواب داد :
پای استدلال كی باشد متین / موریانه می زند بر آهنین
به قول صاحب شارستان ،فرزانه اردشیر از مریدان حضرت اذر كیوان چنین نقل می كرد:
«شیخ مقتول[سهروردی] را به خواب دیدم در غیبت بسیار حكما را می ستود من این قول را اعاده كردم گفت آری چنین دیدم هم در آن مجلس ارسطو را مشاهده كردم دیدم تكرار ستایش افلاطون می كرد. گفتم در باب ذوالعلوم چه می گویی . گفت ما یه او به غایت ارفع است او را به افلاطون مساوات و حكما را به وجود او مباهات ».
صاحب شارستان در تعریف دستور آذركیوان می نویسد:
« از حضرت ذوالعلوم بسیار دیده شده كه از خانه در بسته كه اندرون بوده بیرون آمده و داخل می شد و به راه دور چون نزدیك می رفت و باز می آمد و نوبتی برای امتحان یك ماه در زیر آب بود و از شاگردان ایشان نیز این حالت بسیار دیده شده و اسفار ایشان نیز اكثری چنین بوده و اكثر پارسیان به تخصیص گروه والاشكوه آذریان صاحب این فره اند و در براهمه هنود و در جوكیان و سنیاسان این علوم موسوم است به جوك ».
حضرت دستور آذر كیوان با اهل دنیا كم آمیزش می كردی و از ظاهرپرستان و خود نمایان برحذر بودی تنها مریدان و حق پژوهان را در مجلس خویش راه می دادی و خود را به مردم آشكارا نمی ساختی. یكی از فقهای اسلام از آن حضرت پرسید كه چرا پیروان خویش را از خوردن گوشت و كشتن جاندار و آزردن حیوان ممانعت می نماید . پاسخ داد خدا پژوهان را اهل دل گویند و دل كعبه حقیقی است . پس آنچه بر حرم كعبه آب وگل حرام است بر حرم كعبه حقیقی به طریق اولی روانیست كه خوردن گوشت و كشتن جانور باشد.
دستور آذر كیوان می فرمود اگر خواهید آیین خود را در همه جا نهان دارید از همكیشان خویش بپوشانید كه این گروه برای ثبوت حقیقت طریق خویش شما را به مردم می شناسانند. و نیز می فرمود معرفت فانی معرفت نیست اما شبیه به آنست چنانكه سراب مانند آب به نظر می رسد ولی جویا را از آن جز تشنگی بهره ای نیست.
به قول شاه سبحان :
مردان می معرفت به اقبال كشند/  نی چون جهلا دردی اشكال كشند
علمی كه به درس و فهم معلوم شود/ آبیست كه از چاه به غربال كشند
شخصی نزد دستور آذركیوان رفت و گفت آهنگ آن دارم كه درویشی پیش گیرم و بند جهان بگسلم فرمود نیكو فكری است . پس از چند روز برگشت و گفت در پی فراهم آوردن ژند و كلاه و كشكول و اسباب آن هستم . ذوالعلوم جواب داد درویشی از همه گذشتن و اسباب گذاشتن است نه فراهم آوردن .
صاحب دبستان در ضمن تعریف كنفرانس مذهبی (عبادتخانه ) كه اكبر شاه گوركانی شاهنشاه مغول منعقد ساخت در مورد دستور آذركیوان می نویسد :
« و نامه ها به آذر كیوان كه سركرده یزدانیان و آبادیان بود نبشتند و او را به هند طلبیدند .
آذر كیوان از آمدن عذر خواست و نامه ای از تصانیف خود فرستاد در ستایش واحب الوجود و عقول و نفوس و سموات و كواكب و عناصر و در نصایح پادشاه مشتمل بر چهارده جزو . هر اول سطر آن پارسی بحت دری بود و تصحیف آن می خواندند عربی می شد . چون قلب می كردند تركی بود چون تصحیف آن می خواندند هندی می گشت . نواب علامی شیخ ابوالفضل اعتقادی تمام به آذركیوان داشت ».
نواب صمصام الدوله شاهنواز خان می نویسد:
« و فرمانی به طلب آذركیوان كه سرآمد مجوسیان ایران دیار بود رقم پذیرفت او عذر خواست و نامه از مولفات خود كه مشعر ستایش مجردات و كواكب و متضمن نصایح و حكم بود فرستاد مشتمل بر چهارده جز هر سطرش پارسی بحت بود و تصحیف آن عربی و چون قلب می كردند تركی و باز مصحف آن هندی می شد و شیخ ابوالفضل می گفت كه این نامه افصح است از قرآن.
اولین خبری كه از موبدان به ما می رسد از زمان اكبر شاه از سلسله تیموریه می باشد. اكبرشاه هنگام انعقاد كنفرانس مذهبی ،پیشوایان هر گروه و مذهب را از راههای دور و دراز دعوت نمود ،با ایران نیز مكاتبه كرد. آذركیوان پیشوای كل پارسیان ایران در آن زمان از آمدن عذر خواست ،اما یك كتاب عجیب و شگفتی از تألیفات خویش به خدمت سلطان فرستاد.
از محاسن این كتاب آن بود كه فارسی خالص بود با تحریف عربی می شد و چون قلب می كردند تركی می گشت و بار تصحیف آن هندی می شد .
دستور آذركیوان تالیفا ت زیادی داشته از آن جمله است : پرتو فرهنگ ،مكاشفات آذركیوان ،آئینه گیتی نما ،تخت طاقدیس و آئینه اسكندری . مؤلف شارستان بارها از آنها به ویژه كتاب اخیر نقل قول می نماید. متاسفانه نسخه های آن به غیر از مكاشفات آذركیوان تا كنون به نظر نگارنده نرسیده است . رساله مكاشفات آذر كیوان منظومه ایست فلسفی متضمن مكاشفات دستور آذركیوان و از حكمت اشراق سخن می راند . چون فهم معانی آن خالی از اشكال نیست موبد خداجوی آن را شرح و توضیح می دهد .
حضرت دستور آذركیوان از حكمای اشراقی بود و مریدان بسیار داشت .گروه فراوانی از زرتشتی ،مسلمان ،هندو ،كلیمی و نصاری از زمرۀ شاگردان و مریدان او و یا خلفایش بودند  خوارق عادات بسیاری از او در كتب معاصرین و متاخرین نقل شده . ذكر همه موجب اطناب است سلسلۀ دستور آذركیوان به آبادیان و پارسیان معروف می باشد.
دستور آذركیوان فرزندی به نام كیخسرو اسفندیار داشت كه در خردسالی از فیض تربیت پدرمحروم گشت . لیكن به واسطه توجه و تربیت فرزانه بهرام بن فرهاد و موبد هوشیار از مریدان آذركیوان ،مراتب دانش ومراحل عرفان را طی و یكی از بزرگان سلسله خویش گشته به جای پدر به ارشاد خلق می پرداخت و چندین كتب پهلوی را به توسط مریدان به پارسی ترجمه ساخت.
حضرت دستور آذركیوان را چنانكه گفتیم شاگردان و مریدان بسیار بود. گروهی از آنها به بركت نفس مرشد مراحل سلوك را طی و به مدارج بلند پایه رسیدند.


برگرفته از:
-.blogspot
« واپسین ویرایش: 17 دسامبر 2013 گاه 13:32:52 ازسوی Pasha »

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد