نویسنده جستار: سازهای ایرانی  (بازدیدها: 1203 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

benyamin_kh

  • هموند میانه
  • *
  • نوشتار: 37
  • امتیاز: 0
سازهای ایرانی
« : 30 آوریل 2007 گاه 14:42:35 »
سه‌تار

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.
سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته است.
سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعه ی آندو رامعمولا سیم "بم" مینامند). با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.
برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.
این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:
سیم‌ها:
سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
سیم دوم یا سیم زرد از برنز
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازه ی سیم یکم است
سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسه ی عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از 26 تا30 سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین 12 تا 16 سانتی متر و ژرفایش نزدیک 13 سانتی متر می باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می شود.
صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می گیرد. صفحه دارای سوراخ هایی برای خروج صداست.
دسته: درازای دسته 40 تا 48 سانتی متر و قسمتی که گوشی ها در آن تعبیه می شوند 12 سانتی متر و پهنای دسته 3 سانتی متر است.
خرک
سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.
شیطانک
گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می شوند. با پیچاندن گوشی ها ساز کوک میشود.
پرده.
سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده اند.
اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است
نوازندگان پیشین: درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی و...
نوازندگان کنونی: جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، مسعود شعاری، مجید درخشانی، قشنگ کامکار و رضا عباس زاده و ...

سنتور
سنتور یکی از سازهای موسیقی ایرانی است.
این ساز از جعبه‌ای ذوزنقه‌ای شکل تشکیل شده که اضلاع آن عبارت‌اند از: بلندترین ضلع، نزدیک به نوازنده و کوتاهترین ضلع و موازی با ضلع قبلی و دور از نوازنده و دو ضلع جانبی با طول برابر، دو ضلع قبلی را به طور مورب قطع می‌کند. ارتفاع سطوح جانبی ۸ تا ۱۰ سانتیمتر است.
جعبه سنتور مجوف است و تمام سطوح جعبه چوبی است. بر روی سطوح فوقانی دو ردیف خرک چوبی قرار دارد؛ ردیف راست نزدیکتر به کناره راست ساز است و ردیف چپ کمی بیشتر یا کناره چپ فاصله دارد (فاصله بین هر خرک ردیف چپ تا کناره چپ را «پشت خرک» می‌‌نامند). از روی هر خرک چهار رشته سیم همکوک عبور می‌کند ولی هر سیم به گوشی معینی پیچیده می‌شود. گوشی‌ها در سطح جانبی راست کنار گذاشته شده اند. سیمهای سنتور به دو دسته «سفید» (زیر) و «زرد» (بم) تقسیم می‌شوند. دسته سیمهای سفید بر روی خرکهای ردیف چپ و سیمهای زرد بر روی خرکهای ردیف راست به تناوب قرارگرفته‌اند طول قسمت جلوی خرک در سیمهای سفید دو برابر طول آن در قسمت پشت خرک است و می‌توان در پشت خرک نیز ازسیمهای سفید استفاده کرد (صدای آن به نسبت عکس طول، یک اکتاو نسبت به صدای قسمت جلوی خرک بالاتر است). همچنین هرسیم زرد یک اکتاو بم تر ازسیم سفید بلافاصله بعد از آن صدا می‌‌دهد.
سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک بم
به منظور تکمیل فواصل کروماتیک بین اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، حدود بیست ساله اخیر دو نوع سنتور با تعداد زیادتر خرک ساخته شده است. سنتور کروماتیک با همان میدان صدای سنتورمعمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان صدای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم تر از سنتور کروماتیک است و وسعت آن سه اکتاو و نیم است. در دو نوع سنتور کروماتیک هر صوت توسط سه رشته سیم همکوک حاصل می‌شود به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم در حال حاضر تنها استفاده‌های همنوازی می‌شود
دربارهٔ سنتور در وب‌گاه نی‌نوا ((انگلیسی)) ساز سنتور پیشتر با 12 وتر سیم بم و 12 وتر سیم زیر ساخته می شد و سنتور 12 خرکی نامیده می شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکی و سنتور لا کوک نیز ساخته می شود. سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک نامیده می شود در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می شود صدای ساز یک پرده بم تر می گردد. سنتور 9 خرک رایج ترین نوع سنتور است که سنتور سل کوک نامیده می شود و نت های ردیف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساسراست کوک تنظةم شود به ترتیب سیم ها از پایین بر مبنای می-فا- سل کوک می شوند و مناسب برای گروهی و ارکستر است. شاز سنتور برای ردیف موسیقی سنتی و نیز برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش 7 خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده است. معادل نصف عمر تمرین سنتور نوازان به کوک کردن آن می گذرد چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود از این رو سنتور سازی شناخته می شود که در عین زیبایی بسیاری از عوارض طبیعی میتواند روی صدا و کوک ان تاثیر بگذارد و حتی نوازنده های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد. نقل شده است که حبیب سماعی نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است

سلانه
سلانه ساز زهی جدیدی است که در سال‌های اخیر سیامک افشاری با همکاری حسین علیزاده ساخته‌ است.
سلانه سازی است از خانواده تنبور با دسته بلند كه براساس تصاویر تاریخی بازمانده از ایران باستان دارای سه سیم و سه گوشی بوده است كه از طریق اضافه كردن سیم های اصلی می توان به صداهای بم تری دست یافت. كوشش های حسین علیزاده برای بازسازی و احیای این ساز باستانی، و كاوش هایش در گوشه های فراموش شده موسیقی ایرانی به آلبومی به نام سلانه منجر شد. این آلبوم شامل بداهه نوازی های علیزاده با این ساز در دستگاه های بیات اصفهان، سه گاه، ماهور و افشاری است. این آلبوم در نزد اساتید فن و كارشناسان موسیقی واكنش های متفاوتی برانگیخت.سلانه متشکل از 12 سیم که 6 سیم جهت انگشت گذاری و 6 سیم به منظور طنین صدا است.این ساز ترکیبی از بربط و سه تار است و به گفته سازنده چون سلانه سلانه وارد موسیقی شده نام سلانه را به خود گرفته

رباب
رباب یک ساز قدیمی است که خاستگاه آن شرق و جنوب شرق ایران قدیم که هم اکنون در قسمت های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد. از نوازندگان این ساز در ایران می توان به استاد بیژن کامکار و استاد حسین علیزاده اشاره کرد.

تمبک
تُمبَک، (تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبه‌ای پوستی است و از نظر سازشناسی جزو طبلهای جام‌شکل محسوب می‌شود که از این خانواده می‌توان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شده همین نام است. از دیدگاه زبان‌شناسان واژه Tambourine که در زبانهای اروپایی برای تمبک بکار می‌رود از واژه تنبور پهلوی وام گرفته شده ست.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز،مرحوم ناصر فرهنگ فر و بهمن رجبی و امیر ناصر افتتاح نیز نقش مهمی داشته اند که در این بین تنها بهمن رجبی در قید حیات می باشند.

شیپور
شِیپور یا بوق، ساده‌ترین ساز بادی برنجی است. در این ساز وسیله‌ای برای تغییر ارتفاع وجود ندارد و نوازنده باید با تغییر دادن حالت لب‌ها و دهان خود نت ها را عوض کند.
شیپور بیشتر در عرصه نظامی برای اجرای علامت‌های صوتی مانند بیدارباش بکار می‌رود.
در ایران در بعضی از عزاداری‌های ماه محرم یا در تعزیه نیز بکار می‌رود.
ساز کورنت نوع کلیددار شیپور است.

بربط
بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود.این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است.این ساز را می‌توان از جمله اصیل‌ترین آلات موسیقی ایران زمین دانست چرا که این‌ ساز حداقل‌ پیشینه‌اش‌ به‌ ۱۹۷۰سال قبل‌ از میلاد مسیح‌ باز می‌گردد. آثار باستانی بین النهرین متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد تصویر مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ اولین‌ قومی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آنها می‌توان‌ ردپایی‌ از این‌ ساز در میانشان‌ دید. ساز عود که‌ در ایران‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ می‌شد بعد از سومری‌ها و در دوران‌ هخامنشی‌ نیز مدارکی‌ دال‌ بر وجودش‌ در دسترس‌ است. گویا در اوائل اسلام به کشورهای عربی رفته و جانشین سازی به نام ((مزهر)) شده‌است. بر پایه بعضی از اسناد ((ابن سریح ایرانی نژاد)) نخستین کسی است که در عربستان در قرن اول هجری عود فارسی یا بربط را نواخته و نوازندگی ان را آموزش داده‌است. الاغانی می‌گوید:آشنایی او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زبیر جمعی که ایرانیان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمیر کنند دیوارگران ایرانی عود می‌زدند و اهل مکه از ساز و موسیقی ایشان لذت می‌برند و آن را تحسین می‌کردند، ابن سریح پس به عود زدن پرداخت و در این صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت
چون سطح ساز بربط از چوپ پوشیده شده بود اعراب آن را عود نامیدند (العود در زبان عربی به معنای چوب است)این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار متداول بوده. بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ۸ هجری قمری آن را به ترکه‌های چوبینی که انعطاف ‌پذیر است معنی نموده.
اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است
مثل‌ الان‌ که‌ عود را بر دو نوع‌ می‌دانند،: در قدیم‌ بربط‌ بر دو نوع‌ بود. یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ی‌ بزرگ‌ و دسته‌ی‌ کوتاه‌ و دیگر با کاسه‌ی‌ کوچک‌ اما دسته‌ی‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.
با تشکیل‌ هنرستان‌ عالی‌ موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیه‌ی‌ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد.
در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ی‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توانم‌ به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کنم. در سالهای‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند از جمله‌ این‌ افراد می‌توانم‌ به‌ ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی‌ و جمال‌ جهانشاه‌ اشاره‌ کنیم
شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌است. به طوری که قسمت اعظم طول سیمها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که برآن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیمها فا زیر کوک می‌شود. سیمهای جفت با هم همصدا کوک می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.
عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است «اکتاو» بم تر از نت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید فا نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین تر از آن است که امروز متداول شده‌است .
مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده های امروزی از مضراب های پلاستیکی استفاده می کنند.
صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.
حافظ می‌فرماید:

با شاهد شوخ و شنگ و با بربط و نی  گنجی و فراغتی و یک شیشه می‌
چون گرم شود زباده ما را رگ و پی  منت نبریم یک جو از حاتم طی


خیام می‌فرماید:

مـن هیچ ندانم که مرا آن که سرشت  از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت‌
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت  این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

تار
تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان بکار می‌رود.
کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده ها از جنس روده گوسفند تهیه میشود. دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار آذربایجانی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است.جنس خرک از شاخ بز کوهی است.در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود.
از لحاظی ساز تار به سه تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه تار بلعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.
از نوازندگان این ساز می توان به استادعلینقی وزیری،،استادجلیل شهنازاستادمحمدرضا لطفی،استادحسین علیزاده،استاد فرهنگ شریف،استادفریدون حافظی، ،استاد موسی معروفی ، استاد عطا جنگوک، استاد داریوش طلایی ، استاد علی اکبر شهنازی استاد هوشنگ ظریف استاد داریوش پیرنیاکان، استاد فروغی کرمانی،حمید متبسم و بسیاری دیگر اشاره نمود.
از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار می‌توان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ نام برد و در دوران ما از استاد ابراهیم قنبری مهر. سازهای ساخت دست این استادان هم از لحاظ صنعت و زیبایی وهم از لحاظ صدادهی ستودنی است.

طنبور
طنبور یا تنبور یکی از سازهای زهی است که در موسیقی محلی برخی از نقاط ایران بکار می‌رود. از نظر شکل شبیه و کمی بزرگتر از سه‌تار است. این ساز زهی سه تار دارد. شبیه این ساز در ایران باستان و یونان و بسیاری از تمدن های قدیمی وجود داشته است. تنبور در نواحی غربی ایران نیز نواخته می شود. این ساز سازی مقدس برای مردم کرد به خصوص مردمانی با مسلک اهل حق است.

چنگ
چنگ ساز زهی باستانی است. با آن‌که در ادبیات و نقاشی‌ها و دیگر آثار هنری قدیمی به آن اشاره شده ولی امروزه رواجی ندارد. نوعی از آن هنوز ساز محلی بخش‌هائی از یونان، مانندجزیره کرت، است.
در ایران قدیم هم نوعی از این ساز رایج بوده و نقش برجسته‌های طاق بستان(در مورد طاق بستان می توانید رجوع کنید به ایـــران زمیـــن) نوازندگان چنگ را نشان می‌دهد که در قایق برای شاه ساسانی که به شکارگاه آمده چنگ می‌نوازند.
ساز امروزی هارپ نیز از سازهای نزدیک به چنگ است.
در ادب فارسی سیاره زهره را چنگ‌زن دانسته‌اند.

دف
دف یا دایره، یکی از سازهای کوبه‌ای موسیقی ایرانی است.
این ساز چنانکه از کتابهای موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌‌اید در دوره اسلامی ایران برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتابهای لغت در معنی دف یا دایره می‌‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو میکشیدند.
در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌‌شد خمک یا خمبک می‌‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می‌‌گفتند.
دف یا دایره‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌‌کردند و می‌‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌‌نواختند جلاجل زن می‌‌گفتند.
در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.
دف یا دایره کوچک را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دایره زنگی می‌گویند.
پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک وقصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند.

کمانچه
کمانچه یکی از سازهای موسیقی است.
این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم می‌‌باشد. این سیم‌ها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب می‌‌باشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.
کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده است.
معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچه‌های پشت بسته 28/5 و در کمانچه‌های پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازه‌ها در کمانچه‌های نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچه‌های آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک می‌کنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام می‌‌رسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده می‌شود ولی شمار سیم‌های آن از کمانچه بیشتر است.
نوازندگان مطرح حال حاضر این ساز عبارت‌اند از اردشیر کامکار، داود گنجه‌ای، کیهان کلهر، سعید فرج پوری، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری و سینا جهان آبادی
کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
در دایره المعارف فارسی ج 2 ذیل کمانچه آمده است: از سازهای زهی قدیم ایران و در واقع نوع تکامل یافته رباب، کاسه گرد و پایه آهنی دارد و مانند تار و ویولن سیمهای آن را با گوشی محکم و کوک می‌کنند، کمانی که با آن کمانچه را می نوازند کمانه نام دارد و همان است که در ویولن کلمه فرانسوی آرشه به معنی کمان کوچک جای آن را گرفته است.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم. و به همین جا اضافه می‌کند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده.
« واپسین ویرایش: 15 ژانویه 2011 گاه 12:28:52 ازسوی Pasha »

vaveila

  • هموند بسیار کوشا
  • *
  • نوشتار: 370
  • امتیاز: 2
    • http://
سازهای ایرانی
« پاسخ #1 : 30 آوریل 2007 گاه 17:00:32 »
درود
سپاسگزارم بنیامین دوست گرامی از نبشته شما، پیروز و سربلند باشید.


-------------------------------------------
توا ُسِتَر وِرِث ر مَن آستی اهورامزدا

dara_babak

  • گرداننده این انجمن
  • *
  • نوشتار: 2,715
  • امتیاز: 788
سازهای ایرانی
« پاسخ #2 : 04 مه 2007 گاه 06:28:54 »
با درود به دوست عزیز گرد آورنده ی مطلب فق الذکر. خسته نباشید. سپاسگزارم.
پاید کشور به فره اش جاودان         ایرانیان   پیوسته   شادان          همواره یزدان بود او را نگهبان                                                                                                        خداوند نگهدار ایران باد                                 باشد که سراسر کیهان را صلح و آرامش فرا گیرد

mohammadreza86

  • هموند
  • *
  • نوشتار: 5
  • امتیاز: 1
    • http://360.yahoo.com/my_profile-0kHM9D48dK6Pxti3X0kH6GFDuUvmyJAFRc8xanA-;_ylt=AtFHAVJFRpvi34EWkeNxHOzlAOJ3?cq=1
سازهای ایرانی
« پاسخ #3 : 19 اكتبر 2007 گاه 00:08:14 »
خيلي جالب بود به وي‍ژه بخش سنتور :wink:

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد