تاریخ ایران (پس از اسلام) > جمهوری اسلامی

سوم خوردادماه

(1/1)

Pasha:
درود


امروز ، سالروز آزادی خرمشهر بود...
به یاد جان باختگان ایران گذری در فرتورهایم داشتم...

بیش از چهارصد فرتور از خرمشهر - پیش و پس از یورش تازیان - یافتم...

هنگام دیدن برخی از آنها موی دستانم راست میشد.

به یاد جوانان جان باخته... باز گریستم...




خرمشهر - کوی طالقانی - مقر فرماندهی ارتش عراق در ساختمان یکی از اداره های خرمشهر - بهار 1361
فرتور از : بایگانی مرتضی اکبری



خرمشهر - کوی طالقانی - مقر فرماندهی ارتش عراق در ساختمان یکی از خانه های خرمشهر - بهار 1361
فرتور از : بایگانی مرتضی اکبری



خرمشهر - کوی طالقانی - تهیه گزارش تلویزیونی از بازدید یکی از فرماندهان ارتش عراق در خرمشهر - بهار 1361
فرتور از : بایگانی مرتضی اکبری



خرمشهر - درگیری نیروهای ایرانی و عراقی در شهر



جاده اهواز - خرمشهر - 3 خورداد 1361
فرتور از امیر علی جوادیان



و اگر آنان نبودند، اکنون نام خرمشهر و شاید شهرهای دیگری از ایران نیز به خیل سرزمینهای جدامانده از ایران در همین تارنما افزوده شده بود...


یادشان گرامی باد


پاشا

Pasha:
رود




این روزها، یادواره بزرگداشت آزادی خرمشهر است. همانند روزهای دیگر که در بزرگداشتها به دنبال ناگفته ها می گشتم، چشمم به گزارشی از مناظره آقای علی شمخانی در شامگاه دوم خرداد 1389 در برنامه ی دیروز، امروز؛ فردا ی تلویزیون افتاد... گزارشی بود از سخنان شمخانی و گرد و خاکی که در آن برنامه به پا کرده بود.
سپس به دنبال ناگفته هایی از آن روزها گشتم... و نامی را یافتم که هیچگاه خیالش را نمی کردم. این شخص برایم بسیار گرامی و دوست داشتنی ست ولی هیچگاه گمان نمی کردم این چنین بوده باشد...

علی شمخانی 30 سال پیش در سوم آبان 1359 جوانی 25 ساله بود و و در حالی که 33 روز از آغاز جنگ می گذشت با عنوان "فرمانده سپاه خوزستان" در نامه ای که به مرکز فرستاده شد می نویسد:
"به داد ما برسید... از 150 پاسدار خرمشهر 30 نفر باقی مانده اند. ما با 30 خمپاره می توانیم خرمشهر را تا سه ماه نگه داریم اما 30 تفنگ هم نداریم"
در جای دیگر:
"فریادهای پاسداران از فقدان امکانات ، زمین و زمان را بر ما تنگ کرده است و خستگی زیاد مانع از ادامه نوشتن من است . وی باز هم بدانید که ما شهیدان زنده ای هستیم که به نبرد خویش علیه مردگان زنده ادامه خواهیم داد"

ولی نمی دانستم یکی از آن 30 پاسداری که در آن شرایط ، خرمشهر را زنده نگاه داشته بودند، حسین پناهی، شاعر و نویسنده ای بود که به گونه ای زیست که انگار نه انگار ایران ؛ وامدار از جان گذشتگی اوست...

یادشان گرامی...

رحیمی

کنترل

[0] صندوق پستی

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد
Go to full version