نویسنده جستار: شهرام ناظری: صدا و سیما از آثارم سوءاستفاده می‏كند  (بازدیدها: 784 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

پیروز

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 812
  • امتیاز: 366
  • جنسیت : آقا
موسیقی اصیل ایرانی را ، اگر به رشته كوهی پر عظمت در درازای تاریخ كشورمان تشبیه كنیم ، بی گمان، شهرام ناظری را باید یكی از قله های آن دانست ؛ استادی كه نه فقط در ایران ، كه آوازه اش تمام جهان را در نوردیده است.


شهرام ناظری متولد ۱۳۲۹ كرمانشاه است، در خانواده ای كرد ، فرهنگ دوست و از پدر و مادری اهل موسیقی و آوازهای سنتی. از این رو، می توان دریافت كه شهرام كوچك 9 ساله چگونه توانست اولین برنامه هنری خود را در رادیو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی  از نوازندگان معروف كرمانشاه، اجرا نماید و در ۱۱ سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در آواز ایرانی اجرا نماید.

شهرام ناظری، در سفری كه مهرماه ۱۳۸۶ به فرانسه داشت، نشان شوالیه ادب و هنر را از سوی دولت فرانسه دریافت كرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی كه تلاش ویژه‌ای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام می‌دهند.

استاد از طرف مجمع آسیاسوسیتی به عنوان هنرمند برتر آسیا انتخاب و از طرف بان كی‌مون دبیر كل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه شد . ناظری در سال ۱۹۹۸ میلادی جایزه بهترین موسیقی عرفانی جهان را در مراكش كسب نمود. ناظری همچنین از دانشگاه یوسی‌اِل‌اِی جایزه "استورهٔ زنده" را دریافت نمود.

شهرام ناظری از جمله هنرمندانی است كه علاقه ویژه ای به شمس تبریزی دارد و از همین روست كه به عنوان خواننده آیین بزرگداشت شمس در شهر خوی آذربایجان غربی ، یكی از به یادماندنی ترین آثار خود را در كنار مزار شمس اجرا كرد و نشان بیناد بین المللی مولانا را نیز در این مراسم دریافت نمود. استاد در این مراسم گفت و گویی هم با عصرایران انجام داد كه در زیر می خوانید.


جناب استاد! به عنوان كسی كه سال هاست در موسیقی ایران كار كرده و زحمت كشیده ، وضعیت كنونی موسیقی ایران و چشم انداز آینده آن را چگونه می بینید؟
متاسفانه در مورد مسایل فرهنگی و به ویژه موسیقی در سال های اخیر رسیدگی لازم به عمل نیامده و كاری كه بایسته و شایسته باشد، روی آن صورت نگرفته  و  در حقیقت موضوع فرهنگ و هنر كه برای ایرانیان و هویت ملی آنها یك نقش اساسی دارد، به فراموشی سپرده شده است.

 واقعیت این است كه در دنیای امروز ، مطرح شدن ما با تولید هواپیما یا كامپیوتر نیست بلكه ما با هنر و فرهنگ مان می توانیم خودمان را مطرح كنیم. ما از امكانات غربی ها استفاده فراوان می كنیم و در مقابل باید قابلیت و ظرفیت فرهنگی خودمان به عنوان یك كالای قابل ارائه به جهان عرضه كنیم.

در دهه اول انقلاب، موسیقی ملی ما خوش درخشید و همه چیز بسیار امیدوار كننده بود، اما چون در ادامه جدی گرفته نشد و خط مشی درستی برایش تعیین نشد، همه آن شور و شوق به هدر رفت. مثل آب عظیمی كه از سرچشمه ای می جوشید اما در یك مسیل مناسب هدایت نشد و سر از خشك زارها و شن زارها درآورد.

این است كه امروز موسیقی ما و به ویژه موسیقی اصیل ما زیر سوال است و بسیاری از زوایای آن پوشیده و مبهم باقی مانده و از جوانب مختلفی در خطر است. نمونه آن وضعیت بخش آواز است كه چون به یك صورت علمی و كارشناسانه دنبال نشده است، با وجود علاقه روزافزون جوانان به این بخش، استعدادهای تازه ما در حد تقلید و شبیه خوانی متوقف شده اند. این ویروس یك بیماری خطرناك است كه خواننده های ما را آلوده كرده و در تاریخ موسیقی ما هرگز سابقه نداشته است. مساله دیگر هم ورود الحان خارجی به خصوص عربی در آواز ایرانی است.

اینها مسایلی است كه موسیقی اصیل ما را تهدید می كند و متولیان فرهنگی ما كه تا چند سال پیش توجه اندكی به آن داشتند، دیگر به آن رسیدگی نمی كنند و گویی یك نیروی پنهانی تنها درصدد حمایت از موسیقی های مبتذل و دچار روزمرگی است.

 متولی این امور از نظر شما كیست؟ دانشگاه های ما؟ وزارت فرهنگ و ارشاد؟ صدا و سیما؟ خانه موسیقی؟ حوزه هنری؟ و یا آموزشگاه های ما؟
 صدا و سیما گرچه می تواند نقش بسیار مثبت و موثری داشته باشد اما متاسفانه برعكس عمل می كند و مساله فرهنگ، هنر و ادبیات و به ویژه مساله موسیقی در این سازمان اصلا مطرح نیست. چرا كه اهداف و سیاستگذاری های صدا  و سیما كاملا عوض شده است.

همین صدا و سیما  كلیپ هایی روی آثار من می گذارد كه مطابق سلیقه خودشان است و این نه تنها یك استفاده ابزاری بلكه یك سوءاستفاده است كه از من و آثارم در صدا و سیما می شود و اجحافی است كه در حق دیگر هنرمندان هم می شود و پاسخ ناروایی است كه به سی سال خدمت صادقانه و عاشقانه من داده می شود.

در دوره 8 ساله جنگ تحمیلی، بیشتر آثار من را در جبهه ها پخش می كردند و من هم خیلی از آنها را برای جبهه خوانده بودم اما نه این كه چنین آثاری را سفارشی و دستوری خوانده باشم. در تمام این سالها من از تمام گروه بندی های سیاسی و غیرسیاسی دور بوده ام و همان شهرام ناظری ام كه راه خودش را رفته است.

بنابراین اگر بخواهم بگویم متولیان فرهنگی چگونه و تا چه اندازه تاثیرگذار بوده اند، باید بگویم كه بدترین نقش را در این میان صدا و سیما ایفا  كرده است .

وزارت ارشاد هم معمولا نسبت به مسایل موسیقی بی تفاوت بوده است و اگر هم در سال های پیش گاه و بیگاه حركت های مثبتی صورت گرفته، قائم به شخص بوده و نهادینه نشده و تجارب به خاطر تغییر پیاپی مدیران و غرض ورزی های میان خودشان انتقال نیافته است. من معتقدم این بی توجهی به فرهنگ و هنر به تدریج خطر را متوجه خود سیستم خواهد كرد.

در حال حاضر موسیقی ملی و موسیقی اقوام ما كه خودش یك اقیانوس است، نیازمند توجه بیشتر است، در حالی كه حتی خانه موسیقی هم به این امور بی توجه است و بیشتر درگیر امور صنفی و بیمه هنرمندان است كه كارهای اولیه محسوب می شود.

در اثر همین بی توجهی ها امروز سطح سلیقه مخاطبان ما به شدت افت كرده و ذوق شنیداری آنها به حد بسیار پایینی رسیده است، تا جایی كه از آسان پسندی به نازل پسندی رسیده ایم و هیچ كسی در هیچ حالی دنبال موسیقی جدی نیست؛ شاید ما هنگام صرف غذا و یا گشت و گذار دوست داشته باشیم، موسیقی ساده فهم تری را بشنویم اما این كه كلا نتوانیم با آثار ارزشمند ارتباط برقرار كنیم، یك تهدید برای موسیقی ما است.

از حضورتان در ارومیه و خوی و كنگره شمس تبریزی بگویید.
 برای اولین بار در كنگره شمس تبریزی احساس كردم كه كارهای مثبتی در زمینه شناساندن بزرگانی همچون شمس و مولانا در حال انجام است. چرا كه وقتی سال جهانی مولانا در اقصی نقاط دنیا، از ژاپن گرفته تا آمریكا گرامی داشته شد، تنها جایی كه جشن برپا نشد ایران بود و این در حالی است كه مولانا شاعر ما است و هفتاد هزار بیت به زبان فارسی دارد. از این رو جای خوشوقتی است كه در ارومیه و در خوی چنین كاری انجام گرفته و این یك گام قابل اتكا است كه جمع شویم و از فرهنگ و ادبیاتمان بگوییم و جوانان را با پیشینه فرهنگی مان آشنا كنیم.
 
جا دارد من همین جا از برگزار كنندگان كنگره شمس به ویژه استاندار  و مدیركل ارشاد آذربایجان غربی  تشكر كنم كه هدفشان واقعا مطرح كردن شمس بود و نه مطرح كردن خودشان. این یك كار فرهنگی خالص بود كه در ارومیه انجام شد؛ شهری كه به خاطر نزدیكی اش با چند مرز، به لحاظ فرهنگی بسیار غنی است و مردم آن از نظر درك فرهنگی، هنری و ادبی سطح بالایی دارند.

در پایان از شما به عنوان كسی كه جایزه میراث فرهنگی شرق را از دست بان كی مون و نشان شوالیه را از دست رییس جمهور فرانسه گرفته و با حمایت سرمایه گذاران خارجی برنامه های برون مرزی بسیاری اجرا كرده است، می خواستم بپرسم آیا شاگردانی را تربیت كرده اید كه بتوانید پرچم موسیقی خودمان را پس از خود به آنها بسپارید تا در دنیا به اهتزاز درآورند؟
 من هرگز نخواسته ام كه یك شهرام ناظری دیگر یا یك شبیه خوان برای خودم تربیت كنم، بلكه به همه شاگردانم كمك كرده ام كه خودشان را پیدا كننده و بتوانند خودشان را با قابلیت ها و ظرفیت های خودشان مطرح كنند.


آینده
« واپسین ویرایش: 25 دسامبر 2013 گاه 12:13:06 ازسوی Pasha »

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد