نویسنده جستار: از من بشنوید (درس هایی از تاریخ)  (بازدیدها: 2046 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

sepiteman

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 79
  • امتیاز: 32
از من بشنوید (درس هایی از تاریخ)
« : 06 اوت 2006 گاه 20:23:49 »
"شمس الدین خفری سنی متعصبی بود و در شیراز وعظ می کرد، خبر دادند که شاه اسماعیل صفوی برای سر این آخوند جایزه تعیین کرده است. آخوند نامردی نکرد و خود پنهانی پیش شاه اسماعیل رفت و گفت: جایزه را به خودم بدهید که خود آمده ام. شاه اسماعیل خندید، اسبی و غلامی به او داد و او با احترام تمام از قصر بیرون رفت. شاگردان خفری او را خارج از کاخ شاه اسماعیل صفوی شیعه با آن اسب و غلام دیدند، تعجب کردند و فریاد زدند: جناب استاد، چه شد؟ حرف های پریروز شما با وضع امروز شما نمی خواند! شمس الدین جواب داد: بچه ها! از من بشنوید، به خاطر دو تا عرب کون برهنه که نهصد سال پیش در مدینه به جان هم افتاده بودند آدم عاقل نمی آید در شیراز به پای خودش به جهنم برود!" (کوچه هفت پیچ – باستانی پاریزی)

ariobarzan_pars

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 185
  • امتیاز: 2
از من بشنوید (درس هایی از تاریخ)
« پاسخ #1 : 22 دسامبر 2006 گاه 04:34:18 »
( به نام یزدان پشتیبان بزرگوار پارس بزرگ)
درود بر شما واقعا داستان در عین سادگی جذاب و خواندنی بود.
منتظر داستان های بعدی هم هستیم.
راستی هم میهن گرامی آیا شما جناب آذرپاد هستید؟

sepiteman

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 79
  • امتیاز: 32
اعرابي
« پاسخ #2 : 01 نوامبر 2007 گاه 23:06:05 »
اعرابيي، خداي به او داد دختري
و او دخت را به سنت خود ننگ مي شمرد
هر سال كز حيات جگر گوشه مي گذشت
شمع محبت دل او بيش مي فسرد
روزي به خشم رفت و ز وسواس عار و ننگ
حكم خرد، به دست رسوم و سنن سپرد
بگرفت دست كودك معصوم و بي خبر
تا زنده اش بخاك كند، سوي دشت برد...
او گرم گور كندن، و از جامه ی پدر
طفلك به دست كوچك خود خاك مي سترد

sarzaminemehr

  • هموند
  • *
  • نوشتار: 18
  • امتیاز: 0
تاجگذاری محمد علی شاه
« پاسخ #3 : 02 نوامبر 2007 گاه 00:26:21 »
روز تاجگذاری محمد علی شاه مشیرالدوله تاج سلطنتی را پس و پیش بر سر شاه گذاشت و توجه نکرد. شاه متوجه شد تاج را برگرداند و به مشیرالدوله گفت:
چرا این تاج کیانی این همه سنگین است؟ و مشیرالدوله بی درنگ پاسخ داد:
قربان برای شما سنگین است

sepiteman

  • هموند کوشا
  • *
  • نوشتار: 79
  • امتیاز: 32
شاخ توسي
« پاسخ #4 : 02 نوامبر 2007 گاه 18:32:32 »
درود بر امرداديان گرامي
مدت ها پيش تازيان مردم توس را به شوخي گاو (بقره) مي خواندند گويند در بغداد روزي دانشمندي تازي (!!!) از خواجه نصير جوان مي پرسد اهل كجايي؟ پاسخ مي دهد: اهل توس، تازي مي گويد پس شاخت كجاست و به او مي خندد. خواجه ناراحت شده و مي گويد همراهم نيست و مي رود.
سال ها پس از آن كه خواجه به وزارت هولاكو خان مي رسد و همراه او بغداد را زير و رو مي كنند در آن هنگام خواجه نصير توسي آن تازي را مي بيند و با اشاره به هولاكو خان در گوش تازي مي گويد: اين هم شاخم است كه اينك همراهم آورده ام.
اين از تاريخ اما مي توانيد بگوييد چه مي بايست از آن دريابيم؟

sarzaminemehr

  • هموند
  • *
  • نوشتار: 18
  • امتیاز: 0
چاپلوسی
« پاسخ #5 : 02 نوامبر 2007 گاه 22:45:52 »
در زمان صدارت میرزا آقا خان نوری شخصی یک کره جغرافیایی با خودش به ایران می آورد و به نزد صدر اعظم میبرد. میرزا آقا خان میپرسد این چیست؟
مردک مگوید: این کره جغرافیایی است و جاهای گوناگون جهان را نشان میدهد.
میرزا آقا خان می پرسد ایران کجای این کرده است؟
و مردک چاپلوس هم میگوید:
هرکجا حضرتعالی امر بفرمایید

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد