نویسنده جستار: توسعه، مسیری بی‌پایان  (بازدیدها: 785 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

yazdan_s

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 7,037
  • امتیاز: 903
  • جنسیت : آقا
    • یزدان صفایی
توسعه، مسیری بی‌پایان
« : 23 ژوئیه 2011 گاه 11:22:29 »
نویسنده: امیر هورنام
توسعه یافتگی یکی از مفاهیم پیچیده و ژرف در دوران حاضر است. به گونه‌ای که گذر از دروازهٔ رشد، رسیدن به این دنیای عظیم قدرت اقتصادی، صنعتی و سیاسی را به هیچ وجه تضمین نمی‌کند. در دنیای امروز تعاریف دایما در حال تغییرند حتی تعریفی که در دهه‌های پیشین نسبت به توسعه ارایه می‌شد به مرور جای خود را به نگاه‌هایی متفاوت از آنچه مرسوم بود بخشیده است و این جزیی جدا ناپذیر از فرهنگ اجتماعی امروز است.
در اقتصاد، توسعه در میان راه فرآیند رشد قرار می‌گیرد یعنی رشدی مستمر که هر ساله از حد پیشین خود کمتر نشده و این امر در طی سالیان، بسته به میزان رشد، منجر به توسعه می‌گردد گرچه در این میان به جز مسائل اقتصادی، معیار‌های دیگری نیز همچون بهبود وضعیت زندگی عمومی، میزان سواد آموختگی افراد جامعه، درآمد سرانه و در کل رفاه اجتماعی و… نیز دخیل هستند.
همانگونه که پیش از این نیز گفته شد تعاریف و مفاهیم توسعه تغییراتی روز به روز را شاهدند لذا با مطالعهٔ مفاهیم به روز در این باره می‌توان رویکرد‌های مثبت‌تر و همگام تری با جهان داشت. آنچه دید نظریه پردازان را بیش از پیش به خود معطوف ساخته رویکرد انسانی توسعه است. در نگاهی نو، کشوری توسعه یافته‌تر به حساب می‌آید که شاخصه‌های زیستی افراد را بیشتر مورد توجه قرار دهد و از شهروندانی با توانمندی‌های بالاتری برخوردار باشد. دیگر تولید ناخالص داخلی و میزان برخورداری از منابع و معادن و حتی سرمایه گذاری در صنایع زیربنایی تنها ملاک‌های توسعه یافتگینیستند. در یک تعبیر ساده می‌توان گفت انسان در الگوهای توسعه، پررنگ‌تر از گذشته دیده شده است. توسعه انسانی راهبردی است برای پیدا کردن نسبت انسان با اهداف و برنامه‌های توسعه. تا پیش از این انسان، زیرمجموعه‌ای از توسعه یافتگی بود اما امروزه توسعه برمدار او شکل می‌گیرد. در واقع ما با یک تحول در منظومه معنایی توسعه مواجه هستیم.
توشیو دوکو، یکی از معماران ژاپن جدید بعد از جنگ جهانی دوم در اینباره بیان داشته: ((ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه هیچ قدرت نظامی. ما فقط یک منبع در اختیار داریم: ظرفیت ابداع مغز‌هایمان. این منبع بی‌پایان است. باید آنرا بسط داد، تربیت کرد، تمرین داد و مجهز ساخت. این قدرت خواه ناخواه در آینده نزدیک گرانبها‌ترین و خلاق‌ترین ثروت مشترک همه بشریت خواهد بود)). این جملات ساده تفاوت ژاپن با کشورهای نفت خیز خاورمیانه را به تمامی نشان می‌دهد. تجربه ژاپن و کشورهایی که در نیمه دوم قرن بیستم به مدار توسعه‌یافتگی ارتقا یافته‌اند، اثبات می‌کند که ثروت واقعی کشور‌ها، نیروی انسانی تربیت شده و آموزش دیده است و نه منابع سرشار زیرزمینی. با توجه به این نکته که ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، کشوری کاملا تخریب شده و اشغال شده بود و حتی توانایی تولید لامپ مصرفی خود را نداشت به ژرفای گفته‌های دوکو بیشتر پی می‌بریم.
منابعی که امروز بشر باید به دنبال آن برود، دیگر نه در زمین است و نه در فراوانی جمعیت. ذخایر و منابع امروزی را باید در فکر بشر جست‌وجو کرد و به بیان دقیق‌تر در استعداد، اندیشیدن و خلق کردن انسان‌ها جست. تجربه ژاپن و سایر کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که مهترین عامل پیشرفت و توسعه در نیمه دوم قرن بیستم توجه و سرمایه‌گذاری وسیع در آموزش و پرورش بوده است.
اما مسئلهٔ دیگری نیز در این میان مطرح شده است و آن چیزی جز شرایط اقلیمی نیست. از دید عده‌ای از نظریه پردازان یکی از مواردی که به عنوان فاکتوری مهم در این امر خودنمایی می‌کند شرایط آب و هوایی است.
هانتیگتون اعتقاد دارد افرادی که در مناطق معتدل زندگی می‌کنند در مقایسه با انسان‌ها یی که در مناطق خشک ساکن هستند دارای استعداد بیشتری برای توسعه اقتصادی می‌باشند. بوک می‌نویسد افرادی که در ممالک عقب مانده زندگی می‌کنند محرکی برای فعالیت‌های اقتصادی ندارند در نتیجه در بسیاری مواقع، این دو گانگی اقتصادی خود باعث عدم تحقق توسعه اقتصادی در این کشور‌ها می‌باشد.
از طرف دیگر هلا ماینت استدلال می‌کند که وجود دوگانگی اقتصادی و عدم تحقق توسعه اقتصادی، نتیجه دخالت خارجی واستثمار افراد بومی کشور‌ها می‌باشد و نه به دلیل عدم وجود توانایی در ان‌ها. این استدلال برای کشورهای در حال توسعه حالتی ملموس‌تر به خود می‌گرد. گرچه از دید نگارنده، دلایل توسعه نیافتگی را در استعمار و استثمار دانستن، خود می‌تواند عذری بد‌تر از گناه باشد و این ایراد را در ذهن متبادر کند که اصولا چرا باید کشوری مورد استعمار واقع شود؟!
ولی نگاهی به وضعیت معاش مردم در سرزمین‌های گوناگون، به عنوان یک آمار سرانگشتی کمک شایانی که درک بهتر این موضوع می‌کند. همانگونه که هانینگتون اظهار داشت در سرزمین‌هایی با آب و هوای معتدل مانند اروپا معیارهای توسعه یافتگی به وضوح مشاهده می‌شود ولی ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که کشور‌هایی مانند هندوستان، بنگلدادش و.. در آسیا و همچنین بیشتر کشر‌های آمریکای جنوبی در راه توسعه از کاروان بازمانده و هر کدام مدت مدیدی را زیر چ‌تر استعمار کشورهای اروپایی روزگار گذرانیده‌اند. چه چیز می‌تواند کشوری مانند انگلستان را به عنوان پیر استعمار‌گری در جهان مطرح سازد؟ آیا تنها آب و هوا این مقام را نصیب این سرزمین ساخته است؟ چرا ژاپن نسبت به کشور‌های همسایهٔ خود که از نظر اقلیمی شرایط برابری دارند و در برخی موارد مانند وسعت و منابع حتی در ردهٔ بالاتری نیز هستند پیشی گرفته و آن‌ها را تحت نفوذ تفکرات، فرهنگ، صنایع و اقتصاد خود قرار داده است؟
پاسخ به سوالات مذکور را در جایی جز سیستم فرهنگی جامعه نمی‌توان جست. کشور‌های توسعه یافتهٔ امروزی، از آن دست ممالکی هستند که فرهنگ ملی در آن‌ها موج می‌زند از آن نظر که ملیت، رسوم اجتماعی، آزادی بیان، رقابت در عرصهٔ سیاست و اقتصاد و… از اجزاء تفکیک ناپذیر فرهنگ آنهاست هرچند بدیهی است که این کشور‌ها از بدو تشکیل بدین گونه نبوده‌اند. تغییرات فرهنگی در همهٔ جوامع بروز می‌کند اما در برخی به سوی تفکر توسعه و در ‌‌نهایت توسعه یافتگی و در عده‌ای در جهت عکس. پس در می‌یابیم ریشهٔ که اصلی توسعه یافتگی داشتن فرهنگ توسعه است که از سنین کودکی به ذهن مردم یک جامعه توسعه یافته تزریق شده است. این گونه نگاه ریشه‌ای به قضیه، می‌تواند بسیاری از نکات مبهم را وضح بیشتری بخشد ولی در نظر عده‌ای این امر یعنی فرهنگ سازی در راستای توسعه به دلیل سرعت بسیار بالای پیشرفت در کشور‌های توسعه یافته دیگر به صرفه نیست بدین معنی که آن‌ها که پیش رفته‌اند نمی‌گذارند پس مانده‌ها گامی رو به جلو بردارند!
یک نگاه سیستماتیک به جریان توسعه یافتگی شاید دیدگاه‌های جدیدی را پیش روی ما قرار دهد. همانگونه که می‌دانیم سیستم در کل از سه بخش ورودی، پردازش و خروجی تشکیل شده است. در نگاهی توسعه مدار، ورودی یک سیستم می‌تواند منابع اعم از انسانی، زیرزمینی، صنعتی و…، فرهنگ و در ‌‌نهایت دید جامعه نسبت به توسعه که می‌تواند مثبت یا منفی در نظر گرفته شود (در بسیاری از جوامع هنوز تفکراتی مبنی بر اینکه توسعه می‌تواند معیار‌های انسانی و عقیدتی را لگد مال کند وجود دارند و یا اساسا نیازی به توسعه احساس نمی‌شود) باشد. لذا در نگاه نخست می‌بینیم که ورودی‌های سیستم، به دلایل مختلف می‌توانند از کارآیی لازم در جهت پیشبرد اهداف توسعه برخوردار نباشند. پس از آن پردازش ادامهٔ ماجرا را به دست می‌گیرد اما چه پردازشی و در چه جهت؟
اساسا در جامعه‌ای با فرهنگی که نگاهی رو به جلو دارد پردازش این سیستم، روندی تسهیل شده و با سرعت را داراست و مکانیزم آن، با استفاده از بازخورد‌های سیستم، دایما در حال تصحیح و ساده سازی است. بدین معنی که کنترل‌های دایمی روی پردازش، می‌تواند انحرافات را به حداقل رسانده و در نتیجه به حصول نتیجه مدد رساند. در این زمینه، فرهنگی که اصولا کنترل را الزامی برای استاندارد سازی فعالیت‌ها می‌داند کمک شایانی می‌کند. معیار‌های دخیل در این سطح، همچون تفکر صنعتی و تولیدی در یک جامعه، همچون یک کاتالیز کننده فرآیند، یاری رسان پردازشگر سیستم توسعه است. و در ‌‌نهایت خروجی، که سرانجام کار سیستم و ورودی سیستم بعدی است که همانا همچون مکملی برای استمرار کارکرد این مجموعه و رسیدن به نتایجی بزرگ‌تر، عمل می‌کند.
در کنار نگرش‌های پیشرو، هر جامعه‌ای با توجه به فرهنگ، ایدئولوژی و بسیاری پارامترهای دیگر مرتبط با آداب و آیین خود، نگرش‌های بومی نیز دارد ولی بیشتر این بومی سازی‌ها به علت نبود نگاه سیستماتیک به جریان توسعه و الهام گرفتن از تفکراتی رویا مآبانه، بدون در دستور کار قرار دادن بررسی واقعیات و مطالعه روش، محکوم به شکست می‌باشند. اینکه چگونه و از چه طریقی باید به سوی پیشرفت خیزی بلند برداشت الزاما نباید از سوی کشورهای توسعه یافته تعلیم داده شود به شرطی که توان دانش آموختگان و تئوریسین‌های یک جامعه در کنار اشتیاق دولتی و اجتماعی بتواند اثربخشی لازم را در اینباره داشته باشد.
می‌بینیم که علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی تنها نمی‌تواند مورد استعمار و استثمار واقع شدن باشد لیکن این دو گونهٔ تهاجم، در بدست آوردن سهمی از این جریان، بی‌نصیب نیستند.
به هر روی، رسیدن به جایگاهی در میان کشور‌های توسعه یافته هیچ‌گاه نمی‌تواند برای جامعه‌ای که با پروراندن فرهنگ توسعه مدار، چشم اندازی را در این راستا متصور است غیر ممکن باشد با این نگر که توسعه را در جهت تخریب انسانیت و آزادی خواستار نباشند.
با نگاهی به:
اقتصاد کلان ; نظریه‌ها و سیاست‌های اقتصادی / فریدون تفضلی / نشر نی / چاپ سوم / ۱۳۸۱
الگوهای رشد اقتصادی / دنیل همبرگ / مهدی تقوی / نشر علمی – فرهنگی / ۱۳۷۵
وبلاگ راه توسعه / مرتضی نظری
توسعه یافتگی و ارتباط آن با حیات اندیشه / روزنامهٔ شرق

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد