نویسنده جستار: آیا کرد قوم است و کردی زبان است و یا<کرد> فقط واژه ایست معادل <رمه گردان>  (بازدیدها: 1463 بار)

0 هموند و 111 میهمان درحال خواندن جستار.

حسین محمدی

  • هموند میانه
  • *
  • نوشتار: 29
  • امتیاز: 0
  • جنسیت : آقا
نگارنده با پژوهش‌های گسترده روی این موضوع(و متون تاریخی و قول محققان برجسته) بر این باور است که نام کرد تنها و تنها در معنی اصلی آن  یک  معنی اجتماعی داشته است و برای ایرانی‌زبانان که یک نوع شیوه‌ی زندگی خاصی داشتند.  هرچند چند  منبع کهن حتی اقوام غیرایرانی(مانند عرب) را نیز “کرد” دانسته‌اند.
خوانندگان می توانند به ادبیات کلاسیک فارسی نیز رجوع کرد. شاعران و نویسندگان پارسی گوی در قرن های اول اسلام واژهء کُرد را به معنای چوپان و شبان به کار برده اند.
رودکی گوید:
از بخت و کیان خود بگذشتم و پَردَختم / چون کُرد بماندستم تنها من و این باهو (باهو به معنای چوبدستی شبانان).
در اسرار التوحید نیز آمده است: کُرد بود و گوسفند دار. در گویش طبری امروز هنوز واژهء کُرد به همین معنا به کار می رود. عرب های سورستان (عراق و سوریه امروز) کُرد نامیده می شدند.
واژهٔ کرد در دوران تاریخی پس از حمله اعراب به ایران به معنای رمه گردانان و کوچ‌نشینان فلات ایران بزرگ به کار رفته است و هرگز معنی زبانی خاص یا قوم خاص یا فرهنگی خاص را نمی‌دهد.  چنانکه امروز هم این واژه هنوز معنی زبانی خاص یا گروهی خاص را نمی‌دهد و در واقع زبان‌هایی وجود دارند که نامشان کردی است.  برای نمونه زبانهای سورانی و کرمانجی نه یک گویش از هم بلکه دو زبان متفاوت در حد تفاوت انگلیسی و آلمانی شناخته می‌شوند.

در این راستا به چند سند محکم نگاه می‌کنیم.
حمزه اصفهانی مینویسد : « کانت الفرس تسمی الدیلم الاکراد طبرستان کما کانت تسمی العرب اکراد سورستان » (تاریخ سنی ملوک الارض)
یعنی پارسیان (ایرانیان)،  دیلمیان (یکی از گروه‌های مهم ایرانی‌زبان) را کردهای طبرستان میدانستند – چنانکه اعراب را کردهای سورستان.
در لغتنامه دهخدا نیز آمده است:
توسعاً بمناسبت چادرنشینی این طایفه بطور مطلق بر چادرنشینان اطلاق می شود. بدوی . بقول حمزه اصفهانی ایرانیان قدیم (فرس ) دیلمیان را اکراد طبرستان مینامیدند و اعراب را کردان سورستان میخواندند. (فرهنگ فارسی معین):
از رخت و کیای خویش من رفتم و پردختم
چون کرد بماندستم تنها من و این باهو.
رودکی .
بینیت همی بینم چون خانه کردان
آراسته همواره به شیراز و به رُخبین .
عماره .
در بیابان بدید قومی کرد
کرده از موی هر یکی کولا.
بارانی (از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی)
چو سیلاب خواب آمد و هر دو برد
چه بر تخت سلطان چه بر دشت کرد.
سعدی .
بخارا خوشتر از لوکر خداوندا همی دانی
ولیکن کرد نشکیبد ازین دوغ بیابانی .
غزالی لوکری .
پروفسور مینورسکی می‌نویسد:
V. Minorsky, Encyclopedia of Islam: “We thus find that about the period of the Arab conquest a single ethnic term Kurd (plur. Akrād ) was beginning to be applied to an amalgamation of Iranian or iranicised tribes., “Kurds” in Encyclopaedia of Islam”. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2007. Brill Online. accessed 2007.
ترجمه:
در زمان اعراب، لغت قومی کرد برای تیره‌های قبایل گوناگون ایرانی‌تبار و ایرانی‌شده بکار میرفت.
دکتر پرویز خانلری می‌نویسد:
نام کردی عاده به زبان مردمی اطلاق میشود که در سرزمین کوهستانی واقع در مغرب فلات ایران زندگی میکنند. قسمتی از این ناحیه اکنون جزء کشور ایران است و قسمتی در کشور ترکیه و قسمتی دیگر از جمله کشور عراق شمرده میشود. در خارج از این منطقه نیز اقلیتهای کرد وجود دارند که از آن جمله گروهی در شمال خراسان و گروههایی در جمهوریهای ارمنستان ، گرجستان و آذربایجان و عده¬ی کمی نیز در ترکمنستان به این گویشها سخن میگویند. در سوریه نیز یک اقلیت کرد زبان از چند قرن پیش به وجود آمده است.
زبان یا گویش کردی همهی این نواحی یکسان نیست. حتی تردید است در این کلمه « کرد » به قوم واحدی که دارای مختصات نژادی یا ایلی با گویش معینی باشند اطلاق شده باشد. در بسیاری از منابع تاریخی که به زبان عربی در قرنهای نخستین اسلام تألیف یافته ، این کلمه را معادل کلمه « شبان » و « چوپان » بکار بردهاند.
ابن حوقل کوچ (قفص) کرمان را « صنف من الاکراد » میداند و حال آنکه مقدسی (احسن التقاسیم) زبان ایشان را شبیه زبان مردم سند شمرده است.
یاقوت حموی مردمان ساسون را « الاکراد السناسنه » میخواند (معجم البلدان)
حمزه اصفهانی مینویسد : « کانت الفرس تسمی الدیلم الاکراد طبرستان کما کانت تسمی العرب اکراد سورستان » (تاریخ سنی ملوک الارض)
در کارنامه‌ی اردشیر بابکان (پاپکان) هم کردان به معنی شبانان آمده است ، نه نام و نژاد یا قبیله. در گویش طبری امروز نیز کلمه‌ی کرد به معنی چوپان و شبان است. (واژه نامه طبری، صادق کیا، ص ۱۶۶)
زبانها و گویش‌های ایران. منبع: کتاب تاریخ زبان فارسی نویسنده: دکتر پرویز ناتل خانلری
محققان امروزی غربی نیز این نظر را دارند.
دکتر مارتین وان بروینسن، پژوهشگر آلمانی و کردشناس معروف می‌نویسد:
Martin van Bruinessen, “The ethnic identity of the Kurds”, in: Ethnic groups in the Republic of Turkey, compiled and edited by Peter Alford Andrews with Rüdiger Benninghaus [=Beihefte zum Tübinger Atlas des Vorderen Orients, Reihe B, Nr.60].
Wiesbaden: Dr. Ludwich Reichert, 1989, pp. 613-21. excerpt: “The ethnic label “Kurd” is first encountered in Arabic sources from the first centuries of the Islamic era; it seemed to refer to a specific variety of pastoral nomadism, and possibly to a set of political units, rather than to a linguistic group: once or twice, “Arabic Kurds” are mentioned. By the 10th century, the term appears to denote nomadic and/or transhumant groups speaking an Iranian language and mainly inhabiting the mountainous areas to the South of Lake Van and Lake Urmia, with some offshoots in the Caucasus…If there was a Kurdish speaking subjected peasantry at that time, the term was not yet used to include them.”
ترجمه:
نام قومی “کرد” که در منابع  قرن اول اسلام دیده میشود  بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده میشد و نه یک گروه زبانی.  چندین بار حتی “کردهای عرب” در منابع نامبرده شدند.  اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان بکار میرفته است که از دریاچه وان تا دریاچه ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی میکردند..  اگر در آن زمان روستا‌نشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام “کرد” در آن زمان شامل آنها نمی‌شد.
پروفسور ولادمیر ایوانف نیز می‌گوید:
Wladimir Iwanov:”The term Kurd in the middle ages was applied to all nomads of Iranian origin”.(Wladimir Ivanon, “The Gabrdi dialect spoken by the Zoroastrians of Persia”, Published by G. Bardim 1940. pg 42(
ترجمه: نام کرد در قرن‌های میانه (کم و بیش از قرن پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی) نامی بود که بر همه‌ی رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی نامگزاری می‌شد.
پروفسور دایوید مکنزی که تز خود را روی زبان‌های کردی نوشته است میگیود:
David Mackenzie: “If we take a leap forward to the Arab conquest we find that the name Kurd has taken a new meaning becoming practically synonmous with ‘nomad’, if nothing more pejorative” D.N. Mackenzie, “The Origin of Kurdish”, Transactions of Philological Society, 1961, pp 68-86
ترجمه:  اگر به حدود دوران گسترش امپراتوری اعراب نگاه کنیم، خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه‌گر و کوچ‌گر دارای یک معنی است.
پروفسور ریچارد فرای، ایران‌شناس نامی:
Richard Frye,”The Golden age of Persia”, Phoneix Press, 1975. Second Impression December 2003. pp 111: “Tribes always have been a feature of Persian history, but the sources are extremly scant in reference to them since they did not ‘make’ history. The general designation ‘Kurd’ is found in many Arabic sources, as well as in Pahlavi book on the deeds of Ardashir the first Sassanian ruler, for all nomads no matter whether they were linguistically connected to the Kurds of today or not.
The population of Luristan, for example, was considered to be Kurdish, as were tribes in Kuhistan and Baluchis in Kirman”
ترجمه:
قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آنها کم است زیرا  آنها خود تاریخساز نبودند.  عنوان فراگیر و عامیانه “کرد” که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامک اردشیر پاپکان) دیده میشود نامی بود که فراگیرنده‌ی همه‌ی کوچ‌گران و چادرنشنیان میبود حتی اگر با مردمانی که امروز نام “کرد” دارند از پیوند زبانی نبودند.  برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و همچنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.
بنابراین واژه‌ی “کرد” در متون پارسی تنها به معنی چادرنشینان و رمه‌گران بوده است و زبان یا قوم خاصی را منظور نبوده است.  بلکه یک نوع شیوه‌ی زندگی بوده است.
برای همین در کارنامک اردشیر پاپکان (که شاهنامه نیز از آن استفاده کرده است)، دکتر آساطوریان میگوید:
The earliest occurrence of this term in written sources is attested in
the form of kurt (kwrt-) in the Middle Persian treatise (Karnamak Artax-shir Pabakan), compiled presumably in the second half of the 6th century A.D. It occurs four times in the text (Kn. I, 6; VIII, 1; IX 1, 2) in plural form, kurtan, twice in conjunction with shah “chieftain, ruler” (kurtan
shah), once with shupanan “shepherds” (kurtan shupanan), and only once in a bare form, without a supplement.   It is clear that kurt in all the contexts has a distinct social sense, “nomad, tent-dweller”.  It could equally be an attribute for any Iranian ethnic group having similar characteristics. To look for a particular ethnic sense here would be a futile exercise.
برای شرح کامل در این موضوع مقاله زیر معرفی میشود:
در مقاله‌ی بالا نشان داده میشود که زبانهای مادی با زبانهایی که امروز کردی شناخته میشوند فرق دارد و بیشتر زبانهای مادی نزدیک به تاتی آذربایجان و زبانهای مرکزی اصفهان هستند.
بنابراین از لحاظ تاریخی نمیتوان کرد را بجز ایرانی‌زبان معرفی کرد.  امروز هم زبانهایی مانند کلهری/زازایی/هورامی با سایر زبان‌های ایرانی مانند (لری و دری و گیلکی)  بیشتر قرابت دارند تا با سورانی/کرمانجی.  تفاوت سورانی و کرمانجی نیز همانقدر است که تفاوت گیلکی و کلهری.  بنابراین به اندیشه‌ی ما مردمانی که به نام کرد شناخته میشوند به معنی ایرانی‌زبانان تنها معنی میدهند و بنابراین ایرانی هستند و شاخه‌ای از قوم ایرانی.
بنابراین، آنچه امروز مردم کرد شناخته میشود تنها و تنها به معنی ایرانی‌زبانان و ایرانی درست است و ایجاد شکاف بین این مردمان و سایر ایرانی‌زبان تنها به نفع کسانی هست که میخواهند تمدن بزرگ ایرانی را شاخه‌شاخه کنند و از بین ببرند.  همچنین با تعریف نادرست و شاخه‌شاخه کردن قوم ایرانی به چند گروه متخاصم تنها و تنها گروه‌های اعراب و ترکان منطقه از آن بهره میبرند.

گرفته شده از:www.azargoshnasp.com

از این مقاله نتیجه میگیریم که ایل یا قومی به نام کرد وجود ندارد،کرد فقط واژه ایست معادل شبان یا رمه گردان.
پس اگر هر قومی مانند بلوچ های کرمان ، بختیاری ، لک ، اعراب و چوپانان استرالیا با رمه گردانی و پرورش گوسفند زندگی میگذرانده اند حتمن نسبت خویشاوندی با طوایف کرمانجی و یا سورانی ندارد.
و اگر جایی واژه ی کرد به آنان اطلاق شده است به معنی این است که عشایر هستند و رمه گردانی میکنند.

در این مقاله ذکر شده است، ((امروز هم زبانهایی مانند کلهری/زازایی/هورامی با سایر زبان‌های ایرانی مانند (لری و دری و گیلکی)  بیشتر قرابت دارند تا با سورانی/کرمانجی.))
البته منظور این دوست عزیزم از لری همان زبان لکی است . دوستمان درست فرموده اند، کلهری یکی از  گویشهای لکی است.و تفاوتش با گویش لکی زردلانی به اندازه ی تفاوت گویش لکی نورآبادی با گویش لکی هرسینی است و یا به اندازه ی تفاوت گویش الشتری با بیرانوندی. نه اینکه تفاوت زیادی مانند گویش لکی خرم آبادی با هرسینی داشته باشد.
 آقای ایزد پناه نویسنده و استاد لر زبانم میفرماید: تمام اورامانات به زبان لکی تکلم میکند.که در اینجا این دوست عزیزمان که این مقاله را با بنمایه های استوار نوشته و در سایتش نیز خود را کرد خوانده مهر تاییدی بر این حرف جناب آقای ایزد پناه زده اند ( گفته اند هورامی با لری(لکی)بیشتر قرابت دارد تا سورانی و کرمانجی.)


پایا باشید      بدرود

لکستان گهواره تمدن و افتخار تمام بشریت.
« واپسین ویرایش: 26 اوت 2014 گاه 20:19:22 ازسوی حسین محمدی »

dara_babak

  • کوشاترین های امرداد
  • *
  • نوشتار: 2,715
  • امتیاز: 788
درود و سپاس

پس با توجه به نتیجه گیری از این نوشتار  که می تواند هم صحیح باشد ؛ یعنی:

بازگویه
از این مقاله نتیجه میگیریم که ایل یا قومی به نام کرد وجود ندارد، کرد فقط واژه ایست معادل شبان یا رمه گردان.
پس اگر هر قومی مانند بلوچ های کرمان ، بختیاری ، لک ، اعراب و چوپانان استرالیا با رمه گردانی و پرورش گوسفند زندگی میگذرانده اند حتمن نسبت خویشاوندی با طوایف کرمانجی و یا سورانی ندارد.
و اگر جایی واژه ی کرد به آنان اطلاق شده است به معنی این است که عشایر هستند و رمه گردانی میکنند.

در این مقاله ذکر شده است، ((امروز هم زبانهایی مانند کلهری/زازایی/هورامی با سایر زبان‌های ایرانی مانند (لری و دری و گیلکی)  بیشتر قرابت دارند تا با سورانی/کرمانجی.))
البته منظور این دوست عزیزم از لری همان زبان لکی است . دوستمان درست فرموده اند، کلهری یکی از  گویشهای لکی است. و تفاوتش با گویش لکی زردلانی به اندازه ی تفاوت گویش لکی نورآبادی با گویش لکی هرسینی است و یا به اندازه ی تفاوت گویش الشتری با بیرانوندی. نه اینکه تفاوت زیادی مانند گویش لکی خرم آبادی با هرسینی داشته باشد.
 آقای ایزد پناه نویسنده و استاد لر زبانم میفرماید: تمام اورامانات به زبان لکی تکلم میکند.که در اینجا این دوست عزیزمان که این مقاله را با بنمایه های استوار نوشته و در سایتش نیز خود را کرد خوانده مهر تاییدی بر این حرف جناب آقای ایزد پناه زده اند ( گفته اند هورامی با لری(لکی)بیشتر قرابت دارد تا سورانی و کرمانجی.)


میتوان نتیجه گرفت که تمامی رمه گردانان در مناطقی مورد نظر ایشان بوده است یعنی ایران، را میتوان کرد خطاب کرد.

یعنی = کرد سوران، کرد کرمانج، کرد  بادینان، کرد بابان، کرد اورامان، کرد اردلان، کرد مکریان، کرد جاف، کرد کلهر، کرد سنجابی، کرد زنگنه، کرد ......  و نهایتا:  کرد لک ! و کرد لر !

ضمن اینکه این نظریه تا حدی درست است و در فارسی قدیم هم کرد به معنی بیابانگرد و چوپان معنا می داده است و هم اکنون هم در مقالات کهن پارسی مثل بوستان یا گلستان سعدی به همین معناست.

اما باید در نظر داشت که معانی وازگان در زمانهای مختلف تاریخی تغییر و تطور و تکامل و ... غیره می نماید و در هر دوره ای ممکن است بنا به شرایط محیطی و مکانی و زمانی معنای وازگان  چیزی متفاوت از آن در گذشته باشد، و یا به تکامل برسند.

اما در علم مردم شناسی ( قوم شناسی ) و قرابت اقوام یک ملت واحد  و نیز علم  زبان شناسی، معیارهای مختلفی در نظر گرفته می شود تا به یک تئوری و نظریه ی علمی برسند.

و در مورد کردی و زبان کردی و اقوام و ایلات و طوایف با ریشه کردی هم، به همین منوال عمل شده است و نهایتا به مقالات و کتابها و نظریات و نتایج آکادمیک تقریبا واحدی دست یافته اند که میتوان در سایتها و کتب و دایرةالمعارف ها و دانشنامه های بزرگی همچون بریتانیکا، آکسفورد، وبستر، ایرانیکا و ...  و نیز  سایتهای دانشگاههای معتبر دنیا همچون کمبریج، اکسفورد، یو سی ال ای، کلمبیا، و نیز سیار دانشگاه های معتبر سراسر جهان مقالت بسیاری را یافت، که دسته زبانهای مختلف دنیا را بررسی کرده اند و دسته بندی نموده اند ( بر اساس معیار های علمی و نه تعصبات قومی مردمان نواحی مختلف)

و در این دسته زبانها می توان، زبانهای شاخه ی  هند واروپایی ====> هند و ایرانی ==== >  ایرانی ====> زبانهای ایرانی غربی === > زبانهای کردی =====> و سلسله گویشهایی که  کردها با آن سخن می گویند.

را مشاهده کرد.

نظر به قومی و عشایری زندگی کردن این مردمان :

به نقل از ویکیپدیا :
{{{ در واقع «زبان کُردی» به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست بلکه امروزه به طیفی از زبان‌های ایرانی شمال غربی اطلاق می‌شود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبان‌شناسی دورند. این زبان‌ها که در پی تصمیمات اجتماعی/سیاسی؛  در دوران معاصر نام «کردی» به خود گرفته‌اند عبارتند از: کرمانجی، کلهری، سورانی، گورانی ، لکی  و اورامانی. زبان زازا را نیز گروهی جزو زبان‌های کردی به‌شمار آورده‌اند.

زبان کردی شباهت زیادی به زبانهای بلوچی، گیلکی، و تالشی دارد، این زبان ها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار می آیند، لری و بختیاری و فارسی هستند. که هرکدام در مناطق وسیعی تکلم می شوند.

گویش‌های مختلف عمدتاً در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، لبنان و اسرائیل نیز زندگی می‌کنند.  }}} - [ به نقل از ویکیپدیا ] پایان نقل قول.

به نقل از ویکیپدیا:
پیشینه و اصالت این زبان نیز گاه‌و‌بیگاه از سوی محققان، زبان شناسان، تاریخ نویسان و ... گاه مورد تردید و گاه مورد تائید بوده، بسیاری از محققان زبانشناس آن را بازمانده همان زبان مادی دانسته، برخی آن را مشابه اوستا می دانند و برخی دیگر به کلی ارتباط بین زبان کردی و زبان مادها را رد می‌کنند . اما واقعیت چیست ؟ آیا از مادها به عنوان یک ملت مقتدر که زمانی بر قسمتی از آسیا حکمرانی کرده‌اند قبیله‌ای هم بر جای نمانده ؟ جواب این سئوال در نوشته‌های پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روسی است که می‌گوید : زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است . و می‌نویسد : اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیره مختلف کرد که به یک زبان واحد و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟».
این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد. جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از اجداد کردها می‌باشند.
همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی سخن می گویند به احتمال زیاد سابقاً از متکلمان به گویش‌های زبان مادی بوده‌اند.

در مقابل، گارنیک آساتریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد».  حال اینکه شبیه‌ترین زبان‌ها به زبان کردی، بلوچی، گیلکی، و تالشی هستند، این زبان‌ها نیز چون زبان کردی متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند و هیچ شباهت نزدیکی با شاخه زبانهای جنوب غربی ندارد که بتوان کردی را شبیه به زبانهای شاخه جنوب غربی به حساب آورد . ضمن اینکه دیگر زبانهای نزدیک به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار می‌آیند خود زبان فارسی را نیز شامل می‌شود.

{{{{ به نقل از ویکیپدیا }}}} - پایان نقل قول.


به نقل از ویکیپدیا:
گویش ها

در برخی دسته‌بندی‌ها کردی به سه دسته اصلی شماری، جنوبی و میانه تقسیم شده که خود شامل بیست و دو نوع گویش می‌باشد و هر گویش نوع نگارش و تلفظ خاصی دارد. تلاش برای یک زبان استاندارد برای کردی نتوانسته به موفقیت‌های چشمگیری برسد.

شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از:

    کردی شمال-غرب:کرمانجی
    کردی مرکز:سورانی
    گویشهای جنوبی کردی:کرمانشاهی، کردی ایلامی، کلهری، و لکی.

زبان کردی سورانی در عراق زبان رسمی است در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است . در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفته‌است.

زبان کردی اخص را کرمانجی می‌نامند که خود لهجه‌های متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیه‌ای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، ملکشاهی، زندی.  زبان کردی با دسته شمالی لهجه‌های ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار می‌رود وصاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است.

دانشنامه ایرانیکا معتقد است که با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته هیچ‌یک از زبان‌های باستانی مستند موجود را نمی توان به طور قطع به عنوان نیای زبان کردی معرفی کرد.

{{{{ به نقل از ویکیپدیا }}}} - پایان نقل قول.



با مهر _ بدرود

پاید کشور به فره اش جاودان         ایرانیان   پیوسته   شادان          همواره یزدان بود او را نگهبان                                                                                                        خداوند نگهدار ایران باد                                 باشد که سراسر کیهان را صلح و آرامش فرا گیرد

human

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 490
  • امتیاز: 116
نکته بسيار مهم آنستکه طايفه های گوناگون کرد همانند ديگر طايفه های ايرانی تنها و تنها زير چتر ايران بزرگ ميتوانند با يکديگر به اتحاد برسند .
درستی اين نکته را هم اينک در عراق و سوريه که از آزادی برخوردارند بروشنی ميتوان ديد .
ميبينيم که در برابر دشمن خونخوار ،زمانی که به شدت نياز به همبستگی احساس ميشود ،چگونه پراکند مبارزه ميکنند .

حسین محمدی

  • هموند میانه
  • *
  • نوشتار: 29
  • امتیاز: 0
  • جنسیت : آقا
درود درود درود

با سپاس از شما دوست گرامی که حرف دل من را زدید.

من نمیتوانستم این حرف را بزنم ، زیرا معتقدم در رقابت و بحث نباید ناجوانمردی کرد و از بحث هایی که به موضوع ربط ندارد برای تخریب طرف مقابل استفاده کرد ،  بحث ما در مورد مسائل فرهنگی و قومی و تمدن بود و من هم نمیخواستم از این بحث برای پیشبرد کار خود استفاده کنم. حتی زمانی زمانی که به بنده گفته شد شما به فکر لکستان بزرگ هستید و ما به فکر ایران بزرگ بنده میخواستم از گردان ضد گروهک کمله جندالله صحبت کنم و بگویم همان افرادی از (ایل بنده)که در جنگ حسن البکر با عراق، کردستان را کمک کردند در زمانی که گروهک کمله در کردستان نا آرامی هایی را به وجود آورد خود و یا فرزندانشان به عنوان بسیجی در  گردان جندالله (گردان ضد گروهک کمله)حضور پیدا کردند و غرب ایران را آرام نمودند. میخواستم از جوایزی که کروهک کمله برای سر بعضی از افراد ایل بنده که فرماندهان جندالله بودند گذاشته بودند بگویم ولی نتوانستم.
((( البته من از همه ی کسانی که خود را کرد مینامند عذر خواهی میکنم و به اطلاع همه ی دوستانی که این نوشتار را میخوانند میرسانم که گروهک کمله از کردستان عزیز نبود و فقط یک گروهک بودند مانند داعش که از طرف غرب تقویت و تحریک میشدند تا بر علیه ایران بزرگ عملیات هایی انجام دهند و ایران را ناآرام کنند.)))

با توجه به شناختی که از قوم عزیزم دارم همینجا به تمام ایرانیان عزیز قول میدهم که اگر هر کشوری و یا هر کروهکی بخواهد کوچکترین دست درازی  به ایران عزیز بکند قوم بزرگ لک پیشمرگ ملت ایران است و دستش را از از ریشه قطع خواهد کرد.حتی اگر برادر ایرانی اش باشد که قصد خیانت داشته باشد.

آقای دارا بابک که با لک زبانان ارتباط داشته میتواند از غیرت و غیور بودن لک ها برای دوستان سخن بگوید تا دوستانی که این نوشتار را میخوانند بدانند در برابر دشمنان چه مرز داران غیوری از آنان حمایت میکنند.

درود بر تمام اقوام ایران بزرگ از هند تا شامات و شمال دریای مدیترانه ، از تاجیکستان و داغستان تا دریای عمان و بحرین.


لکستان گهواره ی تمدن و افتخار تمام بشریت
« واپسین ویرایش: 30 اوت 2014 گاه 12:06:10 ازسوی حسین محمدی »

human

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 490
  • امتیاز: 116
دوست گرامی همانگونه که خود بهتر ميدانيد  کومله يک گروهک شبهه داعش و سد در سد وابسته است که با سود جستن از روشهای تروريستی با ايجاد ترس در مردم ،انديشه پليد خود را دنبال ميکند .
اما کور خوانده اند .

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد