نویسنده جستار: مفردات : قدیمی ترین دستور زبان فارسی در آناتولی ـ ۱  (بازدیدها: 808 بار)

0 هموند و 6 میهمان درحال خواندن جستار.

yazdan_s

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 7,037
  • امتیاز: 903
  • جنسیت : آقا
    • یزدان صفایی
چکیده
مفردات
اثری منثور از آن احمد داعی ـ ادیب و شاعر قرون هشتم و نهم هجری ـ است که به منظور
آموزش صحیح زبان فارسی نگاشته شده است. می توان آن را قدیمی ترین دستور زبان فارسی
تالیف شده در آناتولی دانست. این اثر شامل چهار بخش است : ۱٫ اسما ۲٫ افعال ۳٫ تصرفات
(مورفولوژی) ۴٫ حروف.
بخش
اول در واقع لغت‌نامه‌ای است که معادل ترکی اسامی فارسی را عرضه می دارد. بخش دوم
لغت نامه ای الفبایی است که معادل ترکی افعال فارسی را شامل می شود. در این دو بخش
معادل ترکی کلماتِ فارسی در زیر آنها نوشته شده است. در بخش سوم، صرف (مورفولوژی)
فارسی و در بخش چهارم نیز حروف فارسی مطرح می شود. در این مقاله ضمن آشنایی کلی با
چگونگی نفوذ زبان فارسی در آناتولی، مختصری دربارة سنت دستور نویسی در ادب فارسی،
به ویژه در آناتولی بحث می‌شود. سپس در کنار آشنایی با زندگی و آثار نویسنده،
درباره فصل‌های مختلف مفردات توضیح داده می شود.
کلید
واژه ها : احمد داعی، مفردات، لغت‌نامه فارسی ـ ترکی،
دستور زبان فارسی، زبان قدیم ترکی آناتولی.
 * دکتری
زبان و ادبیات ترکی، دانشیار و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات ترکی دانشکده
ادبیات دانشگاه آتاترک (ارضروم).
** عضو هئیت علمی دانشنامه جهان اسلام، کارشناسی ارشد زبان و
ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی تهران.

 
 ۱٫   نگاهی به روند نفوذ زبان فارسی
در آسیای صغیر
اگرچه
نشانه های مکتوبی در دست است که خبر از رواج و نفوذ زبان فارسی در بخش هایی از
آسیای صغیر قبل از تاسیس حکومت سلجوقیان می دهند از آن جمله ناصر خسرو قبادیانی در
سفرنامه خود از حضور زبان فارسی در شهر اخلاط در آناتولی شرقی سخن می گوید (۱۳۳۵،
ص۷)، با این حال باید آغاز نفوذ واقعی زبان فارسی و به تبع آن فرهنگ ایرانی را در
آناتولی از سال ۴۶۳ شمرد که آلپ ارسلان پادشاه مقتدر سلجوقی در جنگ ملازگرد،
رومانوس دیوجانوس امپراتور روم شرقی را شکست داد (ریاحی، ۱۳۶۹، ص۴).
با
این پیروزی دروازه های آسیای صغیر به روی مسلمانان باز شد تا از هر گروه و قومیتی
روی به شهرها و دشتهای حاصل خیز آن آورند و زندگی نوینی را در فضایی به مراتب
مناسب تر تجربه کنند. سلجوقیان آسیای صغیر که از همان زمان سلطان ملکشاه سلجوقی و
تحت امر او، حکومت منطقه را به دست گرفته بودند، به تدریج با تضعیف حکومت مرکزی
سلجوقیان بزرگ، مستقل شدند و توانستند دهها سال حاکمیت خود را تداوم بخشند. آنها
نیز مانند سلجوقیان بزرگ، کارهای اداری را به ایرانیان سپرده بودند. این امر در
کنار عواملی چند، زمینه ساز نفوذ و گسترش زبان و ادبیات فارسی در آن سرزمین شد.
مهاجرت خیل عظیمی از ادیبان و عالمان ایرانی بدان سرزمین نیز در ایجاد چنین فضای
بسیار موثر افتاد. بدین ترتیب “نامه نویسی در دستگاه امیران، و تدریس و تالیف
و تصنیف و شاعری به این زبان بود” (همو، ص ۲۳). “مردم آسیای صغیر زبان
فارسی را از زبان عربی آسان تر می فهمیدند و در حالی که کتاب های عربی برای عده
کمی از مردم مفهوم بود، فایده آثار فارسی عمومی تر بود” (آتش، ۱۹۴۵؛ به نقل
از ریاحی، ۱۳۶۹، ص۲۸).
متعاقب
حمله مغول، ضعف در حکومت سلجوقی پدید آمد و در نتیجه امیرنشین های مستقل در نواحی
مختلف آسیای صغیر سر برآوردند. با این حال “زبان فارسی هنوز زبان مشترک آناطولی
بود” (یازیجی، ۱۳۷۱، ص۷).
یکی
از این امیرنشین ها، دولت عثمانی بود که در سایه فراست حاکمان نخستین خود در اندک
مدتی به صورت یک امپراتوری مقتدر فراگیر در آمد و “عنایت سلاطین عثمانی نسبت
به زبان فارسی و شاعران پارسی گوی، نفوذ فرقه های صوفیه، به ویژه مولویه که خود
این سلاطین از ارادتمندان آنها بودند، [و] حضور منشیان زبردست و ورزیده در دربار،
عوامل بسیار مؤثر نشر ادب پارسی در قلمرو عثمانی گشتند” (مدرسی، ۱۳۸۴، ص۸۱). به
دیگر سخن “سلاطین عثمانی نیز مانند سلجوقیان به پیروی از آداب و رسوم آنان که
دست نشانده دربار سلاجقه آسیای صغیر بودند، در ترویج شعر و ادب فارسی می
کوشیدند” (خسروشاهی، ۱۳۵۰، ص۴۰). حتی خود نیز دستی در ادب فارسی داشتند،
چنانکه تعدادی از پادشاهان این سلسله مانند سلطان سلیم و سلطان سلیمان قانونی به
فارسی دیوان شعر داشتند.
با
این اوصاف و با آنکه در مدت چند صد سالی که زبان فارسی در اوج اقتدار ادبی، زمینه
ساز آفرینش شاهکارهای بزرگی چون مثنوی معنوی و مرصاد العباد و … بود، به تدریج و
با قدرت گرفتن زبان ترکی “خلل در قواعدش راه یافت و رکاکت و سقامت در الفاظ و
معانیش رسوخ یافت” و این
باعثی شد تا زبان دانانی چون احمد داعی در صدد تالیف کتاب هایی برآیند که فارسی
فصیح و صحیح را به نسل های جدید آموزش دهند.
 ۲٫   سنّت دستور نویسی در تاریخ
ادبیات فارسی به ویژه در منطقه آسیای صغیر
اگرچه
زبان فارسی دری قدمتی بیش از هزار سال دارد و آثار سترگی از سده های چهارم و پنجم
هجری بدین سوی، امروزه در دسترس همگان است، با وجود این تالیفات مستقل و نیمه
مستقلی که با هدف تثبیت و آموزش قواعد این زبان نوشته شده باشند دارای چنین قدمتی
نیستند. “قدیمی ترین کتاب فارسی که متضمن پاره ای از مطالب مربوط به صرف و
اشتقاق فارسی [است] و خوشبختانه از دست حوادث گریخته و به دست ما رسیده کتاب المعجم
فی معائیر اشعار العجم تالیف شمس الدین محمد بن قیس رازی است که در اوائل قرن
هفتم هجری تالیف شده” است (همایی، ۱۳۲۵، ج۱، ص۱۲۲).
علت
این فاصله چند صد ساله مابین تالیف نخستین آثار فارسی و آثاری درباره قواعد این
زبان را شاید بتوان در طرز تلقی ویژه ای که گذشتگان از دستور زبان داشته اند جستجو
کرد. یعنی اینکه آنان آموزش دستور زبان را برای کسانی لازم می‌دانستند که بخواهند
آن زبان را به عنوان زبان دوم بیاموزند. کم تر اتفاق می‌افتاد که اهل یک زبان به
تألیف و آموزش دستور همان زبان بپردازند؛ این قاعده درباره تدوین لغت‌نامه هم صادق
بود (مهیار، ۱۳۷۶، ص۷). از این روست که دستورهای زبان فارسی متعلق به سده های
پیشین را عموماً باید در کشورهای همجوار چون عثمانی، هند و ممالک عرب زبان جست.
از
اولین تالیفات دربارة قواعد زبان فارسی علاوه بر مورد فوق باید به منطق الخرس
فی لسان الفرس اثر ابوحیان نحوی به عربی؛ حلیه الانسان فی حلبه اللسان
اثر ابن مهنا به عربی و در قواعد سه زبان عربی، ترکی و فارسی؛ و لسان القلم در
شرح الفاظ عجم اثر عبدالقهار بن اسحق ملقب به شریف اشاره کرد (همایی، ۱۳۲۵،
ج۱، ص۱۲۴ و ۱۲۹).
علاوه
بر این، مولفان در بخش آغازین فرهنگ های فارسی نیز صفحاتی چند درباره قواعد این
زبان آورده اند که در این خصوص می توان از فرهنگ های جهانگیری، برهان قاطع،
رشیدی، نظام، قلزم و انجمن آرای ناصری نام برد.
قبل
از آنکه خود ایرانیان در قرون ۱۳ و ۱۴ دست به تالیف دستورهای زبان مستقل برای
فارسی بزنند، نویسندگان عثمانی، هندی و اروپایی چنین آثاری را خلق کردند. در هند
آثاری چون میزان فارسی (تاریخ تالیف ۱۱۶۵ هجری)، مجمع القوانین
(تاریخ تالیف ۱۱۶۹ هجری) و قواعد فارسی (تاریخ تالیف ۱۲۰۴ هجری) پدید آمدند[ii] و در
اروپا نیز از قرن ۱۷ به بعد کتابهایی به زبان های فرنگی درباره قواعد فارسی به
نگارش درآمدند. محمد بن الحکیم الزینیمی نیز تالیفی به نام منهاج الطلب در دستور
زبان فارسی به فارسی نوشته است که دکتر محمدجواد شریعت آن را به عنوان کهن ترین
دستور زبان فارسی منتشر کرده است.[iii]
در
مملکت عثمانی هم به دلیل نفوذ فوق العاده زبان فارسی و ضرورت آموزش این زبان به
ترک زبانان، از همان آغاز آثاری با این هدف تالیف شد که علاوه بر مفردات که
معرفی آن موضوع این نوشته است، آثاری چون تاج الرؤس و غره النفوس، از احمد
بن اسحق قیصری (تاریخ تألیف قبل از ۸۹۸ هجری)؛ اقنوم عجم (تاریخ تألیف ۸۹۸
هجری)؛ وسیله  المقاصد الی احسن المراصد،
از خطیب رستم المولوی (تاریخ تألیف ۹۰۳ هجری)؛ رساله مشکل گشا، از حسن بن
حسین بن عماد قراحصاری (تاریخ تالیف قبل از ۹۱۸ هجری)؛ تحفه شاهدی، از
ابراهیم دده شاهدی (تاریخ تالیف ۹۲۰ هجری)؛ کتاب نحو فارسی، (تاریخ تالیف
۹۵۷ هجری به عربی)؛ و التحفه الهادیه، از محمد بن حاجی الیاس (تاریخ تالیف
سده ۱۰ هجری) نیز نوشته شدند (افشار، ۱۳۳۳، ص۳۴، ۳۷ و ۴۴، رشنوزاده، ۱۳۸۳، ص۳۸۳).
ایرانیان
تنها در قرن های ۱۳ و ۱۴ هجری است که آثاری در این زمینه پدید آوردند که از جمله
آنها می‌توان به قانون زبان فارسی، از عباسقلی بن میرزا محمد خان بادکوئی
(تاریخ تالیف ۱۲۴۷ هجری)؛ قواعد صرف و نحو فارسی، از عبدالکریم بن ابی
القاسم ایروانی (تاریخ تالیف ۱۲۶۲ هجری)؛ معلم الاطفال، از آخوند احمد حسین
زاده (تاریخ تالیف ۱۲۹۷ هجری)؛ و تنبیه الصبیان، از محمد حسین بن مسعود بن
عبدالرحیم انصاری (تاریخ تالیف ۱۲۹۸ هجری) اشاره کرد. طرفه آنکه “نخستین کسی
که کلمة دستور را برای نام کتاب قواعد زبان پارسی اختیار کرده … میرزا حبیب
اصفهانی است” (همایی، ۱۳۲۵، ج۱، ص ۱۲۷) که دو کتاب دستور سخن و دبستان
پارسی را در سال های ۱۲۸۷ و ۱۳۰۸ هجری در استانبول تالیف کرده است.

شما دسترسی دیدن پیوندها راندارید. نام نویسی یا درونشد

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد