نویسنده جستار: اشتباه تقویمی درتعیین زادروز فردوسی  (بازدیدها: 914 بار)

0 هموند و 1 میهمان درحال خواندن جستار.

Pasha

  • گرداننده امرداد
  • *
  • نوشتار: 8,071
  • امتیاز: 2838
  • جنسیت : آقا
    • تارنمای امرداد
اشتباه تقویمی درتعیین زادروز فردوسی
« : 10 ژانویه 2008 گاه 17:59:14 »
به خشنودی اهورامزدا



بیست و یک اشتباه تقویمی در تعیین زاد روز فردوسی



نوشتاری به نام «زاد روز فردوسی» نوشته ی آقای دکتر علیرضا شاپور شهبازی در کتاب «نمیرم ازین پس که من زنده ام» (دانشگاه تهران، 1374، صص 273-281)، منتشر شده است. این کتاب در بردارنده ی مجموعه مقاله های کنگره جهانی بزرگداشت فردوسی(هزاره ی تدوین شاهنامه) بوده که در دی ماه سال 1369 در دانشگاه تهران برگزار شده است. این مقاله پیش از آن در شماره 134 مجله خاورشناسی آلمان ( ZdMG) به سال 1984، و نیز در شماره 3-1 دوره دوازدهم مجله «آینده» در فروردین- خرداد سال 1365 منتشر شده است. به اظهار نویسنده، کنگره ی فردوسی این متن را با اهمیت دیده و صلاح دانسته است که در آغاز خطابه های کنگره خوانده شود. نویسنده ی نوشتار در نوشته ی خود کوشیده است تا زادروز فردوسی را «بطور قاطع» در روز جمعه سوم دی ماه سال 308 یزدگردی برابر با روز جمعه سوم ژانویه سال 940 میلادی تثبیت کند.
از آنجا که این نوشتار با روش تحقیقی نادرست و آشفته، محاسبه های اشتباه، سکوت در برابر نکته های لازم به توضیح، و حتا با دخل و تصرف در شاهنامه به نگارش در آمده است؛ نقد و تحلیلی درباره ی آن به منظور جلوگیری از بهم ریختگی بیشتر واقعیت های شاهنامه و زندگی فردوسی، لازم به نظر می آید.

نویسنده ی نوشتار در آغاز کوشش کرده تا برای سال زایش فردوسی که «ژول مول» پیشنهاد کرده بود ( سال 329 قمری) با استناد به بیتی از شاهنامه که در آنجا فردوسی به تاریخ «آذینه هرمزد بهمن» اشاره کرده، دلیل تازه ای پیدا کند: «هرمزد بهمن» یعنی نخستین روز از یازدهمین ماه سال، فقط و فقط در سال 371 یزدگردی به روز جمعه (آذینه) می افتاده است. یعنی به روز جمعه 14 ژانویه 1003 میلادی. می دانیم که در گاهشماری یزدگردی پس از دوره ی ساسانیان، کبیسه های یک ماهه در هر 120 سال اجرا نشده است و در نتیجه هر روزی از سال، در حدود هر چهار سال یک روز از محل خود جابجا می شده و به همین سبب، امروزه حداکثر می توان سال های گاهشماری یزدگردی را با سال های گاهشماری های دیگر تطبیق داد و روزها و ماه های آن تطبیق پذیر نیستند.

روایت های ستاره شناسان و تاریخ نگاران سده های آغازین عصر اسلامی ( همچو ابوریحان بیرونی، کوشیارگیلی، یعقوبی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو، ابوالقاسم بلخی، حسن قمی و نویسندگان متون پهلوی) در تطبیق مناسبتی با تقویم های یزدگردی، خراجی، معتضدی، هجری قمری و دیگر تقویم ها، فاقد هماهنگی و آکنده از اظهارات متناقض و متفاوت است و به هیچ روی امکان برآوردی صحیح را بدست نمی دهند. جا داشت که نویسنده ی نوشتار توضیح می داد که برای تثبیت روز یکم بهمن با روز جمعه در هفته و نیز مطابقت آن با تقویم میلادی، از چه شیوه ای استفاده کرده است؟ چرا که به دلیل نبود آگاهی از زمان آخرین کبیسه گیری، حتی با اصلاح یک روز د رهر چهار سال نیز نمی توان به این واقعیت دست یافت. از آنجا که روز 14 ژانویه سال 1003 میلادی، برابر بوده است با یکم بهمن ماه سال 381 هجری خورشیدی؛ معلوم می شود که نویسنده به گونه ی نادرستی تقویم یزدگردی بدون کبیسه ی بیش از یک هزار سال پیش را عینا برابر با تقویم هجری خورشیدی و قاعدتا با نظام کبیسه گیری خاص آن فرض کرده و آنرا سالی ثابت دانسته است، در حالیکه د رانتهای نوشتار و در تناقضی آشکار با محاسبه های پیشین خود، گاهشماری یزدگردی را بدون کبیسه و سیار فرض کرده و به این نکته مهم توجه نداشته است که یک نظام گاهشماری یا ثابت است، یا سیار و ممکن نیست که سالنمایی هم نظام کبیسه گیری داشته باشد و هم نداشته باشد. انتقاد دیگر در این است که به فرض صحت در تطبیق با 14 ژانویه سال 1003 میلادی، چنین روزی در تقویم میلادی، نه روز جمعه، بلکه روز پنجشنبه بوده است.

نویسنده در ادامه ی نوشتار با توجه به اینکه فردوسی در بیتی که به « هرمزد بهمن» اشاره کرده، خود را « شست و سه ساله» خوانده است، می آورد: «چون این سال (منظور همان 371 یزدگردی) با شصت و سه سالگی فردوسی برابر بوده است، اکنون دیگر به قطع و یقین می توان گفت که فردوسی در 308(=63-371) یزدگردی برابر با 40-939 میلادی و 329 هجری قمری زاده شده بوده است.» در اینجا حتی تطبیق سال های نامبرده میلادی و هجری قمری نیز اشتباه هستند. چرا که سال های 40-939 میلادی نه با سال 329 هجری قمری، بلکه با سال های 327و 328 هجری قمری مطابقت دارند. هنگامی که در تطبیق سال ها (که دست یافتنی است) چنین اشتباهی صورت می گیرد، چگونه در برابری روز و ماه یزدگردی (که دست نیافتنی است) با قاطعیت ابراز نظر می شود و از «قطع ویقین» در نتیجه ی آن سخن می رود؟

دیگر اینکه، نویسنده برای دانستن سال زاد روز فردوسی، رقم 63 را از سال 371 کسر کرده و به عدد 308 برای سال یزدگردی زایش فردوسی دست یافته است. یعنی سن فردوسی را 63 سال تمام در نظر گرفته است؛ در حالیکه اندکی پس از آن نویسنده، سن فردوسی را در هنگام سرایش آن بیت، 62 سال تمام و حتا کمتر از آن دانسته است: «آنچه را فردوسی به هنگام سرودن « که شد سال گوینده بر شصت و سه »- در سوم دی 371 یزدگردی، شصت و دو سال کامل می دانسته است، در واقع شانزده روزی از شصت و دو سال خورشیدی کامل کمتر می بوده است.» در اینجا خواننده در شگفت می ماند که اگر فردوسی در آن هنگام، حتا کمتر از 62 سال داشته، پس چگونه است که برای تعیین سال زایش او 63 سال از 371 یزدگردی کسر شده است و نه 62 سال؟

نویسنده در دنباله نوشتار چنین می آورد: «اما از این هم گامی فراتر رفتم و تاریخ دقیق زایش فردوسی را از روی گفته ی خودش یافتم. بدینگونه، در بیت: «می لعل پیش آور ای روز به / که شد سال گوینده بر شصت و سه » دو واژه «که شد» اشاره به رسیدن زمان زادروز فردوسی دارد.» شوربختانه در اینجا نویسنده ی نوشتار برای پیشبرد گمان خود، به تحریف شاهنامه دست یازیده است. نامبرده در پانویس چهارم نوشتار اظهار داشته که: «کلیه مراجع این مقاله به شاهنامه به طبع مسکو است.» در حالیکه این بیت در آن ماخذ به گونه « چو شد سال گوینده بر شست و سه » آمده است. یعنی همانند دیگر جاهایی که شاعر به شصت و سه سالگی خود اشاره می کند و در مورد این دو واژه مورد بحث، تفاوتی بین آنها به چشم نمی خورد. اما نویسنده برای اینکه بین بیت مورد نظر خود با ابیات دیگر تفاوتی به وجود آورد و نیز اینکه معنای زادروز فردوسی را بدهد، به میل خود دست به تغییر آن می زند. البته حتا به فرض وجود چنین عبارتی، باز هم تغییری در نادرستی شیوه و خطاهای محاسبه ایشان پیش نمی آمد.
نویسنده در ادامه به بیتی اشاره می کند که در آنجا فردوسی می سراید:« شب اورمزد آمد از ماه دی/ ز گفتن بیاسای و بردار می» و اظهار می دارد که این بیت 77 خط پیش از شعری که قبلا به آن اشاره شد ( یعنی: که شد سال گوینده بر شست و سه)، و چون فردوسی در ما بین دو بیت تاریخداری که در آنها به « شب اورمزد» و « هرمزد بهمن » اشاره شده، 800 بیت شعر گفته، پس بطور متوسط روزی 27 بیت شعر سروده است و به این ترتیب سرایش 77 بیت شعر، برابر با 3 روز کاری فردوسی می شود و در نتیجه برابر با سوم دی! این شیوه تحقیق و استنباط، براستی شگفت انگیز و مایه تاسف است. هنگامی که از راه های علمی و منطقی نمی توان به نتیجه رسید، چگونه می شود به خیال پردازی روی آورد؟ تصور نمی کنم که هیچ نویسنده یا شاعری وجود داشته باشد که هر روز به یک اندازه مشخص و از پیش تعیین شده، بسراید یا بنگارد. به ویژه کسی همچو فردوسی که بجز این، می باید در جستجو و فراهم آوردن منابع سرایش شاهنامه هم باشد. اما به این تحلیل انتقادهای دیگری نیز وارد است. نخست اینکه، فاصله دو بیتی که در آنها به « شب اورمزد» و «هرمزد بهمن» اشاره شده است، درهمان شاهنامه چاپ مسکو که مرجع نویسنده بوده، نه 800 بیت، بلکه دقیقا 726 بیت است.

برای نگارنده دانسته نیست که نویسنده نوشتار آیا در شمارش بیت ها اشتباه کرده و یا امری عمدی و لازمه پیشبرد گمان ایشان بوده است؟ و دیگر اینکه، امروزه همگی شاهنامه شناسان، ترتیب سرایش شاهنامه را غیر از ترتیب فعلی آن می دانند. صرف ترتیب بیت ها و فاصله ی آنها از یکدیگر، دلالت بر ترتیب سرایش آن نمی کند.
نویسنده در پایان این گفتار چنین می آورد که: « اصطلاح «شب» یک روز معین در فارسی و زبان های خویشاوند به معنی روز پیش از آن می باشد.» در حالیکه این اصطلاح به هیچوجه ارتباطی با هیچ زبانی ندارد. بلکه اصطلاحی تقویمی و برگرفته از گاهشماری قمری است؛ صرفنظر از اینکه آن مردمان به زبان فارسی و زبان های خویشاوند آن سخن بگویند یا نگویند. از آنجا که در سالنمای قمری، ماه و شبانروز نخست آن، با رویت هلال آغاز می شده؛ در نتیجه هر شبانروزی، از هنگام غروب خورشید در روزی مفروض آغاز و با غروب خورشید در روز آینده به پایان می رسیده است.

نویسنده نوشتار در جایی که درباره 800 بیت پیش گفته، سخن می راند، آورده است: «روز سی ام آذر از سال 371 یزدگردی ( که برابر با سه شنبه 15 دسامبر 939 میلادی بوده) و جمعه اول بهمن همان سال (برابر 14 ژانویه 1003 میلادی)، هشتصد بیتی سروده بوده است یعنی هر روزی 27 بیت بطور متوسط.» این بند چنان پر اشتباه است که براستی توضیح همه نادرستی های آن به شکلی روشن، کاری دشوار و شاید ناممکن باشد. نخست اینکه، سال 371 یزدگردی مطابق با سال 939 میلادی نیست، بلکه با سال 3-1002 میلادی برابر است.اشتباهی چنین فاحش در تطبیق سال ها، چگونه می تواند اعتماد مخاطب در درستی محاسبه های مربوط به ماه و روز را به خود جلب کند؟ دوم اینکه، همانگونه که پیش از این گفته شد، گاهشماری یزدگردی به دلیل نبود کبیسه گیری در عصر اسلامی یک تقویم سیار بوده است و با منابع فعلی به هیچ روی امکان دانستن قطعی برابری هیچ روزی از آن در سال طبیعی یا اعتدالی و انطباق آن با تقویم های دیگر ممکن نمی باشد. چنانچه نویسنده نوشتار روشی برای این محاسبه سراغ داشته است، جا داشت آن را به آگاهی خوانندگان نویسنده می رسانید و درباره آن سکوت نمی کرد. پیش از این دیدیم که نویسنده علیرغم اینکه گاهشماری یزدگردی را سیار و بدون کبیسه دانسته است، اما عملا آنرا به تقویم ثابت و دقیق هجری خورشیدی تعمیم داده است. به عبارت دیگر در محاسبه های خود، گاهشماری یزدگردی را هم ثابت و هم سیار در نظر گرفته است. سوم اینکه، بر فرض صحت چنین تعمیمی که یک بهمن سال 371 یزدگردی کاملا برابر با یکم بهمن در تقویم هجری خورشیدی بوده و هر دوی آنها در آن سال، با روز 14 ژانویه برابر باشند؛ در این صورت روز 30 آذر همان سال، با 15 دسامبر منطبق نمی گردد، بلکه روز 30 آذر با 14 دسامبر برابر می شود. گویا نویسنده نوشتار به شمار 31 روزه ماه دسامبر ( چه در تقویم میلادی ژولی و چه در تقویم میلادی گریگوری) توجه نداشته و آنرا در محاسبه خود، 30 روزه به حساب آورده است. اما اگر نویسنده بر شمار 30 روزه ماه دسامبر به هر دلیلی تاکید دارد و آنرا صحیح می داند، باید یادآوری کرد که در محاسبه دیگری ( که سپس خواهد آمد) این ماه را 31 روزه در نظر گرفته است. به هر حال همانگونه که گاهشماری یا ثابت هستند و یا گردان؛ ماه دسامبر نیز یا 30 روزه است و یا 31 روزه و جمع بین هر دو امکان پذیر نیست.

نویسنده در ادامه می آورد:«در گاهشماری یزدگردی و خراجی هر ماه را سی روز تمام است و سال را پنجه ای می افزایند که در نتیجه هر چهار سال یک روز از سال حقیقی خورشیدی به جلو می افتد.» بر این عبارت کوتاه، چهار انتقاد وارد است: نخست اینکه، گاهشماری های یزدگردی و خراجی هر کدام تابع نظام تقویمی خاص خود هستند و نمی توان در هر زمانی، هر دوی آنها را با یک نظام گاهشماری یکسان معرفی کرد. دوم اینکه، صرف افزودن پنجه ای به تقویمی ماه های سی روزه، نکته ای کاملا بدیهی و آشکار است؛ آنچه مهم است و نویسنده درباره ی آن سکوت کرده، اینست که این پنجه در چه موضعی از سال اضافه می شده (در آخر آبان و یا در آخر اسفند) و چه تفاوتی با یکدیگر داشته اند و موجب چه تغییراتی در تطبیق تقویم ها می شده است؟ سوم اینکه، از گفتار نویسنده ی نوشتار در عبارت بالا، به صراحت چنین بر می آید که تغییرات یکروز در هر چهار سال، نتیجه افزودن همان پنجه است. در حالیکه این تغییر و جابجایی، ناشی از نبود کبیسه گیری در گاهشماری یزدگردی بوده و نه افزودن پنج روز معروف به پنجه، که هیچ ارتباطی با جابجایی های یک روزه در هر چهار سال ندارد. چهارم اینکه جابجایی های هر چهار سال یکروز، منحصر به گاهشماری یزدگردی بوده و ارتباطی با گاهشماری خراجی ندارد. چرا که اصل پیدایی تقویم خراجی (همانگونه که از کاربرد و نام آن پیداست) در تثبیت دائمی مواضع سال با تقویم طبیعی بوده است.

اما یکی دیگر از شگفت انگیزترین محاسبه های نویسنده نوشتار که در واقع سخن نهایی و نتیجه گیری او به شمار می رود ، چنین است :«آنچه را فردوسی به هنگام سرودن «که شد سال گوینده بر شصت و سه» - در سوم دی 371 یزدگردی و 18 دسامبر 1003- شصت و دو سال کامل می دانسته است ، در واقع شانزده روزی از شصت و دو سال خورشیدی کامل کمتر بوده است ، یعنی سوم دی سال 308 یزدگردی (=63-371) برابر بوده است با جمعه سوم ژانویه 940(=16+18 دسامبر 939) میلادی ، که حاصل افزایش 16 روز بر 18 دسامبر سال 939 می باشد .» بر این عبارت نیز انتقادهای فراوانی وارد است . نخست اینکه ، از نظرنویسنده این شانزده روز نتیجه جلو افتادن هر چهارسال یک روز ، در گاهشماری یزدگردی است .

پس چنانکه خود نویسنده بر گردان بودن سال یزدگردی اذعان دارد ، ثابت دانستن آن هنگام تطبیق با تقویم های دیگر و برابر دانستن آن با گاهشماری ثابت هجری خورشیدی در سراسر نوشتار چگونه توجیه می شود ؟ دوم اینکه ، در این عبارت بار دیگر همان خطای پیش گفته تکرار شده است . اگر سن فردوسی کمتر از 62 سال بوده ، چگونه است که به جای 62 سال ، به میزان 63سال از سال مفروض کسر شده است ؟ سوم آنکه ، به فرض صحت آن تطبیق و به فرض لزوم این اصلاح شانزده روزه آن ، چنانچه خواسته باشیم آن شانزده روز جابجایی های سال یزدگردی را در تقویم میلادی اعمال و اصلاح کنیم ؛ کاملا روشن است که می بایست 16 روز از ماه دسامبر بکاهیم و نه اینکه همچو نویسنده نوشتار به آن 16 روز بیافزاییم (حتی اشتباه در جمع وتفریق). مثالی می آورم : امروزه یکم ماه فروردین هجری خورشیدی عموما با 21 مارس میلادی برابر است . چنانچه فرض کنیم هر چهار سال یکروز ، در تقویم هجری خورشیدی کبیسه اعمال نشود ، در واقع طول سال یک روز کمتر می شود و در آن سال یکم فروردین با 20 مارس و سپس در چهارسال بعد با 19 مارس و .... منطبق می شود . به فرض صحت همه محاسبه پیشین ، نویسنده می بایست از 18 دسامبر به میزان 16 روز می کاست تا به تاریخ 2 دسامبر دست یابد و نه اینکه به 18 دسامبر به میزان 16 روز بیافزاید تا به 3 ژانویه برسد . چراکه با تعجب فراوان چنین استنباط می شود که کم شدن آن یک روز ، موجب افزایش طول سال شده است و نه کاهش آن . چهارم اینکه ، نویسنده نه تنها به محاسبه ای مبتنی بر کاستن و نه افزودن ، توجه نداشته ؛ بلکه افزودن آن 16 روز یادشده بالا به تقویم میلادی ، موجب پایان سال میلادی و رسیدن به ماه ژانویه و در نتیجه افزوده شدن به شماره های سال میلادی شده است . سالی که حتا شکل اولیه آن نیز با محاسبه های غیر علمی و پراز اشتباه بدست آمده بود .

در پایان ، با اینکه بسیاری از نکاتی که باید شرح داده می شد ، نشد ؛ هنوز به هرحال دانسته نشد که آیا گاهشماری یزدگردی استفاده شده ، ثابت است یا گردان . اگر ثابت است ، چه نیازی به اصلاح 16 روزه بوده و اگر سیار یا گردان است ، چگونه با تقویم میلادی و هجری قمری منطبق گردیده . با اینکه هیچ اشاره ای به این نکته نشده که آیا تقویم میلادی استفاده شده ژولی است یا گریگوری . اگر گریگوری است که نتیجه همه محاسبه ها از این نیز اشتباه تر خواهد بود . و اگر ژولی (یولیانی) است ، چگونه تقویمی که متجاوز از چهارصد سال است که به فراموشی سپرده شده را برای برگزاری جشن زادروز فردوسی در زمان حال پیشنهاد می کندو نیز با اینکه سراسر محاسبه ها و استنباط ها پر از اشتباه های فراوان و نبود آگاهی های تقویمی ، و پیش فرض ها و نتیجه گیری های غیر علمی ، و نیز همراه با تحریف شاهنامه و تقویم های ایرانی بوده است ؛ نویسنده در پایان نوشتار با افتخار می نویسد : «این تاریخ دقیق و حقیقی تولد فردوسی شاعر گرانمایه و حکیم خردمند ماست و جا دارد آن را به عنوان جشنی عمومی ثبت داریم و بر روی سنگ آرامگاهش بنویسیم .» تاریخ دقیق و حقیقی ای که در سراسر نوشتار هیچ گاه نویسنده نمی تواند آن را با تقویم امروزی تطبیق دهد و بنابراین خوانندگان نوشتار تا پایان آن در نمی یابند که علیرغم همه آن اشتباه های بیست ویک گانه ، به هر حال به نظر نویسنده نوشتار ، آن تاریخ ، یعنی 3 دی 308 یزدگردی برابر با 3 ژانویه 940 میلادی در 1065 سال پیش از امروز ، دقیقا برابر با چه روز و ماه و سالی از تقویم خورشیدی هجری ، و یا برابر با چه روز و ماهی از تقویم فعلی می شود . در چه روزی باید «جشنی عمومی» بسازند و بر «سنگ آرامگاهش» باید چه بنویسند ؟


جوادمفردکهلان
« واپسین ویرایش: 21 دسامبر 2013 گاه 12:48:14 ازسوی Pasha »

صبوری کن سايه ی پا در گريزِ پسين،
خورشيد
برای بازآمدن است که می رود...
به یقین سپيده دم سرخواهد زد و
خورشيد باز خواهد گشت
و واژه های ممنوع نيز وزيدن خواهند گرفت...

 

گروه امرداد

تارنما تالارها امردادنامه

تالارها

فایلخانه گاهشمار اساسنامه امرداد جستجو

گوناگون

یاری امرداد اسناد خلیج فارس

تارنماهای همسو

خبرگزاری میراث فرهنگی تاریخ فا هفته نامه امرداد